فهرست پیشنهادهای ١٤٠٢/٠٢/١٢ ( ٥٢٥ )
کارد به استخوان کسی رسیدن
کارد به استخوان رسیدن
عجیب نیست
عجیب نمی باشد
طرز
روش
گستردگی
بدی کسی را گفتن
ایراد گرفتن
یاد کن
فراموش نکن
محروم
بی بهره
دوستداران
دوستانه
مهسا
بلندقامتان
بلندقامت
بلند قد
صفت
خصلت
ایین
شیوه
سیاق
رسم و روش
رسم و ائین
ترساندن
محال اندیشیدن
ارزوی محال
ارزوی غیرعملی
طلب محال کردن
رنگ پریده یا سفید شدن
از چه رو
why
for what
به چه علت
به چه دلیل
برای چه
بچه علت
بچه دلیل
acrostic
دام
توسط
بوسیله
به وسیله
خوش خلقی
با
ملاطفت
عطوفت
عیادت بیمار
عیادت
عیادت کردن
عیادت کردن
به عیادت رفتن
به عیادت امدن
شرط گذاشتن
شرط اوردن
ظلکم طویل
long live
پاینده بادا
long live
شیرین بیان
disincentive
شیرین سخن
قلم
ول کردن
رها کردن
بینی عقابی
خوار گشتن
خوار گردیدن
خوار شدن
زرپران
ملاطفت امیز
tenderly
tender
زعفران
به نرمی
با نرمی
با لطافت
cycling
زرشک
have to
on the corner
طول و عرض
next to
negative way
embark on
hossein saei
دیمه مدرار
palm up
مزعج
انقلاب کبیر فرانسه
volcanic
انقلاب ۱۳۵۷ ایران
انقلاب
unbreakable bond
ایجاد کردن
ایجاد شدن
واسطه گری
واسطه
امکانات
freckle
تضاد
شبه نظامی
مضمحل
اضمحلال
سبقت گرفتن
سبق اللسان
mega talented
عکس العمل
عکاسی
عکاس
مسافرت نوروزی در ایران
مسافرت ورودی
مسافرت داخلی
مسافرت خروجی
مسافرت هوایی
مسافرت جاده ای
مسافرت کردن
شعر
مسافرت
سخن گفتن با لحن و شیوه خوشایند
مسافت
حرف عله
سخن نغز گفتن
تذکر
نامه ی رمزی
نامه رمزی
رمز نگاشت
پیام رمزی
cryptogram
مردن
درگذشتن
to die
die
روزگار سخت
روزگار تلخ
سخن گفتن
نصیحت پذیرفتن
مشبع مستطیل
دوست تر داشتن
بیشتر خواستن
ترجیح دادن
بیشتر دوست داشتن
prefer
ای جان من
شکر الود
خیلی شیرین
بسیار شیرین
نفرین کردن
نفرین گفتن
فحش گفتن
فحش دادن
دشنام گفتن
دشنام دادن
بی عفت کردن
بی عصمت کردن
عصمت
روزافزون
نیاز نداشتن
نیاز ندارد
بی نیازی
بی نیاز بودن
رنگ و رو
retire
سفره ی شراب
سفرهٔ شراب
retire
سفره ی رنگین
سفره رنگین
سفره ٔ رنگین
stingy
خسیس
بخیل
بی طاقت کردن
به ستوه اوردن
بستوه اوردن
بیحوصله کردن
بی تاب کردن
امان کسی را بریدن
بیحوصله کردن
notice
جهانگردی
فریبا
لوند
عشوه گر
دلربا
فحشاء
فحشا
brothel
whorehouse
که این
دردا
اه
alas
وای
ای وای
نمازگاه
نمازجای
نمازجا
گلگشت
bushwalking
الک
گردش در باغ
ستون اصلی
رکن اصلی
خرستون
spell it out
مستراح
choice in the matter
دستشویی رفتن
باقی مانده
هندی زبان
غلا می کردن
بندگی کردن
مردمک
مردمک چشم
merry way
سراءوضراء
ارامش
خوابیدن
خواب سنگین
به خواب رفتن
خواب عمیق
از خواب بیدار کردن
مرگ در خواب
استراحت نداشتن
استراحت
trust free
رگ خواب
هم بستر
مردن در خواب
در خواب مردن
عهد
ظاهرا
ostensibly
عهد بستن
رحم مادر
رحم زاهدان
پیمان بستن
womb
عادل
دادگر
شهرنشینان
شهرنشین
به این طریق
به این صورت
به این ترتیب
بدین نحو
بدین قرار
بدین طریق
as such
مطابق قاعده
مطابق ایین و قاعده
بدین ترتیب
but
ولیکن
ولی
لیک
اما
فرورفتن به فکر
به فکر فرورفتن
به فکر رفتن
مضطرب گشتن
مضطرب گردیدن
مضطرب شدن
بشخصه
بی واسطه
مدت کوتاهی
اندک زمانی
خوشبخت
بدبخت
در زمان
those were the days
یادش به خیر
