ترجمه‌های گلی افجه (٢٥٥)

بازدید
٤,١٦٧
تاریخ
٣ ماه پیش
متن
I have a hangover.
دیدگاه
١

نمیدونم این جمله طولانی ترجمه شده و پکن و غیره از کجا آمده ؟ ترجمه درست من خماری دارم

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
This procedure is a hangover from the old system.
دیدگاه
٠

این روش یادگار سیستم قدیمی است ( مثل جواب من که جابجا فرستاده شده😊

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
I'm sorry to disappoint you, but I'm afraid I can't come after all.
دیدگاه
٠

ببخشید که نا امیدت می کنم اما متاسفانه نمیتونم بیام

تاریخ
٣ سال پیش
متن
life at the bottom
دیدگاه
-١

زندگی در سطح پایین ، ، ، ، زندگی صفر

تاریخ
٣ سال پیش
متن
He hit on the answer unexpectedly.
دیدگاه
١

او بطور غیر منتظره ای به جواب رسید

تاریخ
٣ سال پیش
متن
The car hit top speed.
دیدگاه
-٣

ماشین با سرعت زیاد تصادف کرد

تاریخ
٣ سال پیش
متن
Many women still take career breaks to bring up children.
دیدگاه
٠

بسیاری از زنان هنوز برای پرورش فرزند از کار مرخصی می گیرند

تاریخ
٣ سال پیش
متن
To choose time is to save time.
دیدگاه
٠

با انتخاب و ( اولویت قرار دادن ) زمان در وقت صرفه جویی کنید

تاریخ
٤ سال پیش
متن
He was in for a ten-year stretch.
دیدگاه
٠

او یک دوره ده ساله زندان بود

تاریخ
٤ سال پیش
متن
We always do our stretches at the beginning of the ballet class.
دیدگاه
٠

ما همیشه در ابتدای کلاس باله حرکات کششی انجام میدهیم

تاریخ
٤ سال پیش
متن
The shoes had been a little tight, but they stretched.
دیدگاه
٣

کفش ها کمی تنگ بودند اما جا باز کردند ( کش امدند )

تاریخ
٤ سال پیش
متن
He put a sheet over them.
دیدگاه
٣

او روی آنها ملافه کشید

تاریخ
٤ سال پیش
متن
He surprised everyone by accepting his ex-wife's wedding invitation.
دیدگاه
١

او با قبول دعوت ، ، عروسی زن سابقش همه را شگفت زده کرد

تاریخ
٤ سال پیش
متن
The townspeople didn't accept the newcomers.
دیدگاه
١

مردم آن شهر تازه وارد ها را قبول نمی کردند

تاریخ
٤ سال پیش
متن
She's a fantastic singer who deserves all the success she's had.
دیدگاه
٠

او خواننده فوق العاده ای است که لیاقت موفقیت هایش را دارد

تاریخ
٤ سال پیش
متن
Jo put us onto this fantastic French restaurant.
دیدگاه
١

جو ما را به این رستوران فرانسوی عالی برد

تاریخ
٤ سال پیش
متن
The lighting at the disco was fantastic.
دیدگاه
٠

نورپردازی دیسکو خیال انگیز بود

تاریخ
٤ سال پیش
متن
It seemed fantastic that they still remembered her 50 years later.
دیدگاه
٢

بنظر خارق العاده است بعد از پنجاه سال او را به یاد می اورند

تاریخ
٤ سال پیش
متن
You look fantastic in that dress.
دیدگاه
٠

با این لباس معرکه شدی

تاریخ
٤ سال پیش
متن
She passed the thread through the eye of the needle.
دیدگاه
٢

او سوزن رانخ کرد ، ، ، یا ، ، ، او نخ را از سوراخ سوزن گذارند

تاریخ
٤ سال پیش
متن
The quarterback should have passed instead of trying to run.
دیدگاه
١

بازیکن مهاجم بجای دویدن باید پاس می داد

تاریخ
٤ سال پیش
متن
A wise man is never less alone than when (he is) alone.
دیدگاه
٠

خردمند در تنهایی کمتر از هر زمانی تنهاست

تاریخ
٤ سال پیش
متن
She acknowledged his presence with a slight nod.
دیدگاه
٢

او به آرامی سری تکان داد و با حضور مرد موافقت کرد

تاریخ
٤ سال پیش
متن
The army won the town.
دیدگاه
-٢

ارتش شهر را تسخیر کرد

تاریخ
٥ سال پیش
متن
The gift emphasized the fact that the giver was a public man.
دیدگاه
٠

هدیه برای این واقعیت تاکید داشت که اهدا کننده یک فرد عادی ( عوام ) بود

تاریخ
٥ سال پیش
متن
Fortune is a giver and a taker.
دیدگاه
٠

شانس است که می بخشد و می گیرد

تاریخ
٥ سال پیش
متن
Molly's more of a giver than a receiver.
دیدگاه
-٢

مالی بیشتر بخشنده است تا دریافت کننده

تاریخ
٥ سال پیش
متن
The heart of the giver makes the gift dear and precious.
دیدگاه
١

قلب بخشنده هدیه را عزیز و ارزشمند می سازد

تاریخ
٥ سال پیش
متن
We look after the neighbours' cat while they're away.
دیدگاه
٣

تا زمانیکه همسایه از اینجا دور است ما از گربه آنها مراقبت می کنیم

تاریخ
٥ سال پیش
متن
We both started to feel ill shortly after the meal.
دیدگاه
١

هردوی ما مدت کوتاهی بعد از غذا احساس بیماری کردیم

تاریخ
٥ سال پیش
متن
Shortly before dusk they reached a fork and took the left-hand track.
دیدگاه
١

کمی قبل از غروب آنها به انشعابی رسیدند و مسیر سمت چپ را در پیش گرفتند

تاریخ
٥ سال پیش
متن
I saw Simon shortly before his departure for Russia.
دیدگاه
١

