نوروزی حمزه

نوروزی حمزه

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



fancy١١:١٩ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥( محاوره، با چیزی یا کسی ) حال کردن I don't fancy seeing you = حال نمی کنم ببینمتگزارش
12 | 0
تنفس مصنوعی١٧:٣٠ - ١٤٠٠/٠٥/٠٣واژه تخصصی CPR Cardiopulmonary resuscitationگزارش
7 | 0
contrastive١٠:١٩ - ١٤٠٠/٠٥/٠٣مقابله ای Contrastive analysis ( زبان شناسی ) : تحلیل مقابله ایگزارش
12 | 0
voluptuous١٣:١٧ - ١٤٠٠/٠٤/٢٣زن / دخترِ پر و پاچه دار، خوش پر و پاچهگزارش
5 | 0
hell yeah٠١:١٥ - ١٤٠٠/٠٤/٢١Hell yeah / heck yeah اصطلاحی محاوره که در آمریکا استفاده می شود که مترادف با Of course می باشد البته، چرا که نه، البته که آرهگزارش
7 | 1
trade off١٦:٤٢ - ١٤٠٠/٠٤/١٦سبک سنگین کردنگزارش
5 | 0
gold digger٠٨:٠٥ - ١٤٠٠/٠٤/٠٦زن، دختر، مرد یا پسر تیغ زن، سر کیسه کن. یوتوب سرچ کنید، Hooman gold digger. بعضی دوستان به اشتباه این واژه را تنها محدود به جنس مونث کرده اند، در ... گزارش
12 | 0
leak٢٠:٥١ - ١٤٠٠/٠٤/٠٤مطلب، مسئله، سند ( هر چیزِ ) درز پیدا کرده/ لو رفته The leaks proved CIA was behind the coup اسنادِ لورفته ثابت کرد که سیا پشت آن کودتا بودگزارش
5 | 0
court of appeals١٤:٢٩ - ١٤٠٠/٠٤/٠٢دادگاه تجدید نظرگزارش
7 | 0
lily pad٢٢:١٧ - ١٤٠٠/٠٤/٠١پایگاه یا پادگان پشتیبانی. پایگاه یا پادگانی که تنها محل استقرار، استراحت و تفریح نیروهای نظامی ( گاها به همراه خانواده های نیروهای نظامی ) و بعضا نگ ... گزارش
5 | 1
satan١٥:٠٧ - ١٤٠٠/٠٣/٣٠شیطان Not today satan: ( محاوره، خودمانی ) لعنت بر شیطون/ لعنت بر شیطونااااا/ لعنت بر شیطون، ببیناااا/ ای باباااا، لعنت بر شیطوونگزارش
7 | 0
babe٢٣:٤٨ - ١٣٩٩/١٢/٠٧( محاوره ) زن جَوون سکسی، تیکهگزارش
12 | 1
lee١٠:٥٤ - ١٣٩٩/١٢/٠٦پناه In / under the lee of در پناهِگزارش
9 | 0
in under the lee of١٠:٥٣ - ١٣٩٩/١٢/٠٦در پناهِگزارش
7 | 0
pay١١:١٤ - ١٣٩٩/١١/٢٤سلام خانم کیمیا. ایجا pay فعل هست و attention اسم. Pay attention = توجه کردن. در اصل pay attention یک فعل دو قسمتی هست. از ترکیب یک اسم و یک فعل ب ... گزارش
23 | 0
have a lot in plate١٤:٠٥ - ١٣٩٩/١١/٢٣کارهای زیادی برای انجام داشتن، Despite you have a lot in your plate, but don't worry, they're easy to be done.گزارش
7 | 0
theological١١:٣٤ - ١٣٩٩/١١/٢١اعتقادی، دینی، برآمده از باورهای دینیگزارش
7 | 0
view١٨:٠١ - ١٣٩٩/١١/١٩در نظر گرفتن، در نظر داشتن، در ذهن داشتن، زیر نظر داشتن گزارش
9 | 1
carpenter٠١:٢١ - ١٣٩٩/١١/١٩غیر از نجار، معنی آرماتور بند ( حتی با فلزات ) نیز می دهدگزارش
9 | 1
second strike٢٠:٥٤ - ١٣٩٩/١١/١٦( علوم نظامی، بیشتر در حمله اتمی ) اولین حمله در جواب حمله صورت گرفته از طرف دشمن، ضد حمله Second - strike capabilities قابلیت ها، توانمندی های ضد ... گزارش
