context

/ˈkɑːntekst//ˈkɒntekst/

معنی: زمینه، مفاد، متن
معانی دیگر: هم بافت، قرینه، فحوا، سیاق، بافتار، شرایط، مفهوم

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: the language surrounding a particular usage of a word, phrase, or sentence, or the situation in which the piece of language is used.

- The meaning of a word like "fly" depends on its context.
[ترجمه سعید] معنای کلمه ای مانند �پرواز� به متنش بستگی دارد
|
[ترجمه محمدرضا] معنی کلمه مانند پرواز بستگی به محیط دور و بر آن دارد.
|
[ترجمه بهروز] معنای کلمه ای مانند پرواز، به موقعیت استفاده اش بستگی دارد
|
[ترجمه فاطمه] معنی کلمه ای مثل پرواز با متن آن بستگی دارد.
|
[ترجمه آرمی] معنای کلمه ای مثل "fly" ( در زبان انگلیسی ) به متن آن بستگی دارد.
|
[ترجمه آناهیتا] ترجمه و معنی کلمه ی " پرواز " به زمینه و ریشه اش بستگی دارد .
|
[ترجمه امیرمهدی صفدری] معنای واژه ای همچون "پرواز" بسته بر متنی است که در آن قرار دارد.
|
[ترجمه برهان سرمد] معنای واژه ای مانند �fly� به فحوای متن بستگی دارد.
|
[ترجمه ابوالفضل] معنی کلمه مانند پرواز بستگی به موقعیتش و یا متنش داره
|
[ترجمه شان] معنای واژه ای مانند "پرواز" به زمینه، مفاد، متن، فحوا، شرایط و مفهومش ، بستگی دارد. {در واقع، یک یا چند پارامتر را باید مورد توجه قرار داد ) .
|
[ترجمه گوگل] معنای کلمه ای مانند «پرواز» به بافت آن بستگی دارد
[ترجمه ترگمان] معنای واژه \"پرواز\" به بافت آن بستگی دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- In the context of a doctor's office, the question "How are you?" might require a detailed answer.
[ترجمه Shishkocholoo] در محل دفتر یک پزشک، سوال "حال شما چطور است" نیازمند پاسخی دقیق و همراه با جزئیات است.
|
[ترجمه مهشاد] از منظر مطب پزشک، سوال "حال شما چطور است؟" نیازمند پاسخی دقیق است.
|
[ترجمه جواد] در فضای مطب دکتر سوال “حال شما چطور است؟” نیازمند پاسخی با جزییات بیشتر است
|
[ترجمه شان] در شرایطی ( در محدوده ) مطب یک پزشک، این پرسش که "حال شما چگونه است؟" ممکن است نیازمند ارایه پاسخی مبتنی بر جزییات باشد.
|
[ترجمه گوگل] در زمینه مطب دکتر، سوال "حالت چطوره؟" ممکن است نیاز به پاسخ دقیق داشته باشد
[ترجمه ترگمان] در زمینه مطب دکتر، سوال این است که \"شما چطور هستید؟\" ممکن است نیاز به پاسخ مفصل داشته باشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: the set of circumstances or events in which a particular event occurs; situation.
مشابه: locality

- Given the context, we can understand how he made the decision to resign.
[ترجمه گوگل] با توجه به شرایط، می توان فهمید که او چگونه تصمیم به استعفا گرفت
[ترجمه ترگمان] با توجه به این شرایط، ما می توانیم درک کنیم که چگونه تصمیم گرفت استعفا دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. sometimes the context of a word reveals its meaning
برخی اوقات متن (هم بافت) واژه معنی آن را آشکار می کند.

2. out of context
بدون در نظر گرفتن همبافت یا متن،تحریف شده

3. he took my remarks out of context
او اظهارات مرا تحریف کرد.

