چای خوری


معنی انگلیسی:
teacup, tea - cup

لغت نامه دهخدا

چای خوری. [ خوَ / خ ُ ] ( حامص مرکب ) خوردن چای. نوشیدن چای. چای آشامی. چای نوشی.، چایخوری. [ خوَ / خ ُ ] ( اِ مرکب ) اسباب چای خوری.آلات چایخوری. وسائل چایخوری. سرویس چای خوری ، که مرکب است از 6 یا 12 یا 24 پاره ظرف مخصوص چای خوردن.

فرهنگ فارسی

۱- عمل چای خوردن چای نوشیدن . ۲- ( اسم ) آنچه که بدان چای نوشند: قاشق چایخوری .
اسباب چای خوری . آلات چایخوری . وسائل چایخوری . سرویس چای خوری که مرکب است از ۶ یا ۱۲ یا ۲۴ ظرف مخصوص چای خوردن .

پیشنهاد کاربران

باید توجه داشت که ورود واژه "چای" به زبان فارسی و رسم چای نوشی در ایران در زمانهای متفاوتی اتفاق افتادند.
واژه چای که ریشه چینی دارد از راه زبان هندی به فارسی وارد شده ولی تاریخ ورود آن دقیقا معلوم نیست. منابع تاریخی نشان میدهند که ابوریحان بیرونی در قرن یازدهم چای و انواع آنرا میشناخته است. ( دانشنامه ایرانیکا )
...
[مشاهده متن کامل]

چای نوشی در ایران تا قرن نوزدهم نتوانست جایگزین رسم قهوه نوشی شود ( اصطلاح قهوه خانه هنوز هم معمول است ) ــ در دوره قاجار، امیرکبیر به راه اندازی صنعت سماور سازی در ایران کمک کرد و در مدت کوتاهی نوشیدن چای در ایران رواج گسترده ای یافت. ( دانشنامه ایرانیکا )

چای خوریچای خوری