آزادی ترجمه به انگلیسی
به انگلیسی ترجمه شود :
آزادی را باید خواند پژوهش کرد
باید آن را شناخت
آزادی را نمی شناسیم فقط اسمش را شنیده ایم و مقدار کمی از آن را شاید بدانیم
و شاید مورد ها ی نزدیک آن یا شبیه آن را بدانیم
آزادی در تمام کشور ها با قانون ها ی از روی خرابی و نه مهر و صلاح دانستن تکذیب شده و دور شده یا حذف شده
با خانواده ها که آزادی را حذف می کنند
با حکومت ها
با شغل ها
در مدرسه ها و دانشگاه ها
آزادی بزرگ است اما شناخت آن کار زیادی نمی خواهد
آزادی شاید به اندازه انسان بودن یا مورد ها ی انسان ها
بزرگ اس اما اگر به دست آید ديگر به دست آمده و آزادی می تواند به دست آید
آیا خواندن یک مقدمه از یک کتاب آزادی را می شناساند ؟ نه
یک کتاب دلیل داشته که یک کتاب شده یک کتاب یعنی یک مجموعه صد صفحه ای شاید
برای شناختن موضعی یا لایه ای آزادی باید حداقل یک کتاب را تمام کرد
یک کتاب برای بخشی از آزادی حداقل لازم است