من سیمون را کمی قبل از عزیمت به روسیه دیدم

تاریخ
٥ سال پیش
متن
Duff explained his meaning shortly but clearly.
دیدگاه
١

دف منظور خود را کوتاه اما واضح بیان کرد

تاریخ
٥ سال پیش
متن
She spoke to him shortly.
دیدگاه
٠

او به تندی با او صحبت کرد

تاریخ
٥ سال پیش
متن
It was beginning to dawn on him that getting on a jet plane wasn't like stealing a truck.
دیدگاه
٠

او داشت می فهمید سوار هواپیما شدن مثل دزدیدن کامیون نیست

تاریخ
٥ سال پیش
متن
The truth began to dawn on him.
دیدگاه
٤

حقیقت در او شروع به روشن شدن کرد

تاریخ
٥ سال پیش
متن
You can tell him now, remember better late than never.
دیدگاه
-١

حالا میتونی به او بگی یادت باشه دیرتر بهتر از هرگز است

تاریخ
٥ سال پیش
متن
It's been a long time coming but better late than never.
دیدگاه
١

زمان زیادی می گذرد اما از هرگز بهتر است

تاریخ
٥ سال پیش
متن
He invented an electric car, but it never really caught on.
دیدگاه
٨

او یک ماشین برقی اختراع کرد اما هرگز آنرا بکار نگرفت

تاریخ
٥ سال پیش
متن
He's a real person, not invented in a dream.
دیدگاه
٦

او یک فرد واقعی است نه ساخته یک رویا

تاریخ
٥ سال پیش
متن
The report suggested that male police officers are granted a higher status by society than women police officers.
دیدگاه
٣

این گزارش نشان میدهد که افسران پلیس مرد موقعیت بالاتر از افسران زن در جامعه دارند

تاریخ
٥ سال پیش
متن
There now, don't cry.
دیدگاه
٦

حالا دیگه گریه نکن

تاریخ
٥ سال پیش
متن
You are wrong there.
دیدگاه
١

در این مورد اشتباه می کنی

تاریخ
٥ سال پیش
متن
I allowed my feelings to get the better of me.
دیدگاه
١

اجازه دادم احساسم بر من غلبه کند

تاریخ
٥ سال پیش
متن
She didn't allow her emotions to get the better of her.
دیدگاه
٣

او هرگز اجازه نداد احساس بر او چیره شود

تاریخ
٥ سال پیش
متن
No one can get the better of her in an argument.
دیدگاه
٣

هیچ کس نمی تواند در بحث بر او غلبه کند

تاریخ
٥ سال پیش
متن
You always get the better of me at chess.
دیدگاه
١

تو همیشه در شطرنج از من می بری

تاریخ
٥ سال پیش
متن
Rub the balm gently into the skin.
دیدگاه
٣

پماد را به آرامی روی پوست بمالید

تاریخ
٥ سال پیش
متن
I often read aloud to my sons the nonfiction books that support their school studies.
دیدگاه
١

من اغلب با صدای بلند کتاب های غیر داستانی را برای پسرهایم می خوانم تا به درس های آنها کمک کند

تاریخ
٥ سال پیش
متن
She tried to impress upon the children the importance of washing away germs.
دیدگاه
٠

او سعی می کرد به بچه ها اهمیت شستن میکروب ها را یاد آوری کند

تاریخ
٥ سال پیش
متن
His earnest desire to learn impressed his teachers.
دیدگاه
-٢

اشتیاق او به یاد گیری معلم ها را تحت تاثیر قرار داد

تاریخ
٥ سال پیش
متن
She impressed us as a thoughtful and honest person.
دیدگاه
١٢

او بعنوان فردی صادق و متفکر ما را تحت تاثیر قرار داد

تاریخ
٥ سال پیش
متن
Next to his tanned face, hers seemed pallid and unhealthy.
دیدگاه
٢

در مقابل چهره افتاب سوخته مرد ، زن رنگ پریده و بیمار بنظر می رسید

تاریخ
٥ سال پیش
متن
His photo is a wonderful happy moment caught with perfect timing.
دیدگاه
٤

عکس او در لحظه بسیار شاد و کاملا به موقع برداشته شده است

تاریخ
٥ سال پیش
متن
She wore a powdered wig, as was the fashion of the day.
دیدگاه
٢

زن یک کلاه گیس پودر زده به سر داشت همانطور که آنزمان مد بود

تاریخ
٥ سال پیش
متن
Do you think she was wearing a wig?
دیدگاه
-٣

فکر می کنی آن زن کلاه گیس می گذاشت؟

تاریخ
٥ سال پیش
متن
Add the tea leaves and leave to infuse for five minutes.
دیدگاه
٤

برگ های چای را اضافه کنید و بگذارید پنج دقیقه دم بکشد

تاریخ
٥ سال پیش
متن
They booked him for robbery.
دیدگاه
١٤

او را بخاطر دزدی دستگیر کردند

تاریخ
٥ سال پیش
متن
silence within and without the room
دیدگاه
٠

سکوت در داخل و بیرون از اتاق

تاریخ
٥ سال پیش
متن
A lie begets a lie till they come to generations.
دیدگاه
٣

دروغ باعث دروغ میشود که ادامه دارد

تاریخ
٥ سال پیش
متن
Victory won't come to me unless I go to it.
دیدگاه
٨

پیروزی برایم اتفاق نخواهد افتاد مگر آنکه برایش تلاش کنم

تاریخ
٥ سال پیش
متن
He was too cheap to buy a new suit for his daughter's wedding, so he wore his old one that was faded and too tight.
دیدگاه
٦

او خیلی خسیس بود که برای عروسی دخترش کت وشلوار نو بخرد پس لباس کهنه و رنگ و رو رفته اش را که خیلی تنگ بود پوشید

تاریخ
٥ سال پیش
متن
He felt cheap about living rent-free at his girlfriend's apartment.
دیدگاه
٨

