پیشنهادهای علی نورائی (٣١٥)
شاپور یا شاهپور بمعنی پسر شاه از دو ریشه نیا هند و اروپایی است که در نمودار زیر نشان داده شده است.
شاپور یا شاهپور بمعنی پسر شاه از دو ریشه نیا هند و اروپایی است که در نمودار زیر نشان داده شده است.
ساتراپ و ساتراپی واژه های ایرانی از ریشه های نیا هند و اروپایی هستند که در نمودار زیر نشان داده شده. یونانیان "خشاتراپاون" ایرانی باستان را "ساتراپیس ...
واژه ساتراپ بمعنی استاندار یا فرماندار یک منطقه یک واژه ایرانی است متشکل از دو ریشه نیا هند و اروپایی یکی بمعنی شهر ، منطقه یاحکومت و دیگری بمعنی نگه ...
خشایار، مخفف خشایارشا، از دو ریشه نیا هند و اروپایی است که در نمودار زیر نشان داده شده. از یک ریشه معنی فرمانروایی میرسد و از ریشه دیگر معنی مذکر، مر ...
خشایار، مخفف خشایارشا، از دو ریشه نیا هند و اروپایی است که در نمودار زیر نشان داده شده. از یک ریشه معنی فرمانروایی میرسد و از ریشه دیگر معنی مذکر، مر ...
پادشاه از دو ریشه نیا هند و اروپایی است که در نمودار زیر نشان داده شده. ترکیب این دو ریشه معنی شاه حاکم را دارد
واژه شاه ( و ترکیبات آن مانند شاهنشاه ) از یک ریشه نیا هند و اروپایی است ksei بمعنی تصاحب کردن. همانطور که در نمودار زیر نشان داده شده، این ریشه از م ...
نوشادر یا نشادر یک واژه ایرانیست. همانطور که در نمودار زیر نشان داده شد، نشادر از ریشه های نیا هند و اروپایی است بمعنی "آتش جاویدان". علت اینکه نیاک ...
کوشک و کیوسک: واژه کوشک بمعنی اطاق تابستانی یا آلاچیق از یک واژه پارسی میانه ( با تقریبا همین تلفظ و معنی ) مشتق شده که در نمودار زیر نشان داده شده. ...
کوشک و کیوسک: واژه کوشک بمعنی اطاق تابستانی یا آلاچیق از یک واژه پارسی میانه ( با تقریبا همین تلفظ و معنی ) مشتق شده که در نمودار زیر نشان داده شده. ...
در بعضی از فرهنگها ریشه واژه مرزنگوش یا معرب آن مرزنجوش را "گوش موش" میدانند که بر پایۀ شباهت شکل برگ های آن به گوش موش است. ولی، همانطور که در لغتنا ...
در بعضی از فرهنگها ریشه واژه مرزنگوش یا معرب آن مرزنجوش را "گوش موش" میدانند که بر پایۀ شباهت شکل برگ های آن به گوش موش است. ولی، همانطور که در لغتنا ...
گوش و مشتقاتش ریشه نیا هند و اروپایی دارد eu, hew بمعنی درک کردن و دریافتن که در نمودار زیر نشان داده شده. این ریشه از مسیر زبانهای نیا ایرانی، اوستا ...
همانطور که در نمودار زیر نشان داده شد، نشادر از ریشه های نیا هند و اروپایی است بمعنی "آتش جاویدان". علت اینکه نیاکان ما این ماده را " آتش جاویدان" م ...
نوش ( و مشتقاتش مانند نوشیدن ) همریشه واژه انوشه بمعنی جاویدان است و اشاره به آب حیات میباشد. مانند انوشه، نوش نیز از دو ریشه نیا هند و اروپایی است ک ...
انوشه بمعنی بی مرگ یا جاوید از دو ریشه نیا هند و اروپایی است که در نمودار زیر نشان داده شده. ترکیب این دو ریشه در زبان اوستایی واژه "ان ـ اوشا" یا ان ...
زهیدن، زاهیدن و زهدان همه مشتق از زه بمعنی زاییدن است. این واژه خود از دو ریشه نیا هند و اروپایی است بمعنی" بیرون راندن" و "دهانه" که در نمودار زیر ن ...
زهیدن، زاهیدن و زهدان همه مشتق از زه بمعنی زاییدن است. این واژه خود از دو ریشه نیا هند و اروپایی است بمعنی" بیرون راندن" و "دهانه" که در نمودار زیر ن ...
زهیدن، زاهیدن و زهدان همه مشتق از زه بمعنی زاییدن است. این واژه خود از دو ریشه نیا هند و اروپایی است بمعنی" بیرون راندن" و "دهانه" که در نمودار زیر ن ...
زهیدن، زاهیدن و زهدان همه مشتق از زه بمعنی زاییدن است. این واژه خود از دو ریشه نیا هند و اروپایی است بمعنی" بیرون راندن" و "دهانه" که در نمودار زیر ن ...
زهاب محل خروج آب یا چشمه است. این وا ژه از سه ریشه نیا هند و اروپایی است که در نمودار زیر نشان داده شده. معانی این سه ریشه بترتیب، دهان، بیرون و آب ...
ریشه واژه های مروارید و مرجان واژه ایرانی قدیمی " مرگان" است که، طبق دانشنامه ایرانیکا، هر دو معنی را در خود داشته است. واژه عربی "مرجان" که از ایرا ...
ریشه واژه های مروارید و مرجان واژه ایرانی قدیمی " مرگان" است که، طبق دانشنامه ایرانیکا، هر دو معنی را در خود داشته است. واژه عربی "مرجان" که از ایرا ...
هشومند بمعنی هوشمند است از ریشه نیا هند و اروپایی eu, hew بمعنی درک کردن که در نمودار زیر نشان داده شده است. از این ریشه واژگان زیادی از مسیر زبانها ...
واژه هوش، هوشیار، هوشمند و ترکیبات دیگر آن از ریشه نیا هند و اروپایی eu, hew بمعنی درک کردن است که در نمودار زیر نشان داده شده است. از این ریشه واژگ ...
واژه هوش و هوشیار و ترکیبات دیگر آن از ریشه نیا هند و اروپایی eu, hew بمعنی درک کردن است که در نمودار زیر نشان داده شده است. از این ریشه واژگان زیاد ...
نیوشیدن به معنی شنیدن و درک کردن است بر گرفته از واژه اوستایی "نیگوشا" از ریشه نیا هند و اروپایی ghous بمعنی شنیدن است. شکل قدیمیتر این ریشه eu, hew ...
نیوشا بمعنی شنونده از مصدر نیوشیدن که آن هم بر گرفته از واژه اوستایی "نیگوشا" از ریشه نیا هند و اروپایی ghous بمعنی شنیدن است. شکل قدیمیتر این ریشه ...
نغوشا یا نغوشاک به پیروان مانی و همچنین به نا مسلمانان میگفتند. ریشه نیا هند و اروپایی این واژه گوش و شنیدن، و یا به عبارتی دیگر، دنبالروی کردن است ک ...
نغوشا یا نغوشاک به پیروان مانی و همچنین به نا مسلمانان میگفتند. ریشه نیا هند و اروپایی این واژه گوش و شنیدن، و یا به عبارتی دیگر، دنبالروی کردن است ک ...
وا ژه بیدخت مخفف " بغ دخت" بمعنی دختر خداست. ریشه نیا هند و اروپایی واژه دختر دقیقا معلوم نیست. در منابع معتبری مانند فرهنگ واژگان هندو اروپایی جولیو ...
ریشه نیا هند و اروپایی واژه دختر دقیقا معلوم نیست. در منابع معتبری مانند فرهنگ واژگان هندو اروپایی جولیوس پوکورنی ریشه دختر فارسی و daughter انگلیسی ...
ریشه نیا هند و اروپایی واژه دختر یا دخترک دقیقا معلوم نیست. در منابع معتبری مانند فرهنگ واژگان هندو اروپایی جولیوس پوکورنی ریشه دختر فارسی و daughter ...
باید توجه داشت که ورود واژه "چای" به زبان فارسی و رسم چای نوشی در ایران در زمانهای متفاوتی اتفاق افتادند. واژه چای که ریشه چینی دارد از راه زبان هند ...
باید توجه داشت که ورود واژه "چای" به زبان فارسی و رسم چای نوشی در ایران در زمانهای متفاوتی اتفاق افتادند. واژه چای که ریشه چینی دارد از راه زبان هند ...
استودان یا "استخوان دان" قسمتی از آرامگاه زرتشتیان بوده که استخوان خشک شده مردگان را، پس از از بین رفتن پوست و گوشت، در آن قرار میدادند. همانطور که د ...
