Tiam

Tiam I' m tiam and I am 13 years old😊
I' m a girl✌💖
I' m exoL 😻

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



grow up٠١:٣٦ - ١٣٩٩/٠٦/١٨به معنی بزرگ شدن، رشد کردن و هر مترادف دیگه ای که برای این دو واژه وجود داره مثل قد کشیدن Like it👍😊گزارش
14 | 1
spend٠١:٣١ - ١٣٩٩/٠٦/١٨برای مثال به این جمله توجه کنید که در رابطه با معنی ایش هست که به سپری کردن اشاره داره . I often spend my time for reading the books مجددا لایک ... گزارش
136 | 2
spend٠١:٢٨ - ١٣٩٩/٠٦/١٨گاهی اوقات به معنی خرج کردن که معمولا برای خرج کردن پول استفاده میشه و گاهی اوقات به معنی سپری کردن که معمولا برای طول عمر و زمان استفاده میشه ولی در ... گزارش
131 | 3
وسایل٠١:٢٣ - ١٣٩٩/٠٦/١٨Things in English جمع وسیله، چند وسیله اسباب، لوازم، ابزارگزارش
5 | 1
patient٠١:٠٧ - ١٣٩٩/٠٦/١٨این کلمه دو معنای متفاوت داره اگه verbباشه معنی مریض و کسیو میده که وقتی مریض میشه میره پیش دکتر، اما adjectiveاش که در کتاب ریچ 1 کانون زبان ایران ... گزارش
62 | 1
attendant٢٢:٣٩ - ١٣٩٩/٠٥/٣١خدمتکار. پرستارگزارش
9 | 2
line٢١:٥٩ - ١٣٩٩/٠٥/٣١Line به معنی خط هست که د ر همه ی کلماتی مثل صف هم همونطور هستگزارش
2 | 1
cherry٢١:٥٦ - ١٣٩٩/٠٥/٣١Cherry به معنی گیلاس هستگزارش
9 | 1
be out of٢١:٥٣ - ١٣٩٩/٠٥/٣١در اوایل ریچ 1 هم اومدهگزارش
34 | 1
be out of٢٣:٣٨ - ١٣٩٩/٠٥/٣٠بیرون از 💫💫💫💫 خارج از 👇👇👇👇 👈البته بعضی وقتها هم به معنی کار یاچیزی تمام شده است. 👉گزارش
7 | 1

فهرست جمله های ترجمه شده



workshop١٣:٣٤ - ١٣٩٩/٠٦/٢٤
• He set up a workshop for his carving.
او ( مذکر ) یک کارگاه برای حکاکی کردن خود راه اندازی کرد.
7 | 1
workshop١٣:٣٣ - ١٣٩٩/٠٦/٢٤
• This workshop helps young unemployed people in Grimsby.
این کارگاه به جوانان بیکار اهل گریمز بی کمک میکند.
7 | 1
workshop١٣:٣٣ - ١٣٩٩/٠٦/٢٤
• He was promoted manager of the new workshop.
او ( مذکر ) مدیر جدید کارگاه بود.
9 | 1
workshop١٣:٣٢ - ١٣٩٩/٠٦/٢٤
• The carpenter was hammering in his workshop.
نجار در کارگاه خود مشغول چکش کاری بود.
9 | 2
workshop١٣:٣١ - ١٣٩٩/٠٦/٢٤
• An idle brain is the devil’s workshop.
مغز انسان تنبل کارگاه ( محل فعالیت های ) شیطان است.
14 | 3
patient٠١:٠٣ - ١٣٩٩/٠٦/١٨
• The dentist's waiting room was filled with patients.
اتاق انتظار دندانپزشک پر از بیمار بود.
16 | 1
patient٠١:٠٢ - ١٣٩٩/٠٦/١٨
• The patient listened carefully to the doctor's explanation.
بیمار بادقت به توضیحات پزشک گوش داد.
18 | 2
follow٠٠:٤٣ - ١٣٩٩/٠٦/١٨
• Do you follow my logic?
آیا از منطق من پیروی میکنی/طابع اون هستی؟
9 | 1
follow٠٠:٤٢ - ١٣٩٩/٠٦/١٨
• Follow this road until you reach the park entrance.
این مسیر را دنبال کنید تا به ورودی پارک برسید.
9 | 1
flu٢١:٥٦ - ١٣٩٩/٠٦/١٦
• Old people are particularly vulnerable to the flu.
افراد مسن در برابر بیماری آنفولانزا به شدت آسیب پذیرند.
7 | 1
flu٢١:٥٤ - ١٣٩٩/٠٦/١٦
• The soldiers were diagnosed as having flu.
سربازانی که به آنفولانزا مبتلا بودند تشخیص داده شدند
7 | 1
flu٢١:٥٣ - ١٣٩٩/٠٦/١٦
• A flu epidemic is sweeping through Moscow.
یک نوع آنفولانزا در مسکو شیوع پیدا کرده است.
9 | 1
flu٢١:٥٢ - ١٣٩٩/٠٦/١٦
• He was suffering from flu and had lost his voice .
آن اقا از آنفولانزا رنج میکشید و صدای خود را از دست داده بود
9 | 1
checkout١٤:٤٢ - ١٣٩٩/٠٦/٠٣
• You can't just go through the checkout without paying!
شما نمی توانید بدون پرداخت هزینه از اینجا خارج شوید.
7 | 1