پرسشها با دستهبندی (زبان فارسی => زبان فارسی => شعر)
"ریشیدن" در بیت : ز ایزد پرستان یکی جسته یار بری گشته از من بریشد ورا شب و روز با او کشد جام می نداند به گیتی مرا کردگار خدای جهان می نداند مرا به آیین جمشید و کاووس کی
چون میسّر نیست دیدارِ تو دیدن جز به خواب پس چرا بیداری از خوابِ عدم دادی مرا؟
معنی کلمه ی "تریدن" سیه دیو چون رو بدو آورید ز چشم اشک حسرت به دامن ترید
معنی کلمه ی "زو" در بیت : سوی گرد زرین قبا کرد روی برآورد کرگش بر افلاک زوی
از عهده عهد اگر برون آید مرد از هرچه گمان بری فزون آید مرد
در بیت زیر "شیر سر" یعنی چی ؟ به همرا او لشکر زابلی همه نوچة شیر سر کابلی
"تبک " در بیت زیر به چه معناست ؟ دگر یاره و گوشوار و کمر تبکها مرصّع به درّ و گهر
"هر سه وان" در بیت زیر یعنی چی؟ که این هر سه را سر جدا کن ز تن ز خون کن تن هر سه وان را کفن
منظور شاعر از "بارون حریف شر شره چشم ترت نیست" چیه ؟ بارون حریف شر شره چشم ترت نیست سقفی که باید باشه بالای سرت نیست