ستون بمعنی عمود از ریشه نیا هند و اروپایی sta بمعنی ایستادن است که مسیر زبان ایرانی باستان و پارسی میانه ( پهلوی ) را طی کرده و در زبان فارسی بمعنی " ...
استوانه از عربی به فارسی آمده ولی از پارسی میانه است و یک ریشه نیا هند و اروپایی دارد به معنی ایستادن sta. همانطور که در نمودار زیر نشان داده شده، د ...
استریو به خصوصیتی از پخش یا ضبط صوت میگویند که در آن نه تنها شدت صدا بلکه جهت ( چپ و راست ) آن نیز معلوم باشد. ریشه این واژه نیا هند و اروپایی است s ...
واژه استریلیزه بمعنی ضد عفونی شده است که از زبان فرانسه به فارسی رسیده. ریشه نیا هند و اروپایی آن ster به معنی عقیم است. معنی لغوی استریلیزه یعنی آنچ ...
اُستُره تیغ است که شکل پارسی میانه آن awestarag بوده است و در متون قدیمی بصورت awestarag tex بمعنی لبه تیغ ثبت شده است.
پرسیدن از ریشه نیا هند و اروپایی prek, perk به همان معنی پرسیدن است که از مسیر زبان اوستایی و پارسی میانه به فارسی رسیده است.
واژه پرستیژ از فرانسه گرفته شده و در فارسی و فرانسه با مفهوم مثبت شخصیت، اعتبار و نفوذاجتماعی بکار میرود حال آنکه معنی لغوی یا ریشه ای آن منفی بوده ا ...
استرس بمعنی تنش یا فشار روانی از زبان انگلیسی گرفته شده و از یک ریشه نیا هند و اروپایی است بمعنی تنگ و سفت یا محکم بستن که در نمودار زیر نشان داده شد ...
واژه استراتژی به معنی راهکار و راهبرد در آغاز بمعنی "هدایت عملیات جنگی" بو ده است. استراتژی از دو ریشه نیا هند و اروپایی است، یکی ster بمعنی گستردن ...
واژه استر که چارپائی بارکش و سواری است از ریشه نیا هند و اروپایی ekwos بمعنی اسب و پسوندایرانی باستان tara بمعنی شبیه تشکیل شده و شکل آن در پارسی باس ...
استخوان از ریشه نیا هند و اروپایی ost به همین معنی میباشد که از مسیر اوستایی و پارسی باستان به فارسی رسیده است.
واژه " خستو" معانی مختلف دارد از جمله هسته میوه هایی مانند هلو و خرما. با این معنی خستو از ریشه نیا هند و اروپایی ost بمعنی استخوان مشتق شده است. هما ...
واژه "هسته" از ریشه نیا هند و اروپایی ost بمعنی استخوان است. همانطور که در نمودار زیر نشان داده شده این واژه از مسیر زبان اوستایی و پارسی میانه به فا ...
واژه " است" بمعنی استخوان و هسته میوه از ریشه نیا هند و اروپایی ost بمعنی استخوان است. همانطور که در نمودار زیر نشان داده شده این واژه از مسیر زبان ا ...
واژه استخر در آغاز بمعنی"محکم و استوار" بوده و قلعه ها را استخر مینامیدند. در قدیم شهری در فارس بود که رومیان Parsa Staxr مینامیدند بمعنی مواضع نظامی ...
واژه کالبد ریشه های نیا هند و اروپایی دارد که از طریق زبان یونانی به فارسی رسیده است. همانطور که در نمودار زیر نشان داده شده، کالب از ترکیب دو ریشه ...
واژه کالب ریشه های نیا هند و اروپایی دارد که از طریق زبان یونانی به فارسی رسیده است. همانطور که در نمودار زیر نشان داده شده، کالب از ترکیب دو ریشه ب ...
واژه گالش ریشه نیا هند و اروپایی دارد که از طریق یونانی، لاتین و فرانسه به فارسی رسیده است. همانطور که در نمودار زیر نشان داده شده، از ترکیب دو ریشه ...
واژه کالیبر بمعنی قطر داخلی لوله است و ریشه نیا هند و اروپایی دارد که از طریق یونانی و عربی و فرانسه به زبان فارسی رسیده است. همانطور که در نمودار ز ...
واژه قالب ریشه نیا هند و اروپایی دارد که از طریق یونانی و عربی به فارسی رسیده است. همانطور که در نمودار زیر نشان داده شده، قالب از ترکیب دو ریشه با ...
استبرق معرب استبرک ( در فارسی میانه ) بمعنی ابریشم محکم و ضخیم است. همانطور که در نمودار زیر نشان داده شده، این وا ژه ها از ریشه نیا هند و اروپایی st ...
استبرق معرب استبرک ( در فارسی میانه ) بمعنی ابریشم محکم و ضخیم است. همانطور که در نمودار زیر نشان داده شده، این وا ژه ها از ریشه نیا هند و اروپایی st ...
استاندارد همِنطور که در نمودار زیر نشان داده شده از دو ریشه نیا هند و اروپایی است با معانی "ایستادن" و "محکم" یعنی قرار ی که محکم و پا برجاست. در آغ ...
هیختن یا هختن بمعنی کشیدن است. این واژه از ریشه نیا هند و اروپایی است بمعنی کشیدن که در نمودار زیر نشان داده شده است.
آهختن یا آهیختن بمعنی بیرون کشیدن است و از یک ریشه نیا هند و اروپایی بمعنی کشیدن مشتق شده که در نمودار زیر نشان داده شده است.
سر هنگ فرمانده هنگ است و هنگ بمعنی لشگر است از یک ریشه نیا هند و اروپایی که در نمودار زیر نشان داده شده
هنگ بمعنی گروه سربازان یا لشگر است و سرهنگ فرمانده هنگ است. ریشه هنگ نیا هند و اروپایی است ten, tenu بمعنی کشیدن که در نمودار زیر نشان داده شده.
هنجیدن، آهنجیدن و هنج بمعنی بیرون کشیدن و بر آوردن است که در نمودار زیر نشان داده شده. این واژه ها از ریشه نیا هند و اروپایی ten, tenu بمعنی کشیدن اس ...
هنجیدن، آهنجیدن و هنج بمعنی بیرون کشیدن و بر آوردن است که در نمودار زیر نشان داده شده. این واژه ها از ریشه نیا هند و اروپایی ten, tenu بمعنی کشیدن اس ...
هنجیدن، آهنجیدن و هنج بمعنی بیرون کشیدن و بر آوردن است که در نمودار زیر نشان داده شده. این واژه ها از ریشه نیا هند و اروپایی ten, tenu بمعنی کشیدن اس ...
هنجار بمعنی راه است از ریشه نیا هند و اروپایی ten, tenu بمعنی کشیدن که در نمودار زیر نشان داده شده است. ظاهرا هنجار به راهی گفته میشد که سنگ فرش آن ب ...
لنجیدن بمعنی بیرون کشیدن است و از ریشه نیا هند و اروپایی ten, tenu بمعنی کشیدن است که در نمودار زیر نشان داده شده. این واژه همریشه هنجیدن، هیختن و آخ ...
واژه آچار در فارسی از ترکی وام گرفته شده و دو معنی متفاوت دارد ( ابزار و ترشی ) که بهم مربوط هستند. در ترکی ( آذربایجانی ) آچ بمعنی باز کردن و آچار ...
واژه آچار بمعنی ابزار که در ترکیبات مختلفی در فارسی استفاده میشود از یک ریشه ترکی است که در نمودار زیر نشان داده شده است.
ریشه واژه استادیوم در نیا هند و اروپایی sta بمعنی "ایستادن" یا قرار گرفتن بوده. همانطور که در نمودار زیر خلاصه شده، در قرن پانزدهم این واژه در زبان ...
استاد یا استادکار از دو ریشه نیا هند و اروپایی است بمعنی کسی که بعلت معلومات یا هنرش " در مقام سرپرستی و تعلیم ایستاده یا قرار گرفته باشد"
واژه آرمئیتا ( وجهی از ارمتی ) از دو ریشه نیا هند و اروپایی تشکیل شده. ar بمعنی جور یا مناسب است و men بمعنی فکر کردن است، پس ارمتی بمعنی پندار مناسب ...
واژه آرمیتی یا ارمتی از دو ریشه نیا هند و اروپایی تشکیل شده. ar بمعنی جور یا مناسب است و men بمعنی فکر کردن است، پس ارمتی بمعنی پندار مناسب یا نیک اس ...
واژه سفندارمذ یا اسپندارمذ ( اوستایی آن سپنته آرمتی ) بمعنی بردباری و فروتنی مقدس است و همانطور که در نمودار زیر نشان داده شده، از سه ریشه نیا هند و ...
واژه سپندارمذ یا اسپندارمذ ( اوستایی آن سپنته آرمتی ) بمعنی بردباری و فروتنی مقدس است و همانطور که در نمودار زیر نشان داده شده، از سه ریشه نیا هند و ...
