A L C Y O N E U S

A L C Y O N E U S ALL THE BEST FOR YOU ♡♡♡♡♡

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



pizza dare١١:٠١ - ١٤٠١/١١/١١We a women goes to the door naked to meet a pizza man یک چالشه که زنا لخت میرن در رو برای پیک پیتزا باز میکنن و یواشکی از واکنشش فیلم میگیرن ◀️ Do p ... گزارش
0 | 0
pick out١٠:٥٥ - ١٤٠١/١١/١١وقتی میرید گل فروشی میخواید برای یکی گلی مناسب بخرید، همه رو نگاه کرده در آخر یکی رو Pick out میکنی. یعنی انتخاب و جدا و متمایز از بقیه می کنید. یا م ... گزارش
2 | 0
put away١٠:٥٠ - ١٤٠١/١١/١١۱. قرار دادن - سر جاش گذاشتن ۲. لُمّوندَن - خوردن 1. store something in an appropriate or usual place 2. consume food or drink in large quantities غی ... گزارش
0 | 0
schlong٠٧:٥٧ - ١٤٠١/١١/١١Schlong = penis Example : An Opossum Feasting On Dead Flesh Inside A Morgue in Rio De Janeiro at least he didn't go for the schlongگزارش
0 | 0
on the bright side٠٥:٤١ - ١٤٠١/١١/١١حداقلش - نکته مثبتش اینه که - خوشبختانه He died. But on the bright side it was an immediate death, no option for suffering. حداقلش سریع مرد و درد ... گزارش
0 | 0
on the plus side٠٥:٣٩ - ١٤٠١/١١/١١همان on the bright side هست مثال : on the plus side he could carry his phone in that notchگزارش
0 | 0
thermos٠١:٠٨ - ١٤٠١/١١/١١Thermos = Flask noun [count] : a container that keeps liquids hot or cold for long periods of time —called also US ) thermos bottle, ( Brit ) flask, ... گزارش
0 | 0
جا مایع٢٣:٣٨ - ١٤٠١/١١/١٠Hygienic liquid containerگزارش
0 | 0
deploy٢٢:٢٧ - ١٤٠١/١١/١٠مستقر کردن - قرار دادن - اعزام کردن 🔴 move ( troops or equipment ) into position for military action ◀️ forces were deployed at strategic locations ... گزارش
0 | 0
خدمات پس از فروش٢٢:٢٢ - ١٤٠١/١١/١٠After Sale ( s ) servicesگزارش
0 | 0
دستمال کلنکس٠٢:٥٥ - ١٤٠١/١١/١٠شرکت آمریکایی Kleenex که تولیدکننده دستمال کاغذی بود به حدی معروف و پرفروش بود که به جایی رسید که مردم بجای گفتن دستمال کاغذی میگفتن کلنکس. شرکت های ... گزارش
0 | 0
carriage٠٢:٤٨ - ١٤٠١/١١/١٠CARRIAGE : کالسکه یا درشکه Kerej COURAGE : شجاعت - رشادت - دلاوری - دلیری - جربزه - جرئت KURej Courage مثلu در murder تلفظ میشه Carriage مثل اولین ... گزارش
0 | 0
luggage٠٢:٤٥ - ١٤٠١/١١/١٠Briefcase 💼 : کیف اداری ( Samsonite یک شرکت آمریکایی است ) Suitcase : جامه دان، جامدان یا چمدان ( کیف لباس ) که یک نوع luggage یا Baggage به حساب ... گزارش
0 | 0
botched٠١:٣٣ - ١٤٠١/١١/١٠Botched صفتیه که برای کارها، پروژه ها و فرایندهایی که شکست میخورن استفاده میشه. مثلا ماشینتو رنگ کنی ولی به شکل داغونی که تو چشم معلوم باشه این ماشین ... گزارش
0 | 0
golden birth٠٠:٠٥ - ١٤٠١/١١/١٠What is a golden birth ? Your golden birthday is when the date of your birth coincides with your age. For example, if you were born on October 8, yo ... گزارش
0 | 0
despair٢١:٣٨ - ١٤٠١/١١/٠٩نا امیدی 🔴 the complete loss or absence of hope ◀️ a voice full of self - hatred and despair ◀️ ? Anger is more useful than despair. Why Despair is ... گزارش
