پیشنهادهای علی نورائی (٤٠٧)
کیموس، مواد حاصل از استحاله طعام در معدی، از واژه کیمیا گرفته شده ولی در مورد ریشه واژه کیمیا اختلاف نظر هست و بر حسب آنکه کدام ریشه صحیح تر باشد، مع ...
در مورد ریشه واژه کیمیا اختلاف نظر هست و بر حسب آنکه کدام ریشه صحیح تر باشد، معنی لغوی کیمیا یکی از این دو عبارت است: "اختلاط و امتزاج" یا "صنعت استح ...
در مورد ریشه واژه کیمیا اختلاف نظر هست و بر حسب آنکه کدام ریشه صحیح تر باشد، معنی لغوی کیمیا یکی از این دو عبارت است: "اختلاط و امتزاج" یا "صنعت استح ...
پروانه ساخته شده از ترکیب " پَر" و "وانَک" که پسوند اسم سازی است در زبان پارسی میانه. همانطور که در نمودار زیر نشان داده شده، ریشه نیا هند و اروپایی ...
واژه پرواز از دو ریشه نیا هند و اروپایی است، یکی wegh بمعنی حمل کردن و پرواز کردن است و دیگری پیشوند per بمعنی پیش یا اطراف ( پیشوند جهت ) . ترکیب ای ...
باران از ریشه نیا هند و اروپایی awe, wer بمعنی آب است، همانطور که در نمودار زیر نشان داده شده، این ریشه از مسیر زبانهای اوستایی و پارسی میانه بصورت " ...
تگرگ، بمعنی قطره های یخ بستۀ باران، از ریشه نیا هند و اروپایی است. نمودار زیر تگرگ را از ریشه نیا هند و اروپایی tenk بمعنی محکم و سفت شدن نشان میدهد ...
پروانه ساخته شده از ترکیب " پَر" و "وانَک" که پسوند اسم سازی است در زبان پارسی میانه. همانطور که در نمودار زیر نشان داده شده، ریشه نیا هند و اروپایی ...
واژه پرواز از دو ریشه نیا هند و اروپایی است، یکی wegh بمعنی حمل کردن و پرواز کردن است و دیگری پیشوند per بمعنی پیش یا اطراف ( پیشوند جهت ) . ترکیب ای ...
پرنیان نوع رنگارنگ پرند است که حریر تک رنگ میباشد. نمودار زیر مسیر اشتقاق این واژه ها را از ریشه های ایرانی باستان و پارسی میانه نشان میدهد.
پرند حریر یا جامه ابریشمی تک رنگ و پرنیان نوع رنگارنگ آن است. ریشه پرند تا زبان ایرانی باستان بصورت upa - ringa بمعنی" نقش دار" دنبال شده ولی ریشه پر ...
پَر ، پرواز و مشتقات آنها از ریشه نیا هند و اروپایی per هستند بمعنی گذر کردن از روی چیزی. از این ریشه فرم por - no مشتق میشود بمعنی پَر و بال. همانطو ...
پَر ، پرواز و مشتقات آنها از ریشه نیا هند و اروپایی per هستند بمعنی گذر کردن از روی چیزی. از این ریشه فرم por - no مشتق میشود بمعنی پَر یا بال. همانط ...
.
باران از ریشه نیا هند و اروپایی awe, wer بمعنی آب است، همانطور که در نمودار زیر نشان داده شده، این ریشه از مسیر زبانهای اوستایی و پارسی میانه بصورت " ...
بار، اضافه بر معنی محموله و میوه درختان، معانی دیگری هم دارد مانند کناره و اجازه ورود که در دو نمودار زیر نشان داده شده. ریشه های آنها نیا هندو اروپا ...
در فارسی چند گونه پسوند وار استفاده میشود که چهار نوع آن در نمودار زیر نشان داده شده. وار بمعنی دیوار در ترکیباتی مانند دیوار ( دیوار دژ ) و پروار ( ...