4. This statement must be understood in the context of the entire document.
[ترجمه داود سلیمانی] این بیانیه باید درچارچوب کل سند قابل درک باشد.
|
[ترجمه مهدی مرسلی] این بیانیه باید در چارچوب سند کلی قابل فهم باشد.
|
[ترجمه معصومه] این بیانیه با توجه به متن کلی سند قابل درک است
|
[ترجمه جواد] این جمله باید با توجه به فحوای کلی سند فهمیده شود
|
[ترجمه شان] این بیانیه، باید با توجه به مفهوم کلی سند، ادراک شود.
|
[ترجمه گوگل]این بیانیه باید در متن کل سند درک شود
[ترجمه ترگمان]این جمله باید در متن کامل سند قابل درک باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The context makes the meaning clear.
[ترجمه مرتضی] زمینه معنی را روشن می کند.
|
[ترجمه روشن علی] متن، معنی را واضح می کند
|
[ترجمه Mona] متن مفهوم را واضح تر می سازد
|
[ترجمه پگاه] شرایط معنی را مشخص می کند
|
[ترجمه باران] محتوا معنی را روشن میکند
|
[ترجمه فرناز تقی پور] این متن مفهوم را شفاف تر می کند.
|
[ترجمه اشکان بیات] موقعیت کلمه معنای آن را معلوم می کند
|
[ترجمه گوگل]زمینه معنا را روشن می کند
[ترجمه ترگمان]این زمینه مفهوم را روشن می سازد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. His decision can only be understood in context.
[ترجمه به تو چه] تصمیم او فقط در این زمینه درک می شود
|
[ترجمه گوگل]تصمیم او را فقط می توان در زمینه درک کرد
[ترجمه ترگمان]تصمیم او تنها در این زمینه می تواند درک شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. You must place these events in their historical context.
[ترجمه حسین غلامی] شما باید این رویدادها را در مضمون تاریخی شان قرار دهید.
|
[ترجمه گوگل]شما باید این وقایع را در بافت تاریخی خود قرار دهید
[ترجمه ترگمان]شما باید این رویدادها را در بافت تاریخی خود قرار دهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. We are doing this work in the context of reforms in the economic, social and cultural spheres.
[ترجمه گوگل]ما این کار را در چارچوب اصلاحات در حوزه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی انجام می دهیم
[ترجمه ترگمان]ما این کار را در زمینه اصلاحات حوزه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی انجام می دهیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Institutions provide a context in which individuals can take on different roles.
[ترجمه گوگل]نهادها زمینه ای را فراهم می کنند که در آن افراد می توانند نقش های متفاوتی را ایفا کنند
[ترجمه ترگمان]موسسات زمینه ای را فراهم می کنند که در آن افراد می توانند نقش های متفاوتی داشته باشند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Skilled readers make use of context and prediction.
[ترجمه گوگل]خوانندگان ماهر از زمینه و پیش بینی استفاده می کنند
[ترجمه ترگمان]خوانندگان ماهر از مفهوم و پیش بینی استفاده می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. This small battle is very important in the context of Scottish history.
[ترجمه گوگل]این نبرد کوچک در زمینه تاریخ اسکاتلند بسیار مهم است
[ترجمه ترگمان]این نبرد کوچک در زمینه تاریخ اسکاتلند بسیار مهم است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Without a context, I would have assumed it was written by a man.
[ترجمه معصومه] اگر متن را نمی دیدم تصور می کردم نوشته ی یک مرد باشد.
|
[ترجمه شان] بدون ( دیدن ) متن، ممکن بود تصور کنم که ان، توسط یک مرد نگارش یافته است.
|
[ترجمه گوگل]بدون زمینه، تصور می‌کردم مردی نوشته است
[ترجمه ترگمان]بدون سابقه، فکر می کردم توسط یک مرد نوشته شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. You have to see these changes in context: they're part of a larger plan.
[ترجمه گوگل]شما باید این تغییرات را در زمینه ببینید: آنها بخشی از یک طرح بزرگتر هستند
[ترجمه ترگمان]شما باید این تغییرات را در بافت ببینید: آن ها بخشی از یک برنامه بزرگ تر هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. It is important to look at the political and cultural context in which the novel was written.
[ترجمه گوگل]نگاهی به بستر سیاسی و فرهنگی که رمان در آن نوشته شده است، مهم است
[ترجمه ترگمان]مهم است که به بافت سیاسی و فرهنگی که رمان در آن نوشته شده نگاه کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. The book shows a somewhat superficial understanding of the historical context.
[ترجمه گوگل]کتاب برداشتی سطحی از بافت تاریخی را نشان می دهد
[ترجمه ترگمان]این کتاب درک کمی از متن تاریخی را نشان می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