اسفندارمذ یا اسپندارمذ ( اوستایی آن سپنته آرمتی ) بمعنی بردباری و فروتنی مقدس است و همانطور که در نمودار زیر نشان داده شده، از سه ریشه نیا هند و اروپ ...
اسپندارمذ ( اوستایی آن سپنته آرمتی ) بمعنی بردباری و فروتنی مقدس است و همانطور که در نمودار زیر نشان داده شده، از سه ریشه نیا هند و اروپایی PIE تشکیل ...
واژه ارمتی از دو ریشه نیا هند و اروپایی تشکیل شده. ar بمعنی جور یا مناسب است و men بمعنی فکر کردن است، پس ارمتی بمعنی پندار مناسب یا نیک است، همچنین، ...
فسفسه یا فصفصه که عربی شده اسپست فارسی میانه است بمعنی غذای اسب است ( یونجه ) . در هر حال، آنها از دو ریشه نیا هند و اروپایی هستند با معانی اسب و خور ...
فسفسه یا فصفصه که عربی شده اسپست فارسی میانه است بمعنی غذای اسب است ( یونجه ) . در هر حال، آنها از دو ریشه نیا هند و اروپایی هستند با معانی اسب و خور ...
سپست همان اسپست یا یونجه میباشد که از دو ریشه نیا هند و اروپایی ( اسب و غذا ) مشتق شده و در نمودار زیر آمده است
اسپست ( یونجه ) و دو ریشه نیا هند و اروپایی آن در نمودار زیر نشان داده شده
اسپرز یا اسپریس میدان اسب دوانی است از دو ریشه نیا هندو اروپایی با معانی اسب و راندن که در نمودار زیر نشان داده شده.
سپریس یا اسپریس میدان اسب دوانی است از دو ریشه نیا هندو اروپایی با معانی اسب و راندن که در نمودار زیر نشان داده شده.
اسپرس یا اسپریس میدان اسب دوانی است از دو ریشه نیا هندو اروپایی با معانی اسب و راندن که در نمودار زیر نشان داده شده.
اسپریز یا اسپریس میدان اسب دوانی است از دو ریشه نیا هندو اروپایی با معانی اسب و راندن که در نمودار زیر نشان داده شده.
واژه اسپریس بمعنی میدان اسب دوانی ( چه برای مسابقه و چه برای جنگ ) از دو ریشه نیا هند و اروپایی و از طریق زبانهای اوستایی و پارسی میانه به فارسی رسید ...
سارک یا سار پرنده ایست سیاه رنگ با خالهای سفید. برای ریشه نیا هند و اروپایی آن چندین نظر داده شده که دو نمونه از آن با ذکر منابع در نمودار زیر نشان د ...
سار یا سارک پرنده ایست سیاه رنگ با خالهای سفید. برای ریشه نیا هند و اروپایی این واژه پیشنهادهای متفاوتی داده شده که دو تا از آنها در نمودارهای زیر نش ...
پرنده ای سیاه رنگ به اندازه گنجشک معروف به سنگ خوارک
پرنده ای سیاه رنگ به اندازه گنجشک معروف به سنگ خوارک
چلچله، پرنده ای با دم دوشاخ
پرستو یا پرستوک همان چلچله است
پوژه بمعنی ساق پا یا تنه درخت از ریشه نیا هند و اروپایی peud بمعنی عجله کردن است. این ریشه با مفهوم ( عجله کردن ) در مسیرش به زبان فارسی تبدیل شد به ...
اجاره و مشتقات آن ( اجر، اجرت و غیره ) از یک ریشه سامی قدیمی ( همریشه " اگارو" در زبان اکدی ) به زبان عربی و سپس به زبان فارسی وارد شده.
شوربا نوعی آش است مرکب از دو واژه ایرانی از دو ریشه نیا هند و اروپایی که در نمودار زیر نشان داده شده.
واژه شور از یک ریشه نیا هند و اروپایی است به معنی سوزاندن که در نمودار زیر مسیر اشتقاق و تغییر معنای آن نشان داده شده.
پختن، پزیدن، و پسوندهای با و وا مانند شوربا و نانوا همه از ریشه نیا هند و اروپایی pekw بمعنی پختن است. در نمودار زیر مسیر اشتقاق و منابع استفاده شده ...
پختن، پزیدن، و پسوندهای با و وا مانند شوربا و نانوا همه از ریشه نیا هند و اروپایی pekw بمعنی پختن است. در نمودار زیر مسیر اشتقاق و منابع استفاده شده ...
آشپز از ترکیب آش و پختن است ولی در مورد ریشه واژه " آش" اختلاف نظر هست. بعضی منابع مانند برهان قاطع آنرااز زبان اوستایی میدانند ولی دانشنامه ایرانیکا ...
ریشه واژه خِرَفستِر ( خستر، خراستر ) بمعنی جانوران موذی و اهریمنی تا پارسی میانه و اوستایی معلوم گشته ولی پیشنهادهای ریشه های نیا هند و اروپایی آن هن ...
ریشه واژه خِرَفستِر ( خستر، خراستر ) بمعنی جانوران موذی و اهریمنی تا پارسی میانه و اوستایی معلوم گشته ولی پیشنهادهای ریشه های نیا هند و اروپایی آن هن ...
ریشه واژه خِرَفستِر بمعنی جانوران موذی و اهریمنی تا پارسی میانه و اوستایی معلوم گشته ولی پیشنهادهای ریشه های نیا هند و اروپایی آن هنوز تأیید نشده است،
اسپرغم، شاه اسپرغم یا شاه اسپرم گیاهی خوشبو ( گل ریحان ) از یک ریشه نیا هند و اروپایی است spereg بمعنی جوانه زدن. این واژه از مسیر اوستایی به فارسی ر ...
اسپرغم، شاه اسپرغم یا شاه اسپرم گیاهی خوشبو ( گل ریحان ) از یک ریشه نیا هند و اروپایی است spereg بمعنی جوانه زدن. این واژه از مسیر اوستایی به فارسی ر ...
اسپرغم گیاهی خوشبو ( گل ریحان ) از یک ریشه نیا هند و اروپایی است spereg بمعنی جوانه زدن. این واژه از مسیر اوستایی به فارسی رسیده که در نمودار زیر نشا ...
ریشه واژه" اصفهان" ایرانی باستان "سپادا" است با معنی ای در رابطه با سپاه و لشگر. نوشتار یونانی اصفهان " آسپادانا" نیز با لفظ "اسپ" که شبیه "اسپ" یا ا ...
ریشه واژه" اصفهان" ایرانی باستان "سپادا" است با معنی ای در رابطه با سپاه و لشگر. نوشتار یونانی اصفهان " آسپادانا" نیز با لفظ "اسپ" که شبیه "اسپ" یا ا ...
اسباه و اسپاه دو واژه فارسی شبیه بهم ولی متفاوتند که در نمودارهای زیر با ریشه و مسیر اشتقاقشان نشان داده شده اند. اسباه یا اسبه بمعنی سگ است از ریشه ...
اسپاه یا سپاه از ریشه نیا ایرانی "اسپادا" است که در نمودار زیر نشان داده شده. ریشه های قدیمی تر آن در زبان نیا هند و اروپایی کاملا روشن نیست.
سپاه از ریشه نیا ایرانی "اسپادا" است که در نمودار زیر نشان داده شده. ریشه های قدیمی تر آن در زبان نیا هند و اروپایی کاملا روشن نیست.
جادو و جادوگری بمعنی انجام سحر و فسون است، این واژه از یک ریشه نیا هند و اروپایی است که از مسیر، نیا هند و ایرانی، نیا ایرانی، اوستایی و پارسی میانه ...
یاسه بمعنی خواسته و آرزوست. همانطور که در نمودار زیر نشان داده شده، یاسه از یک ریشه نیا هند واروپایی است به معنی درخواست کردن که از مسیر نیا هند و ...
"ابا" یاپسوند "با" با معانی آش، غذا و آشپز در واژه هایی مانند شوربا، نانبا ( نانوا ) و غیره در فارسی استفاده میشوند و هر دو از یک ریشه پیش هند و اروپ ...
واژه جمشید از ترکیب جم و شید است. همانطور که در نمودار زیر نشان داده شده، جم از یک ریشه نیا هند و اروپایی بمعنی جفت یا دوقلو است yem و شید از یک ریشه ...
جم لقب جمشید شاه است ولی علت این نامگذاری آن است که او خواهر دوقلو داشت، و "جم" در لفظ بمعنی دوقلو است. ریشه این واژه، همانطور که در نمودار زیر نشان ...
