پرسش خود را بپرسید

غریب با قریب چه فرقی داره؟

تاریخ
٢ سال پیش
بازدید
٦٦,٨٧٣

قریب و غریب از لحاظ معنایی چه فرقی دارند؟

https://abadis. ir/bepors/question/6116/#ans - 242893

٤٤ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

غریب به معنی بیگانه کسی که آشنا و کس و کاری نداره…نشنیدین میگن غربتی

قریب به معنی نزدیکی البته بحث نزدیکی روحی عاطفی بیشتر مطرح هست نه مسافت 

این دو گاها جای همدیگه استفاده میشن 

مثلا وقتی میگن یا امام قریب یا غریب. اولی به نزدیکی دل ایشون به دل عاشقان ائمه و دومی هم حاکی از شهید شدن تو خاک غربت و بی کس موندن و …

٤,٧٣٢
طلایی
٢
نقره‌ای
٦٧
برنزی
٢٢
تاریخ
٢ سال پیش

درود🌹🪻
قریب و غریب از نظر هم وزن بودن به هم شباهت دارند و چون هر دو بر وزن فعیل هستند، کثرت فعل را میرسانند، ولی با دو بار معنایی متفاوت:
قریب از ریشه قُرب: نزدیک. خدا به آدم و حوا گفت: وَلاَ تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ: به این درخت نزدیک نشوید. 
تقریب: نزدیک بردن. اقتراب: نزدیک شدن. قُربی: خویشان. مُقَرَّب: نزدیک گشته. البته زیر شاخه زیاد داره، ضمناً قُرب گاهی کنایه از همبستر شدن است. و لا تقربوهن. با آنها همبستر نشوید. ولی در مجموع قریب یعنی نزدیک: إِنَّ رَحْمَةَ اللَّهِ قَرِیبٌ.
غریب از ریشه غرب، یعنی بسیار فرو رفته، اغلب تصور میکنند که معنیش بی سرپناه و بی پناه است، ولی غَرب: فرو رفتن و پنهان شدن. خورشید غروب کرد، یعنی فرو رفت و پنهان شد، وقتی گفته میشه فلانی غریب شده یعنی بیچاره و درمانده شده چون راه به جایی نداره و در مشکلات فرو رفته، روزگارش سیاه شده، چون معنی سیاه هم میدهد، به کلاغ سیاه غُراب گفته میشه: فبعث الله غرابا: خداوند کلاغی را برانگیخت. و بازم زیر شاخه داره مثلاً غرابیب: سیاه شدید: وَغَرَابِیبُ سُودٌ: و سیاه‌های شدید و خیلی سیاه. و همچنین جهت. غَرْبی: سمت غرب. نقطه مقابلش شرق و اشراق هست. 🌹🙏🌻🪻

١٩٤,٣٣٥
طلایی
٢٠٥
نقره‌ای
٢,١٨٧
برنزی
٧,٠٣٠
تاریخ
٣ هفته پیش

غریب .بیگانه.  دور.

غربا.بیگانگان

قریب.نزدیک

انقریب بود.یعنی  نزدیک  بود

٤٥,٤٤٣
طلایی
٣٥
نقره‌ای
١١٥
برنزی
٥٤٨
تاریخ
٤ ماه پیش

غریب به معنای   نا آشنا بودن،قریب به معنای نزدیک 

تاریخ
٤ ماه پیش

من غریبی

قریبم یعنی

ناشناسی

در نزدیکی

هستم  

٨٧,١٣٧
طلایی
٦٣
نقره‌ای
٦٤٢
برنزی
١,٢٣٩
تاریخ
٧ ماه پیش

گاهی می اندیشم که چرا  در  فرهنگستان   فارسی  جایی برای  من  نیست

واژه قریب    از     گریب    آمده  که  آنرا در    گریبان  داریم یعنی    بسیار   جذب  و نزدیک

گریب از   میخت     گ +  ریب  آمده    ؛  بخش     دوم  آن     با    روب / روباه / روبه / روباینده / ربایش  و ..... یکیست که بسته به واژه هایی که ساخته شده بیشتر مینای    جذب  را  میدهد . جذبی که در روباه  باعث فریب  و مکر میشود ( فریب = فر + ریب = بسیار جذاب و مکار و حیله گر )

