پرسش خود را بپرسید

واژه‌ای جایگزین برای 'تماشا شدن' در ادبیات پارسی وجود داره؟

تاریخ
٢ سال پیش
بازدید
١,٥١٧

در جمله شادی و درخشش ماه، از سر شوق تماشا شدن توسط خورشید بود؛ واژه پیشنهادی برای  جایگزین برای 'تماشا شدن ' دارید؟

٤
طلایی
٠
نقره‌ای
٠
برنزی
٤

جمله ایراد نگارشی دارد و باید ویرایش شود. جمله ای که فاعل آن مشخص است نباید به شکل مجهول بیاید و از "توسط" استفاده شود.

-
٢ سال پیش

٢٢ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

توجه ، مشاهده گری ، دلبری ، نظاره گری  ، نگرش ،  تمایل ، دقت ،دلربایی، غمزه،مهر ورزی ، لطف، اشتیاق ، وجد ، شیفتگی ، طنازی...، خواهندگی  ، مشتاقی ،میل ، گرایش ، کرشمه. ..، خریداری 

٢,٦٨٥
طلایی
٠
نقره‌ای
٨١
برنزی
٣٦
تاریخ
٢ سال پیش

پاییده شدن

ریشه واژه تماشا: تماشا بر وزن تفاعل از مشی ساخته شده است. مشی به چم راه رفتن است که به پیمودن  نزدیک است. باب تفاعل زمانی به کار می رود که بیش از یک نفر، یک کاری را انجام دهند یا در انجام یک کار  نقش داشته باشند(مانند تعاون، توافق، تفاهم). گاهی هم برای  وانمود کردن یک کار  به کار می رود (مانند تمارض، تجاهل). از این رو واژه پاییده شدن میتواند درخور باشد.

٦٩,٦٩٤
طلایی
٤٨
نقره‌ای
٣٦٤
برنزی
٦١٥
تاریخ
٢ سال پیش

شادی و درخشش ماه، ازسر شوق تحسین خورشید بود.

واژه تحسین در پی مشاهده،  شنیدن و بطور کلی کشف یک شایستگی و زیبایی   می آید و احوال نظاره گر را توصیف می کند. همانند تحسین مادر ، شاهکار یک خواننده، یک قطعه موسیقی، شعر، فیلم ......‌ 

٣٢
طلایی
٠
نقره‌ای
٠
برنزی
١
تاریخ
٢ سال پیش

شادی و درخشش ماه، از سر شوق دیده شدن توسط خورشید بود.

٢,٤٩٦
طلایی
٠
نقره‌ای
١٠
برنزی
٢٨
تاریخ
٢ سال پیش

در  جمله  شادی و درخشش ماه، از سر  شوق  نگاهه به خاطر  سپرده توسط خورشید بود (واژه پیشنهادی برای تماشا شدن نگاهه به خاطر  سپرده) 

تاریخ
٢ سال پیش

در جمله‌ای که مثال زدید می‌توان چنین جای زد:

شادی و درخشش ماه، از« منظور نظر بودنِ» خورشید بود.

نظر و نظر بازی در ادبیات، بالاخص ادبیات عرفانی در مفهوم غمزه و کرشمه و اشارات چشم و ابرو بکار می‌رود. «منظور نظر بودن» هم یعنی آنکس که زیر نگاه دیگری یا پیش چشم او قرار گرفته است.

تاریخ
٢ سال پیش

ماه درخشید. خورشید او را به نظاره و نشسته  و این از کافی هم بیشتر بود.

تاریخ
٢ سال پیش

( آنندراج ). دیده شده و نگریسته شده و به تأمل نگریسته شده. ( ناظم الاطباء ).

- منظور شدن ؛ دیده شدن. ( ناظم الاطباء ).

٤٤
طلایی
٠
نقره‌ای
١
برنزی
١
تاریخ
٢ سال پیش

این گونه هم میتوان نوشت:درخشش ماه ازسرشوق نگاه  عاشقانه  ی خورشیدبود

یامثلا:تلالوِماه، ازآن نگاهِ گرم وگیرای خورشیدبودکه درفراق او،میسوخت

٤٠
طلایی
٠
نقره‌ای
٠
برنزی
٠
تاریخ
٢ سال پیش

چه مثالهای گرم و گیرایی زدید استاد هر دو جمله شما زیباست

در ادبیات فارسی ما معمولا از جمله های معلوم استفاده میکنیم نه مجهول.

"درخشش ماه از شوق این بود که خورشید او را می‌نگریست."

٦,٨٠٦
طلایی
٤
نقره‌ای
٨٦
برنزی
٢٤
تاریخ
٢ سال پیش

پاسخ شما