واژه اسب از یک ریشه نیاهند و اروپایی است که در نمودار زیر نشان داده شده. در فارسی بیش از چند صد واژه هست که در آن "اسب" گنجانده شده. بسیاری از آنها ...
واژه اسانس معمولا برای عصاره گلها بکار میرود ولی معنی لغوی آن "جوهره، ذات و بود" هر چیز است. این واژه که از زبان فرانسه وارد فارسی شده از یک ریشه نیا ...
واژه "نیست" از دو ریشه نیا هند و اروپایی است با معانی هست و نفی که در نمودار زیر نشان داده شده. ترکیب مشتقات این دو ریشه در زبان اوستایی na - asti یا ...
واژه بودن از ریشه نیا هند و اروپایی bheu به معنی بودن و رشد کردن است که در نمودار زیر نشان داده شده
هست و هستن بمعنی بودن است و از ریشه نیا هند و اروپایی es - ti است که در نمودار زیر نشان داده شده. است واستن نیز از همین ریشه هستند. همچنین واژه ها ...
هستن و هست بمعنی بو دن است و از ریشه نیا هند و اروپایی es - ti است که در نمودار زیر نشان داده شده. است و استن نیز از همیه ریشه هستند. همچنین واژه ...
است و استن ( بر وزن بستن ) بودن است و از ریشه نیا هند و اروپایی es - ti است که در نمودار زیر نشان داده شده. هستن و هست نیز از همین ریشه هستند. هم ...
استن ( بر وزن بستن ) بو دن است و از ریشه نیا هند و اروپایی es - ti است که در نمودار زیر نشان داده شده. است، هستن و هست نیز از همین ریشه هستند. همچ ...
استم ( بر وزن اکرم ) به معنی دهان واژه ای فارسی است که از فرهنگهای فارسی افتاده است!! پل هورن، ایران شناس و زبان شناس آلمانی، که از نخستین پژوهشگرا ...
ستام بمعنی دهنه یا لجام اسب از ریشه نیا هند و اروپایی stomen است بمعنی دهان که از مسیر اوستایی به فارسی رسیده. پل هورن، ایران شناس و زبان شناس آلما ...
ستام بمعنی دهنه یا لجام اسب از ریشه نیا هند و اروپایی stomen است بمعنی دهان که از مسیر اوستایی به فارسی رسیده. پل هورن، ایران شناس و زبان شناس آلما ...
استکان از دو ریشه نیا هند و اروپایی است با معانی "برگزیدن" و "نوشیدن". همانطور که در نمودارهای زیر نشان داده شده، ترکیب این دو ریشه دو بار با معانی م ...
استکان از دو ریشه نیا هند و اروپایی است با معانی "برگزیدن" و "نوشیدن". همانطور که در نمودارهای زیر نشان داده شده، ترکیب این دو ریشه دو بار با معانی م ...
استکان از دو ریشه نیا هند و اروپایی است با معانی "برگزیدن" و "نوشیدن". همانطور که در نمودارهای زیر نشان داده شده، ترکیب این دو ریشه دو بار با معانی م ...
اژدها، اژدهاک، اژدر و ضحاک واژه های همریشه هستند. ریشه مشترک نیا هند و اروپایی آنها angwhi به معنی مار است ولی ریشه مشترک دیگر آنها واژه اوستایی dah� ...
اژدها، اژدهاک، اژدر و ضحاک واژه های همریشه هستند. ریشه مشترک نیا هند و اروپایی آنها angwhi به معنی مار است ولی ریشه مشترک دیگر آنها واژه اوستایی dah� ...
اژدها، اژدهاک، اژدر و ضحاک واژه های همریشه هستند. ریشه مشترک نیا هند و اروپایی آنها angwhi به معنی مار است ولی ریشه مشترک دیگر آنها واژه اوستایی dah� ...
اَزمیل کارد کفاشی. اسکنه یا قلم سنگتراشی است که از یونانی به آرامی و از آنجا به عربی و نهایتا به فارسی رسیده است. همانطور که در نمودار زیر نشان داده ...
معنی دیگر "ازگ" بُز است. جولیوس پوکورنی، پژوهشگری که با فرهنگ ریشه شناسی خود نقشه ای گسترده ای از تبار واژگان هندواروپایی ترسیم کرده است، واژه فارس ...
واژه فروختن، فروش و شکلهای دیگر آن همگی از دو ریشه نیا هند و اروپایی است با معانی گفتن و فرا یا پیش. از ترکیب این دو ریشه اصطلاح اوستایی" فراخوانی ...
واژه فروختن، فروش و شکلهای دیگر آن همگی از دو ریشه نیا هند و اروپایی است با معانی گفتن و فرا یا پیش. از ترکیب این دو ریشه اصطلاح اوستایی" فراخوانی ...
ازغ یا ازگ بمعنی شاخه است, هم مطلوب وهم نا بجا و نامطلوب مانند آنچه که از ریشه درخت میروید shoots . نمودار زیر ریشه نیا هند و اروپایی این واژه را نشا ...
ازغ یا ازگ بمعنی شاخه است, هم مطلوب وهم نا بجا و نامطلوب مانند آنچه که از ریشه درخت میروید shoots . نمودار زیر ریشه نیا هند و اروپایی این واژه را نشا ...
آزرم بمعنی فروتنی، شرم و حیا از یک ریشه سغدی است به معنی آسیب و ناراحتی! این واژه در مسیرش تحول پیدا کرده و مفهوم آن تدریجا به رنج، شرم و حیا تغییر م ...
زُرده ( بر وزن مُرده ) بمعنی آزرده میباشد. واژه آزار، آزردن، آزرده ، زُرده و مشتقات دیگر آن همه از یک ریشه نیا هند و اروپایی است بمعنی عصبانی بودن که ...
واژه آزار، آزردن، آزرده ، زُرده و مشتقات دیگر آن همه از یک ریشه نیا هند و اروپایی است بمعنی عصبانی بودن که در نمودار زیر نشان داده شده. مشتقات این ری ...
واژه آزار، آزردن، آزرده ، زُرده و مشتقات دیگر آن همه از یک ریشه نیا هند و اروپایی است بمعنی عصبانی بودن که در نمودار زیر نشان داده شده. مشتقات این ری ...
واژه اریکه از یک ریشه نیا هند و اروپایی است که از مسیر یونانی\عربی به فارسی رسیده است. معنی ریشه، همانطور که در نمودار زیر نشان داده شده، دراز کشیدن ...
ریشه واژه " اُریب ، وُریب یا مورب" به احتمال زیاد ایرانی است که در نمودار زیر ترسیم شده. پیشنهادهای ترکی یا یونانی بودن آن در منابع مختلف مطرح ولی تا ...
ریشه واژه " اُریب ، وُریب یا مورب" به احتمال زیاد ایرانی است که در نمودار زیر ترسیم شده. پیشنهادهای ترکی یا یونانی بودن آن در منابع مختلف مطرح ولی تا ...
ریشه واژه " اُریب ، وُریب یا مورب" به احتمال زیاد ایرانی است که در نمودار زیر ترسیم شده. پیشنهادهای ترکی یا یونانی بودن آن در منابع مختلف مطرح ولی تا ...
لهراسب یا لهراسپ بمعنی "دارای اسبان تند رو" است. این واژه از دو ریشه نیا پیش هند و اروپایی است با معانی حرکت کردن er و اسبekwos که در نمودار زیر نشان ...
لهراسب یا لهراسپ بمعنی "دارای اسبان تند رو" است. این واژه از دو ریشه نیا پیش هند و اروپایی است با معانی حرکت کردن er و اسبekwos که در نمودار زیر نشان ...
اروند بمعنی سریع از یک ریشه نیا هند و اروپایی است بمعنی حرکت کردن که در دو نمودار زیر نشان داده شده. از این ریشه و از مسیر زبانهای نیا ایرانی، اوستا ...
یرمغان یا ارمغان بمعنی سوغاتی از ریشه ترکی اوغوزی است که احتمالا از نیاترکی Proto Turkic بشکل " ar: gift" آمده که در نمودار زیر نشان داده شده. رابطه ...
واژه اَرمَتی به معنی فروتنی و بردباری از دو ریشه نیا هند و اروپایی است با معانی جور بودن و فکر کردن که در نمودار زیر نشان داده شده. ترکیب این دو ریشه ...
واژه اَرمنده ( بر وزن شَرمنده ) بمعنی ساکت و آرام است که از زبان اوستایی و پارسی میانه به فارسی رسیده است. گه اَرمنده ای و گه ارغنده ای گه آشفته ای ...
واژه اَرْم ( بر وزن چَرم ) بمعنی بازوست. این واژه همریشه و هم معنی با واژه انگلیسی arm به معنی بازوست زیرا هردو از یک ریشه نیا هند واروپایی مشتق شده ...