برگستوان که زره یا پوشش نظامی اسبان است از ترکیب سه ریشه نیا هند و اروپایی تشکیل شده. معانی این سه ریشه، همانطور که در نمودار زیر نشان داده شده، عبار ...
پنهان از ریشه نیا هند و اروپایی dhe بمعنی انجام دادن یا قرار دادن است همراه با دو پیشوند ni و per که مجموعا معنی "جهت پایین" را میدهند. در مجموع، ترک ...
نهان بمعنی پنهان از دو ریشه نیا هند و اروپایی با معانی قرار دادن و پایین ( شاید با مفهوم زیر پوشش ) است که در نمودار زیر نشان داده شده است.
نهادن بمعنی قرار دادن است و ترکیب آن با پیشوند " نـ ــ " بمعنی پایین واژه نهان بمعنی "زیر پوششی قرار داده شده" را بدست میدهد. همه این واژه ها ریشه نی ...
در مورد ریشه نیا هند و اروپایی واژه نهفتن ریشه شناسان پیشنهادات مختلفی داده اند. نمودار های زیر دو نمودنه از این پیشنهاد ها را نشان میدهد و اختلاف نظ ...
طبق منابعی که در نمودار زیر نشان داده شده، اردک از زبان ترکی به فارسی آمده. قدیمیترین شکل شناخته شده آن از ترکیب "اور" به معنی برخاستن و پسوند فاعلی ...
طبق منابعی که در نمودار زیر نشان داده شده، اردک از زبان ترکی به فارسی آمده. قدیمیترین شکل شناخته شده آن از ترکیب "اور" به معنی برخاستن و پسوند فاعلی ...
آباد بمعنی مکان معمور و مزروع یک واژه فارسی از ریشه نیا هند و اروپایی "پا" بمعنی حفاظت کردن است. همانطور که در نمودار زیر نشان داده شده، واژه آباد در ...
برای نام شهر آبادان معانی مختلفی پیشنهاد شده. دانشنامه ایرانیکا ( جلد 1 صفحه51 ) به استناد یاد داشتهای جغرافیا دانان قرون دوم و چهارم که آبادان را بص ...
برای نام شهر آبادان معانی مختلفی پیشنهاد شده. دانشنامه ایرانیکا ( جلد 1 صفحه51 ) به استناد یاد داشتهای جغرافیا دانان قرون دوم و چهارم که آبادان را بص ...
واژه ساییدن از یک ریشه نیا هند و اروپایی است بمعنی تیز کردن ( با سنگ ساب ) . همانطور که در نمودار زیر نشان داده شده است، مشتقات این ریشه از مسیر نیا ...
افسانیدن، فسانیدن، افسان و اپسان بمعنی ساییدن یا سنگ فسان از ریشه نیا هند و اروپایی هستند. همانطور که در نمودار زیر نشان داده شد، این ریشه از طریق ای ...
افسانیدن، فسانیدن، افسان و اپسان بمعنی ساییدن یا سنگ ساب از ریشه نیا هند و اروپایی هستند. همانطور که در نمودار زیر نشان داده شد، این ریشه از طریق ایر ...
افسانیدن، فسانیدن، افسان و اپسان بمعنی ساییدن از ریشه نیا هند و اروپایی هستند. همانطور که در نمودار زیر نشان داده شد، این ریشه از طریق ایرانی باستان ...
افسانیدن، فسانیدن، افسان و اپسان بمعنی ساییدن از ریشه نیا هند و اروپایی هستند. همانطور که در نمودار زیر نشان داده شد، این ریشه از طریق ایرانی باستان ...
سان سنگ سوهان است که به سنگ چاقو تیز کنی نیز معروف است. ریشه آن، همانطور که در نمودار زیر نشان داده شده، نیا هند و اروپایی است بمعنی تیز کردن که از ط ...
افتالیدن بمعنی پراکندن از دو ریشه نیا هند و اروپایی است با معانی شکافتن و اطراف. ترکیب آنها، همانطور که در نمودار زیر نشان داده شده، معنی ازهم پاشیدن ...
