پرسش خود را بپرسید
معادل فارسی برای " Paying through the nose"
٢ سال پیش
١٩٢
معادل فارسی برای
" Paying through the nose"
٣,١٥٣
٢
٨
١٨١
٢ پاسخ
مرتب سازی بر اساس:
مبلغ بسیار زیادی برای چیزی پرداختن:
We paid through the nose for that vacation to travel agency.
برای اون تعطیلات یه خروار پول به آژانسِ مسافرتی دادیم
٥٣,٧٢٢
٥٨
١,١٠٦
٣٨٢
٢ سال پیش
میتونیم بگیم "پول پاشی کردن"
٥٧,٩٣٩
١٥
١٣٤
٢٢٦
٢ سال پیش
١