این شعر رودکی به چه معناست؟ شب زمستان بود، كپی سرد يافت كرمكی شبتاب ناگاهی بتافت كپيان آتش همی پنداشتند پشتهٔ هيزم برو بر داشتند
زندگی کردن من مردن تدریجی بود آنچه جان کند، تنم عمر حسابش کردم
شرابی چون زَرِ سوری ولی نوری، نه انگوری بَرَد از دیدهها کوری، بِپَرّاند سوی کیوان ./// مولوی دیوان شمس
تفسیر این دو بیت چیه؟ و قلمرو زبانی این شعر کدوم کلمات هستن؟
ستاره از دهل کوبی دهل کوب هجوم خواب دستش بسته بر چوب ✏ جامی
به میزان قیامت بیش کم، کم بیش می آید زبان این ترازو را نمی دانم نمی دانم تفسیر این بیت از صائب تبریزی چیست؟؟
به فرقش موی دام هوشمندان ازو تا مشک فرق اما نه چندان فراوان مو شکافی کرده شانه نهاده فرق نازک در میانه ز فرق او دو نیمه نافه را دل و زو در نافه کار مشک مشکل ✏ جامی
معنای خُتَن در این شعر چیست؟ ای گل ارغوان همچو سرو چمان ای در شب تار من، روشنایی بت چین و خُتَن روح و جانی به تن دل میرُبایی
چه نیکو بود هر که خود را شناخت چرا تا ز دشمن ببایدش تاخت ✏ «فردوسی»
معنی این رو میشه بگید: ایام زمانه از کسی دارد ننگ/کو در غم ایام نشیند دل تنگ/می خور تو در ابگینه با ناله چنگ/زان پیش که ابگینه بر آید بر سنگ