او از زندگی بدون پرداخت اجاره دراپارتمان دوست دخترش خجالت می کشید

تاریخ
٥ سال پیش
متن
Talk is cheap--we must act!
دیدگاه
٤

حرف زدن آسان است باید عمل کنیم

تاریخ
٥ سال پیش
متن
I like the the layout of the house.
دیدگاه
-١٥

او حاضر میشود ۲۰۰۰ دلار برای ماشین لباسشویی هزینه کند

تاریخ
٥ سال پیش
متن
He was born with a deformed right leg.
دیدگاه
٣

او با یک پای راست ناقص بدنیا آمد

تاریخ
٥ سال پیش
متن
There's been a lot of hype around/surrounding his latest film.
دیدگاه
٣

در مورد آخرین فیلم او تبلیغات زیادی شده است

تاریخ
٥ سال پیش
متن
She holds him in high regard.
دیدگاه
٨

زن احترام آن مرد را نگه می دارد

تاریخ
٥ سال پیش
متن
In that regard, the job was poorly done.
دیدگاه
٩

از این نظر کار بخوبی انجام نشد

تاریخ
٦ سال پیش
متن
We saw him only a month past.
دیدگاه
١٠

ما اورا همین یک ماه پیش دیدیم

تاریخ
٦ سال پیش
متن
I'm not surprised you feel sick after guzzling three ice-creams!
دیدگاه
١٢

تعجبی نداره اگر بعد از بلعیدن سه تا بستنی حال تهوع داشته باشی

تاریخ
٦ سال پیش
متن
Ladybug has some black points on its back.
دیدگاه
١٢

کفشدوز چند خال سیاه روی پشتش دارد

تاریخ
٦ سال پیش
متن
A female ladybug will lay more than 1000 eggs in her lifetime.
دیدگاه
١٢

یک کفشدوز ماده در طول عمر بیش از ۱۰۰۰ تخم ریزی دارد

تاریخ
٦ سال پیش
متن
Good jurors will try not to be subjective.
دیدگاه
١٦

هیت منصفه خوب سعی نخواهد کرد نظر شخصی اعمال کند

تاریخ
٦ سال پیش
متن
Vast spirt, active though and industrious heart make a genius.
دیدگاه
٩

روح پهناور اندیشه فعال و قلب خلاق نابغه می سازد

تاریخ
٦ سال پیش
متن
Don't belittle his achievements .
دیدگاه
٩

دستاورد های او را کوچک به حساب نیاور

تاریخ
٦ سال پیش
متن
He's fabulously wealthy but gives only stingy amounts to charity.
دیدگاه
٦

او ثروتی افسانه ای دارد اما فقط با خسیسی مقداری از آنرا به خیریه می دهد

تاریخ
٦ سال پیش
متن
High-schoolers will often snub anyone they feel is different or strange.
دیدگاه
٣

دانش آموز به هر کسی که احساس کنند غریب یا متفاوت است اغلب بی اعتنایی می کنند

تاریخ
٦ سال پیش
متن
Her absence was not intended as a snub.
دیدگاه
١٨

غیبت او به قصد بی اعتنایی نبود

تاریخ
٦ سال پیش
متن
Backache is a constant complaint as I stoop over low baths, sinks, baby buggies and shopping trolleys.
دیدگاه
٩

پشت درد وقتی روی وان کوتاه ، ظرفشویی کالسکه بچه یا چرخ دستی خرید خم می شوم شکایت دائمی من است

تاریخ
٦ سال پیش
متن
Some people just drift through life.
دیدگاه
١١

بعضی ها فقط دستخوش پیامدهای زندگی هستند

تاریخ
٦ سال پیش
متن
We have just prepared some marmalade from the oranges grown on the farm.
دیدگاه
٨

ما از پرتقال های مزرعه مقداری مارمالاد درست کردیم

تاریخ
٦ سال پیش
متن
The issue of gun control will dominate the next election.
دیدگاه
٨

مساله کنترل سلاح بر انتخابات بعدی اثر می گذارد

تاریخ
٦ سال پیش
متن
A great man can dominate others by force of character.
دیدگاه
١٥

انسان بزرگ میتواند با قدرت شخصیت بر دیگران تسلط یابد

تاریخ
٦ سال پیش
متن
The strong usually dominate over the weak.
دیدگاه
١٨

قدرت معمولا بر ضعف غالب میشود

تاریخ
٦ سال پیش
متن
I found him in the garden, dreaming away as usual.
دیدگاه
٦

او را در باغ یافتم , مثل همبشه در رویا

تاریخ
٦ سال پیش
متن
She had decided she must go on as usual, follow her normal routine, and hope and pray.
دیدگاه
٦

او تصمیم گرفت مثل همیشه ادامه دهد , کارهای معمول را انجام دهد, دعا کند و امیدوار باشد

تاریخ
٦ سال پیش
متن
There is no way to sugarcoat the bad news.
دیدگاه
١٠

هیچ راهی نبست که اخبار بد را خوب پوشش دهیم

تاریخ
٦ سال پیش
متن
The movie offers a sugar-coated view of lower middle-class life.
دیدگاه
٨

فیلم نگاهی تزیین شده به زندگی طبقه متوسط و فقیر را نشان داد

تاریخ
٦ سال پیش
متن
Is the mattress lumpy and saggy?
دیدگاه
٨

ایا تشک نا هموار و شل است ؟

تاریخ
٦ سال پیش
متن
These flowers are brightly coloured in order to attract butterflies.
دیدگاه
٨

این گل ها رنگ های درخشانی برای جلب پروانه ها دارند

تاریخ
٦ سال پیش
متن
The prime minister will drop in at the disaster area.
دیدگاه
٧

نخست وزیر بی خبر وارد منطقه حادثه دیده خواهد شد

تاریخ
٦ سال پیش
متن
The news report jarred us.
دیدگاه
٥

اخبار برای ما تکان دهنده بود

تاریخ
٦ سال پیش
متن
Turn left at the corner and keep on as far as the church.
دیدگاه
١٣