زمینه (اسم)
base, ground, tendency, design, basis, setting, root, background, terrain, context, conspectus, theme, sketch, groundwork, outline

مفاد (اسم)
substance, meaning, sense, significance, signification, content, intent, purport, context, contents, tenor, text, contexture, raison d'etre

متن (اسم)
context, version, text, textuality

تخصصی

[فوتبال] زمینه
[صنعت] فضا، زمینه، مفهوم
[ریاضیات] زمینه، مبحث، متن، محدوده، زمینه، بافت، ساختمان

انگلیسی به انگلیسی

• paragraphs surrounding a word or sentence; overall situation, background
the context of an idea or event is the general situation that relates to it and which helps it to be understood.
the context of a word or sentence consists of the words or sentences before it and after it which help make its meaning clear.
if something is seen in context or if it is put into context, it is considered with all the factors that relate to it.
if a statement or remark is taken or quoted out of context, the circumstances in which it was said are not correctly reported so the statement or remark is misleading.

پیشنهاد کاربران

This term refers to the information or circumstances that surround a particular event or situation. It helps provide a better understanding of the subject at hand.
اطلاعات یا شرایطی که یک رویداد یا موقعیت خاص را احاطه کرده است.
...
[مشاهده متن کامل]

این به درک بهتر موضوع حال حاضر کمک می کند.
شرایط، زمینه
مثال؛
To understand this historical event, we need to consider the context in which it occurred.
In a discussion about a controversial statement, someone might ask, “What was the context in which the statement was made?”
A journalist might argue, “It’s important to provide context when reporting a news story. ”

هَمامتن. به ویژه در متون فلسفی.
زمینه
مثال: It's important to understand the context of the situation.
مهم است که زمینه ی وضعیت را درک کنیم.
بستر، با در نظر گرفتن صدر و ذیل، متن، فضا،
⭕️🅥🅔🅡🅑
contextualize = زمینه سازی کردن
⭕️🅝🅞🅤🅝
context = بافت
contextualization = زمینه سازی
⭕️🅐🅓🅙🅔🅒🅣🅘🅥🅔
context = بافتی
contextualized = بافت شده
contextual = بافتاری
⭕️🅐🅓🅥🅔🅡🅑
contextually = به لحاظ بافتاری
متن همراه هم معنی همیشه
سیاق، مفهوم، زمینه، معنا و مفهوم براساس شواهد و قراین موجود در متن
سیاق، مفهوم ، زمینه، مفهوم بر اساس شواهد و علامات و محتویات متنی
بستر، محیط، فضا
Business context
جامعه دانشگاهی: academic context
در حقوق معاهدات معنی سیاق هم می ده
زمینۀ وجودی
فهمیدن معنی یک لغت نامعلوم از طریق لغات پس و پیش اون لغت در متن.
پیش زمینه، پیش درآمد، در چار چوب چیزی، کلماتی که درست قبل و بعد از یک کلمه یا جمله می آیند و به شما در درک معنای آن کمک می کنند، زمینه
Ali
واژه ها ، ایده ها ، اتفاقات و شرایطی که دست بدست هم میدن تا باعث متوجه شدن ما بشن که همه شان با هم در ارتباط هستند.
شاید بشه گفت
زمینه یک اتفاق ، پس زمینه یک حادثه
در ترجمه هام و به ویژه در مورد آثار هنری از هر نوع، برای کانتکست از معادل "پیش - جهان" و گاه "پیش - خلق" استفاده می کنم؛
معادلی که در دل خودش اولا به ترتیب زمانی خلق اثر اشاره داره ( قبل از خلق یک رخداد، الزاما باید جهانش ساخته شده باشه نه حین رخداد یا بعد از آن ) و در ادامه، به تمام اون عناصری که مخلوق یا اثر برای زیستن و حیاتش نیازمنده هم اشاره ی همزمان داره ( موضوع اثر؟ چرا باید خلق بشه یا هدف و محتوای ذهنی هنرمندش؟ این جهان چه رنگی چه طعمی و چطور جهانی هست که "ایجاب می کنه" اون اثر در دلش خلق بشه؟ چرایی و هدف این جهان؟ زمانه ی این جهان؟ پِی و ستون های این جهان؟ نقطه ی شروع این جهان از آن حادثه یا تجربه یا مفهوم خاص در ذهن هنرمند و خالقش؟ و. . )
...
[مشاهده متن کامل]