بخش اول   آم    گ   پیشوندیست که در برخی از زبانهای ایرانی همچون فارسی و مازندرانی برای اشاره به   کصرت و زیادی ساخته شده است. از گستریدن آمده

گستریدن = گ + است + ِر + یدن  که   به معنای بیشتر هست کردن است = بیشتر زندگی  بخشیدن ؛ همچنین با   اگسترا = extra  /  گسترش / گستر    یکی  میباشد .   واژه  کثرت  و   کثیر  هم از آن ساخته شد یعنی زیاد و ...

=> گریب = بسیار جذب  که اشاره به  نزدیکی زیاد   یا بقول دوستان  قُرب دارد

غریب  از    غرب  آمده  و  غرب هم    اِرِب  ( مورب هم از  اِرِب   آمده )    ؛  بعدها   به کسانی که در کناره های ایران مینشستند و ساکن بودند  عرب  گفتند.

به بخش های دیگر ایران که در سمت دیگر مینشستند  بلوچ  یا  دری   گفتند  که بلوچ اشاره   به   پهلوچ = پهلویچ / پهلوی      و     دری  اشاره به    دور  و بدر شده   دارد یعنی دور افتاده یا حاشیه نشینِ ایران 

=> غریب میشود  کج و  دَمَر     که  اشاره به  عصر   و   گسترانیده شدن روز دارد ( انتهای روز )  یعنی جایی  که روز    دامان میگستراند و به حد  انتهایی خود میرسد =>  غریب میشود   کج   و  کنج    که  اشاره   به دوری   دارد  مانند  بلوچ و پهلو  و دری و عرب ( اِرِب)

بی زحمت تیک پاسخ درست رو بمن  بچسبانید

٤,١٦٥
طلایی
٠
نقره‌ای
٦
برنزی
٥٢
تاریخ
١ سال پیش

ایرانیها وقتی برا عربی قانون وقالب مینوشتند یکی استفاده از حروف بود قریب یعنی نزدیک وغریب یعنی دور وبیگانه....درفارسی هم مشابه اینو داریم مثلا باغ دست کاشت وغاب یعنی درختان طبیعی-در یعنی وارد کردن و رد یعنی بیرون کردن- بازم هست که از دست تاراج دررفته...

-٦٦٨
طلایی
٠
نقره‌ای
١
برنزی
١٣
تاریخ
١ سال پیش

قریب یعنی نزدیک همجوار غریب یعنی بیگانه ناشناس

تاریخ
١ سال پیش

برخی معانی " غریب " را در این غریبانه ترین غزل حافظ می توان یافت.

گفتم ای سلطانِ خوبان رحم کن بر این غریب
گفت در دنبالِ دل، رَه گُم کُنَد مسکین غریب
گفتمش مَگذر زمانی، گفت معذورم بدار
خانه پروردی چه تاب آرد غم چندین غریب
خفته بر سنجابِ شاهی نازنینی را چه غم؟
گر ز خار و خاره سازد بستر و بالین غریب
ای که در زنجیرِ زلفت جایِ چندین آشناست
خوش فتاد آن خالِ مشکین بر رخِ رنگین غریب
می‌نماید عکسِ مِی، در رنگِ رویِ مَه وَشَت
همچو برگِ ارغوان بر صفحهٔ نسرین، غریب
بس غریب افتاده است آن مور خَط، گِردِ رُخَت
گرچه نَبوَد در نگارستان، خطِ مشکین غریب
گفتم ای شامِ غریبان طُرِّهٔ شبرنگِ تو
در سحرگاهان حذر کن چون بنالد این غریب
گفت حافظ آشنایان در مقامِ حیرتند
دور نَبوَد گر نشیند خسته و مسکین غریب

١,٢٦١
طلایی
٠
نقره‌ای
٥٤
برنزی
٣١
تاریخ
١ سال پیش

قریب از  قرب  میاد  مثلاً  میگن  قرب  الهی  بیشتر  معنی  روحی  میده  .غریب  مثلاً  میگن  یا غریب الغربا 