از سر پیچ سمت چپ بروید تا به کلیسا برسید

تاریخ
٦ سال پیش
متن
He was a respected academic and above suspicion.
دیدگاه
٦

او بدون شک یک دانشگاهی قابل احترام بود

تاریخ
٦ سال پیش
متن
The old should be well respected.
دیدگاه
٧

افراد پیر باید مورد احترام باشند

تاریخ
٦ سال پیش
متن
All non-violent religious and political beliefs should be respected equally.
دیدگاه
١٢

تمام ادیان و سیاست های غیر خشونت امیز باید بطور مساوی مورد احترام باشند

تاریخ
٦ سال پیش
متن
The flowers on the dining table touched the place with spring and youth.
دیدگاه
٦

گل های روی میز غذا خوری به ان طراوت و جوانی بهاری بخشید

تاریخ
٦ سال پیش
متن
Her kind words were balm to his tortured soul.
دیدگاه
٦

حرف های مهربان او مرهمی بر روح ازار دیده اش بود

تاریخ
٦ سال پیش
متن
The police officer questioned the woman rather insensitively about the attack.
دیدگاه
٥

افسر پلیس از زن غیر احساسی در مورد حمله سوال کرد

تاریخ
٦ سال پیش
متن
We have to check out before noon.
دیدگاه
١٤

قبل از ظهر باید تسویه حساب کنیم

تاریخ
٦ سال پیش
متن
Keep mum about our surprise party.
دیدگاه
٥

راجع به مهمونی سورپرایز چیزی نگی

تاریخ
٦ سال پیش
متن
In politics, as in life, truth hurts. Better to keep mum.
دیدگاه
٩

در سیاست هم مثل زندگی حقیقت رنج آوره بهتر بیان نشه

تاریخ
٦ سال پیش
متن
" Yes -- but you keep mum.
دیدگاه
٧

بله اما تو زبونت رو نگهدار

تاریخ
٦ سال پیش
متن
So, darling, keep mum about where we are.
دیدگاه
٩

خب عزیزم , نگو ما کجا هستیم

تاریخ
٦ سال پیش
متن
Please will everyone keep mum about Saturday. We want to give them a real surprise.
دیدگاه
٥

لطفا همه در مورد روز شنبه حرفی نزنند می خواهیم انها را واقعا غافلگیر کنیم

تاریخ
٦ سال پیش
متن
In her autobiography she occasionally refers to her unhappy schooldays.
دیدگاه
٢

او در زندگی نامه اش گاهی به خاطرات تلخ دوران مدرسه اشاره می کند

تاریخ
٦ سال پیش
متن
You really are a darling, Barney.
دیدگاه
٦

تو واقعا نازنینی , بارنی

تاریخ
٦ سال پیش
متن
She called him darling. It sounded so forced.
دیدگاه
٤

او ان مرد را عزیزم صدا زد اما بنظر میرسید مجبور است

تاریخ
٦ سال پیش
متن
This little outfit for the baby is just darling.
دیدگاه
-٢

این لباس بچه کوچولو خیلی مامانی است

تاریخ
٦ سال پیش
متن
It's fine with me if you go off with your darling brother and leave me here all alone!
دیدگاه
٤

اگر با برادر عزیزت بروی ومرا تنها بگذاری خوشحال می شوم

تاریخ
٦ سال پیش
متن
If the exercise causes discomfort, stop immediately.
دیدگاه
٣

اگر تمرینات سبب ناراحتی شما می شود فورا انرا قطع کتید

تاریخ
٦ سال پیش
متن
I overcame his lead on the last turn of the race.
دیدگاه
٣

من در اخرین دور مسابقه به برتری او خاتمه دادم

تاریخ
٦ سال پیش
متن
We were overcome by the powerful images of suffering in the film.
دیدگاه
-٢

ما با قدرت به تصاویری از رنج در فیلم ( بر احساس بیننده ) چیره شدیم

تاریخ
٦ سال پیش
متن
The motto of the company is unity, practicality, conscientiousness and aggressiveness.
دیدگاه
٠

شعار شرکت وحدت , عملی بودن درستکاری و پشتکار است

تاریخ
٦ سال پیش
متن
After what he did, he deserves to be put away for life.
دیدگاه
٥

بعد از کاری که کرد مستحق مرگ است

تاریخ
٦ سال پیش
متن
He was put away for ten years for armed robbery.
دیدگاه
٦

او بخاطر سرقت مسلحانه ده سال زندانی شده بود

تاریخ
٦ سال پیش
متن
He must have put away a bottle of whisky last night.
دیدگاه
٦

او باید یک بطری ویسکی را دیشب تمام کرده باشد

تاریخ
٦ سال پیش
متن
It's amazing the amount that child can put away.
دیدگاه
٢

خیلی عجیب است این همه بچه می توانند کنار گذاشته شوند

تاریخ
٦ سال پیش
متن
"Yes, Mum," replied Cheryl as she slowly put away her doll.
دیدگاه
٠

شریل جواب داد بله مامان و عروسکش را کنار گذاشت

تاریخ
٦ سال پیش
متن
She has a few thousand dollars put away for her retirement.
دیدگاه
٣

او چندین هزار دلار برای بازنشستگی خود کنار گذاشته

تاریخ
٦ سال پیش
متن
He has a nice sum of money put away.
دیدگاه
٧

او مقدار قابل توجهی پول کنار گذاشته

تاریخ
٦ سال پیش
متن
Do you want to go to the movies? It depends. I might have to baby-sit.
دیدگاه
٣

دوست داری بریم سینما ؟بستگی داره ممکنه مجبور باشم از بچه مراقبت کنم

تاریخ
٦ سال پیش
متن
He had found the clue to unlock the whole mystery.
دیدگاه
-٤

او کلیدگشودن قفل تمام معما را پیدا کرد

تاریخ
٦ سال پیش
متن
He happened on a clue to the mystery.
دیدگاه
١١

او اتفاقی به یک سر نخ معما برخورد

تاریخ
٦ سال پیش
متن
The only clue to the identity of the murderer was a half-smoked cigarette.
دیدگاه
٧

تنها سر نخ یافته شده از جنایت یک ته سیگار بود

تاریخ
٦ سال پیش
متن
He was known in every bar and diner in town, and tolerated in most.
دیدگاه
-٧