واژه اُرگان از یک ریشه پیش هند و اروپایی است werg به معنی کار کردن. همانطور که در نمودار زیر نشان داده شده این واژه در مسیرش به زبان فارسی اول در زبا ...
واژه ارکیده از ریشه پیش هند و اروپایی orghi به معنی خایه است. یو نانیان این گیاه را به علت شکل پیازش orxis میخواندند تا بالاخره گیاه شناس سوئدی، کارل ...
ارک یا ارگ قلعه کوچک است که معمولا داخل شهر و مقر شاهان بوده. ریشه این واژه هند و اروپایی است به معنی حفاظت کردن که در نمودار زیر نشان داده شده است. ...
ارغوان نوعی درخت است با گلهای سرخ رنگ. واژه ارغوان تاریخی کهن تر از تاریخ ایران دارد. چندین قرن پیش از میلاد مسیح اقوامی در سرزمین آناتولی ( ترکیه ا ...
ریشه واژه ارغنون پیش هند و اروپایی و بمعنی "کار کردن" است که یونانیها معنی آنرا به ابزار ( کار ) و وسیله ( موسیقی ) بسط دادند. این واژه از راه زبان ع ...
ارغنده بمعنی خشمگین و عصبانی است از ریشه پیش هند و اروپایی ergh بمعنی تحریک کردن که در نمودار زیر نشان داده شده است. این واژه از مسیر زبان اوستایی و ...
واژه رشک یا ارشک از یک ریشه پیش هند و اروپایی است به معنی جاری شدن یا رطوبت که ظاهرا هیچ ربطی به رشک و حسد ندارد مگر آنکه کمی به بسط ریشه آن بپردازیم ...
ارشاما، ارشام یا آرشام یک نام قدیمی ایرانی است که معنی لغوی یا ریشه ای آن " نیروی خرس" است که از دو ریشه پیش هند و اروپایی، چنانچه در نمودار زیر نشان ...
واژه گُشنسب یا گُشنسپ در باور ذرتشتی معنی خاصی دارد اما معنی لغوی یا ریشه ای آن "اسبان قوی" یا دارنده اسبان قوی است که، همانطور که در نمودار زیر نشان ...
گُشنی بمعنی جفت گیری ازواژه گُشن گرفته شده بمعنی مرد و قدرت، گُشن از یک ریشه پیش هند و اروپایی است به معنی آب یا رطوبت که در مسیر اشتقاق مفهوم مرد و ...
گُشن یا گُشَن بمعنی مرد ، قدرت و بزرگ از یک ریشه پیش هند و اروپایی است به معنی آب یا رطوبت که در مسیر اشتقاق مفهوم مرد و قدرت را بخود گرفت. نمودار زی ...
ارشان از یک ریشه پیش هند و اروپایی است به معنی آب یا رطوبت که در مسیر اشتقاق تا زبان فارسی معنی "ریزنده آب" یا مرد را بخود گرفته که در نمودار زیر نشا ...
واژه ارشاسپ یا ارشاسب از دو ریشه پیش هندو اروپایی است به معنی " اسبان نر" یا صاحب اسبان نر که در نمودار زیر نشان داده شده است
واژه ارشاسپ یا ارشاسب از دو ریشه پیش هندو اروپایی است به معنی " اسبان نر" یا صاحب اسبان نر که در نمودار زیر نشان داده شده است
واژه اُرُسی بمعنی روسی است که کالاهای وارداتی از روسیه را میخواندند و معروفترین آنها "کفش ارسی" و "پنجره ارسی" است. و اما واژه "روسی" که ما ارسی میخ ...
نام "آلب ارسلان" یا آلپ ارسلان به معنی شیر شجاع از دو واژه ترکی arslan بمعنی "شیر" و alp بمعنی شجاع بدست آمده. ریشه های این واژه های ترکی یا زبانی ...
ارزیز بمعنی فلز قلع از یک ریشه پیش هند و اروپایی PIE و از مسیر پیش ایرانی به اوستایی به فارسی میانه به فارسی رسیده که در نمودار زیر نشان داده شده
ارزن نوعی غله است. گرچه زبان فارسی این واژه را از ایرانی باستان گرفته است ولی ریشه آن کاملا مشخص نیست. نمودار زیر ارزن را از ریشه بین النهرینی ( اکدی ...
ارز بمعنی صنوبر بی بار یا نر است. همانطور که در نمودار زیر نشان داده شده، این واژه از یونانی به عربی و از آنجا به فارسی آمده است
رَد بمعنی خردمند و دانا از یک ریشه پیش هند و اروپایی به فارسی رسیده است که در نمودار زیر نشان داده شده. از این ریشه واژه های زیادی به فارسی رسیده م ...
معنی لغوی اردیبهشت "برترین پارسایی" و یا "بهترین راستی" است . همانطور که در نمودار زیر نشان داده شده، اردیبهشت از سه ریشه پیش هند و اروپایی تشکیل شده ...
برای توضیحات و ریشه های این واژه مراجعه شود به "تخته نرد"
واژه نرد در "تخته نرد" سیر لغوی جالبی دارد. نرد مخفف "نرد شیر" است و نردشیر مخفف "نیو اردشیر" یعنی اردشیر شجاع یا شریف میباشد که عنوان اردشیر اول ( ب ...
اِردَب در زمان اکدیان پیمان ای برای اندازه گیری حجم بود. این واژه به زبان سریانی رفته و سپس وارد زبان یونانی شد. مانند بسیاری از واژه های یونانی که ا ...
ارد بمعنی راستی و عدالت از یک ریشه پیش هند و اروپایی است بمعنی جفت و جور کردن که در نمودار زیر نشان داده شده. از این ریشه واژه های بسیاری به فارسی ...
نام ارجاسپ یا ارجاسب از ترکیب دو ریشه پیش هند و اروپایی با معانی اسب و ارزش تشکیل شده، معنی لغوی این نام "دارای اسبان ارزشمند" است. مسیر اشتقاق آن در ...
ورج بمعنی مقام ، ارزش و مرتبه از یک ریشه پیش هند و اروپایی است بمعنی ارزش، مسیر اشتقاق آن در نمودار زیر نشان داده شده. از همین ریشه واژه های دیگری به ...
ارج بمعنی ارزش از یک ریشه پیش هند و اروپایی است با همین معنی که در نمودار زیر نشان داده شده است.
واژه ارتدکس از دو ریشه پیش هند و اروپایی است با معانی "عقیده" و " درست". بنا بر این معنی لغوی ارتدکس کسی است که "راست دین" است یا معتقد است که دین و ...
واژه ارتش از فارسی میانه "ارتشتار" به معنی نظامی "ارابه سوار" است که ترکیب آن از دو واژه پیش هند و اروپایی بمعانی "غلتیدن" و "ایستادن" در نمودار زیر ...
واژه ارّابه یا ارّاده که وسائل نقلیه بو ده از ریشه پیش هند و اروپایی ret به معنی غلتیدن است و از مسیر زبان اوستایی بفارسی رسیده. از این ریشه واژه های ...
واژه ترهات بمعنی سخنان بیهوده از عربی گرفته شده. زبان عربی واژه ترهات را از واژه فارسی "راه، ره" گرفته که در غالبی عربی به فارسی باز گشته است ( مراجع ...
اخگر بمعنی آتش پاره از دو ریشه پیش هند و اروپایی با معانی " آتش" و"حرارت" است که در نمودار زیر نشان داده شده. از این ریشه ها واژه های دیگری در فارسی ...
واژه اتوماتیک که از فرانسه وارد فارسی شده از دو ریشه پیش هند و اروپایی ترکیب شده با معانی "خود" و "فکر کردن". لذا معنی لغوی یا ریشه ای اتوماتیک "خود ...
اند بمعنی مقداری مبهم بین سه تا نه بکار میرود، ریشه آن تا ایرانی باستان شناخته شده که در نمودار زیر نشان داده شده. از ترکیب آن با پسوند "ک" واژه اندک ...
انجیل از ترکیب دو واژه قدیمی است که در نمودار زیر نشان داده شده است. واژه یونانی angelos به معنی فرستاده و واژه پیش هند و اروپایی su بمعنی خوب است. ت ...
اتیکت که از زبان فرانسه به فارسی آمده در لغت بمعنی "مجموعه دستورالعمل ها" است. اتیکت از ریشه پیش هند و اروپایی به معنی "نوک تیز" است که پس از ورود به ...
چَک به معنی سند تجاری یا بانکی از فارسی میانه است. ریشه آن احتمالا از منطقه خاور نزدیک یا خاورمیانه است ولی معلوم نیست. واژه check در زبان انگلیسی از ...
اتوبوس مخفف عبارت فرانسوی voiture omnibus به معنی وسیله نقلیه عمومی است که به bus خلاصه شد. لازم بتذکر است که پسوند bus - در این عبارت هیچ ربطی به وا ...
