پرسش خود را بپرسید
١ رأی
٠ پاسخ
٣٠ بازدید

به تو گفته بودم ز من بگذری  روم در پی عشق ویرانگری.....

٣ روز پیش
٢ رأی
تیک ٧ پاسخ
٤٧ بازدید

این شعر رودکی را که گنج باستانی فرهنگ ماست را معنا کنید:  بوی جوی مولیان آید همی  یاد یار مهربان آید همی  ریگ آموی و درشتی راه او  زیر پایم پرنیان آید همی  آب جیحون از نشاط رو ...

٢ هفته پیش
٤ رأی
تیک ٣ پاسخ
٦٦ بازدید
٤ رأی
تیک ٣ پاسخ
٤٩ بازدید

شنو پندی ز من ای یار خوش کیش به خون دل برآید کار درویش یقین‌‌‌ می‌دان مجیب و مستجاب است دعای سوخته‌ی درویش دل ریش چو آن سلطان بی‌چون را بدیدی غنی گشتی رهیدی از کم و بیش چو اسماعیل قربان شو درین عشق ولی را بنده شو گر نیستی میش

٣ هفته پیش
١ رأی
١ پاسخ
١٧ بازدید

سحاب گویی یاقوت ریخت بر مینا نسیم گویی شنگرف بیخت بر زنگار بخار چشم اوا و بخورِ روی زمین  زچشم دایه باغ است و روی بچّه خار

٣ هفته پیش
٣ رأی
تیک ٧ پاسخ
٥٦ بازدید

این شعر رودکی به چه معناست؟ شب زمستان بود، كپی سرد يافت  كرمكی شبتاب ناگاهی بتافت  كپيان آتش همی پنداشتند  پشتهٔ هيزم برو بر داشتند

٣ هفته پیش
٥ رأی
تیک ٤ پاسخ
٥٣ بازدید
چند گزینه‌ای

زندگی کردن من مردن تدریجی بود آنچه جان کند، تنم عمر حسابش کردم

٣ هفته پیش
٧ رأی
٧ پاسخ
١١١ بازدید

شرابی چون زَرِ سوری ولی نوری، نه انگوری  بَرَد از دیده‌ها کوری، بِپَرّاند سوی کیوان ./// مولوی دیوان شمس 

٣ هفته پیش
١ رأی
تیک ١ پاسخ
٢٢ بازدید