تاریخ
٩ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

چیزی را از جایی بیرون کشیدن ( اصطلاح ) نارحتید از اینکه مانند دیگران نیستید He feels like a fish out of water because nobody sees him

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

forty - love در بازی تنیس امتیاز اینطور خوانده می شود

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

The word comes from the name of Benjamin Franklin whose face is showing on the hundred dollars

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کوتاه شده goodmorning برای افراد تنبل

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گور زن غول ( روح خبیثی که اموال مرده را از قبرش می دزدد ) مرده خوار دزد قبر سارق قبر

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اینطوره

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محکوم قبلی زندانی قبلی بازداشتی قبلی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

To come to existence To happen To take place To be found To be present To come about The accident occurred at dawn

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خویشاوند مذکری که رابطه خونی با شما دارد حتی اگر شما از وجود او بی اطلاع باشید. The king died in October and was succeeded by his kinsman, Fredrick

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

renal = کلیوی، مربوط به کلیه colic = قولنج، درد ناگهانی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

متداول ترین رایج ترین شایع ترین معمول ترین متعارف ترین

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

To wait until the end of a difficult event or situation They saw out the strong storm at home آنها تا پایان توفان سخت در خانه منتظر ماندند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

همچنین کشف و تعیین محل هدف با رادار

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

nil nil draw صفر صفر مساوی ( در فوتبال )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

گذشته foul به معنی خطا کردن در یک مسابقه ورزشی One of the defenders fouled Smith.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوعی غذای پر انرژی بدون گوشت، پر از سبزیجات با نشاسته کم شامل: پودر چیلی ( فلفل پر ادویه ) هویج فلفل سیر قارچ لوبیا چشم بلبلی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

find it hard to decide دو دل بودن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دارویی جهت درمان سرطان که در ۱۹۵۰ معرفی شد ولی موثر بودنش هیچگاه به اثبات نرسید.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

نوعی سم گیاهی که شکارچیان بومی هنگام شکار برای سر نیزه شان استفاده می کردند.

پیشنهاد
٠

عقلتون از دست دادی!

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

to drive to another location that isn't too far

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

To have a low opinion of someone قبول نداشتن کسی دست کم گرفتن کسی نظر منفی داشتن به کسی با تحقیر نگاه کردن به کسی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

A day that you will always remember because something good happens to you then The day I started my favorite job is a red letter day for me

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

زاییده فکر

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سنگ ساب صیقل دهنده سطوح ( اعم از چوب، سنگ، پلاستیک، . . )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کنترل معکوس ( در بازی های ویدئویی )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

معنی پول پرست و پول دوست را هم می دهد.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد

علاوه بر معانی ذکر شده: زن قوی که بجای همسرش که به جنگ رفته کار می کند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بسیا صرفه جو

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیشگام، پیشقدم لقب مادام کوری

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Cantor/chanter آوازه خوان مذهبی در گروه های مسیحی یا یهودی که بصورت تک خوان اجرا میکند

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

minuete نوعی رقص گروهی برای زوجها ( فرانسه قرن هفدهم )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

کسی را زیر نظرگرفتن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

یک معامله خیلی خوبی انجام دادن ( هنگام خریدبا تخفیف زیاد ) و در موارد دیگر با منفعت بیشتر

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

قرص سوخت که ساخت آلمان است و انرژی زیادی تولید می کند و معمولا در کمپها برای تولید روشنایی و جوشاندن آب جهت تهیه غذا استفاده می شود. از اجزای اصلی آن ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Serial number Say nothing Signal to noise ( radio ) Screen name Substantia nigra ( brain )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

۱. نوعی شیرینی گرد حاوی عسل و شکر تقریبا شبیه نون خامه ای که بصورت بسته بندی در مغازه هم فروخته می شود. معانی محاوره ای دیگر: ۲. Sweetheart ۳. Darlin ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بین گروهی، بین طبقاتی ( گروههای اجتماعی، اقتصادی، . . . ) Interclass marriage

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عینک دماغی بدون دسته که فقط از یک طرف بند داشته و مربوط به اواخر قرن ۱۹ و اوائل قرن ۲۰ می شده

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Instant Media "IM"is for news and business but social media is international and mostly for teenagers

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

have the most important position If something takes pride of place , you put it in the best position A photo of his grandparents took pride of placeo ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

From Spanish. It means "hand to hand" fighting with no weapon

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رهبری خدمتگذار رهبری و هدایتی که الویت اولش خدمت به مردم است نه توسعه قدرت و ثروت

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد

The ability to get knowledge without an explanation درک مستقیم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کار ت شانس برگه برنده His rich parents can't be a get out of jail free card if he breaks the law

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مشیت تقدیر مقررات محلی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بچه یا فرد جوانی که مثل بره بی گناه و دوست داشتنی است.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تعریق، عرق ریختن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

To use trickery actions to hide something or get something حیله، عذر، بهانه، طفره رفتن، گریز

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تماس های تک زنگ از کشورهای دیگر جهت کلاهبرداری