برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

دکتر علی ناجی

پزشک و مشاور تغذیه و رژیم درمانی
دکترای مدیریت استراتژیک
دکترای مدیریت اجرایی
دکترای آموزش زبان انگلیسی
و....

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 مفهوم سازی شده ١٣٩٩/٠٤/٠٩
|

2 به آرامی
بی سرو صدا
١٣٩٩/٠٤/٠٩
|

3 ثمربخش ١٣٩٩/٠٤/٠٨
|

4 در محیط آزمایشگاهی
در مقابل : vivo : محیط واقعی و زنده
In vitro and in vivo are two terms that you may encounter occasionally, particularly whe ...
١٣٩٩/٠٤/٠٨
|

5 گیره دار
حاوی گیره
١٣٩٩/٠٤/٠٨
|

6 زبانشناس ١٣٩٩/٠٣/٣٠
|

7 توضیح و بیان غیر مسقیم با توضیحات مفصل ١٣٩٩/٠٣/٣٠
|

8 در معرض چیزی قرار گرفته ١٣٩٩/٠٣/٢٢
|

9 تکرار پذیر
١٣٩٩/٠٣/١٦
|

10 In the social sciences and related fields, a thick description is a description of human social action that describes not just physical behaviors, bu ... ١٣٩٩/٠٣/٠٩
|

11 محیط ها
فضاها
١٣٩٩/٠٣/٠٩
|

12 تجهیز شدن
آماده شدن
تنظیم شده
١٣٩٩/٠٣/٠٤
|

13 حالات
ژست ها
١٣٩٩/٠٢/١٩
|

14 یهو گریه کردن
اشک دم مشک بودن !!!
١٣٩٩/٠٢/١٥
|

15 بدشانس ( مادرزادی !!) ١٣٩٩/٠٢/١٥
|

16 مادر زادی ١٣٩٩/٠٢/١٥
|

17 اشغال نظامی کردن
تحت سیطره خود درآوردن
اشغال کرده
١٣٩٩/٠٢/١٣
|

18 Repetitive Strain Injury ١٣٩٨/٠٥/٢٢
|

19 منطقه ساحلی ١٣٩٨/٠٢/١٣
|

20 exciting and interesting play , movie , or TV show ١٣٩٨/٠٢/١٢
|

21 افزایش قیمت مواد خوراکی و غذایی ١٣٩٨/٠١/٢٣
|

22 از روی پریشانی ، از روی گیجی ١٣٩٧/١٢/١٨
|

23 گیج شده ، پریشان شده ١٣٩٧/١٢/١٨
|

24 عمیقا درگیر ١٣٩٧/١٢/١٤
|

25 شاید ، محتملا ، احتمالن ، بطور غیر یقین ١٣٩٧/١٢/١٣
|

26 همکاری و مشارکت و درگیری افراد در کاری ( بخصوص انجام کارهای تیمی و گروهی ) ١٣٩٧/١٢/١٣
|

27 فواصل زمانی منظم ١٣٩٧/١٢/١٣
|

28 ذوق و شوق و اشتیاق چیزی یا کسی را داشتن ١٣٩٧/١٢/٠٦
|

29 رعد و برق ١٣٩٧/١٢/٠٥
|

30 غیر منتظره رخ دادن ، پدیدار شدن ، نمایان شدن ١٣٩٧/١٢/٠٥
|

31 اموال به ارث مانده ١٣٩٧/١٢/٠٤
|

32 حشیشیه یا حشّاشین نامی است که مخالفان مسلمانِ باطنیان الموت بر آنان نهادند و سپس در زبان‌های اروپایی به گونه‌های مختلفِ کلمه اَسَاسین (به انگلیسی: As ... ١٣٩٧/١٢/٠٣
|

33 متضاد bull market
بازار سهامی که شاخص و ارزش سهامها رو به پائین هست و مردم رغبت به فروش سهامها داشته و صفهای فروش سهام شلوغ است
١٣٩٧/١٢/٠٣
|

34 بازار بورسی که شاخص و ارزش سهامهاش بالا میره و مردم رغبت به خرید سهام ها دارند ١٣٩٧/١٢/٠٣
|

35 متضادش : bear market ١٣٩٧/١٢/٠٣
|

36 تجارت سودآور ١٣٩٧/١٢/٠٣
|

37 کلمات ترکیبی ١٣٩٧/١١/٢٦
|

38 ولخرجی زیاد
زیاده روی کردن
رضایت و نشاط جهت چشم پوشی از اشتباهات و ضعفهای دیگران
١٣٩٧/١١/٢٢
|

39 درمان با خرید ( درمان برخی از افسردگی ها با توصیه به رفتن به خرید و خرید کردن ) ١٣٩٧/١١/١٩
|

40 برآورده و تامین کردن ( نیاز و خواسته ) ١٣٩٧/١١/١٩
|

41 دلبسته
مشتاق
متعهد
مشغول
deeply engaged
interested
١٣٩٧/١٠/٢٢
|

42 درک شده ١٣٩٧/١٠/٠٥
|

43 میل و خواهش درونی ١٣٩٧/٠٩/٢٩
|

44 برداشت های درونی بر اساس الهام ١٣٩٧/٠٩/٢٩
|

45 عزت نفس
احترام به خود
ارزش به خود
١٣٩٧/٠٩/٢٩
|

46 نارو زدن
از پشت خنجر زدن
خیانت کردن
١٣٩٧/٠٩/٢٦
|

47 خیانت کردن
مترادف :
betray
١٣٩٧/٠٩/٢٦
|

48 بهار خواب پشت بام ١٣٩٧/٠٩/٢٥
|

49 تصور مطلوب ١٣٩٧/٠٩/٢٤
|

50 مساله بسیار مهم و حیاتی ١٣٩٧/٠٩/٢٤
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 fattening
• For years the directors have been fattening on the efforts of the workers.
• در طول سالیان ، مدیران بواسطه تلاشها و زحمات کارگران ، چاق شده اند .
١٣٩٧/٠٥/٣٠
|