پرسش خود را بپرسید
معادل فارسی " dismiss from service"
١ سال پیش
١٢٦
معادل فارسی
" dismiss from service"
٣,٧٧١
١
٧
١٦٢
٢ پاسخ
مرتب سازی بر اساس:
معادل فارسی عبارت “dismiss from service” به طور کلی “اخراج از خدمت” یا “برکناری از خدمت” است.
این اصطلاح به معنای پایان دادن به اشتغال یا خدمت یک فرد در یک سازمان یا نهاد است.
٤٣,٤٣٠
٤٢
٦٠٠
١٦٤
١ سال پیش
از خدمت اخراج کردن ، و البته در مجهول معنی از خدمت اخراج شدن میدهد
١٣,٧٤٧
٦
١٢٥
٢٥٩
١ سال پیش
١