پرسش خود را بپرسید

معادل فارسی برای " Be snowed under with work"

تاریخ
١ سال پیش
بازدید
١٥٥

معادل فارسی برای 

" Be snowed under with work"

٣,٦٥٦
طلایی
٠
نقره‌ای
٤
برنزی
١٣٣

٢ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

داشتن حجم زیادی از کار یا مسئولیت‌هایی که فرد را کاملاً مشغول و گرفتار می‌کند.

زیر بار کار و مسئولیت زیاد بودن، گرفتار  کار و بار زیاد بودن، نداشتن وقت سر خاراندن

مثال؛

  1. I've been snowed under with work this week and haven't had time for anything else.
  2. She is always snowed under with work during the end of the fiscal year.
  3. They were snowed under with work, trying to meet the tight deadline.
٨٢٣,١٤٣
طلایی
٧٩٧
نقره‌ای
٩,٢٢٣
برنزی
٦,٩٣٣
تاریخ
١ سال پیش

کلی کار روی سرم ریخته..

٢,٥١١
طلایی
١
نقره‌ای
٥٦
برنزی
١٩
تاریخ
١ سال پیش
١

پاسخ شما