checkout

/ˈt͡ʃeˌkɑːwt//ˈt͡ʃekaʊt/

معنی: وارسی
معانی دیگر: (در فروشگاه و غیره) محل پرداخت پول و بردن کالای خریده شده، گیشه ی پرداخت قیمت کالا، (هتل و غیره) ساعتی که پیش از آن اتاق باید تخلیه شود، به امانت گرفتن، 1- (در هتل و بیمارستان و غیره) حساب خود را تسویه کردن و رفتن 2- (در مورد صندوق داران فروشگاه ها و غیره) مبلغ اجناس خریداری راجمع زدن و دریافت کردن 3- بررسی و تایید کردن، تصدیق کردن (صحت چیزی را) 4- چک نقد کردن، از حساب بانکی برداشت کردن 5- (از کتابخانه) کتاب گرفتن
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: the act of checking out of a hotel room.

(2) تعریف: the time by which a guest at a hotel must vacate his or her room and pay the bill.

(3) تعریف: the act or place of checking out items, as at a supermarket or library.

(4) تعریف: an inspection or examination, esp. of machinery in order to determine whether it is functioning properly.
عبارت ( phrase )
(1) تعریف: to pay for something in a store where there are different lines for people to pay.

- It takes a long time to check out at the grocery store.
[ترجمه A.A] حساب کتاب کردن در فروشگاه مواد غذایی خیلی طول میکشه
|
[ترجمه رها گلزار] مدت زیادی طول میکشه تا در فروشگاه مواد غذایی حساب خود را تسویه کنید
|
[ترجمه زهرامعصوم زاده] حساب کتاب کردن فروشگاه مواد غذایی خیلی طول میکشه
|
[ترجمه الهه ضیایی] وارسی اجناس خریداری شده در خواروبارفروشی زمان زیادی می برد
|
[ترجمه گوگل] زمان زیادی طول می کشد تا در فروشگاه مواد غذایی بررسی شود
[ترجمه ترگمان] مدت زیادی طول می کشد تا فروشگاه خواربار فروشی را چک کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to say in an official way that you are leaving your hotel room and to pay the bill.