یادش بخیر
get a chance
سپری شدن
بهر
برای
از بهر
از برای
سیب زنخدان
توزیع کننده
اوگاب
meditation
مراقبه کردن
مدیتیشن
meditate
هم چین
از این
be cast for
چنین
دیده
چشم
اهل بصیرت
اولوالابصار
اشعه ی خورشید
اشعه ی افتاب
اشعهٔ خورشید
اشعهٔ افتاب
reserve judgement
نور افتاب
روشنایی خورشید
پرتو افتاب
نور خورشید
دامن زدن بر دعوا
به رقص درامدن
به رقص اوردن
تعلق پذیر
متعلق
منسوب کردن
رکابی
have something to do with
مربوط بودن به
مربوط بودن
ربط داشتن به
ربط داشتن
چه ربطی داره
این چه ربطی به اون داره
خود را به کسی منتسب ساختن
خود را به کسی نسبت دادن
خود را به کسی منتسب کردن
خود را به کسی بستن
منتسب کردن
ارتباط
در مقایسه با
در مقایسه
ماتمکده
زده شدن
متفقین
بی میل گشتن
بی میل شدن
دلزده شدن
که از
متفقین جنگ جهانی دوم
مست مست
سیاه مست
سگ مست
second to none
gear
همیشه
پیوسته
ارامش
تمرکز
تجمع
حاضر شدن
که از او
محفل شلوغ
پیشی
you must grin and bear it
pumped
سردمدار
یک دنده
کله شق
خودرای
از روی
به دلیل
به خاطر
بدلیل
بخاطر
because of
because
یکسره
یک سر
از کجا
whence
ساحل
چه قدر
چه اندازه
چقدر
ترسیدن
خطر کشته شدن
خطر مردن
ترسیدن از کسی
ترسیدن
امین
amen
قواعد
قاعده
طرز
mechanistic
hair dye
یک کله رفتن
یه کله رفتن
دنیا
جسم انسان یا حیوان
جسم
بدن انسان
بدن
مرحله به مرحله
بی چون و چرا
واجب
کعبه
خانه ٔ کعبه
سفره ی نان
سفره نان
سفره ٔ نان
رنگی کردن
رنگ کردن
رنگ زدن
گرت
محمل
فریاد کردن
فریاد زدن
وعده دروغین دادن
وعده ی سر خرمن
وعده ی بی محل دادن
پوزش خواستن
معذرت خواهی
عذرخواهی
پوزش خواهی
نوخط
همچو جان
مثل جان
پرموی
پرمو
خسیس
بخیل
افشای سر
افشای راز کردن
افشای راز
افشاء سر
افشا کردن راز
افشا کردن
رخ دادن
اتفاق افتادن
روی دادن
پیش امدن
ترک وطن کردن
between a rock and a hard place
به نظر رسیدن
بنظر رسیدن
گویی که
گویا
تغییر کردن
تغیر کردن
گوشه نشینی کردن
گوشه نشینی
کنج و گوشه
کنج
تغییر بالین
می خواری
شراب خواری
اجزای
نامجرب
بی تجربه
inexperience
بی تجربگی
صلح طلبان
مصلحت
مشورت کردن
صلح دادن
اشتی دادن
بهبودی یافتن
بهبودی پیدا کردن
بهبود یافتن
بهبود پیدا کردن
inexorable
audit
audit
at length
در ضمن
گردن کلفت
most basic
والامقام
ابگوشت
بی میل
grandpa could do 100 pushups when he was a young man
hot
hot
hot
hot
باسیل های اسید فست الکل
flashbulb memory
alcohol acid fast bacilli
aafb
گلبول های قرمز خون
red blood cells
rbc
کاهو
lettuce
lactuca sativa
نشانگان مرگ ناگهانی نوزاد
سندروم مرگ ناگهانی نوزاد
سندرم مرگ ناگهانی نوزاد
sudden infant death syndrome
درامد سالانه
annual income
نرخ رشد سالانه
گزارش مالی سالانه
annual growth rate
annual financial statement
هزینه ی معادل سالانه
پرداخت های برابر سالانه
annual equivalent charge
درامد سالانه
annual earnings
somatosensory
شدت
knowingly
context
تعویض کامل مفصل ران
total hip arthroplasty
tha
تعویض کامل مفصل زانو
tka
joint replacement
ambulation
خلاصه
dissident
slog
وزیر
امتیازات
equitable
barely
edge out
جاسوس
language of instruction
reckoning
libidinous
الک
in the air
from across
health