او در همه رستوران ها و مشروب فروشی ها شناخته شده بود وبیشتر اوقات تحمل می کرد

تاریخ
٦ سال پیش
متن
I simply adore the way your hair is done!
دیدگاه
-١

سادگی ارایش موهات رو دوست دارم

تاریخ
٦ سال پیش
متن
Which journals does the library subscribe to?
دیدگاه
-١

کتابخانه اشتراک کدام مجله ها را دارد

تاریخ
٦ سال پیش
متن
You can subscribe here for your newspapers.
دیدگاه
٠

شما می توانید اینجا اشتراک روزنامه ها را بگیرید

تاریخ
٦ سال پیش
متن
You can subscribe to the magazine for as little as $32 a year.
دیدگاه
٢

شما می توانید با مبلغ کمی ۳۲ دلار اشتراک سالانه مجله را بگیرید

تاریخ
٦ سال پیش
متن
The afternoon was seasoned with laughter.
دیدگاه
١

بعداز ظهر وقت خنده بود

تاریخ
٦ سال پیش
متن
I am afraid I cannot cope with this.
دیدگاه
١

میترسم نتوانم با این مشکل مقابله کنم

تاریخ
٦ سال پیش
متن
We needed to reskill our workforce to cope with massive technological change.
دیدگاه
١

ما باید نیروی کاری را مهارت تازه اموزش دهیم تا از عهده انبوهی از تغییرات تکنولوژی بر بیایند

تاریخ
٦ سال پیش
متن
Illness bereaved her of her husband.
دیدگاه
١

بیماری او را از شوهرش جدا کرد

تاریخ
٦ سال پیش
متن
The shock of his departure had left her feeling alone and bereft.
دیدگاه
٠

شوک عزیمت او , زن را دچار احساس تنهایی و اندوه کرد

تاریخ
٦ سال پیش
متن
His death in 1990 left her completely bereft.
دیدگاه
٠

مرگ او در ۱۹۹۰ ان زن را کاملا به سوگ نشاند

تاریخ
٦ سال پیش
متن
The plane crash bereaved her of her busband.
دیدگاه
٠

سانحه هوایی او را سوگوار شوهرش کرد

تاریخ
٦ سال پیش
متن
He was bereaved of his wife last year.
دیدگاه
٠

او سال گذشته سوگوار زنش شده بود

تاریخ
٦ سال پیش
متن
She expressed her sympathy to the bereaved family.
دیدگاه
٢

او با خانواده سوگوار ابراز همدردی کرد

تاریخ
٦ سال پیش
متن
In need of cash, the master sold off some of the plantation's slaves.
دیدگاه
٣

ارباب بخاطر نیاز به پول بعضی از برده ها را فروخت

تاریخ
٦ سال پیش
متن
Underneath his outgoing behaviour Luke was shy.
دیدگاه
٢

با وجود ظاهر و رفتار اجتماعی اش لوک خجالتی بود

تاریخ
٦ سال پیش
متن
His clothes were lying all over the floor.
دیدگاه
-٢

لباس هایش روی کف زمین افتاده بود

تاریخ
٦ سال پیش
متن
He has barely enough money to live on.
دیدگاه
٢

او به ندرت پول کافی برای زندگی دارد

تاریخ
٦ سال پیش
متن
I had to live on bread and water when I was a student.
دیدگاه
٥

وقتی دانشجو بودم مجبور بودم با نان و اب زندگی کنم

تاریخ
٦ سال پیش
متن
I can't live on my low pay.
دیدگاه
٤

نمی توانم با حقوق کم زندگی کنم

تاریخ
٦ سال پیش
متن
We Supply to Hotels, Laundry Farming, Clubs, Restaurant CAR Wash Centre.
دیدگاه
٠

ما برای هتل ها رختشورخانه , باشگاه , رستوران و محل شستن ماشین تدارک می بینیم

تاریخ
٦ سال پیش
متن
a canned speech
دیدگاه
-١

سخنرانی از پیش تعیین شده ( اماده )

تاریخ
٦ سال پیش
متن
How did you blow all that money?
دیدگاه
٦

چطور ان همه پول را به باد دادی

تاریخ
٦ سال پیش
متن
I learned how to blow a trumpet today.
دیدگاه
٣

امروز یاد گرفتم چطور در ترومپت فوت کنم

تاریخ
٦ سال پیش
متن
His mother blew him a kiss as he boarded the train.
دیدگاه
٦

وقتی سوار قطار شد مادرش برای او بوسه فرستاد

تاریخ
٦ سال پیش
متن
She blew the dust off the photograph.
دیدگاه
٠

او غبار روی عکس را با فوت پاک کرد

تاریخ
٦ سال پیش
متن
The leaves blew across the yard.
دیدگاه
١

باد برگ ها را به زمین ریخت

تاریخ
٦ سال پیش
متن
The prisoner begged for mercy.
دیدگاه
٣

زندانی تقاضای بخشش کرد

تاریخ
٦ سال پیش
متن
The little girl begged for another ride on her father's shoulders.
دیدگاه
٠

دخترک التماس کرد بار دیگر روی شانه های پدرش سوار شود

تاریخ
٦ سال پیش
متن
He regards her as one of the best American playwrights.
دیدگاه
٣٨

او ان زن را یکی از بهترین نمایشنامه نویسان امریکا بشمار می اورد

تاریخ
٦ سال پیش
متن
She repressed her desire to mention his name.
دیدگاه
٠

او تمایل خود به دانستن اسم ان مردرا سرکوب کرد

تاریخ
٦ سال پیش
متن
I always take a couple of aspirins when I feel a cold starting.
دیدگاه
٣

من وقتی احساس سرما خوردگی می کنم دو تا اسپرین می خورم

تاریخ
٦ سال پیش
متن
Sometimes I can be hyper and sometimes I can be reserved, it just depends.
دیدگاه
١