0 | 0
date back to٠٢:١٧ - ١٤٠١/١١/٠٩تاریخ/قدمت/عمر آن برمیگردد به ◀️ Is Iran an ancient country? Its existence dates back to 3200 BC. The places to visit in Iran have ancient origins ... گزارش
2 | 0
give me five٢٢:٤٨ - ١٤٠١/١١/٠٨یالا بزن قدش Put up your hand like this. Alright Give me fiveگزارش
2 | 0
wrapped around٠٣:٣٥ - ١٤٠١/١١/٠٨دور چیزی پیچیدن یا پیچیده شدن ◀️ You see, i love having your pineapple wrapped around my Coconutگزارش
2 | 0
timid١٥:١٠ - ١٤٠١/١١/٠٧Timid را میشه متضاد Assertive دانست 🟧 T I M I D 🟧 ∆ showing a lack of courage or confidence; easily frightened ∆ feeling or showing a lack of cour ... گزارش
5 | 0
assertive١٥:١٠ - ١٤٠١/١١/٠٧Timid را میشه متضاد Assertive دانست 🟧 T I M I D 🟧 ∆ showing a lack of courage or confidence; easily frightened ∆ feeling or showing a lack of cour ... گزارش
5 | 0
contusion١٣:٣٦ - ١٤٠١/١١/٠٧Contusion = Bruise Contusions = Bruises کبودی ( انگلیسی: bruise ) یا کوفتگی ( انگلیسی: contusion ) نوعی از هماتوم بافت است که در آن مویرگ ها و گاهی س ... گزارش
9 | 0
next door٠٠:٤٥ - ١٤٠١/١١/٠٧🔴 the person or people living in the next room, house, or building : فرد یا افرادی که در اتاق، خانه یا ساختمان کناری/مجاور زندگی می کنند ◀️ Jamie d ... گزارش
7 | 0
pablo escobar٠٠:٣٢ - ١٤٠١/١١/٠٧Al Capone : ال کاپون Al Pacino : الپاچینو Pablo Escobar : پابلو اسکوبار El Chapo : الچاپو El Dorado : الدورادوگزارش
7 | 0
قطب عالم امکان٠٠:٠٨ - ١٤٠١/١١/٠٧همان مهدی موعود می باشدگزارش
9 | 0
breath٢٢:٤٩ - ١٤٠١/١١/٠٦1. Breath : ( برِث ) 2. Breathe : ( بریث/د ) 3. Breeze : ( بریز ) 4. Breed ( برید ) 5. Brick ( برِک ) ۱. نفس ۲. نفس کشیدن - تنفس کردن ۳. نسیم ( ... گزارش
9 | 0
lv٢٢:٣٨ - ١٤٠١/١١/٠٦در آزمایشات فیزیک : HF = Heat of fusion LV = latent heat of vaporization HV = Heat of vaporization LV/HV : گرمای نهان ویژه تبخیر آب LF/HF : گرمای ن ... گزارش
9 | 0
سابید به الک٢٢:٣٤ - ١٤٠١/١١/٠٦سابیدن به الک کنایه از به فنا رفتن و به چخ رفتنگزارش
12 | 0
ملحد٢٢:٣٢ - ١٤٠١/١١/٠٦تحلیل واژه ی ملحد و واژگان شبیه : ملحد ( آتئیست خداناباور ) الحاد/الإلحاد : Atheism موحد : یکتاپرست / توحید : تک خداپرستی، یکتاپرستی مرتد : Apost ... گزارش
9 | 0
pillar٢٢:٢٥ - ١٤٠١/١١/٠٦ستون - اصل Pillars of Religion : اصول دین Ancillaries of Religion : فروع دینستون - اصل Pillars of Religion : اصول دین Ancillaries of Religion : فروع ... گزارش
9 | 0
summation٢٢:٣٠ - ١٤٠١/١١/٠٦عمل جمع در ریاضیات که با حرف یونانی سیگما نشان می دهند و گاهی سمیشن هم می خوانندگزارش
9 | 0
ancillary٢٢:٢٥ - ١٤٠١/١١/٠٦ستون - اصل Pillars of Religion : اصول دین Ancillaries of Religion : فروع دین اصول دین ( ۵تا ) = توحید، نبوت، معاد، عدل و امامت فروع دین ( ۱۰تا ) = ن ... گزارش
9 | 0
local people٢٢:١٧ - ١٤٠١/١١/٠٦Local = Indigenous Local people = Indigenous people مردم محلی و بومی یک منطقه این دیجی نِسگزارش
9 | 0
famished٢١:٢٨ - ١٤٠١/١١/٠٦adjective [more famished; most famished] informal : very hungry ◀️ What's for supper? I'm famished. ◀️ I'm famished—is there anything to eat?" 🏷️S ... گزارش
