تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Instant Media "IM"is for news and business but social media is international and mostly for teenagers

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

have the most important position If something takes pride of place , you put it in the best position A photo of his grandparents took pride of placeo ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

From Spanish. It means "hand to hand" fighting with no weapon

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رهبری خدمتگذار رهبری و هدایتی که الویت اولش خدمت به مردم است نه توسعه قدرت و ثروت

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

The ability to get knowledge without an explanation درک مستقیم

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کار ت شانس برگه برنده His rich parents can't be a get out of jail free card if he breaks the law

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مشیت تقدیر مقررات محلی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بچه یا فرد جوانی که مثل بره بی گناه و دوست داشتنی است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد

تعریق، عرق ریختن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

To use trickery actions to hide something or get something حیله، عذر، بهانه، طفره رفتن، گریز

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تماس های تک زنگ از کشورهای دیگر جهت کلاهبرداری

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

می خوام الان اینجا را ترک کنم می خوام الان بزنم بچاک الان می خوام از اینجا برم می خوام الان جیم شم میخوام الان فرار کنم می خوام در رم

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

من نمی توانم تحمل کنم I can't bear having pets at home

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

a group of close male friends who share a common goal

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قتل قضایی فردی بی گناه اعدام فردی بی گناه ( وقتی روند رسیدگی به پرونده عادلانه نباشد )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

لاغر مردنی very thin in a way that is unattractive and unhealthy

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

علاوه بر معانی ذکر شده مخفف این کلمات است: Anorectal Malformation رشد غیر طبیعی آنال به دلیل نقص مادرزادی www. darmankade. com

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اینه که She is really kind, that's why her friends admire her.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

rush up یورش بردن حمله کردن باعجله کاری را انجام دادن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

The final part of a speech to 1. remind of the main points 2. influence their emotions

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

منبع درآمد، وسیله معاش، محل کسب درآمد Mobile phone is the bread and butter of many people nowadays

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

گوش دادن به نظرات عموم مردم ( در جلسه مردم با مسئولین ) ملاقات عمومی ( جلسه پرسش و پاسخ )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

approximate guess حدس غیر دقیق، پیش بینی احتمالی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

a source of inspiration منبع الهام the goddess of music الهه موسیقی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کسی که فکر می کند مهمتر از دیگران است. She is always a bit full of herself

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

شنل، بالا پوش، کلاه توری، ردا، توری چراغ ، جبه ( زمین ) ، لباده

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

I have got to go باید بروم، مجبورم بروم

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٦

املای درست کلمه: Strengthen قوی کردن، نیرومند کردن، محکم کردن، تقویت کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Any form of communication that can injure a third person's reputation

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد

نوعی تزئین برای روی انواع شیرینی و دونات که از شکر، سفیده تخم مرغ و رنگهای خوراکی تشکیل شده است. اولین بار ملکه الیزابت جهت تزئین کیک عروسی اش با شاه ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٤

سبک معماری ، ساختار ، مهرازی ، معماری ، هنر معماری ، فن معماری

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در تنگنا قرار گرفته، در تنگنا قرار داده شده، I was sandwiched between two women on the bus

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Circumstances: رویداد، شرایط، کیفیات، تشریفات، مقتضیات، اوضاع

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

directed or designed to destroy submarines ضد زیر دریایی، نابود کننده زیر دریایی

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

یک نام خانوادگی آمریکایی که بر گرفته از نام خانوادگی Sivertsen است. Sivertsen خود یک نام خانوادگی نروژی و دانمارکی است.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

a road that drivers must pay to use جاده عوارضی، باج راه

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

away from center , not central پیرامونی، دوره آمادگی، نورس، مربوط به محیط، ثانوی

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Having just the essential things is better than having unessential things

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٢

اعانه، خیرات، نوبت بازی something given freely to the poor

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دلتنگ کننده، پریشان کننده، ملالت انگیز، هوای گرفته، دلگیر، اندوهگین

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به انحصار خود درآوردن، انحصاری کردن، انحصار طلبی، مالکیت فردی، گرفتن امتیاز انحصاری چیزی

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

Welfare رفاه، سعادت، کمک های اجتماعی، آسایش، توجه کردن، رعایت کردن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خود فرمانی، خود گردانی، خود هدایتی Making your own decisions rather than being told what to do by other people, independence but not completely

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اشاره تصادفی به چیزی یا کسی، بطور مستقیم یا غیر مستقیم: The speaker alluded to his fame گوینده بطور تلویحی به شهرتش اشاره کرد.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٣

To quickly involved in something Enter into something happily خود را در گیر مسئله ای کردن با اشتیاق وارد بحث دیگران شدن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این یک عبارت اصطلاحی است به معنای چیزی را از چیز دیگر گرفتن یا دور کردن: I just got off of the bus در موقعیت های غیر رسمی استفاده می شود و گاهی of حذ ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٤

این را هم بگویم که، این را هم اضافه کنم که They're getting divorced, mind you I'm not surprised. They were always arguing

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

a card that has information about a list of food لیست غذا، فهرست خوراکیها، فهرست غذاها

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

۱. تخته موج سواری بادبان دار ۲. موج سوار

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هواپیمای جت، کهربای سیاه، خروج سریع گاز، سنگ موسی، مهر سیاه، فوران