وقتی از "پیش - جهان" یک رخداد / کلمه / تجربه / اثر حرف می زنیم داریم بطور "همزمان" به همه ی مفاهیم زیر اشاره می کنیم ( چون مثل زنجیری در دل کانتکست به هم مرتبطند ) و در ضمن، توالی و ترتیب رخداد رو هم نشون میدیم ( که لزوما پیش از خلق مخلوق / اثر اتفاق افتاده ) :
چارچوب و قالب - فضا و محیط ( اتمسفر ) - زیرساخت و بستر - موضوع و هدف - شرایط و وضعیت
مثالی بزنم:
شما می خواید یک خونه بسازید؛ چرا؟ کجا؟ با چه طرح و پلانی و چرا با اون طرح و پلان؟ با چه هزینه ای؟ توسط چه کسانی و با چه تجهیزاتی؟ در کدام مرحله از زندگی تون و اصلا چرا در اون مرحله؟ اگر جواب تمام این چرا ها و ده ها چرای دیگه رو متناسب با جهان بینی و شرایط مالی و روحی خودتون داده باشید و مهیاشون کرده باشید، ساخت خونه رو شروع می کنید؛ حالا اون خونه میشه عاریه از کانتکست شما! در اینجا صرفا به محل و جا یا یک استراکچر و سازه اشاره نمی کنیم بلکه اون خونه رو بعنوان جواب ده ها چرای به هم مرتبط می گیریم که بدون اونها اصلا شما صاحب خونه نمی شدید!
از سویی تا اون خونه ساخته نشه، تو هم لااقل در اون وجود نخواهی داشت!
و مهمتر از همه ی اینها: من معتقدم که کانتکست به نوعی و به صورت ضمنی point of view یا جهان بینی و نوع نگاه خالقش رو هم داره فاش می کنه؛ در همین مثالی که زدم می پرسم چرا اون خونه که ساختید شبیه هیچ خونه ای در شهرتون نیست؟ : چون خونه ی شما است! با دید و جهان بینی و اهداف شما ساخته شده نه با دید و جهان بینی مردم شهرتون. ولو که "قواعد و دستور" ساختش با تمام خونه های شهرتون یکی باشه.
برای هر کلمه / رخداد / مخلوق / اثر، یک جهان چند بعدی و انتزاعی ( غیر عینی ) داریم که اون کلمه یا اثر در اون جهان ساکنه، نشسته و باصطلاح در اومده، بااینکه که وجودش و ادامه ی حیاتش بدون اون جهان متصور هست اما در این صورت دیگه دارای هویتی که ازش سراغ داریم نیست؛ اگر اون جهان رو کانتکست کلمه / اثر بنامیم، اونوقت بسته به کل محتوا و متن، "هر بار یکی از وجوه این جهان" رو که می خوایم پر رنگ تر باشه و به هدفمون نزدیک تر هست رو به معنا می گیریم:
چارچوب و قالب - فضا و محیط ( اتمسفر ) - زیرساخت و بستر - موضوع و هدف - شرایط و وضعیت حاکم

🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند:
✅ فعل ( verb ) : contextualize
✅️ اسم ( noun ) : context / contextualization
✅️ صفت ( adjective ) : contextual
✅️ قید ( adverb ) : contextually
Development context چیست
معنایی دقیق آن چیست؟
دوستان فرق context با content رو با ذکر مثال توضیح بدید
مرسی
شرایط - محیط اطراف
بافتار، زمینه، پسزمینه
The words before and after the new word and phrase that help you to understand the meaning
the circumstances that form the setting for an event, statement, or idea, and in terms of which it can be fully understood and assessed.
پیشینه
حوزه
۱. محیط، فضا، بستر، شرایط
۲. بافت متن
Give context اظهار نظر کردن
محتوای متن
اُبَرِش و هَنگَرتیک برابر های پارسی این واژه.
واژه فَرَوَست بهتره برابر context بکار برده نشه چون این واژه به چم سری ( series ) یا سریال هم هست. پس برای پیشگیری از گیج شدگی بهتره اُبَرِش و هَنگَرتیک بکار برده بشه
برابر این واژه بافتار هستش.
بستر =setting
پس زمینه = background
زمینه = theme
بافتار = context
پیش زمینه، زمینه
( رایانش ) وضعلان
منابع• https://fa.wiktionary.org/wiki/وضعلان
Learn the words in the context : کلمات را در بافت متن یاد بگیر ( که اون جمله هه کمکت کنه یادت نره معنی و مورد استفاده اش رو
context ( باستان‏شناسی )
واژه مصوب: بافت 1
تعریف: موقعیت مکانی و زمانی یک یا چند شیء، باتوجه به بستره و جایمان و همبود آنها
setting, environment, cicumstances, and surrounding in which something happens or develops
synonym: milieu
اوضاع و احوال
بافت، زمینه، ذات، درون، تار و پود، بستر، روح، نهاد، جوهر، جوهره، سرشت
کلا دوتا معنی بیشتر براش در نظر نگیر یکی به معنای متن یکی به معنای زمینه و دقت کن که اصطلاح context in witch "به معنای زمینه ای که در آن" پر کاربرده.
یه اصطلاحم داریم take sth out of context که به معنی تخریف کردنه. همین!
متن .
فضا ، بستر ، شرایط
If you want to be our employment you need to have some special contexts
Is it right???
زمینه
۱. سطح و روی چیزی.
۲. طرح، نقشه.
۳. موضوع.
۴. متن.
۵. چیزی که نقشه روی آن کشیده می شود.
بافتار یا زمینه؛
ما در مباحث هنری وقتی می خوایم شرایطی که در اون اثر ایجاد میشه رو بررسی کنیم از کلمه ی کانتکست استفاده میکنیم. بافت به تنهایی معنی تکستچر میده و از لحاظ معنایی با کلمه ی دیگه ای همپوشانی داره. یعنی دوتا کلمه از یک ریشه یک معنی رو میده؟ نمیشه که. وقتی میگیم بافتار یعنی یک انحصار برای این کلمه ایجاد میکنیم. بافتار همونطور که از لفظ مشخصه به زمینه و چیزی که اون اتفاق رو تشکیل میده ( در پس زمینه ) اشاره میکنه. به عقیده ی من بهتره بهش بگیم بافتار چون معنای دقیق تری رو ارائه میده. زمینه، بستر یا بافتار.
...
[مشاهده متن کامل]

شرایط به ماهیت کلمه اشاره نمیکنه. متن نمیتونه هم تکست باشه و هم کانتکست. متن نتیجه ی بافتار هست. وقتی که یک اثر در خوانش خود با بیننده ارتباط برقرار می کنه نتیجتا به بافتار، یعنی به بافتی که بهش برمیگرده، اشاره داره.
مثلا در عکاسی و درکتاب Context and narrative in photography می نویسن که :
Context can be described as the circumstances that form the setting for an event, statement or idea.
بافتار را می توان به مثابه شرایطی توصیف کرد که "زمینه ای" را برای یک رویداد، گزاره یا ایده "شکل" می دهد.
اینا عقیده و برداشت منه و میتونه درست نباشه. شاید هم یکم پیچیده نوشتم.

برابر پارسی واژه context واژه ( بافتار ) می باشد. هرچند که گهگاهی می توان واژگان ( بافت و بستر ) را نیز بکار بُرد.
حیطه /محدوده ی کاربرد یا اعتبار چیزی
بافت نوشتاری ، بستر نوشتاری ، ساختار نوشتاری
به این معنی هست که مثلا شما در یه جمع دوستانه ایی به دوستتون میگید ( ممد ) بجای ( محمد ) ولی در جای رسمی میگید ( محمد ) بجای ( ممد )
امید وارم منظورم رو فهمیده باشید.
مضمون، ولی عربی هست، در استفاده فارسی معمول و یا عربی درست است، ولی در زبان پارسی مهم است که تلاش شود، نوشته آقا مهرشاد خیلی زیبا هست، کاش میشد تماس بگیریم، خیلی واژه ها هستند که نمی توانم برابر پارسی براشون پیدا کنم
زمینه
روزی رساد که واژگان زبانمان را بازآراییم تا پارسیزبانان بتوانند به آسانی زبانهای دیگر را بیاموزند.
برای این مفهوم واژه ای نداریم ولی می توانیم داشته باشیم با فرود شکستنِ واژه به بهرهای تشکیل دهنده اش می رسیم به con و text.
...
[مشاهده متن کامل]

