استکان از دو ریشه نیا هند و اروپایی است با معانی "برگزیدن" و "نوشیدن". همانطور که در نمودارهای زیر نشان داده شده، ترکیب این دو ریشه دو بار با معانی مختلف به زبان فارسی رسید:
بار اول ترکیب این دو ریشه بصورت دوستکام، دوستکان و دوستگان یعنی "شرابی که با دوستان نوشند" در فارسی استفاده میشد و خاقانی نیز آنرا در شعر زیر استفاده کرد:
... [مشاهده متن کامل]
به دستم دوستکانی داد جام خاص خرسندی
که خاک جرعه چین شد خضر و جرعه آب حیوانش
بار دوم این واژه فارسی به زبانهای دیگر منطقه خصوصا ترکی با مفاهیم پیاله و جام راه یافته و پس از عبور از زبان اسلاو شرقی قدیمی و روسی بصورت "استکان" به زبان فارسی بازگشت.


بار اول ترکیب این دو ریشه بصورت دوستکام، دوستکان و دوستگان یعنی "شرابی که با دوستان نوشند" در فارسی استفاده میشد و خاقانی نیز آنرا در شعر زیر استفاده کرد:
... [مشاهده متن کامل]
به دستم دوستکانی داد جام خاص خرسندی
که خاک جرعه چین شد خضر و جرعه آب حیوانش
بار دوم این واژه فارسی به زبانهای دیگر منطقه خصوصا ترکی با مفاهیم پیاله و جام راه یافته و پس از عبور از زبان اسلاو شرقی قدیمی و روسی بصورت "استکان" به زبان فارسی بازگشت.


استکان واژه ای روسی و برگرفته از واژه �dostak�n� در روسی کهن به معنای لیوان یا پیاله می باشد .
این واژه با واژه � tostakan / tostağan� در ترکی جغتایی به معنای آبریز ( ظرف آب ) هم ریشه است .
این واژه با واژه � tostakan / tostağan� در ترکی جغتایی به معنای آبریز ( ظرف آب ) هم ریشه است .
استکان بلور: استکانی که جنس آن از شیشه ی بلور باشد .
( ( "قوری را گذاشت روی سماور و با استکان بلور و دو لیوان دسته دار توی سینی رفت به نشیمن ) )
( ( عادت می کنیم ، زویا پیرزاد ، چاپ 23 ، 1390 ، ص 134. ) )

( ( "قوری را گذاشت روی سماور و با استکان بلور و دو لیوان دسته دار توی سینی رفت به نشیمن ) )
( ( عادت می کنیم ، زویا پیرزاد ، چاپ 23 ، 1390 ، ص 134. ) )