گاهی میتوانم خیلی پر جنب و جوش باشم و گاهی ساکت , بستگی دارد

تاریخ
٦ سال پیش
متن
Body-building Many women begin colouring their hair in their mid-30s.
دیدگاه
٠

ساختار بدن بسیاری از زنان سبب میشود تا در دهه سی سالگی موهای خود را رنگ کنند

تاریخ
٦ سال پیش
متن
Sugar is positively detrimental to bodybuilding due to the fact that it causes a rise in insulin levels.
دیدگاه
٠

قند در بدنسازی مضر است چرا که حقیقت این است که باعث بالا رفتن سطح انسولین در خون می شود

تاریخ
٦ سال پیش
متن
Poverty is an abnormality to rich people. It is very difficult to make out why people who want dinner do not ring the bell.
دیدگاه
٠

فقر برای ثروتمندان غیر عادی است انها سر در نمی اورند چرا مردم وقتی شام می خواهند زنگ نمی زنند

تاریخ
٦ سال پیش
متن
The great use of life is to spend it for something that overlasts it.
دیدگاه
-١

استفاده عالی از زندگی صرف ان برای چیزی است که به ان تداوم بخشد

تاریخ
٦ سال پیش
متن
Spare when you’re young, and spend when you’re old.
دیدگاه
-٨

تا جوان هستی پس انداز کن تا در پیری خرج کنی

تاریخ
٦ سال پیش
متن
Objective To search a new method to correct oversize chin and to evaluate the surgical results.
دیدگاه
٠

هدف پیدا کردن یک روش جدید برای اصلاح بزرگی چانه و ارزیابی نتایج عمل جراحی است

تاریخ
٦ سال پیش
متن
My daughter loves to wear oversize clothes.
دیدگاه
٠

دخترم دوست دارد لباس های بزرگتر از اندازه اش بپوشد

تاریخ
٦ سال پیش
متن
The company lost $7 million this quarter in contrast to a profit of $ 2 million a year earlier.
دیدگاه
-١

شرکت در این سه ماه ۷ میلیون دلار از دست داد که با سود ۲ میلیون دلار در سال گذشته در تضاد است

تاریخ
٦ سال پیش
متن
Radio Saigon played nonstop rock and roll, and it was on morning, noon, and night.
دیدگاه
-١

رادیو سایگون بی وقفه راک اند رول ( سبک موسیقی ) پخش می کرد صبح , ظهر و شب

تاریخ
٦ سال پیش
متن
We had to hitchhike back to San Francisco.
دیدگاه
٨

ما اجبارا با ماشین های گذری به سانفرانسیسکو برگشتیم

تاریخ
٦ سال پیش
متن
The Grand Canyon never fails to impress people.
دیدگاه
٠

گرند کنیون هرگز در تاثیر گذاری بر مردم خطا نمی کند

تاریخ
٦ سال پیش
متن
He palmed a watch from the jewelry counter.
دیدگاه
٠

او از پیشخوان جواهر فروشی یک ساعت دزدید

تاریخ
٦ سال پیش
متن
I saw it when he palmed that ace.
دیدگاه
٠

من دیدم او ان تک خال ( آس ) را کف رفت

تاریخ
٦ سال پیش
متن
A regular bus service connects the train station with the town centre.
دیدگاه
١٠

سرویس اتوبوس بطور منظم از ایستگاه قطار تا مرکز شهر وجود دارد

تاریخ
٦ سال پیش
متن
We picked our cousins up at the train station.
دیدگاه
٥

در ایستگاه قطار ( خاله , عمو , دایی , عمه زاده = cousin ) را سوار کردیم

تاریخ
٦ سال پیش
متن
Perfection is impossible to achieve in that kind of work.
دیدگاه
١

در این نوع کار به تکامل رسیدن غیر ممکن است

تاریخ
٦ سال پیش
متن
His captors forced a confession from him.
دیدگاه
٢

اسیر گیرنده ها او را وادار به اعتراف کردند

تاریخ
٦ سال پیش
متن
The door was locked, so the firefighters had to force it open.
دیدگاه
٣

در قفل بود واتش نشان ها بزور انرا باز کردند

تاریخ
٦ سال پیش
متن
A group of parents was the main force behind the change in the town's speed limit.
دیدگاه
١

گروهی از والدین فشار اصلی را برای محدودیت سرعت در شهر وارد اوردند

تاریخ
٧ سال پیش
متن
The bride carried a beautiful bouquet of white roses.
دیدگاه
٢

عروس دسته گل رز سفید زیبایی در دست داشت

تاریخ
٧ سال پیش
متن
A large bouquet of roses arrived on her desk.
دیدگاه
٠

یک دسته گل سرخ بزرگ روی میزش برای او گذاشتند

تاریخ
٧ سال پیش
متن
This brandy has a fine bouquet.
دیدگاه
-١

این برندی ( نوشیدنی ) بوی خوبی دارد

تاریخ
٧ سال پیش
متن
We sat there for hours talking about everything under the sun.
دیدگاه
٠

ما ساعت ها انجا نشستیم و در مورد همه چیز دنیا حرف زدیم

تاریخ
٧ سال پیش
متن
Where under the sun could I have put the purse?
دیدگاه
١

کجای دنیا می توانم ان کیف را گذاشته باشم ؟

تاریخ
٧ سال پیش
متن
Nothing new under the sun.
دیدگاه
٠

هیچ چیز در دنیا تعجب اور نیست

تاریخ
٧ سال پیش
متن
You can buy jeans in every colour under the sun.
دیدگاه
٠

می توانید هر رنگ جینی را که وجود دارد بخرید

تاریخ
٧ سال پیش
متن
Cliff thinks he knows everything under the sun.
دیدگاه
٠

کلیف فکر می کند همه چیز را در دنیا می داند

تاریخ
٧ سال پیش
متن
What is there sadder under the sun than a day that is gone and notyhing done.
دیدگاه
١

چه چیز در دنیا غم انگیزتر از ان است که روزی بگذرد و کاری انجام نشود

تاریخ
٧ سال پیش
متن
The one point that concerned us a little was. . .
دیدگاه
-١

تنها نکته ای که ما را نگران کرده بود

تاریخ
٧ سال پیش
متن
She's never been very concerned with her appearance.
دیدگاه
٧

او هرگز به ظاهر خود توجه نمی کند

تاریخ
٧ سال پیش
متن
My mother changes the sheets every other week.
دیدگاه
٠

مادرم یک هفته در میان ملافه ها را عوض می کند

تاریخ
٧ سال پیش
متن
I check my mailbox every other day.
دیدگاه
٣

یکروز در میان صندوق پستی خود را نگاه می کنم

تاریخ
٧ سال پیش
متن
I have a bath every other day.
دیدگاه
١

یکروز در میان حمام می کنم

تاریخ
٧ سال پیش
متن
Two plus three is five.
دیدگاه
١

دو به اضافه سه می شود پنج

تاریخ
٧ سال پیش
متن
Our net profits were a plus this year.
دیدگاه
٣

سود امسال ما بیشتر بود

تاریخ
٧ سال پیش
متن
Pamper yourself with a stay in one of our luxury hotels.
دیدگاه
١

با اقامت در یکی از هتل های لوکس ما خود را ناز پرورده کنید

تاریخ
٧ سال پیش
متن
Pamper yourself with our luxury gifts.
دیدگاه
-٣

با هدایای تجملی ما نازپرورده شوید

تاریخ
٧ سال پیش
متن
If you continue to pamper that child, he'll grow up spoiled and lazy.
دیدگاه
٣

اگر به لوس کردن ان بچه ادامه دهی تنبل و بدرد نخور بار می اید

تاریخ
٧ سال پیش
متن
She loves to pamper her dog with special treats.
دیدگاه
٠

او دوست دارد با رفتار خاص سگش را لوس کند

تاریخ
٧ سال پیش
متن
Abuse can lead to both psychological and emotional problems.
دیدگاه
١

پرخاشگری می تواند منجر به هر دو مشکل روحی و احساسی شود

تاریخ
٧ سال پیش
متن
Separation is a time of high emotional stress.
دیدگاه
١٠

جدایی فشار عاطفی زیادی در بر دارد

تاریخ
٧ سال پیش
متن
Can I fix you a snack?
دیدگاه
١

می توان برایتان چیز مختصری برای خوردن درست کنم

تاریخ
٧ سال پیش
متن
We stopped for a snack on the way here.
دیدگاه
-١

در راه برای خوردن خوراکی مختصر توقف کردیم

تاریخ
٧ سال پیش
متن
This procedure is a hangover from the old system.
دیدگاه
-١

بگذار موضوع تا جلسه بعد معلق بماند

تاریخ
٧ سال پیش
متن
I have a hangover.
دیدگاه
-٨

قبل از طوفان پکن در چین ابر ها بر اسمان سایه افکنده بودند

تاریخ
٧ سال پیش
متن
I had one hell of a hangover the next morning.
دیدگاه
-١٧

بنظر میرسد کت وشلوار باید تا جلسه بعدی اویزان بماند

تاریخ
٧ سال پیش
متن
Setting up a petty cash account.
دیدگاه
٠

یک حساب پس انداز کوچک باز کن

تاریخ
٧ سال پیش
متن
He took to borrowing money from the petty cash.
دیدگاه
٠

او از صنوق پس انداز پول قرض گرفت

تاریخ
٧ سال پیش
متن
We now have to buy it from our petty cash.
دیدگاه
٠

حالا باید انرا از پس انداز کوچکمان بخریم

تاریخ
٧ سال پیش
متن
They like to sunbathe on their private balcony.
دیدگاه
١

انها دوست دارند در بالکن خوصی خود حمام افتاب بگیرند

تاریخ
٧ سال پیش
متن
It's a private foundation dedicated to helping people move out of poverty.
دیدگاه
٠

این بنیاد خصوصی وقف کمک به مردم برای رهایی از فقر است

تاریخ
٧ سال پیش
متن
He bargained hard and was stubborn.
دیدگاه
٥

او سخت معامله می کرد و لجباز بود

تاریخ
٧ سال پیش
متن
He looked fresh when he returned from his vacation.
دیدگاه
٧

وقتی از تعطیلات برگشت سرحال بنظر می رسید

تاریخ
٧ سال پیش
متن
We must do this to save face.
دیدگاه
-١

ما باید اینکار را برای حفظ ظاهر انجام دهیم

تاریخ
٧ سال پیش
متن
Death and taxes are the only sure things.
دیدگاه
-٥

مرگ و مالیات تنها چیزهای حتمی هستند

تاریخ
٧ سال پیش
متن
Now he could be sure she loved him.
دیدگاه
١٦

حالا می توانست اطمینان داشته باشد که او دوستش دارد

تاریخ
٧ سال پیش
متن
The radiant smile and the sparkle in her blue eyes were the clear signs of a woman still deeply in love.
دیدگاه
٢

لبخند بشاش و برق چشمان ابی او بوضوح نشان میداد که هنوز یک زن عاشق است

تاریخ
٧ سال پیش
متن
A sparkle in his eyes animated his face whenever he smiled.
دیدگاه
٠

درخشش چشمانش هر بار که می خندید به صورتش روح می بخشید

تاریخ
٧ سال پیش
متن
There is plenty of fizz and sparkle in the show.
دیدگاه
٠

هیجان و درخشش زیادی در نمایش وجود دارد

تاریخ
٧ سال پیش
متن
There was little sparkle in their performance.
دیدگاه
٢

اجرا ی انها درخشش کمی داشت

تاریخ
٧ سال پیش
متن
There was a sudden sparkle as her diamond ring caught the light.
دیدگاه
-١

انگشتر الماس او زیر نور ناگهان درخشید

تاریخ
٧ سال پیش
متن
We enjoy a cheerful fire on a cold, rainy night.
دیدگاه
١

ما از اتش گرم در شبی سرد و بارانی لذت می بریم

تاریخ
٧ سال پیش
متن
Last night's performance here in New York equaled the one I saw in London last year.
دیدگاه
١

