معادل فارسی برای " Paying through the nose"
٢ سال پیش
٢٠٧
معادل فارسی برای
" Paying through the nose"
٣,١٩٣
٢
٨
١٨٣
٢ پاسخ
مرتب سازی بر اساس:
مبلغ بسیار زیادی برای چیزی پرداختن:
We paid through the nose for that vacation to travel agency.
برای اون تعطیلات یه خروار پول به آژانسِ مسافرتی دادیم
٥٤,٠٦٤
٥٨
١,١٠٨
٣٨٢
٢ سال پیش
میتونیم بگیم "پول پاشی کردن"
٥٨,١١٣
١٥
١٣٤
٢٢٩
٢ سال پیش
١