اتوبان به معنی شاهراه از یک ریشه پیش هند و اروپایی است به معنی زدن یا کوبیدن. در مسیر زبانهای پیش ژرمانی و آلمانی این مفهوم تغییر کرد به راهی که در ا ...
اطو یا اُتو ، دستگاه گرمی که بدان چین و چروک جامه را میگیرند، از ترکی آذبایجانی به فارسی آمده و خود از یک ریشه پیش ترکی �t است بمعنی " سطح چیزی را سو ...
اتراق به معنی اقامت موقت از ریشه ترکی otur به معنی نشستن است.
اتر و اثیر به معنی فضای بالاتر از جو زمین هر دو، از مسیر های مختلف و غیر ایرانی، از یک ریشه پیش هند و اروپایی به معنی سوزاندن و آتش به فارسی رسیده ان ...
اتر یا اثیر فضای بالا تر از جو زمین است که از یک ریشه پیش هند و اروپایی، ولی از مسیر های متفاوت، به فارسی رسیده. مسیر های اشتقاق آنها در نمودارهای ...
اتاق یا اطاق از ریشه ترکی به معنی خیمه است و آن از واژه odağ به معنی کلبه ای که با شاخ و برگ ساخته باشند مشتق شده است که در نمودار زیر ترسیم شده.
وُثاق همان اتاق است از ریشه ترکی که در نمودار زیر نشان داده شده است
اپیون تریاک است و افیون معرب اپیون فارسی نیست بلکه معرب واژه یونانی یا پهلوی است که به فارسی آمده. در هر حال، چنانچه در نمودار زیر نشان داده شده، این ...
اپیون تریاک است و افیون معرب اپیون فارسی نیست بلکه معرب واژه یونانی یا پهلوی است که به فارسی آمده. در هر حال، چنانچه در نمودار زیر نشان داده شده، این ...
ابلک بمعنی سیاه و سفید یا دو رنگ است. این واژه از اوستایی و نهایتا پیش هند و اروپایی به فارسی رسیده است که در نمودار زیر نشان داده شده. این واژه مانن ...
ابلق معرب ابلک بمعنی سیاه و سفید یا دو رنگ است. این واژه از اوستایی و نهایتا پیش هند و اروپاییبه فارسی رسیده است و در نمودار زیر نشان داده شده.
در مورد ریشه و اشتقاق واژه" ابزار" زبان شناسان پیشنهادات مختلفی داده اند. نمودار زیر یکی از این اشتقاق ها را نشان میدهد.
واژه ابریشم از ترکیب دو واژه پیش هند و اروپایی است به معانی تابیدن و اطراف و اشاره به پیله ابریشم است که کرم به دور خود میتابد ( نمودار زیر )
ابرو خطی از مو است که در زیر پیشانی و بالای چشم می روید ( عمید ) . این واژه ایرانی از ریشه پیش هند و اروپایی bhru به همین معنی است.
ابر به معنی بخار آب در آسمان ریشه پیش هند و اروپایی دارد با همان معنی ابر یا رطوبت. واژه های نم و نمک نیز از همین ریشه مشتق شده اند
برای ریشه و اشتقاق واژه فارسی اُباردن ( اوباردن، اباشتن ) بمعنی بلعیدن پیشنهادات مختلفی هست که در نمودارهای زیر سه تا از آنها ترسیم شده. نمودار اول ...
ابار یا آبار واژه ایست که از زبان آرامی به فارسی رسیده بمعنی سرب سوخته ( اکسید سرب )
"ابا" یا پیشوند "با" با معانی آش، غذا و آشپز در واژه هایی مانند شوربا، نانبا ( نانوا ) و غیره در فارسی استفاده میشوند و هر دو از یک ریشه پیش هند و ار ...
آیفت نیاز است از دو ریشه پیش هند و اروپایی، یکی بمعنی دست دراز کردن و دیگری بمعنی گرفتن که در نمودار زیر نشان داده شده است
آیشه بمعنی جاسوس یک واژه فارسی از ریشه پیش ایرانی است با مفهوم ناظر بودن
آختن بمعنی بیرون کشیدن است و از ریشه پیش هند و اروپایی آن واژه های دیگری به فارسی رسیده مانند: آهنگ، پشوتن, تابیدن, تار، تافتن, تَن, تندیس, تهمتن، فر ...
آهیختن از دو ریشه پیش هند و اروپایی است بمعنی "بیرون کشیدن". از ریشه ای که مفهوم کشیدن را دارد واژه های بسیاری به فارسی رسیده مانند آهنگ، پشوتن, تاب ...
آهنگ بمعنی قصد و اراده از یک ریشه پیش هند و اروپایی به معنی کشیدن است. از این ریشه واژگان دیگری نیز به فارسی رسیده مانند هیختن ( کشیدن ) ، آهیختن ( ...
آهن از یک ریشه پیش هند و اروپایی بمعنی "فلز" است که همانطور که در نمودار زیر نشان داده شده، از مسیر زبان اوستایی و فارسی میانه به فارسی رسیده است.
کشکول از یک ریشه پیش ایرانی Proto Iranian بمعنی "کشیدن" است که در نمودار زیر نشان داده شده. پس کشکول ظرف " کشیده بر کول" است که درویشان با خود داشتند.
معنی ریشه ای واژه کشور "سرزمین کشاورزی" است که در نمودار زیر نشان داده شده.
در مورد ریشه های ایرانی واژه "کَشَک" که پرنده ای سیاه رنگ و سریع هست بین ریشه شناسان زبان فارسی اختلاف نظر هست که در نمودار زیر نیز به آن اشاره شده. ...
پند بمعنی راهنمایی از یک ریشه پیش هند و اروپایی است به معنی راه رفتن و گذر کردن. مسیر اشتقاق و تحول معنایی آن در نمودار زیر نشان داده شده
فن، بمعنی هنر و راهکار شکل معرب پند ( یا فند ) فارسی است که در نمودار زیر نشان داده شده. بعضی مراجع واژه های پند و فند را از ریشه های متفاوتی میدانند ...
آوند بمعنی دلیل و برهان از یک ریشه پیش هند و اروپایی است. همانطور که در نمودار زیر نشان داده شده این واژه مسیر جالبی را در تغییر معنی طی کرده. از ریش ...
آوند یا وند پسوند مالگیت یا تعلق است مانند خویش آوند یا پولاد وند. از ترکیب" آب" با "وند" دوباره واژه" آوند" بدست می آید به معنی ظرف آب یا کوزه که د ...
آور و آوری بمعنی حقیقت است. آوری به باور کننده ( حقیقت ) یا مؤمن نیز گفته میشود که در شعر ابوشکور ( نمودار زیر ) نشان داده شده است
آوردن از ریشه پیش هند و اروپایی bher بمعنی حمل کردن است. از این ریشه واژگان بسیاری به فارسی رسیده از جمله: انبار , انبر, باره, بَر , بردن, بَرید, تر ...
آورد به معنی جنگ و نبرد است و آوردگاه میدان جنگ است. این واژه از زبان اوستایی و نهایتا از ریشه های پیش هند و اروپایی به فارسی رسیده که در نمودار زیر ...
آور به معنی واقعا، براستی همریشه واژه های آری و باور است که در نمودار زیر نشان داده شده.
ناهید شکل کوتاه شده آناهیتا است. آناهیتا بمعنی پاک از یک ریشه پیش هند و اروپایی بمعنی خوب تشکیل شده که دو بار نفی میشود! در نفی اول " نه خوب" وا ژ ...
"الموت" ترکب دو واژه ایرانی " آله:عقاب" و " آموت: آشیانه پرندگان شکاری" است و جمعا یعنی "آشیانه عقاب" که در نمودارهای زیر نشان داده شده است. چون عقا ...
" آموت" به معنی آشیانه پرندگان شکاری است و همانطور که در نمودار زیر نشان داده شده، از یک واژه پیش ایرانی به معنی سکونت کردن است که از مسیر اوستایی به ...
آمادن به معنی مهیا کردن از یک ریشه پیش هند و اروپایی است به معنی اندازه زدن. همانطور که در نمودار زیر نشان داده شده از این ریشه واژه های دیگری نیز ب ...
همانطور که در لغت نامه دهخدا نیز آمده است دو واژه " آماج" وجود دارد، یکی به معنی نشانه و هدف و دیگری به معنی گاوآهن است. آماج به معنی گاو آهن فارسی ...
واژه آلفته ( از مصدر آلوفتن ) بمعنی آشفته و شوریده حال است به علت شدت علاقه یاعشق. همانطور که در نمودار زیر نشان داده شده، این واژه از یک ریشه پیش هن ...