9 | 0
approach٠٦:٣٥ - ١٤٠١/١١/٠٦Approach. نزدیک بشید Bow down زانو بزنید *Proceeds to grant them a royal award به آنها جایزه ی سلطنتی میدهدگزارش
12 | 0
have done٠٦:٣٢ - ١٤٠١/١١/٠٦There's no more he could have done دیگر کاری نمی توانست انجام دهد دیگه کاری ازش ساخته نبود There's no more he could/can do دیگه کاری نمیتونه انجام ب ... گزارش
12 | 0
failed٠٤:١٣ - ١٤٠١/١١/٠٦Failed یک صفت هست. . . سقوط کرده - ناموفق - شکست خورده - درمانده - ناکام - فروپاشیده - مردود - رپوزه ◀️ IRAQ is a failed societyگزارش
12 | 0
self hating٠٣:٥٨ - ١٤٠١/١١/٠٦از خود متنفر ( صفت ) Example : ? A : What's your favorite middle eastern country B : I'm from Turkey. Turkey for obvious reasons A : A turkish ... گزارش
12 | 0
rheumatologist٠٣:٣٣ - ١٤٠١/١١/٠٦روماتولوژیست دکتر مربوط به روماتولوژی و روماتیسمگزارش
12 | 0
متخصص روماتولوژی٠٣:٣٢ - ١٤٠١/١١/٠٦Rheumatology specialist : متخصص روماتولوژیگزارش
12 | 0
تجهیزات پزشکی٠٣:٣٠ - ١٤٠١/١١/٠٦Medical, hospital, laboratory equipment تجهیزات پزشکی، بیمارستانی، آزمایشگاهی Repair, service, maintenance تعمیر، سرویس، نگهداریگزارش
12 | 0
کالیبراسیون٠٣:٢٨ - ١٤٠١/١١/٠٦Check on the accuracy of measurement devices از شاخه های مربوط به مهندسی پزشکی است. واسنجی یا کالیبراسیون ( به انگلیسی: Calibration ) مطابقت با استا ... گزارش
12 | 0
otorhinolaryngologist٠٣:٢٣ - ١٤٠١/١١/٠٦Otorhinolaryngologist : دکتر گوش و حلق و بینی Otorhinolaryngology : پزشکی گوش و حلق و بینی Gynaecologist : پزشک زنان Gynaecology : پزشکی زنان یا بیم ... گزارش
12 | 0
make up someone's mind٠٢:٥٥ - ١٤٠١/١١/٠٦make up one's mind = make a decision = decide to decide what to do or choose به فارسی = تصمیم گرفتن مثال : Go make up your mind and get back when ... گزارش
12 | 0
make up your mind٠٢:٥٥ - ١٤٠١/١١/٠٦make up one's mind = make a decision = decide to decide what to do or choose به فارسی = تصمیم گرفتن مثال : Go make up your mind and get back when ... گزارش
12 | 0
make up one's mind٠٢:٥٤ - ١٤٠١/١١/٠٦make up one's mind = make a decision = decide to decide what to do or choose به فارسی = تصمیم گرفتن مثال : Go make up your mind and get back when ... گزارش
12 | 0
adroit٠٢:١٢ - ١٤٠١/١١/٠٦adjective [more adroit; most adroit] : very clever or skillful ◀️ he was adroit at tax avoidance : او در اجتناب از مالیات ماهر بود ◀️ an adroit nego ... گزارش
12 | 0
depot٠١:٤٠ - ١٤٠١/١١/٠٦🇬🇧 دِپو 🇺🇲 دیپو noun [count] 1 US : a train or bus station ◀️the train/bus depot 2 : a place where military supplies are kept or where soldiers a ... گزارش
12 | 0
bludger١٥:٣٩ - ١٤٠١/١١/٠٥🔴 a scrounger ◀️ just look at that bludger, can't get his thieving hands on the cash fast enough 🔴 an idle or lazy person ◀️ I suspect there are fa ... گزارش
14 | 0
انژیوگرافی١٥:١١ - ١٤٠١/١١/٠٥رگ نگاری یا آنژیوگرافی ( به انگلیسی: angiography ) پرتونگاری از رگ های خونی، پس از پر کردن آن ها از ماده حاجب، برای مشاهده و معاینه دقیق آن ها است ای ... گزارش
14 | 0