ترجمه‌های زینب سرآمد (١٤٠)

بازدید
١٢٠
تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Silks and satins put out the fire in the kitchen.
دیدگاه

پار چه های ابریشمی و اطلسی باعث برافروختن آتش در آشپزخانه شدند.

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
The man held the cigar between his lips.
دیدگاه
٠

آن مرد سیگار برگ را بین لب هایش نگهداشت.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
The explorers faced many risks as they made their way across the ice.
دیدگاه
٠

همانطور که کاوشگران راه خود را از میان یخ باز می کردند باخطرات زیادی روبرو شدند.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
She's an interfering old busybody!
دیدگاه
٠

او یک پیر زن مزاحم فضول است.

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
The cocktail waitress often had to put up with rude comments from customers.
دیدگاه
٠

پیشخدمت مهمانی اغلب مجبور بود با نظرات بی ادبانه مشتریان کنار بیاید.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
He has a small vocabulary and is only able to express himself in a limited fashion.
دیدگاه
٠

او دایره واژگان کوچکی دارد و تنها قادر است به شیوه ا ی محدود خود را بیان کند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
A fine perspective opened out before us.
دیدگاه
٠

چشم انداز زیبایی در بابر ما گشوده شد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
They argued over whether the death penalty should be abolished.
دیدگاه
٠

آنها در مورد اینکه آیا مجازات اعدام میبایست لغو شودبحث می کردند

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
It was a rather bleak and dismal place.
دیدگاه
٠

مکانی نسبتا متروک و دلگیر بود.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
spontaneous regeneration of tissue
دیدگاه
٠

ترمیم خودبخود بافت

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
There's a very large question about the viability of the newspaper.
دیدگاه
٠

سوال بزرگی در مورد امکان تداوم آن روزنامه وجود داشت.

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
Our team gained / had the upper hand in the second half.
دیدگاه
٠

تیم ما در نیمه دوم برتری داشت.

تاریخ
٨ ماه پیش
متن
I was determined to assert my authority from the beginning.
دیدگاه
٠

من مصمم بودم که از همان ابتدا اقتدار خود را به اثبات برسانم.

تاریخ
٤ ماه پیش
متن
He knifed through the water.
دیدگاه
٠

او تیز و تند از میان آب عبور کرد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
children's fiction
دیدگاه
٠

داستان تخیلی کودکانه

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
Tod shook his head angrily and slung the coil of rope over his shoulder.
دیدگاه
٠

تاد سرش را با عصبانیت تکان داد وحلقه طناب را را

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
Tod shook his head angrily and slung the coil of rope over his shoulder.
دیدگاه
٠

تاد سرش را با عصبانیت تکان داد و حلقه طناب را روی شانه اش انداخت.

تاریخ
٤ ماه پیش
متن
There's something very phoney about him.
دیدگاه
٠

یک چیز یش می لنگه

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
Their commercial really persuades people to try their product.
دیدگاه
٠

تبلیغات بازرگانی آنها واقعا مردم را ترغیب می کند که محصولشان را امتحان کنند.

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
Good progress was made with writing the sheet memoir.
دیدگاه
٠

پیشرفت خوبی با نوشتن صفحه خاطرات انجام می شد.

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
A man on his way to deposit $120 000 in a bank was waylaid by two men who punched him and snatched his bag yesterday.
دیدگاه
٠

مردی که دیروز در راه سپرده گذاری ۱۲۰۰۰ دولاری در یک بانک بود توسط دو مرد خف شد مردانی که به او با مشت ضربه زده و کیفش را قاپیدند.

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
Her jokes were too obvious to be funny.
دیدگاه
٠

لطیفه های او پیش پا افتاده تر از آن بودند که با مزه باشند.

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
Lash the scenery up ready for the next act.
دیدگاه
٠

صحنه را برای نمایش بعدی آماده کنید.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The loss of their father filled the family with grief.
دیدگاه
٠

فقدان پدرشان خانواده را در غم فرو برد.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
The wound began to fester.
دیدگاه
٠

جراحت داشت چرک می کرد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
After two hours of pomp and circumstance, the diplomas were awarded and the audience went wild.
دیدگاه
٠

بعد از دو ساعت نمایش زرق و برق و تشریفات، بالاخره مدارک اعطا شد و حضار از کوره در رفتند. ،

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
The annex has been built on to the main building.
دیدگاه
٠

بنای فرعی روی عمارت اصلی ساخته شد.