١,٦٨٩
طلایی
١
نقره‌ای
٣
برنزی
٣٧
تاریخ
١ سال پیش

وَ إِذا سَأَلَکَ عِبادي عَنِّي فَإِنِّي قَريبٌ أُجيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْيَسْتَجيبُوا لي‏ وَ لْيُؤْمِنُوا بي‏ لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ186

أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَريبٌ214

ثُمَّ يَتُوبُونَ مِنْ قَريبٍ

وَ لا يَزالُ الَّذينَ کَفَرُوا تُصيبُهُمْ بِما صَنَعُوا قارِعَةٌ أَوْ تَحُلُّ قَريباً مِنْ دارِهِمْ حَتَّي يَأْتِيَ وَعْدُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لا يُخْلِفُ الْميعادَ31

...

قریب در زبان عربی با قریب تحور یافته در زبان فارسی، متفاوته؛ لفظاً ومعنی؛ مانند همه کلمات قرآن عربی مبین!

...

به کلمه "قصة" رجوع کنید.

ادامه دارد...

٢٤٤,٢٨٤
طلایی
٢٤٧
نقره‌ای
٨٩٨
برنزی
١,٩١٥
تاریخ
١ سال پیش

در اینجا سال ها در انتظارم ضعیف و خسته و مجروح و زارم

چنان در قید بودم مانده اینجا غریب و بی نوا و زار و تنها

نورالدین عطار نیشابوری

ریشه واژه قریب از قرب میاد که مخالف بعد هستش و به معنای نزدیکیه

در نتیجه قریب هم یعنی  نزدیک

غریب هم مثل غریبه و غربت که هم خانوادش هستن مفهوم نااشنایی و غیره میده که حالا یا خود شخص احساس غریبی بهش دست میده جایی یا با کسی و یا کسی براش غریب محسوب میشه

٧٥٨
طلایی
٠
نقره‌ای
٦
برنزی
١٥
تاریخ
١ سال پیش

غریب به معنای دور و ناآشنا و قریب به معنای نزدیک است

در فیلم دکترقریب به نام روزگار قریب که شما را به یاد روزگار غریب می اندازد و کارگردان عمد در بکارگیری آن دارد

و نام ترانه ای از روزگار غریب  

ترانه ای  روزگار غریب است داریوش اثر احمد شاملو

١٨٠,٧٤٧
طلایی
١٨٤
نقره‌ای
١,٤٨٣
برنزی
١,٤٥٠
تاریخ
١ سال پیش

حرف  غ را ق تلفظ  نکنیم

این تلفظ های اشتباه سبب میشه به مرور زمان  جا خوش کنن و حتی در  نوشتن هم بکار گرفته بشن.

مثل مناغشه که  در حال حاضر  مناقشه نوشته  میشه .غذا رو قضا وغریب رو  قریب غایب رو قایب غاز  رو قاز    والی اخر تلفظ می کنیم.

تاریخ
١ سال پیش

عزیزم مگه در زبان فارسی در تلفظ بین غ و ق تفاوتی وجود داره؟

-
١ سال پیش

بطور خلاصه غریب دور /قریب نزدیک 

تاریخ
١ سال پیش

قریب:آشنا،دوست

غریب:ناآشنا،دور

٣٣٥
طلایی
١
نقره‌ای
٢
برنزی
٩
تاریخ
٢ سال پیش

سلام غریب ببه معنای فرد ناشناس (و یا نا آشنا)ولی قریب میشه نزدیک🥰

٤,١٤١
طلایی
١
نقره‌ای
٥٠
برنزی
٣٧
تاریخ
٢ سال پیش

کلمه "قریب" به معنای نزدیک یا در فاصله‌ای کمتر از موقعیت فعلی استفاده می‌شود، در حالی که کلمه "غریب" به معنای خارجی یا غیر معمول است. به عبارت دیگر:

