معنی اصطلاح "Ill-fated" در جمله
٢ سال پیش
٢٥٣
"Their trip was ill-fated from the start with bad weather and lost luggage."
٢,٨١٠
٠
٢
١٣٩
٥ پاسخ
مرتب سازی بر اساس:
اغلب برای توصیف رویدادها، پروژهها یا تلاشهایی استفاده میشود که با بدشانسی مواجه شدهاند یا محکوم به شکست هستند و بر عدم اجتنابپذیری نتیجه ناخوشایند آنها تأکید دارد.
بیانگر این است که چیزی از ابتدا محکوم به بدشانسی یا شکست است.
محکوم به شکست و بد فرجامی
مثال؛
Their ill-fated business venture ended in bankruptcy.
The ill-fated expedition was plagued by severe weather and equipment failures.
Despite their best efforts, the ill-fated event was a total disaster.
مترادف؛ Unlucky, doomed, unfortunate
متضاد؛ Fortunate, lucky, successful
٨٢٧,٠٩٨
٧٩٨
٩,٢٣٥
٦,٩٩٣
٢ سال پیش
محکوم به فنا، بدسرانجام
١٥٨
٠
١
٤
٢ سال پیش
نگون بخت (بدفرجام)
٢٦
٠
٠
٢
٢ سال پیش
سلام
شکست خورده / بد شگون / ...
٤,٦٤٣
٤
٩٠
١٤
٢ سال پیش
خراب ، بدشانس...
٢,٢٥٥
١
٣١
٨
٢ سال پیش
١