پرسش خود را بپرسید

معنی Throw در این جمله چی میشه؟

تاریخ
٢ سال پیش
بازدید
٢١٨

The king’s son, the prince, decided to throw a fancy ball and invited every lady of the land to com

٣ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

- برگزار کردن (یک مهمانی)

- ترتیب دادن (مراسمی)

- مهمانی دادن

- به پا داشتن

٥٣,٧٤٢
طلایی
٥٨
نقره‌ای
١,١٠٦
برنزی
٣٨٢
تاریخ
٢ سال پیش

بالماسکه  برگزار کنه!
بالماسکه ترتیب بده!

٢٧,٣٧١
طلایی
١٠
نقره‌ای
٥٧٣
برنزی
٢٢٨
تاریخ
٢ سال پیش

throw a party :  مهمانی برگزار کردن

fancy ball : بالماسکه

پسر شاه، شاهزاده، تصمیم گرفت یه مهمونی بالماسکه برگزار کنه و همه بانوان آن سرزمین رو دعوت کرد

٤,٨٦٦
طلایی
٠
نقره‌ای
٤٢
برنزی
٤٧
تاریخ
٢ سال پیش
١

پاسخ شما