پرسش خود را بپرسید
معادل فارسی برای " Paying through the nose"
١ سال پیش
١٣٦
معادل فارسی برای
" Paying through the nose"
٣,٠٨٣
١
٦
١٧٤
٢ پاسخ
مرتب سازی بر اساس:
مبلغ بسیار زیادی برای چیزی پرداختن:
We paid through the nose for that vacation to travel agency.
برای اون تعطیلات یه خروار پول به آژانسِ مسافرتی دادیم
٤٨,٣١٧
٥٦
١,٠٥٩
٣٤٢
١ سال پیش
میتونیم بگیم "پول پاشی کردن"
٤٩,٣٤٠
١٥
١٣٢
١٦٧
١ سال پیش