  • "قریب": به معنای نزدیک، مترادف با واژه‌هایی مانند نزدیک، فرارو، همسایه و ... است. این واژه معمولاً برای اشاره به چیزهایی که در فاصله‌ی کمی از ما هستند، به کار می‌رود، مانند "قریب الوقوع" به معنای یک رویداد یا وقوعی که در آینده نزدیک انتظار می‌رود.
  • "غریب": به معنای عجیب، خارجی، یا ناشناخته است. این کلمه بیشتر برای اشاره به چیزهایی که عجیب یا ناشناخته به نظر می‌رسند، به کار می‌رود، مانند "یک روز غریب در شهر ناشناخته"، که به معنای سفر به یک شهری که ما با آن آشنا نیستیم، است.
٨,١٦١
طلایی
٧
نقره‌ای
٢١١
برنزی
٧٧
تاریخ
٢ سال پیش

غریب به معنی نا اشنا و بیگانه ولی قریب به معنی نزدیکی میباشد

٣٩٠
طلایی
٠
نقره‌ای
٠
برنزی
٣
تاریخ
٢ سال پیش

غریب به معنای ناشناس، نا آشنا با مکانی که در آن قرار دارد؛اکثریت این دسته افراد قوم و آشنایی هم در مکانی که در آن قرار گرفته اند ندارند و با آدرس مکان ها معمولاً بی اطلاع

اما در مورد قریب باید عرض کنم قریب اکثراً به مفهوم بسیار نزدیک؛ یا جهت مرتبط سازی دو موضوع و اظهار نظر در مورد میزان مرتبط بودن و یا فاصله ای که دو موضوع باهم دارند بکار میرود؛ برای مثال در جمله ی قریب به تمام افراد معنی اشاره به تمام افراد جز یک یا دو مورد که معمولا وجود یا عدم وجودشان تاثیرگذار نیست؛ یا در جمله قریب به یقین فردا جلسه خواهیم داشت؛ این مفهوم را دارد که تقریباً مطمئن باش که جلسه یا داریم یا مثلاً در جریان باش که عدم برگذاری جلسه بسیار ناچیز است و نمیتوان روی این میزان حساب کرد. 

٦٠٧
طلایی
٠
نقره‌ای
٤
برنزی
١٧
تاریخ
٢ سال پیش

درود قریب از ریشه ( ق ر ب ) به معنای نزدیک در عربی غریب از ریشه ( غ ر ب ) به معنای دور در عربی این دو واژه از هر نظر معنایی متضاد محسوب میشن, چه مسافت و چه امور معنوی.

٨٠
طلایی
٠
نقره‌ای
١
برنزی
١
تاریخ
٢ سال پیش

غریب یعنی بیگانه و نا آشنا  و مصدر هست و برای شخص به کار میرود 

ولی قریب فعل است و برای فاصله زمان یا مکان به کار میره 

١,٧٢٧
طلایی
٠
نقره‌ای
٥١
برنزی
١٨
تاریخ
٢ سال پیش

متضاد  هم هستند

قریب از قرب و  نزدیک بودن حکایت میکند

ولی غریب از غربت و دور بودن

٥٣,١٥٧
طلایی
١٥
نقره‌ای
١,٠٩٨
برنزی
٢,٣٥٣
تاریخ
٢ سال پیش

غریب:  ناآشنا، نامانوس،  عجیب

قریب:  نزدیک

٤١,٨١١
طلایی
٩
نقره‌ای
٦١٤
برنزی
٤١٧
تاریخ
٢ سال پیش

درود 

اولی به معنای بیگانه 

و دومی به معنای نزدیک 

تاریخ
٢ سال پیش

غریب به معنای بیگناه و دور از وطن است اما قریب به معنی نزدیک است .در اصطلاحات عروضی نام یکی از بحور است .مفاعیلن مفاعیلن فاعلاتن 

٣,٨٧١
طلایی
٠
نقره‌ای
١١٣
برنزی
٤٦١
تاریخ
٢ سال پیش

غریب:  ناآشنا، نامانوس،  عجیب

قریب:  نزدیک

٣,٧٠٩
طلایی
١
نقره‌ای
١٢
برنزی
٢١
تاریخ
٢ سال پیش

قریب یک واژه عربیه و به معنی نزدیک و غریب به معنای ناآشنا

٦٨١
طلایی
٠
نقره‌ای
٣
برنزی
١١
تاریخ
٢ سال پیش

غریب از ریشه "غرَبَ" به معنی نا آشنا ، دور

و قریب از ریشه" قرَبَ" به معنی نزدیک، نزدیک شده و  آشنا می باشد.   

٢,٣٩٦
طلایی
٠
نقره‌ای
١٠
برنزی
٢٦
تاریخ
٢ سال پیش

قریب از واژه قرب عربی هست به معنای نزدیک غریب به کسی که نسبت به کسی ، افرادی، محل و مکانی ناشنا هست . مثلا میگن این یارو تو بازار غریبه هست یعنی برای ما نا اشنا هست ولی شاید برای فرد ما اشنا باشیم ولی کم پیش میاد !

٨٠
طلایی
٠
نقره‌ای
٠
برنزی
١
تاریخ
٢ سال پیش

مخالف هم هستند 

    غریب :بی کس کار ، تنها ،نا آشنا

    قریب : نزدیک ،آشنا  

٣,٩١٥
طلایی
٣
نقره‌ای
٥٥
برنزی
٤٠
تاریخ
٢ سال پیش

دور و نزدیک

تاریخ
٢ سال پیش

قریب یعنی نزدیک

٣,٦٧٠
طلایی
١
نقره‌ای
١٢
برنزی
٤٣
تاریخ
٢ سال پیش

غریب : بیگانه 

قریب : آشنا 

٥٧٧
طلایی
١
نقره‌ای
٣
برنزی
٢٣
تاریخ
٢ سال پیش

غریب: دور، عجیب غریب، غریبانه بودن قریب: نزدیک

٢٣٣
طلایی
٠
نقره‌ای
٠
برنزی
٤
تاریخ
٢ سال پیش

غریب هم خانواده غربت و غریبه و شخص ناشناس. قریب هم خانواده قرابت و نزدیکیبه معنای فرد نزدیک.

٣٣٤
طلایی
٠
نقره‌ای
٠
برنزی
٧
تاریخ
٢ سال پیش

درواقع هم آوا هستند

تاریخ
٢ سال پیش

غریب:

 ناآشنا. غریبه

قریب: 

نزدیک

٩٦٢
طلایی
٠
نقره‌ای
١
برنزی
١٢
تاریخ
٢ سال پیش

غریب = بیگانه

قریب =  نزدیک

١٤٠
طلایی
٠
نقره‌ای
٠
برنزی
٢
تاریخ
٢ سال پیش

کلمات عربی هستن .

غریب : دور

قریب : نزدیک

١٩٢
طلایی
٠
نقره‌ای
١
برنزی
٣
تاریخ
٢ سال پیش

غریب به معنای فرد بیگانه و ناشناسه. قریب به معنای نزدیکی و نه از لحاظ فاصله. برای تشخیص راحت اینطوری باش که: غریب از غرب میاد. غرب هم از ما خیلی دوره. برای همین هست که به فرد دور و ناشناس میگن غریب.

تاریخ
٢ سال پیش

غریب یعنی بیگانه و ناشناس.

قریب یعنی نزدیک ولی نه از لحاظ فاصله.

برای اینکه راحت تشخیص بدی اینطوری باش که: 

غریب از غرب میاد. غرب هم از لحاظ جغرافیایی از ما خیلی دوره. برای همینه که به افراد به افراد بیگانه و ناشناس میگن غریبه.

تاریخ
٢ سال پیش

قریب یعنی نزدیک غریب یعنی ناآشنا

تاریخ
٢ سال پیش

غریب یعنی بیگانه، ناشناخته، ناآشنا

قریب یعنی نزدیک 

١٣٨,١٣٨
طلایی
٨٥
نقره‌ای
٣٢٩
برنزی
٣٣٦
تاریخ
٢ سال پیش

قربب از ریشه قرب به معنی نزدیک وغریب به معنای بیگانه است البته گاه به معنای شگفت هم به کار می رود

پاسخ شما