پرسش خود را بپرسید

اصطلاح پر کاربرد دست انداختن به انگلیسی

تاریخ
٢ سال پیش
بازدید
٧,٣٠٥

مثلا بخواییم بگیم،دست انداختن به انگلیسی باید چی بگیم؟

١٩ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

در پارسی، ۲ جور دست انداختن داریم :

۱.بکار گرفتن و دست انداختن وسیله‌ای نو که تازه خریده‌ایم برای اولین بار. مثلاً میگیم: «میبینم که به سلامتی ماشین جدیدت رو دست انداختی، آقای ایرانی. مبارکت باشه». 

شاید معادل دقیقی براش وجود نداشته باشه. همون utilize ممکنه مفهوم را برسونه

۲. اسکل کردن و ایستگاه کسی را گرفتن به منظور خنده و سرگرمی

بنظرم یکی از دقیق ترین معنی‌هاش میشه:

To pull someone's leg

مثال: 

Stop pulling my leg for god's sake. you didn’t have lunch with Carlos : 

ناموساً کم دست بنداز مارو. بعیده با کارلوس شام خورده باشی

١,٨٨٦,٦٣١
طلایی
١,٠٢٩
نقره‌ای
٥,٢٦٠
برنزی
٤,٩٥٢
تاریخ
٢ سال پیش

در استان و شهر ما این عبارت رواج داره. در برخی شهرها یک سری واژه ها و اصطلاحات وجود داره که در سایر جاها ممکنه ناآشنا باشه و این طبیعی است. دست انداختن به معنی «برای اولین بار به کار گرفتن» هم میتواند باشد

-
٢ سال پیش

عبارت "دست انداختن" به انگلیسی به شکل "give up" یا "quit" ترجمه می‌شود. این عبارت‌ها به معنای ترک کردن یا وقفه دادن به یک کار، فعالیت، یا تلاشی هستند. این اصطلاح‌ها معمولاً برای نشان دادن این مفهوم به کار می‌روند.

مثال:

  • He gave up smoking last year.

  •  (او سیگار را سال گذشته ترک کرد.)
  • She decided to quit her job and start a new career.

  •  (او تصمیم گرفت شغل خود را ترک کند و یک حرفه جدید را شروع کند.)
٥,٣٨١
طلایی
٢
نقره‌ای
٥٩
برنزی
٢١
تاریخ
٢ سال پیش

دست کشیدن فرق داره با دست انداختن. دست انداختن یعنی mock یا tease

-
٢ سال پیش

برای بیان عبارت "دست انداختن" به انگلیسی، می‌توانید از عبارات و اصطلاح‌های زیر استفاده کنید:

  1. "Give up" یا "I've given up."

  2. "Throw in the towel."

  3. "Call it quits."

  4. "Walk away."

  5. "Quit trying."

به عنوان مثال، اگر بخواهید بگویید "او دست انداخت"، می‌توانید بگویید "He gave up." یا "He threw in the towel."

٥,٣٨١
طلایی
٢
نقره‌ای
٥٩
برنزی
٢١
تاریخ
٢ سال پیش

شما «دست انداختن» را با «دست کشیدن» اشتباه گرفته اید.
دست انداختن به معنی مسخره کردن کسی است.

-
٢ سال پیش

فک کنم! مخفف trust هست

-١٠
طلایی
٠
نقره‌ای
٠
برنزی
٠
تاریخ
٢ سال پیش

to lampoon sb, to taunt sb, to send sb on wild goose chase, etc. etc.

٢٠
طلایی
٠
نقره‌ای
١
برنزی
٠
تاریخ
٢ سال پیش

Are you having me on? 
 

٤٠
طلایی
٠
نقره‌ای
١
برنزی
١
تاریخ
٢ سال پیش

Make fun of somebody

Poke fun at somebody 

١٢٧
طلایی
٠
نقره‌ای
١
برنزی
٤
تاریخ
٢ سال پیش

pull a leg یا pull someone's leg  اصطلاح روزمره و کابردیه با معنی مشابه دست انداختن فارسی

١٣٥
طلایی
٠
نقره‌ای
١
برنزی
٢
تاریخ
٢ سال پیش

Pull sb's legg

Tease

Rib 

Mock

Make fun of

.

.

.

.

.

٢٦,٤١٠
طلایی
٧
نقره‌ای
١٢٣
برنزی
٩٦
تاریخ
٢ سال پیش

پاسخ شما