Con پیشوندی است همریشه و هم معنا با پیشوندِ هم در فارسی امروزی و هَن یا هان در پارسی باستان و اوستایی و به معنایِ با همدیگر، تماماً و کاملاً است.
واژه text از فعل texere در زبان لاتین می آید که به معنای بافتن است.
اگر بهربهر ترجمه کنیم به واژه هامبافت می رسیم که برای ترجمه کردن بکارش می بریم.
تعریف معنایی این واژه چونین است
یک، موقعیتی که کاری درش انجام می پذیرد و کمکمان می کند بهتر بفهمیمش
دو، واژه هایی که پیش و پس از واژه ای می آیند و کمکمان می کنند معنای واژه را درک کنیم.

بافت زمینه
کاربرد کلمه
موقعیت بکارگیری کلمه در جمله
شرایط یا موقعیتی که چیزی در آن رخ می دهد
ساختار - ماهیت
کانکست در هنر:
در هنر معادل فارسی کانتکست، بافت یا همبافت نمیشه. معادل تکسچر، بافت معنی میشه.
مفهوم کانتکست بصورت زیر هست:
مجموعه ای از شرایط یا حقایق که بر رویداد یا موقعیت خاصی حکم فرماست. که میتونه شامل این باشه که اثر هنری، کی، کجا، چگونه و به چه هدفی خلق شده و شامل روحیات هنرمند و سابقه هنری و میزان معلومات و سواد هنری هنرمند نیز میشه. پس کانکست درون یک اثر نیست! بلکه تمامی موارد تاثیرگذار بر خلق یک اثر هنری هست ( معنی بسیار جامع و کلی ای داره ) .
...
[مشاهده متن کامل]

بنابراین نزدیکترین معانی برای کانتکست در هنر، �فضای حاکم�، �بستر�، �شرایط�، �شرایط حاکم� و �موضوع� میشه.
بااین حال این سه کلمه situation، circumstance و subject کلماتی هستن که کانکست در بردارنده هر سه تاشون هست.
پس نیاز داریم کسی یا نهادی واقعا واژه جدیدی اختراع کنه!!!
همچنین در کنار معادل کانتکست، بایستی به معادلی برای contextual analysis که یکی از شیوه های تحلیل آثارهنری هست و شرایط حکم فرما بر خلق اون اثر رو میسنجه نیز فکر کرد.

پیش زمینه، معادل background
حیطه
context is the situations that form the background of an event
زیر ساخت
زیر ساخت های فرهنگی cultural contexts
Context
بافت
بافتار

زمینه. شرایط
( context ) به معانی بافت، زمینه و متن از واژۀ لاتین ( contextus ) ریشه گرفته که اشاره به ارتباط میان کلمات و انسجام میان آنها دارد. فعل آن ( contexere ) است که به معنای درهم بافتن و در هم تافتن است. از این رو، ( ( contextارتباط، اتصال، هم نشینی و هم بافی میان اجزا است.
بستر، محدوده
محتوای متنی
دید، دیدگاه
مثلاً
specific context
دید خاص
شرایط
ماهیتی ( ماهوی )
شرایط زمینه بستر
بستر معنایی
محتوی
محتوا
محیط و ماحول
باستان شناسی: بافت
مورد - محیط - چارچوب
قالب
some word that help you to underseand the meaning
زُمره
نوشته ، نوشتار
شرایط ، حال و هوا
فضا، بستر
به عنوام مثال:
business context: فضای کسب و کار
بستر
contex of the organization
ماهیت سازمان
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٨١)

بپرس