اسپاه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - سپاه سپه لشکر لشکرانبوه جیش . ۲ - ( در اصطلاح نظام ) واحدی از نظامیان که شامل چند لشکر باشد .
فرهنگ معین
پیشنهاد کاربران
اسپاه یا سپاه از ریشه نیا ایرانی "اسپادا" است که در نمودار زیر نشان داده شده. ریشه های قدیمی تر آن در زبان نیا هند و اروپایی کاملا روشن نیست.




سپاه
سپه
لشکر
جند
احمدا خود کیست اسپاه زمین؟
ماه بین بر چرخ و بشکافش جبین
✏ مولانا
دل بود اِستاده اندر راه حسن
هم از آن ره بگذرد اسپاه حسن
✏ ملا احمد نراقی
سپه
لشکر
جند
احمدا خود کیست اسپاه زمین؟
ماه بین بر چرخ و بشکافش جبین
✏ مولانا
دل بود اِستاده اندر راه حسن
هم از آن ره بگذرد اسپاه حسن
✏ ملا احمد نراقی