اوگ

لغت نامه دهخدا

اوگ. [ اَ ] ( اِ ) اوج. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ). قله. سمت الرأس. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - بلندی بالا فراز. ۲ - بلندترین نقطه اعلی درجه . ۳ - بلندترین درج. کوکب (مخصوصا خورشید ) مقابل حضیض . ۴ - بالاترین نقط. ارتفاع آواز. ۵ - شعبه ای از (عشاق ) ۶ - شعب. سیزدهم از شعب بیست و چهارگان. موسیقی ایرانی .

فرهنگ عمید

= اوج

پیشنهاد کاربران

اوگ یک واژه ایرانی قدیمی است به معنی قله. همانطور که در نمودار زیر نشان داده شده این واژه از یک ریشه پیش هند و اروپایی بمعنی زیاد شدن یا بالا رفتن است.
واژه اوج معرب شده اوگ است.
جالب است که واژه ترکی "اغور" به معنی شگون در عباراتی نظیر " اغور به خیر" نیز از همین ریشه ولی از مسیر متفاوتی به زبان ترکی و سپس فارسی رسیده است.
...
[مشاهده متن کامل]

اوگاوگ
اوگ
از واژه های باستانی ایرانی است به معنی : "اوج" "بلندا" و "فراز"