- We have to check out before noon.
[ترجمه گلی افجه ] قبل از ظهر باید تسویه حساب کنیم
|
[ترجمه الهه ضیایی] تا قبل از ظهر باید کارهای مربوط به خروج را انجام دهیم
|
[ترجمه گوگل] باید قبل از ظهر چک کنیم
[ترجمه ترگمان] قبل از ظهر باید چک کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. You can't just go through the checkout without paying!
[ترجمه ابوالفضل کیخا] ما باید داستان او را بررسی کنیم
|
[ترجمه Sogand] شما نمی توانید هنگامیکه پرداخت نکرده اید از اینجا بروید
|
[ترجمه Anisa] تو نمیتوانی بدون پرداخت در صندوق از اینجا بروی
|
[ترجمه نصرت] تو نمی تونی همینجوری بدون پرداختِ هزینه خارج بشی!
|
[ترجمه ....] شما تمیتوانید بدون پرداخت هزینه از اینجا خارج شوید
|
[ترجمه Tiam] شما نمی توانید بدون پرداخت هزینه از اینجا خارج شوید.
|
[ترجمه Parsa] شما بدون پرداخت پول نمی تونید از اینجا خارج شوید.
|
[ترجمه گوگول تیرینسلیت🐊] اسکول تو نمیتونی بدون طریق پرداخت از پرداخت خارج پرادخت بشی
|
[ترجمه نوید] شما نمی توانید بدون پرداخت پول از محل پرداخت پول رد بشی
|
[ترجمه گوگل]شما نمی توانید بدون پرداخت هزینه از طریق پرداخت!
[ترجمه ترگمان]تو نمی تونی بدون پرداخت پول از اینجا بری
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I saw a harried-looking mother at the checkout trying to manage two small children and a mountain of shopping.
[ترجمه ترجمه علی] مادرم بی رحم او را برسی کردم که دو بچه و یک کوه خرید را اداره نمی کرد
|
[ترجمه گوگل]مادری خشمگین را در صندوق خانه دیدم که سعی می کرد دو کودک کوچک و کوهی از خرید را مدیریت کند
[ترجمه ترگمان]یک مادر به ستوه آمده را دیدم که در صندوق تماشا می کرد و سعی می کرد دو بچه کوچک و یک کوه خرید را اداره کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. She works on the checkout at the local supermarket.
[ترجمه Rostamzadeh] آن زن در گیشه ی یک سوپر مارکت محلی مشغول به کار است.
|
[ترجمه گوگل]او در صندوق در سوپرمارکت محلی کار می کند
[ترجمه ترگمان]او در گیشه فروش در سوپرمارکت محلی کار می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The hotel's extra benefits include late checkout.
[ترجمه امیرعلی] مزایای اضافه هتل شامل دیر خالی کردن اتاق بود
|
[ترجمه گوگل]از مزایای اضافی هتل می توان به پرداخت دیرهنگام اشاره کرد
[ترجمه ترگمان]مزایای اضافی هتل عبارتند از بررسی های اخیر
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. There were huge queues at the checkout.
[ترجمه گوگل]صف های بزرگی در صندوق وجود داشت
[ترجمه ترگمان]در هنگام پرداخت، صف های بسیار زیادی وجود داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. At checkout, your bill will be printed for you.
[ترجمه گوگل]هنگام تسویه حساب، صورت حساب شما برای شما چاپ می شود
[ترجمه ترگمان]در صندوق، صورتحساب شما برای شما چاپ خواهد شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. He hates waiting at the checkout.
[ترجمه parima] او از انتظار کشیدن متنفر است
|
[ترجمه Me] او از این ک برای پرداخت پول منتظر بمونه متنفره
|
[ترجمه .] او از انتظار کشیدن برای دریافت پول متنفره
|
[ترجمه گوگل]او از منتظر ماندن در صندوق خانه متنفر است
[ترجمه ترگمان]اون از اینکه تو صندوق منتظر بمونه متنفره
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The line at the checkout was for people with eight items or fewer.
[ترجمه امیرعلی] آن صف بازرسی بدنی برای کسانی بود که ۸ مورد یا کمتر وسیله داشتند
|
[ترجمه گوگل]صف در صندوق برای افرادی بود که هشت کالا یا کمتر داشتند
[ترجمه ترگمان]خط پایان، برای افرادی بود که هشت مورد یا کم تر داشتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Slapdash weeklies at the supermarket checkout line move by the millions circulating gossip, lies, innuendo and scandal.
[ترجمه گوگل]هفته نامه های Slapdash در خط صندوق های سوپرمارکت با میلیون ها شایعه، دروغ، کنایه و رسوایی در حال پخش هستند
[ترجمه ترگمان]هفته نامه های slapdash در خط تلفن سوپر مارکت ها، با میلیون ها شایعه، دروغ، innuendo و رسوایی حرکت می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Luckily, there was no line at the checkout.
[ترجمه سلام] البوم جدیدمان را چک کنید
|
[ترجمه mehran sabouri] خوشبختانه هیچ صفی جلو صندوق نبود
|
[ترجمه گوگل]خوشبختانه هیچ صفی در صندوق وجود نداشت
[ترجمه ترگمان]خوشبختانه، هیچ مرزی در صندوق نبود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Checkout is 10 a. m.
[ترجمه سابرینا] پرداخت صبح است !!!
|
[ترجمه گوگل]تسویه حساب ساعت 10 است متر
[ترجمه ترگمان]Checkout ۱۰ است ام
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. He found one near the exit where the checkout girl was just opening up and Mum wheeled her trolley into the space.
[ترجمه گوگل]او یکی را در نزدیکی خروجی پیدا کرد که دختر صندوق‌دار در حال باز کردن بود و مامان چرخ دستی‌اش را به داخل فضا چرخاند
[ترجمه ترگمان]یکی از آن ها را نزدیک در خروجی پیدا کرد که دختر تازه وارد داشت باز می شد و مامان چرخ دستی را به داخل برد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. All nine checkout counters are backed up with huge lines of people pushing loaded carts.
[ترجمه گوگل]همه 9 باجه تسویه‌حساب با صف‌های عظیمی از مردم که چرخ‌های بارگذاری شده را هل می‌دهند پشتیبان‌گیری می‌شوند
[ترجمه ترگمان]تمام ۹ ساختمان با خطوط عظیمی از مردم که گاری های پر شده را هل می دهند، پشتیبانی می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Checkout is at noon.
[ترجمه کاترین] در ظهر پرداخت شود
|
[ترجمه گوگل]تسویه حساب ظهر است
[ترجمه ترگمان]ساعت noon ظهر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Through the windows, all of the checkout counters appeared to be 10 people deep.
[ترجمه کامیلا] ما باید داستان او را بررسی کنیم.
|
[ترجمه گوگل]از پشت پنجره‌ها، تمام باجه‌های صندوق‌ها به عمق 10 نفر به نظر می‌رسید
[ترجمه ترگمان]از داخل پنجره ها، همه of به عمق ۱۰ نفر می رسید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

