پرسش خود را بپرسید

تفاوت کلمه های Damage , hurt , harm , injure, wound چیه ؟!

تاریخ
٢ هفته پیش
بازدید
٦٣

تفاوت کلمه های 

Damage , hurt , harm , injure, wound چیست ؟!!

١,٩٣٧
طلایی
٠
نقره‌ای
٢
برنزی
٢٠

٣ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

Damage 

میتونه هم عاطفی باشه هم فیزیکی میشه آسیب البته بیشتر فیزیکی استفاده میشه مثل جملاتی که میخوای بگی به ماشینم آسیب رسیده

Injure  

مصدومیت فیزیکی رو میگه عاطفی استفاده نمیشه مثل مصدومیت توی فوتبال

Harm

این میشه آسیب زدن اذیت کردن میتونه هم فیزیکی باشه هم   عاطفی مثلا بخوای بگی همسایمون آدم مزخرفیه و بهم آزار میرسونه میگی 

Harmful  

Hurt   

به معنی آسیب میشه بیشتر برای عاطفی استفاده میشه ولی برای فیزیکی هم استفاده میشه

 Wound 

میشه جای زخم و این حرفا و این کاملا فیزیکیه تقریباکمتر جایی دیدم برا عاطفی استفاده شه  

٢٩٦
طلایی
٠
نقره‌ای
٠
برنزی
٣
تاریخ
٢ هفته پیش

damage: بیشتر برای چیزها و وسایل/سیستم‌هاست → «خسارت زدن»

hurt: عمومی‌ترینه؛ هم درد جسمی، هم ناراحتی احساسی

harm: شبیه hurt ولی رسمی‌تر و کلی‌تره → «صدمه/ضرر»

injure: برای آسیب جسمی، مخصوصاً رسمی‌تر یا پزشکی

wound: یعنی زخمی کردن، وقتی زخم مشخص ایجاد شده

 مثال:

The fire damaged the building, two people were injured, and one was wounded.

آتش‌سوزی به ساختمان خسارت زد، دو نفر آسیب دیدن و یک نفر هم زخمی شد.

٦,٢٨١
طلایی
٠
نقره‌ای
١٥٣
برنزی
٧٣
تاریخ
٢ هفته پیش

این پنج کلمه همگی به نوعی «آسیب» اشاره دارند، اما در شدت، نوع آسیب، و بافت کاربرد تفاوت‌های مهمی دارند. در ادامه هرکدام را جداگانه توضیح می‌دهم.


🔸 Damage (فعل/اسم)
معادل فارسی: آسیب زدن (به اشیا یا اعضای بدن – معمولاً فیزیکی و غیرشخصی)
کاربرد اصلی: به اشیا، ماشین‌آلات، ساختمان‌ها، یا قسمت‌هایی از بدن (نه کل شخص) گفته می‌شود. بر عملکرد یا ظاهر تأثیر منفی می‌گذارد.
مثال: "The storm damaged the roof." (طوفان به سقف آسیب زد.)
نکته: برای افراد به کار نمی‌رود (نمی‌گویید "I damaged him").


🔸 Hurt (فعل/اسم)
معادل فارسی: آسیب رساندن، صدمه زدن، درد ایجاد کردن (فیزیکی یا عاطفی)
کاربرد اصلی: برای درد و ناراحتی (جسمی یا احساسی). شدت آن معمولاً از «injure» کمتر است.
مثال جسمی: "My shoes hurt my feet." (کفش‌هایم به پاهایم آسیب می‌زنند / درد می‌دهند.)
مثال عاطفی: "His words hurt her feelings." (حرف‌هایش به احساسات او آسیب زد.)
نکته: می‌تواند ناگذر هم باشد: "My leg hurts." (پایم درد می‌کند.)


🔸 Harm (فعل/اسم)
معادل فارسی: آسیب جدی‌تر (جسمی، روانی، اخلاقی، مالی)، ضرر، گزند
کاربرد اصلی: معمولاً آسیب عمدی یا جدی‌تر، هم برای افراد و هم برای اشیا. بر سلامت، ایمنی، یا رفاه تأکید دارد.
مثال: "Smoking harms your health." (سیگار به سلامتی شما آسیب می‌زند.)
نکته: در قانون و اخلاق رایج است: "No harm done." (آسیبی نرسیده.)


🔸 Injure (فعل)
معادل فارسی: مجروح کردن، آسیب فیزیکی رساندن (اغلب در حادثه، تصادف، ورزش)
کاربرد اصلی: آسیب فیزیکی به بدن انسان یا حیوان، معمولاً نیاز به مراقبت پزشکی دارد.
مثال: "Five people were injured in the car accident." (پنج نفر در تصادف ماشین مجروح شدند.)
نکته: بیشتر از «hurt» رسمی‌تر و جدی‌تر است. برای اشیا به کار نمی‌رود.


🔸 Wound (فعل/اسم)
معادل فارسی: زخمی کردن (با بریدگی، پارگی، شلیک، ضربه)، جراحت باز
کاربرد اصلی: آسیب فیزیکی که سطح بدن را بشکافد یا سوراخ کند (مخصوصاً در جنگ، دعوا، تصادف شدید).
مثال: "The soldier was wounded in battle." (سرباز در نبرد زخمی شد.)
نکته: اسم آن «wound» است به معنی «زخم». برای احساسات مجازی هم به کار می‌رود: "He was wounded by her betrayal." (از خیانت او آزرده شد.)

٧٢٣,٢٠٠
طلایی
٦٥١
نقره‌ای
٨,٥٣٨
برنزی
٥,٩١١
تاریخ
٢ هفته پیش

پاسخ شما