prank

/ˈpræŋk//præŋk/

معنی: شوخی، شوخی خرکی، شوخ طبعی، شوخی امیخته با فریب، شوخی زننده، تزئین کردن
معانی دیگر: شوخی عملی (نه لفظی)، مسخره بازی، شیطانی، جلف لباس پوشیدن یا خود آرایی کردن، خودنمایی کردن، مزاح، شو طبعی
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: a playful or mischievous trick; stunt.
مترادف: hoax, trick
مشابه: antic, caper, devilment, escapade, frolic, gag, jest, joke, mischief, monkeyshine, practical joke, shenanigan, stunt

- Her brother put a spider down her back as a prank.
[ترجمه ترگمان] برادرش یه عنکبوت رو به عنوان یه شوخی روی پشتش قرار داد
[ترجمه گوگل] برادرش یک عنکبوت را به عنوان یک شوخی گذاشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Some pranks played on new students at the college resulted in injuries and damage to property.
[ترجمه ترگمان] برخی از شوخی های دانشجویان جدید در این کالج منجر به زخمی شدن و آسیب رساندن به اموال شد
[ترجمه گوگل] برخی از شکنجه های دانشجویان جدید در کالج موجب صدمه و آسیب به اموال شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. The incident was a prank that went wrong.
[ترجمه ترگمان]این حادثه یه شوخی بود که اشتباه پیش رفت
[ترجمه گوگل]این حادثه یک شوخی بود که اشتباه رفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. White houses prank where once were huts.
[ترجمه ترگمان]خانه های سفید که روزگاری در آن کلبه ها بود
[ترجمه گوگل]خانه های سفید خانه شوخی که در آن زمان یک کلبه بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. All the students responsible for the prank face expulsion from school.
[ترجمه ترگمان]همه دانش آموزان مسئول اخراج شدن از مدرسه هستند
[ترجمه گوگل]همه دانشجویانی که برای شیاطین مواجه هستند از اخراج مدرسه می روند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. One thought it might have been a senior prank.
[ترجمه ترگمان]یکی فکر می کرد که ممکنه یه شوخی سال آخر باشه
[ترجمه گوگل]یکی فکر کرد ممکن است یک شوخی ارشد باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The fire was started as a prank.
[ترجمه ترگمان] آتیش به عنوان یه شوخی شروع شد
[ترجمه گوگل]آتش به عنوان یک شوخی آغاز شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. As a schoolboy prank he leaned forward to staple the boy in front's jacket to his chair.
[ترجمه ترگمان]او به عنوان یک شوخی بچگانه به جلو خم شد تا آن پسر را روی صندلیش بگذارد
[ترجمه گوگل]به عنوان یک شوخی مدرسه او به جلو به سمت چسبیده به صندلی صندلی خود را در صندلی جلو
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Clarke assumed it was a prank but promised to give Alvin the message.
[ترجمه ترگمان]کلارک \"فکر می کرد که این یه شوخی بوده\" ولی قول داده بود که به \"الو\" پیام بده
[ترجمه گوگل]کلارک تصور می کرد این یک شوخی بود اما قول داده بود که آلوین را به این پیام بفرستد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. And at training Paul Gascoigne upstaged that prank after being warned there could be some standing around in chilly weather.
[ترجمه ترگمان]و در آموزش پل Gascoigne upstaged آن شوخی را بعد از اینکه به او هشدار داده شد که ممکن است کمی در آب و هوای سرد بایستند
[ترجمه گوگل]و در تمرین پل Gascoigne پس از اینکه هشدار داده شد، این شگفت انگیز را بالا می برد، ممکن است در هوای گرم سرد ایستاده باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Our prank became clear, but it had set the tone for an evening of memorable jollity.
[ترجمه ترگمان]شوخی ما روشن شد، اما آن صدا را برای یک شب فرا گرفت
[ترجمه گوگل]شوخی ما روشن شد، اما آن را برای یک شب جادویی به یاد ماندنی تنظیم شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. When determining whether a prank is a good idea on April Fools' Day, employees should consider the worst case scenario of their joke.
[ترجمه ترگمان]هنگام تعیین اینکه آیا یک شوخی ایده خوبی در روز اول آوریل است، کارکنان باید بدترین حالت جوک را در نظر بگیرند
[ترجمه گوگل]در هنگام تعیین اینکه آیا یک شوخی در روز افسانه آوریل یک ایده خوب است، کارکنان باید بدترین سناریو مورد از شوخی خود را در نظر بگیرند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. April Fools RAZZ is the best way to prank on your friends using your mobile.
[ترجمه ترگمان]اول آوریل بهترین راه برای شوخی کردن دوستان با استفاده از موبایل است
[ترجمه گوگل]افسانه های ماه آوریل RAZZ بهترین راه برای شوخی کردن در دوستان خود با استفاده از تلفن همراه خود است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. I thought the prank was pretty funny, and I mentioned it to my father.
[ترجمه ترگمان]فکر کردم شوخی بامزه ای بود و من اینو به پدرم گفتم
[ترجمه گوگل]فکر کردم شوخی خیلی خنده دار بود و من به پدرم اشاره کردم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Dido: a mischievous prank or antic; a caper.
[ترجمه ترگمان]شوخی است: یک شوخی شیطانی یا مضحک است
[ترجمه گوگل]شگفت انگیز یا بدکار؛ یک راننده
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. It was thought that the fire alarm had been set off as a prank.
[ترجمه ترگمان]به این فکر بود که آژیر آتش سوزی به عنوان شوخی شروع شده است
[ترجمه گوگل]فکر کردم که زنگ هشدار آتش به عنوان یک شوخی بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Pushing her in the river seemed like a harmless prank(Sentence dictionary), but it ended in tragedy.
[ترجمه ترگمان]با هل دادن او در رودخانه به نظر شبیه یک شوخی بی ضرر (فرهنگ لغت نامه)به نظر می رسید، اما در تراژدی به پایان رسید
[ترجمه گوگل]فشار دادن او در رودخانه به نظر می رسید مانند یک شوخی بی ضرر (فرهنگ لغت حکم)، اما به پایان رسید در تراژدی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

