برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

Tiam

I'm tiam and I am 13 years old😊
I'm a girl✌💖
I'm exoL 😻

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 به معنی بزرگ شدن، رشد کردن و هر مترادف دیگه ای که برای این دو واژه وجود داره مثل قد کشیدن



Like it👍😊
١٣٩٩/٠٦/١٨
|

2 برای مثال به این جمله توجه کنید که در رابطه با معنی ایش هست که به سپری کردن اشاره داره


.I often spend my time for reading the books

١٣٩٩/٠٦/١٨
|

3 گاهی اوقات به معنی خرج کردن که معمولا برای خرج کردن پول استفاده میشه و گاهی اوقات به معنی سپری کردن که معمولا برای طول عمر و زمان استفاده میشه ولی در ... ١٣٩٩/٠٦/١٨
|

4 Things in English


جمع وسیله، چند وسیله
اسباب، لوازم، ابزار
١٣٩٩/٠٦/١٨
|

5 این کلمه دو معنای متفاوت داره
اگه verbباشه معنی مریض و
کسیو میده که وقتی مریض میشه
میره پیش دکتر، اما adjectiveاش
که در کتاب ریچ 1 کانون ...
١٣٩٩/٠٦/١٨
|

6 خدمتکار.پرستار ١٣٩٩/٠٥/٣١
|

7 خشکشویی ١٣٩٩/٠٥/٣١
|

8 Line به معنی خط هست که د ر همه ی کلماتی مثل صف هم همونطور هست ١٣٩٩/٠٥/٣١
|

9 Cherry به معنی گیلاس هست ١٣٩٩/٠٥/٣١
|

10 در اوایل ریچ 1 هم اومده ١٣٩٩/٠٥/٣١
|

11 بیرون از
💫💫💫💫
خارج از

👇👇👇👇

👈البته بعضی وقتها هم به معنی کار یاچیزی تمام شده است. 👉
١٣٩٩/٠٥/٣٠
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 workshop
• He set up a workshop for his carving.
• او( مذکر )یک کارگاه برای حکاکی کردن خود راه اندازی کرد.
١٣٩٩/٠٦/٢٤
|

2 workshop
• He was promoted manager of the new workshop.
• او(مذکر)مدیر جدید کارگاه بود.
١٣٩٩/٠٦/٢٤
|

3 workshop
• This workshop helps young unemployed people in Grimsby.
• این کارگاه به جوانان بیکار اهل گریمز بی کمک میکند.
١٣٩٩/٠٦/٢٤
|

4 workshop
• The carpenter was hammering in his workshop.
• نجار در کارگاه خود مشغول چکش کاری بود.
١٣٩٩/٠٦/٢٤
|

5 workshop
• An idle brain is the devil’s workshop.
• مغز انسان تنبل کارگاه ( محل فعالیت های ) شیطان است.
١٣٩٩/٠٦/٢٤
|

6 patient
• The dentist's waiting room was filled with patients.
• اتاق انتظار دندانپزشک پر از بیمار بود.
١٣٩٩/٠٦/١٨
|

7 patient
• The patient listened carefully to the doctor's explanation.
• بیمار بادقت به توضیحات پزشک گوش داد.
١٣٩٩/٠٦/١٨
|

8 follow
• Do you follow my logic?
• آیا از منطق من پیروی میکنی/طابع اون هستی؟
١٣٩٩/٠٦/١٨
|

9 follow
• Follow this road until you reach the park entrance.
• این مسیر را دنبال کنید تا به ورودی پارک برسید.
١٣٩٩/٠٦/١٨
|

10 flu
• Old people are particularly vulnerable to the flu.
• افراد مسن در برابر بیماری آنفولانزا به شدت آسیب پذیرند.
١٣٩٩/٠٦/١٦
|

11 flu
• The soldiers were diagnosed as having flu.
• سربازانی که به آنفولانزا مبتلا بودند تشخیص داده شدند
١٣٩٩/٠٦/١٦
|

12 flu
• A flu epidemic is sweeping through Moscow.
• یک نوع آنفولانزا در مسکو شیوع پیدا کرده است.
١٣٩٩/٠٦/١٦
|

13 flu
• He was suffering from flu and had lost his voice .
• آن اقا از آنفولانزا رنج میکشید و صدای خود را از دست داده بود
١٣٩٩/٠٦/١٦
|

14 checkout
• You can't just go through the checkout without paying!
• شما نمی توانید بدون پرداخت هزینه از اینجا خارج شوید.
١٣٩٩/٠٦/٠٣
|