7 | 0
delivery١٩:٠٠ - ١٣٩٩/١١/١٦پرتاب. ( نظامی، موشکی ) Delivery systems، سیستم های پرتاب. Long - range delivery systems سیستم های پرتاب دور برد.گزارش
12 | 1
couple١٨:٥٤ - ١٣٩٩/١١/١٦( با چیزی ) مصادف، هم زمان شدنگزارش
12 | 1
be through a lot١٢:١٢ - ١٣٩٩/١١/١٥دوران سختی را تجربه کردن، تجربیات دشواری داشتن، پستی و بلندی های زیادی را تجربه کردنگزارش
14 | 0
hit the ground running١١:٤٣ - ١٣٩٩/١١/١٥به سرعت و با اشتیاق ( کاری را ) شروع کردنگزارش
25 | 0
endowment٢٢:٢٧ - ١٣٩٩/١١/١٢موقوفه Carnegie Endowment: موقوفه کارنِگی نام یکی از اندیشکده های آمریکا.گزارش
9 | 1
plunging١٣:٣٤ - ١٣٩٩/١١/١٠افت، کاهش، سقوطگزارش
14 | 0
credible١٨:٢٢ - ١٣٩٩/١١/٠٩باورپذیر، واقعیگزارش
12 | 0
deal١١:١٥ - ١٣٩٩/١٠/٢٤البته در توضیحاتی که آقای شایان در بالا ارائه کردند باید گفت، گزینه ۱ it's / that's a deal صحیح است و نه deal به تنهایی.گزارش
32 | 1
adjustment١٩:٢٧ - ١٣٩٩/١٠/٢١اصلاح، تغییرگزارش
18 | 0
booby trap١٦:٥١ - ١٣٩٩/١٠/١٦( نظامی ) اسم، تله انفجاری فعل، بمب گذاری کردن درگزارش
14 | 0
device١٦:٤٠ - ١٣٩٩/١٠/١٦( به صورت جمع ) تجهیزات، وسایل. Explosive devices تجهیزات انفجاریگزارش
14 | 1
deal٢٠:١١ - ١٣٩٩/١٠/١٤( ضربه، خسارت و . . . ) زدن، وارد کردنگزارش
25 | 1
pay١٨:٤٥ - ١٣٩٩/١٠/١٢( ملاقات، دیدار ) داشتن، انجام دادنگزارش
14 | 1
dickhead١١:٢٩ - ١٣٩٩/١٠/٠٤American Slang Dickhead / Cockhead کسخلگزارش
9 | 1
antidisestablishmentarianism٠٠:٣٣ - ١٣٩٩/١٠/٠٤فلسفه جدایی دین از سیاست. Separation between church and the state. اصطلاح خودمانی با همان معنای بالا.گزارش
12 | 1
antidisestablishmentarianism٠٠:٣٠ - ١٣٩٩/١٠/٠٤فلسفه جدایی دین از سیاستگزارش
14 | 1
LZ٠٠:٢٨ - ١٣٩٩/١٠/٠٤Abbreviation of LANDING ZONE منطقه / محل فرود هواپیما یا هلیکوپتر یا نیروهایی که با چتر در آن منطقه فرود می آیند، و یا محلی که نیروهای پیاده قرار اس ... گزارش
9 | 0
tuck١٥:٢٩ - ١٣٩٩/١٠/٠٣محاوره و خودمانی جا کردن، چپوندنگزارش
41 | 1
tailored to١١:٠٦ - ١٣٩٩/١٠/٠٣مرتبط با، مربوط بهگزارش
12 | 1
tailored١١:٠١ - ١٣٩٩/١٠/٠٣مرتبط، مربوطهگزارش
21 | 1
cock socket١٠:٥٥ - ١٣٩٩/١٠/٠٣American slang ( بیشتر بین سیاه پوستان کاربرد دارد ) واژنگزارش
7 | 0
malign١٠:٤٩ - ١٣٩٩/١٠/٠٣خبیث شوم مغرض بدخواهانه، شیطانیگزارش
16 | 0
pancake٠٦:٣٨ - ١٣٩٩/١٠/٠٣قسمت انتهایی موتور جنگنده که آتش حاصل از سوخت از آن خارج میشودگزارش
18 | 1
rag٠٦:٢٩ - ١٣٩٩/١٠/٠٣( American slang ) نوار بهداشتیگزارش
21 | 0
charlie tango٠٦:١٧ - ١٣٩٩/١٠/٠٣( نظامی محاوره، انگلیسی آمریکایی ) برج کنترلگزارش
9 | 0