شوخی (اسم)
sport, game, fun, spree, raillery, quiz, jink, drollery, persiflage, jape, bob, joke, prank, humor, jest, bon mot, facetiae, curvet, gig, lark, funny bone, pleasantry, jocosity, waggery, witticism, laverock

شوخی خرکی (اسم)
prank, horseplay

شوخ طبعی (اسم)
prank, jocundity

شوخی امیخته با فریب (اسم)
prank

شوخی زننده (اسم)
prank

تزئین کردن (فعل)
decorate, garnish, bedight, ornament, prank

به انگلیسی

• practical joke, mischievous deed, playful act
adorn, decorate, ornament; decorate oneself, dandify oneself, dress up
a prank is a childish trick; an old-fashioned word.

ارتباط محتوایی

معنی اصلیشوخی، شوخی خرکی، شوخ طبعی، شوخی امیخته ب ...معانی متفرقهشوخی عملی ( نه لفظی ) ، مسخره بازی، شیطانی، ...بررسی کلمهاسم ( noun ) • : تعریف: a playful or mischievous trick; stunt. • مترادف: hoax, trick • مشاب ...جمله های نمونه1. The incident was a prank that went wrong. [ترجمه ترگمان] این حادثه یه شوخی بود که اشتباه پیش ...مترادفشوخی ( اسم ) sport, game, fun, spree, raillery, quiz, jink, drollery, persiflage, jape, bob, joke, ...انگلیسی به انگلیسیpractical joke, mischievous deed, playful act adorn, decorate, ornament; decorate oneself, dandify o ...
معنی prank، مفهوم prank، تعریف prank، معرفی prank، prank چیست، prank یعنی چی، prank یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف p، مترادف انگلیسی به فارسی، مترادف انگلیسی به فارسی با حرف p، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف p، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف p
کلمه بعدی: prank oneself with fine clothes
اشتباه تایپی: حقشدن
آوا: /پرنک/
عکس prank : در گوگل
معنی prank

پیشنهاد کاربران

شوخی زنتده، شوخی بیمزه، شوخی بیجا
دست انداختن، ایسگا ( ایستگاه ) گرفتن
اسم: سرِکاری
فعل: سرِکار گذاشتن
A practical joke
prank memos
شوخی های خرکی
اسم دختر اقوام ما پرنکه ) : یعنی شوخی خرکی ؟
Why would you try to pull a trick/prank like that on her
تو چرا یه شوخی خرکی ( زننده ) مثل اون روش پیاده/اجرا نمیکنی!
این کلمه به معنی شوخی سرکاریه. اون دوستانی که گفتم ایستگا گرفتن و سرکار گذاشتن درست فرمودن.
شوخی خرکی و زننده اصلاً معنی نمی ده
شوخی، مثلا دوستت به وزنش خیلی حساس هست و وقتی رفته روی ترازو که وزنش رو بکشه، شما یواشکی پات رو، روی ترازو بذاری که وزن رو بیشتر نشون بده و دوستت شوکه بشه.
همون دوستانی که گفتن شوخی خرکی و زننده درسته
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما