پیشنهادهای علی نورائی (١٥٥)
ریشه واژه ارغنون پیش هند و اروپایی و بمعنی "کار کردن" است که یونانیها معنی آنرا به ابزار ( کار ) و وسیله ( موسیقی ) بسط دادند. این واژه از راه زبان ع ...
ارغنده بمعنی خشمگین و عصبانی است از ریشه پیش هند و اروپایی ergh بمعنی تحریک کردن که در نمودار زیر نشان داده شده است. این واژه از مسیر زبان اوستایی و ...
واژه رشک یا ارشک از یک ریشه پیش هند و اروپایی است به معنی جاری شدن یا رطوبت که ظاهرا هیچ ربطی به رشک و حسد ندارد مگر آنکه کمی به بسط ریشه آن بپردازیم ...
ارشاما، ارشام یا آرشام یک نام قدیمی ایرانی است که معنی لغوی یا ریشه ای آن " نیروی خرس" است که از دو ریشه پیش هند و اروپایی، چنانچه در نمودار زیر نشان ...
واژه گُشنسب یا گُشنسپ در باور ذرتشتی معنی خاصی دارد اما معنی لغوی یا ریشه ای آن "اسبان قوی" یا دارنده اسبان قوی است که، همانطور که در نمودار زیر نشان ...
گُشنی بمعنی جفت گیری ازواژه گُشن گرفته شده بمعنی مرد و قدرت، گُشن از یک ریشه پیش هند و اروپایی است به معنی آب یا رطوبت که در مسیر اشتقاق مفهوم مرد و ...
گُشن یا گُشَن بمعنی مرد ، قدرت و بزرگ از یک ریشه پیش هند و اروپایی است به معنی آب یا رطوبت که در مسیر اشتقاق مفهوم مرد و قدرت را بخود گرفت. نمودار زی ...
ارشان از یک ریشه پیش هند و اروپایی است به معنی آب یا رطوبت که در مسیر اشتقاق تا زبان فارسی معنی "ریزنده آب" یا مرد را بخود گرفته که در نمودار زیر نشا ...
واژه ارشاسپ یا ارشاسب از دو ریشه پیش هندو اروپایی است به معنی " اسبان نر" یا صاحب اسبان نر که در نمودار زیر نشان داده شده است
واژه ارشاسپ یا ارشاسب از دو ریشه پیش هندو اروپایی است به معنی " اسبان نر" یا صاحب اسبان نر که در نمودار زیر نشان داده شده است
واژه اُرُسی بمعنی روسی است که کالاهای وارداتی از روسیه را میخواندند و معروفترین آنها "کفش ارسی" و "پنجره ارسی" است. و اما واژه "روسی" که ما ارسی میخ ...
نام "آلب ارسلان" یا آلپ ارسلان به معنی شیر شجاع از دو واژه ترکی arslan بمعنی "شیر" و alp بمعنی شجاع بدست آمده. ریشه های این واژه های ترکی یا زبانی ...
ارزیز بمعنی فلز قلع از یک ریشه پیش هند و اروپایی PIE و از مسیر پیش ایرانی به اوستایی به فارسی میانه به فارسی رسیده که در نمودار زیر نشان داده شده
ارزن نوعی غله است. گرچه زبان فارسی این واژه را از ایرانی باستان گرفته است ولی ریشه آن کاملا مشخص نیست. نمودار زیر ارزن را از ریشه بین النهرینی ( اکدی ...
ارز بمعنی صنوبر بی بار یا نر است. همانطور که در نمودار زیر نشان داده شده، این واژه از یونانی به عربی و از آنجا به فارسی آمده است
رَد بمعنی خردمند و دانا از یک ریشه پیش هند و اروپایی به فارسی رسیده است که در نمودار زیر نشان داده شده. از این ریشه واژه های زیادی به فارسی رسیده م ...
معنی لغوی اردیبهشت "برترین پارسایی" و یا "بهترین راستی" است . همانطور که در نمودار زیر نشان داده شده، اردیبهشت از سه ریشه پیش هند و اروپایی تشکیل شده ...
برای توضیحات و ریشه های این واژه مراجعه شود به "تخته نرد"
واژه نرد در "تخته نرد" سیر لغوی جالبی دارد. نرد مخفف "نرد شیر" است و نردشیر مخفف "نیو اردشیر" یعنی اردشیر شجاع یا شریف میباشد که عنوان اردشیر اول ( ب ...
اِردَب در زمان اکدیان پیمان ای برای اندازه گیری حجم بود. این واژه به زبان سریانی رفته و سپس وارد زبان یونانی شد. مانند بسیاری از واژه های یونانی که ا ...
ارد بمعنی راستی و عدالت از یک ریشه پیش هند و اروپایی است بمعنی جفت و جور کردن که در نمودار زیر نشان داده شده. از این ریشه واژه های بسیاری به فارسی ...
نام ارجاسپ یا ارجاسب از ترکیب دو ریشه پیش هند و اروپایی با معانی اسب و ارزش تشکیل شده، معنی لغوی این نام "دارای اسبان ارزشمند" است. مسیر اشتقاق آن در ...
ورج بمعنی مقام ، ارزش و مرتبه از یک ریشه پیش هند و اروپایی است بمعنی ارزش، مسیر اشتقاق آن در نمودار زیر نشان داده شده. از همین ریشه واژه های دیگری به ...
ارج بمعنی ارزش از یک ریشه پیش هند و اروپایی است با همین معنی که در نمودار زیر نشان داده شده است.
واژه ارتدکس از دو ریشه پیش هند و اروپایی است با معانی "عقیده" و " درست". بنا بر این معنی لغوی ارتدکس کسی است که "راست دین" است یا معتقد است که دین و ...
واژه ارتش از فارسی میانه "ارتشتار" به معنی نظامی "ارابه سوار" است که ترکیب آن از دو واژه پیش هند و اروپایی بمعانی "غلتیدن" و "ایستادن" در نمودار زیر ...
واژه ارّابه یا ارّاده که وسائل نقلیه بو ده از ریشه پیش هند و اروپایی ret به معنی غلتیدن است و از مسیر زبان اوستایی بفارسی رسیده. از این ریشه واژه های ...
واژه ترهات بمعنی سخنان بیهوده از عربی گرفته شده. زبان عربی واژه ترهات را از واژه فارسی "راه، ره" گرفته که در غالبی عربی به فارسی باز گشته است ( مراجع ...
اخگر بمعنی آتش پاره از دو ریشه پیش هند و اروپایی با معانی " آتش" و"حرارت" است که در نمودار زیر نشان داده شده. از این ریشه ها واژه های دیگری در فارسی ...
واژه اتوماتیک که از فرانسه وارد فارسی شده از دو ریشه پیش هند و اروپایی ترکیب شده با معانی "خود" و "فکر کردن". لذا معنی لغوی یا ریشه ای اتوماتیک "خود ...
اند بمعنی مقداری مبهم بین سه تا نه بکار میرود، ریشه آن تا ایرانی باستان شناخته شده که در نمودار زیر نشان داده شده. از ترکیب آن با پسوند "ک" واژه اندک ...
انجیل از ترکیب دو واژه قدیمی است که در نمودار زیر نشان داده شده است. واژه یونانی angelos به معنی فرستاده و واژه پیش هند و اروپایی su بمعنی خوب است. ت ...
اتیکت که از زبان فرانسه به فارسی آمده در لغت بمعنی "مجموعه دستورالعمل ها" است. اتیکت از ریشه پیش هند و اروپایی به معنی "نوک تیز" است که پس از ورود به ...
چَک به معنی سند تجاری یا بانکی از فارسی میانه است. ریشه آن احتمالا از منطقه خاور نزدیک یا خاورمیانه است ولی معلوم نیست. واژه check در زبان انگلیسی از ...
اتوبوس مخفف عبارت فرانسوی voiture omnibus به معنی وسیله نقلیه عمومی است که به bus خلاصه شد. لازم بتذکر است که پسوند bus - در این عبارت هیچ ربطی به وا ...
اتوبان به معنی شاهراه از یک ریشه پیش هند و اروپایی است به معنی زدن یا کوبیدن. در مسیر زبانهای پیش ژرمانی و آلمانی این مفهوم تغییر کرد به راهی که در ا ...
اطو یا اُتو ، دستگاه گرمی که بدان چین و چروک جامه را میگیرند، از ترکی آذبایجانی به فارسی آمده و خود از یک ریشه پیش ترکی �t است بمعنی " سطح چیزی را سو ...
اتراق به معنی اقامت موقت از ریشه ترکی otur به معنی نشستن است.
اتر و اثیر به معنی فضای بالاتر از جو زمین هر دو، از مسیر های مختلف و غیر ایرانی، از یک ریشه پیش هند و اروپایی به معنی سوزاندن و آتش به فارسی رسیده ان ...
اتر یا اثیر فضای بالا تر از جو زمین است که از یک ریشه پیش هند و اروپایی، ولی از مسیر های متفاوت، به فارسی رسیده. مسیر های اشتقاق آنها در نمودارهای ...
اتاق یا اطاق از ریشه ترکی به معنی خیمه است و آن از واژه odağ به معنی کلبه ای که با شاخ و برگ ساخته باشند مشتق شده است که در نمودار زیر ترسیم شده.
وُثاق همان اتاق است از ریشه ترکی که در نمودار زیر نشان داده شده است
اپیون تریاک است و افیون معرب اپیون فارسی نیست بلکه معرب واژه یونانی یا پهلوی است که به فارسی آمده. در هر حال، چنانچه در نمودار زیر نشان داده شده، این ...
اپیون تریاک است و افیون معرب اپیون فارسی نیست بلکه معرب واژه یونانی یا پهلوی است که به فارسی آمده. در هر حال، چنانچه در نمودار زیر نشان داده شده، این ...
ابلک بمعنی سیاه و سفید یا دو رنگ است. این واژه از اوستایی و نهایتا پیش هند و اروپایی به فارسی رسیده است که در نمودار زیر نشان داده شده. این واژه مانن ...
ابلق معرب ابلک بمعنی سیاه و سفید یا دو رنگ است. این واژه از اوستایی و نهایتا پیش هند و اروپاییبه فارسی رسیده است و در نمودار زیر نشان داده شده.
در مورد ریشه و اشتقاق واژه" ابزار" زبان شناسان پیشنهادات مختلفی داده اند. نمودار زیر یکی از این اشتقاق ها را نشان میدهد.
واژه ابریشم از ترکیب دو واژه پیش هند و اروپایی است به معانی تابیدن و اطراف و اشاره به پیله ابریشم است که کرم به دور خود میتابد ( نمودار زیر )
ابرو خطی از مو است که در زیر پیشانی و بالای چشم می روید ( عمید ) . این واژه ایرانی از ریشه پیش هند و اروپایی bhru به همین معنی است.
ابر به معنی بخار آب در آسمان ریشه پیش هند و اروپایی دارد با همان معنی ابر یا رطوبت. واژه های نم و نمک نیز از همین ریشه مشتق شده اند