اسپست ( آلفاآلفا ) یونجه است و از ترکیب دو ریشه پیش هند و اروپایی با معانی "اسب" و "غذا" بدست آمده یعنی "غذای اسب" که همان یونجه است. نمودار زیر نشا ...
آگوش یا آغوش از ریشه پیش هند و اروپایی به معنی خَم، تا و چروک است که در نمودار زیر نشان داده شده. در فارسی میانه مفهوم "خم کردن دست ها برای بغل گرفتن ...
شاید بعلت اینکه واژه عربی " آکل" در فارسی بسیار معمول شده واژه فارسی " آکل" بمعنی انسان زشت و بد فراموش فارسی زبانان شده و دیگر در فرهنگ های جدید هم ...
واژه "آک" بمعنی زحمت و آفت در شعر سوزنی آمده که در نمودار زیرنشان داده شده. این واژه از ریشه پیش هند و اروپایی است. واژه های دیگر از این ریشه "آکل ...
پدافند از ترکیب پیشوند "پَد: علیه" و " آفند:حمله" ساخته شده است که همان دفاع در برابر حمله میشود. آفند یک واژه هند و اروپایی است به معنی حمله کردن. ...
آفند یک واژه هند و اروپایی است به معنی حمله کردن. همانطور که در نمودار زیر نشان داده شده این واژه از مسیر زبانهای یونانی و ترکی به فارسی رسیده است و ...
آفتابه از ترکیب دو واژه آب و تابه تا قرن یازدهم صرفا به معنی " ظرف آب" بوده و مصارف مختلف داشته ( نمودار زیر ) ، در طول ده قرن اخیر معنی و مصرف آفت ...
آغالیدن تحریک و ترغیب کردن است از یک ریشه پیش هند و اروپایی به معنی خواستن و آرزو کردن که در نمودار زیر با شعری از فردوسی نشان داده شده
معنی اصیل یا ریشه ای آشموغ " تباه کننده اشو " است. اشو راستی و درستی است و آشموغ دروغگو و فریبکار است. این واژه فارسی است و از دو ریشه پیش هند و اروپ ...
آسیب از اوستایی به فارسی رسیده و ریشه پیش هند و اروپایی بمعنی بریدن و در نمودار زیر مسیر اشتقاقش نشان داده شده.
آسیمه بمعنی پریشان خاطر و بیمناک است که از زبان سغدی وام گرفته شده. ریشه های قدیمیتر آن معلوم نیست. همانطور که در نمودار زیر نشان داده شده این واژه د ...
آسیدن بمعنی رسیدن است از یک ریشه پیش هند و اروپایی به همین معنی که در نمودار زیر نشان داده شده. گرچه این واژه امروز خیلی معمول نیست ولی فخر گرگانی در ...
خراسان یا "خاستگاه خورشید" از دو واژه "خور: آفتاب" و "آسیدن: رسیدن" است که هر دو ریشه های هند و اروپایی دارند. فخر گرگانی این واژه را در شعر زیبایی ک ...
آسه، همانطور که در لغتنامه دهخدا آمده، به معنی "زمین آماده زراعت" است. این واژه نیز ، چنانچه در نمودار زیر نشان داده شده، ایرانی و از ریشه پیش هند و ...
آسغدن به معنی آماده بودن یا آماده کردن است. معنی اولیه آن ( در ریشه پیش هند و اروپایی ) توان بخشیدن یا توانمند کردن است که در طی مسیر اشتقاقش که از ز ...
آستیگمات و آستیگمتیسم البته نام نوعی بیماری چشم است ( کژ بینی ) ولی معنی این واژه ها، با توجه به ریشه های آنها، "نا متمرکز" یا "پراکنده" بودن نور است ...
آژدن، آجدن، آزدن به معنی سوراخ کردن است که از مسیر زبانهای اوستایی و فارسی میانه به فارسی امروزه رسیده اند. ریشه پیش هند و اروپایی آن به معنی "ضربه ز ...
واژه آریستوکراسی از دو ریشه پیش هند و اروپایی به معنی "حکومت" و "جور و مناسب بودن" است که در نمودار زیر نشان داده شده. آریستوکراسی یعنی حکومت کسانی ک ...
برای آریستوکراسی، بر حسب شرایط سیاسی، تعبیرات مختلفی شده از جمله حکومت "نخبگان" و حکومت "اشراف". در هر حال، معنی ریشه ای واژه آریستوکراسی حکومت "مناس ...
آرتا و آرتادخت نامهای ایرانی به معنی پاک و عادل از یک ریشه پیش هند و اروپایی به معنی جور و درست کردن یا به تعادل رساندن که در نمودار زیر نشان داده شد ...
آرد بمعنی خرد یا آسیا شده از یک ریشه پیش هند و اروپایی است به معنی خرد کردن. مسیر اشتقاق واژه آرد در نمودار زیر نشان داده شده
آدینده به معنی رنگین کمان یک واژه ایرانیست از یک ریشه پیش هند و اروپایی به معنی دیدن. از این ریشه واژه های دیگری مانند دیدن، آدینه و آذین نیز به فارس ...
واژه آپادانا از سه قسمت تشکیل شده به معنی "محل جدا قرار گرفته" و اشاره به تالاری متمایز از بقیه قصر است. نمودار زیر مسیر اشتقاق این واژه را از ریشه ه ...
در رابطه با نام آبتین نام فرزند او فریدو ن است که آن هم از همان ریشه پیش هند و اروپایی به معنی "پدر، فامیل و نیاکان" است. واژه فریدون یعنی "از نیاکان ...
آبتین، نام پدر فریدون شاه، نام بسیار قدیمی است که از زبان اوستایی به فارسی رسیده، ریشه این وا ژه بمعنی "پدر، فامیل یا نیاکان" است. همانطور که در نمود ...
برخ بمعنی سهم یا بهره یک واژه پیش هند و اروپایی است که از طریق زبانهای اوستایی و فارسی میانه به فارسی رسیده است.
نهور بمعنی چشم یا منظر است. نهور یک واژه فارسی است مشتق از یک ریشه هند و اروپایی بمعنی "آفتاب" که در نمودار زیر نشان داده شده. از همین ریشه واژه خورش ...
بدخش عنوان مهمی در حکومت ساسانیان بوده. سرزمین یا قلمرو بدخش را بدخشان می نامیدند. بدخش ها چشم شاه و ناظر بر امور در قلمرو خود بودند. منطقه بدخشان که ...
بدخش عنوان مهمی در حکومت ساسانیان بوده. سرزمین یا قلمرو بدخش را بدخشان می نامیدند. بدخش ها چشم شاه و ناظر بر امور در قلمرو خود بودند. منطقه بدخشان که ...
بخشودن ( عفو کردن ) و بخشیدن ( عطا کردن ) دو واژه مجزا از هم هستند که گاهی با هم اشتباه میشوند. دو نمودار زیر نشان میدهد که این دو واژه از ریشه های م ...
بت بمعنی صنم از نام بودا گرفته شده. بودا در لفظ بمعنی شخصی است که "به اشراق رسیده". عبادت پیروانش در کنار مجسمه های او باعث شد که واژه بودا در میان ا ...
پرده از یک ریشه پیش هند و اروپایی است بمعنی پوشش که در نمودار زیر نشان داده شده. این واژه از مسیر زبانهای ایرانی به فارسی رسیده و معانی مختلفی را میر ...
باشامه بمعنی روسری یا پوشش سر بانوان از دو قسمت تشکیل شده با معانی موی و پوشش که در نمودار زیر ریشه یابی شده است. از واژه های دیگر فارسی همریشه با با ...
آسه بمعنی "محور" ریشه پیش هند و اروپایی دارد که در نمودار زیر نشان داده شده است. این واژه فارسی همریشه واژه انگلیسی axis به همین معنی است. واژه های د ...
باره بمعنی اسب از ریشه پیش هند و اروپایی bher حمل کردن است که همراه واژه های دیگر فارسی که از آن مشتق شده اند نظیر سوار، بردن و ترابری در نمودار زیر ...
بادافراه ب، عنی تنبیه یا کیفر از دو ریشه پیش هند و اروپایی است که در نمودار زیر نشان داده شده. واژه اصلی در ریشه پرس و جو کردن یا استنطاق است.
معنی ریشه ای خورشید " آفتاب تابان" است که در نمودار زیر نشان داده شده. چند واژه دیگر فارسی که همریشه خورشید است در این نمودار آمده است
واژه پنام در ریشه بمعنی"پوشش محافظتی" است با معانی خاصی مانند روبند زرتشتیان ( برای حفظ آتش از آلودگی ) یا لباسی که زیر زره میپوشیدند. نمودار زیر مسی ...
معنی ریشه ای پردیس محل "محصور" است. همانطور که در نمودار زیر نشان داده شده، این واژه از دو ریشه پیش هند و اروپایی ( PIE ) با معانی "پیرامون" و "دیوار ...