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
The annex has been built on to the main building.
دیدگاه
٠

ساختمان فرعی روی عمارت اصلی ساخته شده است.

تاریخ
٤ ماه پیش
متن
The winter coats will be distributed to needy families.
دیدگاه
٠

کت های زمستانی بین خانواده های نیازمند توزیع خواهند شد.

تاریخ
٤ ماه پیش
متن
Scrumptious peanut cookies were personally made by the young ones in Bayan Lepas.
دیدگاه
٠

کلوچه های خوشمزه بادام زمینی شخصا توسط جوانان

تاریخ
٤ ماه پیش
متن
Scrumptious peanut cookies were personally made by the young ones in Bayan Lepas.
دیدگاه
٠

کلوچه های خوشمزه بادام زمینی شخصا توسط جوانان بایان لپاس ( در مالزی ) پخته می شود.

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
If you are rude to me, I shall retaliate with equal rudeness.
دیدگاه
٠

اگر نسبت به من بی ادب باشی، با همان بی ادبی تلافی خواهم کرد.

تاریخ
٤ ماه پیش
متن
The first part of the history test consisted of arranging events in chronological order.
دیدگاه
٠

قسمت اول آزمون تاریخ شامل مرتب کردن

تاریخ
٤ ماه پیش
متن
The first part of the history test consisted of arranging events in chronological order.
دیدگاه
٠

قسمت اول آزمون تاریخ شامل مرتب کردن حوادث به ترتیب زمانی بود.

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
She appealed unsuccessfully against her conviction for murder.
دیدگاه
٠

او علیه محکومیتش به قتل درخواست فرجام ناموفقی داشت.

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
The prison guards seemed bankrupt of all human feelings.
دیدگاه
٠

بنظر می رسید که نگهبانان زندان از تمام احساسات انسانی عاری بودند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
This job's going to take me till doomsday.
دیدگاه
٠

این کتاب می خواهد مرا تا روزقیامت ببرد.

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
You have to admit that these sketches are true to life.
دیدگاه
٠

شما مجبورید بپذیرید که این طرحها کاملا طبیعی هستند.

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
Absenteeism is a problem in some industries.
دیدگاه
٠

غیبت غیر موجه در برخی صنایع دردسر ساز است.

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
The girls decoy more easily than most other children.
دیدگاه
٠

دختران آسان تر از اکثر بچه های دیگر به دام می افتند.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The country's leadership is in crisis.
دیدگاه
٠

رهبری کشور در حالت بحران است.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
A skunk gives off an obnoxious odor to defend itself.
دیدگاه
٠

یک راسو برای دفاع از خودش بوی نامطبوعی ساطع می کند.

تاریخ
٨ ماه پیش
متن
Any product made from cow's milk made him vomit.
دیدگاه
٠

هر محصولی که از شیر گاو تهیه شده باشد باعث می شود که او استفراغ کند.

تاریخ
٤ ماه پیش
متن
She surrounded herself with underlings who were too afraid of her to ever answer back.
دیدگاه
٠

او خود را با افراد دون پایه احاطه کرده بودکسانی که آنقدر از او می ترسیدند که حتی نمی توانستند حاضر جوابی کنند.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The waitress was being harassed by a bunch of yahoos sitting at the bar.
دیدگاه
٠

خدمتکار توسط گروهی از آدم های حیوان صفت مورد آزار و اذیت قرار می گرفت.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The waitress was being harassed by a bunch of yahoos sitting at the bar.
دیدگاه
٠

خدمتکار توسط گروهی از آدم های حیوان صفت که در بار نشسته بودند مورد آزار و اذیت قرار می گرفت.

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
We said forthright that we would not take on such a responsibility.
دیدگاه
٠

ما رک و راست گفتیم که یک همچین مسئولیتی را بر عهده نخواهیم گرفت.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Babies make her go all gooey .
دیدگاه
٠

بچه ها باعث می شوندکه او کاملا احساساتی شود.

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
He collapsed on the floor, mumbling incoherently.
دیدگاه
٠

او روی زمین ولو شد و بطور نامفهومی کلماتی را بر زبان می آورد.

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
The new invention was nutritious, palatable, cheap and simple to make.
دیدگاه
٠

ابداع جدید مغذی، لذیذ، ارزان و آسان جهت آماده کردن بود.