لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
( صفت اسم ) رزمنده سپاهی جمع : ارتشتاران .
فرهنگ معین
پیشنهاد کاربران
واژه ارتش از فارسی میانه "ارتشتار" به معنی نظامی "ارابه سوار" است که ترکیب آن از دو واژه پیش هند و اروپایی بمعانی "غلتیدن" و "ایستادن" در نمودار زیر نشان داده شده.




جنگاور
ارتشتار
بالاترین درجه نظامی که به پادشاهان لقب داده می شود، معادل فرمانده کل قوا.
معانی دیگر: شاه، فرمانده عالی مقام.
معانی دیگر: شاه، فرمانده عالی مقام.