دکتر علی ناجی

دکتر علی ناجی پزشک و مشاور تغذیه و رژیم درمانی
دکترای مدیریت استراتژیک
دکترای مدیریت اجرایی
دکترای آموزش زبان انگلیسی
و. . . .

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



saving١٠:٠٥ - ١٤٠٠/٠٤/٠٤Noun حفظ نگهداریگزارش
0 | 0
refinance١٦:٥٨ - ١٤٠٠/٠١/١٦سرمایه گذاری مجددگزارش
2 | 0
distributer١٦:٥٧ - ١٤٠٠/٠١/١٦تامین کنندهگزارش
0 | 0
privatisation٠٩:٠٤ - ١٣٩٩/١١/٢٢خصوصی سازیگزارش
7 | 0
edutainment١٨:٠٦ - ١٣٩٩/١١/١٠آموزش توام با سرگرمیگزارش
5 | 0
arribada٠٩:٠٢ - ١٣٩٩/٠٩/٢٤لانه سازی مقیاس بزرگ و همزمان برخی از گونه های لاک پشت دریایی ( مانند ردلی کمپ و زیتون ) the synchronized, large - scale nesting of some species of ... گزارش
2 | 0
arribadas٠٩:٠١ - ١٣٩٩/٠٩/٢٤arribada: the synchronized, large - scale nesting of some species of sea turtle ( such as the Kemp’s ridley and olive ridley ) لانه سازی مقیاس بزرگ ... گزارش
2 | 0
iucn٠٨:٥٤ - ١٣٩٩/٠٩/٢٣IUCN: International Union Conservation of Natureگزارش
0 | 0
utilitarian١٨:٠٥ - ١٣٩٩/٠٩/١٢انتفاعیگزارش
2 | 0
shave off١٦:١٤ - ١٣٩٩/٠٩/٠٧کوتاه کردن، کم کردن ( مو ، زمان تلف شده ، هزینه ها و . . . )گزارش
7 | 0
marry١٢:٠٣ - ١٣٩٩/٠٩/٠٧تر کیب کردن ( دو ایده ، دو طرح ، دو طعم و . . . ) در هم آمیختنگزارش
18 | 0
clil١١:٣٣ - ١٣٩٩/٠٩/٠٧ content and language integrated learning یادگیری یکپارچه محتوا و زبانگزارش
2 | 0
illuminated١٦:٣٦ - ١٣٩٩/٠٩/٠٢نورانیگزارش
7 | 1
chamber١٦:٣٥ - ١٣٩٩/٠٩/٠٢فضای بسته محفظهگزارش
7 | 0
with malice aforethought١٦:١٣ - ١٣٩٩/٠٩/٠٢با قصد و نیت قبلی ( حقوق و قانون جزا )گزارش
0 | 0
octavo format١٩:٣٦ - ١٣٩٩/٠٨/٢٨قطع وزیری ( کتاب )گزارش
0 | 0
conceptualized١٠:٣٧ - ١٣٩٩/٠٤/٠٩مفهوم سازی شدهگزارش
7 | 1
unobtrusively٠٩:٤٦ - ١٣٩٩/٠٤/٠٩به آرامی بی سرو صداگزارش
18 | 0
fruitfully١٩:٢٦ - ١٣٩٩/٠٤/٠٨ثمربخشگزارش
7 | 0
vitro١٢:٤٢ - ١٣٩٩/٠٤/٠٨در محیط آزمایشگاهی در مقابل : vivo : محیط واقعی و زنده In vitro and in vivo are two terms that you may encounter occasionally, particularly when read ... گزارش
18 | 0
clip on٠٨:٢٥ - ١٣٩٩/٠٤/٠٨گیره دار حاوی گیرهگزارش
2 | 0
dialectologist١٠:١٨ - ١٣٩٩/٠٣/٣٠زبانشناسگزارش
0 | 0
circumlocutory١٠:٠٨ - ١٣٩٩/٠٣/٣٠توضیح و بیان غیر مسقیم با توضیحات مفصلگزارش
2 | 0
predisposed١٩:٥٠ - ١٣٩٩/٠٣/٢٢در معرض چیزی قرار گرفتهگزارش
5 | 0
replicable١٢:١٠ - ١٣٩٩/٠٣/١٦تکرار پذیر گزارش
9 | 0