اُغور، اُغُر، آغال، اغال همه بمعنی شگون و برکت است. همانطور که در نمودار زیر نشان داده شده، ریشه آن یکی از زبانهای ترکی قدیمی است uğur بمعنی فرصت و ش ...
اُشنه ( یا دواله ) نوعی گلسنگ یا گیاهی خزه مانند است که روی پوست درختان زیست میکند. ریشه آن نیا هند و اروپایی است leigh به معنی لیس زدن ( خوردن ) . و ...
برای ریشه واژه افغان یا فغان، بمعنی فریاد و ناله کردن، ریشه شناسان نظر های مختلفی دارند که دو نمونه آن در نمودار های زیر نشان داده شده. در یک مورد ری ...
برای ریشه واژه افغان یا فغان، بمعنی فریاد و ناله کردن، ریشه شناسان نظر های مختلفی دارند که دو نمونه آن در نمودار های زیر نشان داده شده. در یک مورد ری ...
واژه "تُفَک" فارسی و "تُووِک" ترکیِ چِگِلی، هردو با معنی �لولهٔ دمشی� ، در زبانهایِ اقوام همجوارِ دورۀ میانه ثبت شده اند. همانندی آوایی و معنایی آن ه ...
واژه تُف، مانند تُفَک و پُفَک ( لولۀ دمشی برای پرتاب سنگریزه ) و حتی تفنگ، در فارسی، ترکی و زبانهای دیگر منطقه از دیر باز رایج بوده. بسیاری از این وا ...
تُنُک بمعنی نازک از یک ریشه نیا هند و اروپایی است و از پارسی میانه وارد فارسی شده. واژه هم پیوند آن در زبان سانسکریت tanuka است. همانطور که در نمودار ...
تاندون که همریشه و هم معنی واژه فارسی سنَوَر ( سناور ) است همان زردپی میباشد. همانطور که در نمودار زیر نشان داده شده، ریشه مشترک نیا هند و اروپایی آن ...
تُن بمعنی زیر و بمی یا لحن صدا، ریشه نیا هند و اروپایی دارد و از مسیر یونانی، لاتین و فرانسه به زبان فارسی رسیده. همانطور که در نمودار زیر نشان داده ...
سنَوَر ( سَنَوار ) یک واژه ایرانیست بمعنی نوار ، خط و زردپی. همانطور که در نمودار زیر نشان داده شده این واژه ریشه نیا هند و اروپایی دارد و از مسیر زب ...
واژه بدست از دو ریشه نیا هند و اروپایی است با معانی "گسترش یا فاصله" و "باز". همانطور که در نمودار زیر نشان داده شده، ترکیب این دو واژه که معنی "فاصل ...
معنی لغوی مردم یا مردمی " نژاد انسان" است. مردم از ترکیب دو ریشه نیا هند و اروپایی است که در نمودار زیر نشان داده شده. ریشه اول mer بمعنی مردن است ک ...
معنی لغوی مردم " نژاد انسان" است. مردم از ترکیب دو ریشه نیا هند و اروپایی است که در نمودار زیر نشان داده شده. ریشه اول mer بمعنی مردن است که از آن m ...
تخم ( تخمه ) یک واژه ایرانیست از ریشه نیا هند و اروپایی teuk به همین معنی. مسیر ِ اشتقاق آن که از ایرانی باستان و زبان پارتی و فارسی میانه عبور کرده ...
واژه تهمتن از ترکیب تهم بمعنی محکم و قوی و تن بمعنی بدن ساخته شده، معنی تهمتن انسان قوی هیکل است. این واژه از دو ریشه نیا هند و اروپایی است که در نمو ...
ترخوانه ، ترخینه یا تلخینه را به اشکال مختلف مینویسند و انواع مختلف دارد اما اگر به معنی ریشه آن توجه کنیم غذایی است که آنرا برای نگهداری و مصرف در آ ...