ایاغ یک واژه ترکی است با دو معنی "پا" و "پیاله یا ساغر". چنانچه در نمودار زیر نشان داده شده، قدیمیترین شکل شناخته شده آن در زبان" پیش ترکی Proto Turk ...
واژه اکنون از دو قسمت "اک" و "نون" تشکیل شده که هر دو از ریشه های پیش هند و اروپایی هستند. چنانچه در نمودار زیر نشان داده شده "نون" بمعنی "حالا" است ...
نون در فارسی بمعنی "حالا" ریشه پیش هند و اروپایی دارد و از مسیر زبانهای اوستایی و فارسی میانه به فارسی آمده. در نمودار زیر شعری از فردوسی است که استف ...
مزدا از دو ریشه پیش هند و اروپایی با معانی "فکر کردن" یا آموختن و "انجام دادن" تشکیل شده به معنی کسی که آموزش را تمام کرده یا به عبارت دیگر " همه دان ...
اوگ یک واژه ایرانی قدیمی است به معنی قله. همانطور که در نمودار زیر نشان داده شده این واژه از یک ریشه پیش هند و اروپایی بمعنی زیاد شدن یا بالا رفتن اس ...
این واژه غیر از معانی معمول، معنی دیگری با مفهوم " اندازه زدن" دارد که در نمودار زیر شعری از سعدی هم برای آن شاهد آورده شده است. این واژه از دو ریشه ...
آلگوریتم مسیر و ترتیب ( پروسس ) حل مسئله ها راخصوصا در روشهای رایانه ای نشان میدهد. این روش به افتخار ریاضی دان سرزمین خوارزم به " الخوارزمی" یا الگو ...
معنی ریشه ای واژه انبوه "با هم بودن" است. این واژه از دو ریشه پیش هند و اروپایی با معانی هم و بودن تشکیل شده که در نمودار زیرآمده است.
با تشکر از آقای آرش کیانی که نمودار واژه "خوارزم" را ازفرهنگ "مسیر اشتقاق لغات فارسی" نشان داده اند، نمودار جدید تری از این واژه را در زیر آورده ام ا ...
افلاطون بمعنی "پهن" نام مستعار آریستوکِلِس فیلسوف معروف یونانی است که شانه ها و پیشانی بسیار پهنی داشت. ریشه پیش هند و اروپایی این واژه plat بمعنی په ...
شمّاس خدمتگزار کلیسا است از یک ریشه سامی به معنی خدمت کردن. نمودار زیر مسیر مهاجرت این واژه را از زبان آرامی به سریانی و عربی و نهایتا فارسی نشان مید ...
اشکاف به معنی کمد یا گنجه یک ریشه پیش هند و اروپایی دارد ( PIE ) بمعنی بریدن. این واژه از مسیر زبانهای اروپایی به فارسی رسیده و در مسیرش مفهوم آن از ...
شنوشه به معنی و همریشه واژه "عطسه" میباشد. هر دو از یک ریشه پیش هند و اروپایی ( PIE ) به همین معنی هستند که در نمودار زیر نشان داده شده.
اشنان گیاهی است قلیایی که در شستشو بکار میرفت. چنانچه در نمودار زیر نشان داده شده اشنان از یک ریشه پیش هند و اروپایی ( PIE ) است که از مسیر اوستایی ب ...
اشو با معانی درست و بهشت از یک ریشه پیش هند و اروپایی است که اشاره به جور و مناسب بو دن دارد. چنانچه در نمودار زیر نشان داده شده، این معنی اولیه درمس ...
وهو از یک ریشه اوستایی و نهایتا پیش هند و اروپایی است به معنی خوب و پسندیده که در نمودار زیر نشان داده شده. واژه های زیادی از این ریشه در فارسی آمده ...
موسیقی و موزیک هر دو از یک ریشه پیش هند و اروپایی هستند بمعنی "فکر کردن" که در یونانی مفهوم آن به "الهه حافظ هنر" و سپس "موسیقی" تغییر یافت. همانطور ...
اسقف به معنی "ناظر" یا "ناظر بر" است و مقامی است در کلیسای مسیحیان. اسقف از دو ریشه پیش هند و اروپایی با معانی "ناظر" و "مقابل یا بالا" که در نمودار ...
اسطوره بمعنی "داستان تاریخی" از یک ریشه پیش هند و اروپایی ( PIE ) است بمعنی "دیدن و دانستن" که در نمودار زیر نشان داده شده. این لغت، مانند بسیاری از ...
استوار در اصل ( ریشه ) بمعنی پابرجا یا دارای استحکام است. استوار ، همانطور که در نمودار زیر نشان داده شده، از دو ریشه پیش هند و اروپایی ( PIE ) است ب ...
اوستاد یا استاد از دو ریشه پیش هند و اروپایی است که مسیر اشتقاق آن در نمودار زیر نشان داده شده. یک ریشه آن بمعنی "فرد" و ریشه دیگر بمعنی " ایستادن" ا ...
لغت قناری دو ریشه جالب پیش هندواروپایی ( PIE ) دارد که در نمودار زیر نشان داده شده است. این پرنده از جزایر کاناری ( در غرب مراکش ) به اسپانیا و سپس س ...
اسبه یا اسباه بمعنی سگ است که چنانچه در نمودار زیر نشان داده شده از زبانهای ایرانی غربی ( مادی و پارتی ) به فارسی رسیده و ریشه آن هند و اروپایی است. ...
ارژنگ که نام کتاب مانی ویا هر دفتر پر نقش و نگار است از یک ریشه هند و اروپایی میباشد بمعنی " ارزشمند" و همچنین ریشه لغات ارج و ارزش نیز هست. چنانچه د ...
اروپا در لغت بمعنی "غروب گاه" یا سرزمینی که خورشید در آن غروب میکند و چنانچه در نمودار زیر نشان داده شده از یک ریشه اکدی میباشد بمعنی فرو رفتن
معنی لغوی یا ریشه ای ابرنجن "رنگارنگ" است و اشاره به زیور آلاتی است که بدست و پا میبستند. نمودار زیر ریشه های پیش هند و اروپایی آنرا نشان میدهد
اگر چه لغت آپارات از مسیر زبانهای لاتین و روسی به فارسی وارد شده ( نمودار زیر ) ولی ریشه پیش هند و اروپایی آن ( PIE ) منشا بسیاری از لغات فارسی است ک ...
آهو بمعنی غزال از یک ریشه پیش هند و اروپایی بمعنی "سریع" میباشد. آهو بمعنی عیب و نقص از دو ریشه پیش هند و اروپایی با معانی "نه ( نفی ) " و "خوب" که ...
لغت آنفلوآنزا بمعنی "اثر" است که اشاره به باور اروپاییان در اوائل قرن هجدهم میباشد که بیماریهای واگیر نظیر سرماخوردگی را "اثر" بد ستارگان میدانستند. ...
انغوزه یا انگژه از دو ریشه هند و اروپایی است به معنی "صمغ شیرین" که اشتقاق و ترکیب ریشه های آن در نمودار زیر نشان داده شده است.
آزرمیدخت ترکیب چند ریشه هند و اروپایی است با معانی { نه زر ( پیر ) دخت } یعنی دختری که پیر نمیشود. ترکیب ریشه ها در نمودار زیر نشان داده شده است
مهیا، حاضر. این لغت همریشه لغات ماه ، پیمانه و نمایش است و همگی از یک ریشه هند و اروپایی بمعنی اندازه گرفتن مشتق شده اند ( رجوع شود به نمودار زیر )
واژه آغل و فرمهای مختف آن از ریشه پیش هند و اروپایی ( PIE ) به معنی پنهان کردن یا پوشاندن است که در نمودار زیر نشان داده شده
آغار رطوبت است. جولیوس پوکورنی آنرا از یک ریشه پیش هند و اروپایی ( PIE ) به معنی شیر و کره میداند که فقط در زبانهای آریایی بکار رفته ولی جانی چیونگ آ ...
آفدم از ریشه پیش هند و اروپایی ( PIE ) بمعنی آخر یا عاقبت است
معنی ریشه ای لغت بهانه "دلیل پنهان" است
انجیر در پارسی باستان به معنی بی تخم یا بی گل است زیرا گلهای آن داخل میوه و پنهانند
پذیره به نبرد طلبیدن است از فرهنگ ریشه لغات فارسی با نمودارهای اشتقاق ـ تالیف علی نورائی
پذیره
ژوژه خار پشت ( hedgehoge ) هست و از حشرات تغذیه میکند ولی جوجه تیغی ( porcupine ) هست که از خارپشت بزرگتر بوده و گیاهخوار است. خار های خارپشت کوتاهتر ...