16. We'll need to check out his story.
[ترجمه گوگل]ما باید داستان او را بررسی کنیم
[ترجمه ترگمان]باید داستانش رو بررسی کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

17. Police were called in to check out a suspect van.
[ترجمه گوگل]پلیس برای بررسی یک ون مشکوک فراخوانده شد
[ترجمه ترگمان]پلیس برای بررسی یک ون مظنون فراخوانده شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

18. Check out our website at www. cobuild. collins. co. uk.
[ترجمه گوگل]وب سایت ما را در www cobuild کالینز شرکت انگلستان
[ترجمه ترگمان]وب سایت ما را در سایت www cobuild collins هم کاری uk
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

19. You can check out at aisle eight.
[ترجمه گوگل]می‌توانید در راهروی هشت بررسی کنید
[ترجمه ترگمان] میتونی توی راهرو شماره ۸ رو چک کنی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

20. We need to check out whether the company is reliable.
[ترجمه گوگل]ما باید بررسی کنیم که آیا شرکت قابل اعتماد است یا خیر
[ترجمه ترگمان]باید چک کنیم که آیا شرکت قابل اعتماد است یا خیر
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

21. Check out the prices of our pizzas-we're virtually giving them away!
[ترجمه گوگل]قیمت پیتزاهای ما را بررسی کنید - ما آنها را به صورت مجازی تقدیم می کنیم!
[ترجمه ترگمان]قیمت of را بررسی کنید - ما عملا آن ها را رها می کنیم!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

22. Check out Omar's new car. The brother must be makin' bank.
[ترجمه گوگل]ماشین جدید عمر را ببینید برادر باید بانک درست کند
[ترجمه ترگمان]ماشین جدید عمر رو ببین برادر باید یه بانک درست کرده باشه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

23. Check out that gorgeous guy over there!
[ترجمه گوگل]آن پسر زرق و برق دار آنجا را بررسی کنید!
[ترجمه ترگمان]! اون یارو خوشگله رو نگاه کن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

24. Check out the lie of the land before you make a decision.
[ترجمه گوگل]قبل از تصمیم گیری، دروغ زمین را بررسی کنید
[ترجمه ترگمان]قبل از اینکه تصمیم بگیرید، دروغ زمین را چک کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

25. Check out our dope new album.
[ترجمه گوگل]آلبوم جدید ما را ببینید
[ترجمه ترگمان]آلبوم جدید خود را چک کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