thick description١٢:١٨ - ١٣٩٩/٠٣/٠٩In the social sciences and related fields, a thick description is a description of human social action that describes not just physical behaviors, bu ... گزارش
14 | 0
settings١٠:١١ - ١٣٩٩/٠٣/٠٩محیط ها فضاهاگزارش
12 | 2
gear toward١١:١٢ - ١٣٩٩/٠٣/٠٤تجهیز شدن آماده شدن تنظیم شدهگزارش
7 | 1
postures١٣:٣٦ - ١٣٩٩/٠٢/١٩حالات ژست هاگزارش
5 | 0
burst into tears١٥:٤٣ - ١٣٩٩/٠٢/١٥یهو گریه کردن اشک دم مشک بودن !!!گزارش
14 | 1
born loser١٥:٣٥ - ١٣٩٩/٠٢/١٥بدشانس ( مادرزادی !! )گزارش
2 | 1
born leader١٥:٣٤ - ١٣٩٩/٠٢/١٥مادر زادیگزارش
2 | 1
invade١٢:١٨ - ١٣٩٩/٠٢/١٣اشغال نظامی کردن تحت سیطره خود درآوردن اشغال کردهگزارش
14 | 1
rsi١٨:٣٤ - ١٣٩٨/٠٥/٢٢Repetitive Strain Injuryگزارش
9 | 1
coastal region١٥:٢٩ - ١٣٩٨/٠٢/١٣منطقه ساحلیگزارش
9 | 0
gripping drama١٠:١٠ - ١٣٩٨/٠٢/١٢exciting and interesting play , movie , or TV showگزارش
21 | 0
agflation١٠:٤١ - ١٣٩٨/٠١/٢٣افزایش قیمت مواد خوراکی و غذاییگزارش
5 | 0
distractingly٠٨:٤٨ - ١٣٩٧/١٢/١٨از روی پریشانی ، از روی گیجیگزارش
2 | 1
distracted٠٨:٤٧ - ١٣٩٧/١٢/١٨گیج شده ، پریشان شدهگزارش
41 | 2
deeply engaged١١:٥٩ - ١٣٩٧/١٢/١٤عمیقا درگیرگزارش
0 | 0
arguably١١:٤٨ - ١٣٩٧/١٢/١٣شاید ، محتملا ، احتمالن ، بطور غیر یقینگزارش
32 | 1
engagement٠٩:٤١ - ١٣٩٧/١٢/١٣همکاری و مشارکت و درگیری افراد در کاری ( بخصوص انجام کارهای تیمی و گروهی )گزارش
83 | 0
regular intervals٠٩:٣٩ - ١٣٩٧/١٢/١٣فواصل زمانی منظمگزارش
16 | 1
blazing row١١:٣٧ - ١٣٩٧/١٢/٠٥رعد و برقگزارش
0 | 3
turn up out of the blue٠٨:٢٢ - ١٣٩٧/١٢/٠٥غیر منتظره رخ دادن ، پدیدار شدن ، نمایان شدنگزارش
30 | 0
inherit property٠٨:٣٥ - ١٣٩٧/١٢/٠٤اموال به ارث ماندهگزارش
2 | 0
assassins١٣:٤٢ - ١٣٩٧/١٢/٠٣حشیشیه یا حشّاشین نامی است که مخالفان مسلمانِ باطنیان الموت بر آنان نهادند و سپس در زبان های اروپایی به گونه های مختلفِ کلمه اَسَاسین ( به انگلیسی: A ... گزارش
28 | 0
bear market١٣:٣٦ - ١٣٩٧/١٢/٠٣متضاد bull market بازار سهامی که شاخص و ارزش سهامها رو به پائین هست و مردم رغبت به فروش سهامها داشته و صفهای فروش سهام شلوغ استگزارش
16 | 1
bull market١٣:٣٥ - ١٣٩٧/١٢/٠٣بازار بورسی که شاخص و ارزش سهامهاش بالا میره و مردم رغبت به خرید سهام ها دارندگزارش
9 | 0
bull market١٣:٣٣ - ١٣٩٧/١٢/٠٣متضادش : bear marketگزارش
7 | 1

فهرست جمله های ترجمه شده



fattening٠٧:٥٢ - ١٣٩٧/٠٥/٣٠
• For years the directors have been fattening on the efforts of the workers.
در طول سالیان ، مدیران بواسطه تلاشها و زحمات کارگران ، چاق شده اند .
14 | 1