اجرای دیشب اینجا در نیویورک با اجرای سال گذشته که در لندن دیدم برابری می کرد

تاریخ
٧ سال پیش
متن
Three plus five is equal to five plus three.
دیدگاه
٩

3به اضافه 5 برابر است با 5 به اضافه 3

تاریخ
٧ سال پیش
متن
Not all good day care is so costly.
دیدگاه
٢

همه مراقبت های روزانه خوب گران نیستند

تاریخ
٧ سال پیش
متن
Local authorities may provide day care for under fives.
دیدگاه
١

مقامات محلی ممکن است مراقبت روزانه برای بچه های زیر ۵ ساله را تامین کند

تاریخ
٧ سال پیش
متن
There is an urgent need for more day care centres and more hospital beds.
دیدگاه
١

مراقبت روزانه و نیاز به تخت های بیشتر ضرورت است

تاریخ
٧ سال پیش
متن
I am a chain smoker.
دیدگاه
-١

من زیاد سیگار می کشم

تاریخ
٧ سال پیش
متن
The dollar bill has an image of George Washington on one side of it.
دیدگاه
٣

یک طرف اسکناس دلار تصویر جورج واشنگتن است

تاریخ
٧ سال پیش
متن
I don't know how you can eat that stuff!
دیدگاه
٢

نمیدونم چطور میتونی این اشغال رو بخوری

تاریخ
٧ سال پیش
متن
There's some white stuff on this plate.
دیدگاه
-٤

مقداری اشغال سفید روی این بشقاب هست

تاریخ
٧ سال پیش
متن
We stuffed ourselves at dinner.
دیدگاه
١

ما خودمان را برای شام بزور جا کردیم

تاریخ
٧ سال پیش
متن
He knows his stuff.
دیدگاه
٠

او وسایل خود را می شناسد

تاریخ
٧ سال پیش
متن
The pass was complete, and the offense gains twenty yards.
دیدگاه
٠

پیشروی کامل شد و مهاجم ۲۰ یارد را تسخیر کرد

تاریخ
٧ سال پیش
متن
I can't disappoint my public by retiring.
دیدگاه
٤

نمی توانم با بازنشستگی ملتم را نا امید کنم

تاریخ
٧ سال پیش
متن
Lastly, I fear I may have to disappoint you when I say that the coin is more interesting than valuable.
دیدگاه
-١

در اخر , میترسم اگر بگویم سکه جالبتر از ارزش ان است ممکن است شما را مایوس کنم

تاریخ
٧ سال پیش
متن
Don't disappoint me by being late again.
دیدگاه
-٢

دوباره با دیر امدن مایوسم نکن

تاریخ
٧ سال پیش
متن
I'm sorry to disappoint you, but I'm afraid I can't come after all.
دیدگاه
-٩

متاسفم نا امیدت کردم اما بهر حال می ترسم نتوانم بیایم

تاریخ
٧ سال پیش
متن
Do you still hang out with the same crew ?
دیدگاه
-١

هنوز هم با همان گروه ( خدمه هواپیما یا کشتی ) هستی

تاریخ
٧ سال پیش
متن
Where do the youngsters hang out?
دیدگاه
-٣

پاتوق جوانترین ها کجاست ؟

تاریخ
٧ سال پیش
متن
It dry-cleans beautifully and wrinkles hang out.
دیدگاه
-١

این خشکی زیبایی را پاک و چروک ها را نمایان می کند

تاریخ
٧ سال پیش
متن
I often used to hang out in supermarkets.
دیدگاه
٤

من اغلب عادت داشتم در سوپر مارکت ها پرسه بزنم

تاریخ
٧ سال پیش
متن
My job was to hang out the washing.
دیدگاه
٠

شغل من برای زندگی نظافت کردن بود

تاریخ
٧ سال پیش
متن
You still hang out at the pool hall?
دیدگاه
١

شما هنوز هم در سالن بیلیارد وقت گذرانی می کنید

تاریخ
٧ سال پیش
متن
The kids hang out on the street corner.
دیدگاه
٢٢

بچه ها کنار خیابان پاتوق کرده بودند

تاریخ
٧ سال پیش
متن
Even though it is now called snail mail, regular mail is anything but slow.
دیدگاه
٠

حتی با وجود انکه حالا به ان پست حلزونی می گویند پست عادی فقط کند تر است

تاریخ
٧ سال پیش
متن
Email is much faster than snail mail.
دیدگاه
٠

ایمیل بسیار سریعتر از پست است

تاریخ
٧ سال پیش
متن
Mike : Any snail mail for me today?
دیدگاه
٠

مایک : هیچ نامه پستی امروز برایم رسیده ؟

تاریخ
٧ سال پیش
متن
I will email you with my snail mail address.
دیدگاه
٠

ادرس پستی خود را برایتان ایمیل خواهم کرد

تاریخ
٧ سال پیش
متن
The actor is a chain smoker.
دیدگاه
٠

بازیگر مرد یک سیگاری قهار است

تاریخ
٧ سال پیش
متن
He is no smoker, but his father is chain smoker.
دیدگاه
٠

او سیگاری نیست اما پدرش مدام سیگار می کشد

تاریخ
٧ سال پیش
متن
Yes, he's a chain smoker.
دیدگاه
-١

بله او یکسره سیگار می کشد

تاریخ
٧ سال پیش
متن
The soil was poor for farming.
دیدگاه
٠

خاک برای کشاورزی حاصلخیز نبود

تاریخ
٧ سال پیش
متن
His family was poor and the children had barely enough to eat.
دیدگاه
-١

خانواده او فقیر بودند و بچه ها بندرت غذای کافی می خوردند

تاریخ
٧ سال پیش
متن
The most serious flaw in his character is his dishonesty.
دیدگاه
١٢

بزرگترین عیب شخصیت او نداشتن صداقت است

تاریخ
٧ سال پیش
متن
These children's diets lack calcium.
دیدگاه
٩

رژیم غذایی این کودکان کمبود کلسیم دارد