26. We're supposed to check out of the hotel by o'clock.
[ترجمه گوگل]قرار است تا ساعت از هتل خارج شویم
[ترجمه ترگمان]قرار بود ساعت سه از هتل خارج شویم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

27. I made a phone call to check out his address.
[ترجمه گوگل]تلفن زدم تا آدرسش را ببینم
[ترجمه ترگمان] یه زنگ زدم که آدرسش رو بررسی کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

28. Check out our new fashion range!
[ترجمه گوگل]مجموعه مد جدید ما را بررسی کنید!
[ترجمه ترگمان]محدوده مد جدید ما را بررسی کنید!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

29. Guests should check out of their rooms by noon.
[ترجمه گوگل]مهمانان باید تا ظهر اتاق خود را چک کنند
[ترجمه ترگمان]میهمانان باید تا ظهر از rooms خارج شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

30. Does his story check out?
[ترجمه گوگل]آیا داستان او بررسی می شود؟
[ترجمه ترگمان]داستانش چک شده؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

وارسی (اسم)
checkout

تخصصی

[کامپیوتر] وارسی
[ریاضیات] امتحان کردن، آزمایش کردن، وارسی، امضای خروج جنس، تسویه حساب کردن، بررسی کردن

به انگلیسی

• final test, final inspection; conclusion of a stay at a hotel; place where one pays for purchases in a commercial establishment
in a supermarket, a checkout is a counter where you pay for the things you have bought.
settle one's account and leave (i.e. from a hotel, etc.); make a detailed examination (i.e. check something or someone out); die (slang)

پیشنهاد کاربران

تصفیه حساب کردن
تصفیه حساب
پرداخت کردن

پرداخت بدهی - تخلیه اتاق ( در هتل و غیره ) - تسویه حساب - تهاتر
محل پرداخت
خروج از هتل
check somebody out
با حالت تعجب به کسی نگاه کردن
صندوق ( فروشگاه. مغازه )
پرداخت کردن
تصفیه کردن
A checkout is a counter in a supermarket where you pay
رفتن به بیرون
دید زدن ، نگاه کردن ، وارسی کردن
تو کارتون toy Story 3 به زرنگ بازی ترجمه شده
چیزی را امتحان کردن، آزمودن

to examine or try something; to think about something.
مثال
It's something we all have to be concerned with. Check it out. Check out the new comedy show on tonight.
a checkout is a cunter in a supermarket where you pay
در دیکشنری من به معنی صندوق پرداخت است

صندق فروشگاه
ترک کردن
بررسی کردن
تسویه حساب
پرداخت صورت حساب
- تسویه با هتل یا غیره
- حساب کردن مبلغ اجناس خریداری شده درمحل صندوق فروشگاه
- بررسی و چک کردن چیزی
- نگاه دقیق کردن به کسی یا چیزی
بررسی بیرون
The place where you pay for the things that you are buying in a super market
تسویه حساب کردن
تسویه حساب کردن میشه به نظر من
لطفاً اگر جمله ای درباره checkout پیدا کردید حتما اطلاع دهید



People pay money from a check out in a bank or store
به معنی تسویه حساب

با توجه به برخوردار نبودن از Verb این لغت باید افزود

A checkout is counter in a super market where you pay

معنی کامل Verb لغتCHECKOUT
بررسی کردن
وارسی کردن
چک کردن دیدن
Check out یه جورایی معنی اینو میده که برای پزدادن و اینجور چیزا میگن مثلا check this out
یعنی اینارو داشته باش ( یعنی ببین چکار میکنم )
تحویل دادن کلید اتاق
صندوق. دار
امتحان یا بررسی دقیق
people pay money to or get money from a checkout in a bank or store
Check sb/ sth out:
( برای برطرف کردن مشکل / ایراد و . . . ) کسی / چیزی نگاهی انداختن


Websters:👇👇👇
to look at ( something or someone ) in order to find problems, mistakes, etc.

Eg: He had problems with his computer and asked the technician to�check�it�out.
یه مشکل کامپیوتری داشت و از تکنیسین خواست که یه نگاهی بهش بندازه.

Eg:He needs to get�checked out�by a doctor.
دکتر بایستی اونو یه نگاهی بندازه.
تسویه کردن ، پرداخت کردن
مردن
He checked out last week and his funeral is tomorrow
نگاهی انداختن، بررسی کردن، سریع نکاه انداختن و رفتن دید زدن
پرداختن، صندق
صندوق فروشگاه
این کلمه به طور کلی به معنای خارج شدن یا بیرون رفتن است
به امانت بردن
بررسی کردن

a point at which goods are paid for in a supermarket or other store
رفتن و سر زدن
?Would you like to check out that new nightclub that has opened around the corner
می خوای بریم یه سر به اون کلوب شبانه جدید که اون گوشه باز شده بزنیم؟
checked out

transitive to examine someone or something in order to be certain that everything is correct, true, or satisfactory. The police are checking the woman out. I've been taking loads of photographs, just to check out the camera. Go to the doctor and get yourself checked out
بررسی دقیق کردن
بررسی کردن ورفتن. حساب وکتاب کردن ورفتن . حساب و کتاب کردن ودریافت کردن
خارج شدن از هتل یا وارسی معنی هردو را میدهد
خارج شدن از هتل یا وارسی بستگی به جمله دارد
I'm gonna check out early tonight
یعنی امشب میرم زودتر بخوابم .
He checked out in the middle of the meeting.
یعنی وسط جلسه اهمیت نمیداد گوش نمیداد.
صندوق پرداخت
مُردن
وجود نداشتن
check them out ،
=
Look at , borrow from library
به نظر من تسویه حساب کردن در هتل ها و فروشگاه ها و. . . . . . . . . . .
برای مثال:we need to checkout these rumors about possible pay cuts
اگه خوب بود لطفا لایک کنید.
صورت حساب
to look at someone or something because they are interesting or attractive:
If I hear about a website that sounds interesting, I check it out.
نگاه کردن از سر تا پای کسی به خاطر اینکه خیلی جذاب هست.
اصطلاحِ Check sb out
در معنیِ throw sb out
کسی را مجبور به ترک جایی کردن ( با زور )
بررسی تحقیق و یا به امانت گرفتن اگه دوست داشتین ممنون میشم لایک کمید😊
check out = look at
. check out that guy's tie
محل پرداخت ( در فروشگاه )

– She works on the checkout at the local supermarket
– Your fruit and vegetables will be weighed at the checkout
– When I got to the checkout, I realized I'd left my purse at home
بررسی صحت و درستی چیزی
درگاه پرداخت آنلاین، صندوق فروشگاه، گیشه پرداخت فاکتور
noun - countable - uncountable :
1 - صندوق ( محل پرداخت پول اجناس خریداری شده در فروشگاه ها )
به عنوان مثال :
Why can’t they have more checkouts open?

2 - ساعت تخلیه و تحویل اتاق در هتل ها
به عنوان مثال :
Checkout is at noon.

**نکته** : کلمه ی checkout با کلمه check out ( که به صورت دو کلمه مجزا و با فاصله از هم نوشته می شود ) کاملا متفاوت است. کلمه اول همانطور که در بالا توضیح داده شد یک ( ( اسم ) ) است. اما کلمه دوم یک phrasal verb است و اکثر دوستان در این بخش به اشتباه معانی مرتبط با phrasal verb را نوشته اند.
منابع• https://www.ldoceonline.com/dictionary/checkout• https://www.ldoceonline.com/dictionary/check-out
checkout ( علوم نظامی )
واژه مصوب: بازبینی
تعریف: مجموعه ای از آزمایش های منظم کارکردی و عملیاتی و واسنجی برای تعیین وضعیت سامانۀ سلاح یا اجزای آن
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما