تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٦

Condensation تراکم ، میعان ( تبدیل بخار به مایع ) Condense متراکم کردن ، میعان شدن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

Primrose گل پامچال که به آن گل مغربی هم می گویند : Evening primrose گل پامچالِ مغربی ( گل مغربی ) دلیلش هم اینه که میگن تو غروب افتاب شکفته میشه

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٩

Pathogen عامل بیماری زا Pathogenic بیماری زا ( صفت )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

چیره شدن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٦

Sink فرو رفتن ( to go down ) Immerse فرو بردن ( to put into )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٧

تفریح recreational facilities امکانات تفریحی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣٤

proceed / go ahead پیش رفتن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

analog قیاسی ، مشابه digital رقمی ( توصیه میکنم حتما در اینترنت تفاوت این دو مفهوم رو سرچ کنید )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٨

Suffice فعل است به معنی " کفایت کردن / کافی بودن "

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣٧

فرضیه

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١١

pebble ::: سنگریزه cobble :::: قلوه سنگ

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٧

اسم : undergraduate ::: دانشجوی کارشناسی graduate :::: فارغ التحصیل postgraduate ::: دانشجوی تحصیلات تکمیلی صفت : undergraduate :::: کارشن ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦٠

اسم : undergraduate ::: دانشجوی کارشناسی graduate :::: فارغ التحصیل postgraduate ::: دانشجوی تحصیلات تکمیلی صفت : undergraduate :::: کارشن ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

اسم : undergraduate ::: دانشجوی کارشناسی graduate :::: فارغ التحصیل postgraduate ::: دانشجوی تحصیلات تکمیلی صفت : undergraduate :::: کارشن ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٣

graduate student دانشجوی تحصیلات تکمیلی ( US ) Postgraduate student ( UK ) دانشجوی تحصیلات تکمیلی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

منجنیق حتما دیدید که پهپاد های کوچک و سبک رو چطور به وسیله یک چنین وسیله ای به هوا پرتاب میکنند . البته ناوهای هواپیمابر هم چنین وسیله برای به جلو ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤٩

detective کارآگاه inspector. بازرس

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٢

detective کارآگاه inspector. بازرس

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٨

Pillow بالشت Cushion بالشتک

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

زیراستکان ، زیراستکانی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

جا یخی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٧

frying pan ماهی تابه skillet ماهی تابه در دار ( که عمیق تر هم هست )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

frying pan ماهی تابه skillet ماهی تابه در دار ( که عمیق تر هم هست )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

cooker, stove : اجاق oven : فر cooktop, stovetop, hob : صفحه ی اجاق ( که بهتر است همان اجاق ترجمه کنیم ) هر اجاقی دارای دو قسمت است ؛قسمت بالایی ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١١

cooker, stove : اجاق oven : فر cooktop, stovetop, hob : صفحه ی اجاق ( که بهتر است همان اجاق ترجمه کنیم ) هر اجاقی دارای دو قسمت است ؛قسمت بالایی ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

cooker, stove : اجاق oven : فر cooktop, stovetop, hob : صفحه ی اجاق ( که بهتر است همان اجاق ترجمه کنیم ) هر اجاقی دارای دو قسمت است ؛قسمت بالایی ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٥

cooker, stove : اجاق oven : فر cooktop, stovetop, hob : صفحه ی اجاق ( که بهتر است همان اجاق ترجمه کنیم ) هر اجاقی دارای دو قسمت است ؛قسمت بالایی ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٣

cooker, stove : اجاق oven : فر cooktop, stovetop, hob : صفحه ی اجاق ( که بهتر است همان اجاق ترجمه کنیم ) هر اجاقی دارای دو قسمت است ؛قسمت بالایی ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣٠

cooker , stove : اجاق oven : فر cooktop, stovetop, hob : صفحه ی اجاق ( که بهتر است همان اجاق ترجمه کنیم ) هر اجاقی دارای دو قسمت است ؛قسمت بالایی ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٦

اسم : 1 - کباب 2 - کباب پز ( منقل ) فعل : کباب کردن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٤

شن کش ، چنگک

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

Gutter جوی Downspout ناودان ( بریتیش ) Drainpipe ناودان ( بریتیش ) Drain=Drainpipe راه آب ( آمریکن )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

جوی the low part at the edge of a road where water collects and flows away

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٢

saliva ::: بزاق ، آب دهان ( برای هضم غذا ) spit :::::: تف ، آب دهان تولید آب دهان به طور طبیعی برای هضم غذا : بزاق the liquid that is produced na ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٩

intestine , bowel روده

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

intestine , bowel روده

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

bile , gall ::: صفرا ( زردآب ) gall bladder ::: کیسه صفرا bladder ::: مثانه ، کیسه

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٢

bile , gall ::: صفرا ( زردآب ) gall bladder ::: کیسه صفرا bladder ::: مثانه ، کیسه

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٩

bile , gall ::: صفرا ( زردآب ) gall bladder ::: کیسه صفرا bladder ::: مثانه ، کیسه

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٨

bile , gall ::: صفرا ( زردآب ) gall bladder ::: کیسه صفرا ( زَهره ) bladder ::: مثانه ، کیسه

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٩

spine ::: ستون فقرات cord :::: طناب ، سیم

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٠

نخاع

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٧

relieve :::راحت کردن ، راحت شدن relief :::::: راحتی ، احساس راحتی ، امدادی comfort::: راحتی comfortable ::::راحت

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

relieve :::راحت کردن ، راحت شدن relief :::::: راحتی ، احساس راحتی ، امدادی comfort::: راحتی comfortable ::::راحت

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣٦

transit ::::::: انتقال ( حمل و نقل ) transition::: انتقال transport/UK::: انتقال ( حمل و نقل ) transportation/US::: انتقال ( حمل و نقل ) transmit: ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٩

transit ::::::: انتقال ( حمل و نقل ) transition::: انتقال transport/UK::: انتقال ( حمل و نقل ) transportation/US::: انتقال ( حمل و نقل ) transmit: ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤٠

transit ::::::: انتقال ( حمل و نقل ) transition::: انتقال transport/UK::: انتقال ( حمل و نقل ) transportation/US::: انتقال ( حمل و نقل ) transmit: ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤٢

transit ::::::: انتقال ( حمل و نقل ) transition::: انتقال transport/UK::: انتقال ( حمل و نقل ) transportation/US::: انتقال ( حمل و نقل ) transmit: ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣٦

transit ::::::: انتقال ( حمل و نقل ) transition::: انتقال transport/UK::: انتقال ( حمل و نقل ) transportation/US::: انتقال ( حمل و نقل ) transmit: ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧١

transit ::::::: انتقال ( حمل و نقل ) transition::: انتقال transport/UK::: انتقال ( حمل و نقل ) transportation/US::: انتقال ( حمل و نقل ) transmit: ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣٦

transit ::::::: انتقال ( حمل و نقل ) transition::: انتقال transport/UK::: انتقال ( حمل و نقل ) transportation/US::: انتقال ( حمل و نقل ) transmit: ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٩

منتقل کردن ( منتقل شدن ) AIDS is transmitted via sex ایدز از طریق رابطه جنسی منتقل می شود

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٧

1 - خال ( مول در شیمی ) 2 - موش کور ( جاسوس )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١١

buttock. باسن hip. لگن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٧

باسن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

abdomen / belly / tummy شکم

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٤

belly/ tummy / abdomen شکم

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١١

ankle قوزک پا knuckle بند انگشت

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٥

شکننده ( آسیب پذیر )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٨

defy. سرپیچی کردن defiance سرپیچی defiant. ؟ ( مخالف ، لجباز )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٨

نیم نگاه ، نگاه

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٧

shovel. بیل نوک تیز spade. بیل نوک پهن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣٢

shovel. بیل نوک تیز spade. بیل نوک پهن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٦

harsh = severe = hard = سخت

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

1 - بدبخت ، بیچاره 2 - بد

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٠

درخشش glint

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

درخشش gleam

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

مکث pause to pause before saying or doing something because you are nervous or not sure مکث = تامل = درنگ

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١١

handcuff دستبند زدن handcuffs دستبند

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٠

دوربین دوچشمی ، دوربین شکاری

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

مبتلا شدن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

early feelings of love that are not serious

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

عاشق

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

کَلَک raft / یک نوع قایق ساده و ابتدایی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

آروم رفتن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٩

رانش

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

construction ::: ساختار instruction :::::: دستور کار instrument :::::: ابزار

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٩

construction ::: ساختار instruction :::::: دستور کار instrument :::::: ابزار

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

صوت شناسی ( شاخه ای از علم فیزیک )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤٥

conserve. حفظ کردن ، نگه داشتن coservation. حفظ ، نگه داری conservator. محافظ، نگهبان conservatory. هنرستان ، گلخانه ( بریتیش ) conservatoire. هنرست ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

conserve. حفظ کردن ، نگه داشتن coservation. حفظ ، نگه داری conservator. محافظ، نگهبان conservatory. هنرستان ، گلخانه ( بریتیش ) conservatoire. هنرست ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٤

conserve. حفظ کردن ، نگه داشتن coservation. حفظ ، نگه داری conservator. محافظ، نگهبان conservatory. هنرستان ، گلخانه ( بریتیش ) conservatoire. هنرست ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٨

conserve. حفظ کردن ، نگه داشتن coservation. حفظ ، نگه داری conservator. محافظ، نگهبان conservatory. هنرستان ، گلخانه ( بریتیش ) conservatoire. هنرست ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

conserve. حفظ کردن ، نگه داشتن coservation. حفظ ، نگه داری conservator. محافظ، نگهبان conservatory. هنرستان ، گلخانه ( بریتیش ) conservatoire. هنرست ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٩

primary ::: ابتدایی primarily :::: ابتدا از همه

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

primary ::: ابتدایی primarily :::: ابتدا از همه

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣٨

sing :::: آواز خواندن sign :::: نشانه

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٣

طبقه بندی جاندارن ( به ترتیب ) : Domain حوزه Kingdom فرمانرو ( سلسله ) Division دسته ( گیاهان ) . Phylum شاخه ( جانوران ) Class رده Order راست ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣٧

طبقه بندی جاندارن ( به ترتیب ) : Domain حوزه Kingdom فرمانرو ( سلسله ) Division دسته ( گیاهان ) . Phylum شاخه ( جانوران ) Class رده Order راست ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

طبقه بندی جاندارن ( به ترتیب ) : Domain حوزه Kingdom فرمانرو ( سلسله ) Division دسته ( گیاهان ) . Phylum شاخه ( جانوران ) Class رده Order راست ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٨

طبقه بندی جاندارن ( به ترتیب ) : Domain حوزه Kingdom فرمانرو ( سلسله ) Division دسته ( گیاهان ) . Phylum شاخه ( جانوران ) Class رده Order راست ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧٢

طبقه بندی جاندارن ( به ترتیب ) : Domain حوزه Kingdom فرمانرو ( سلسله ) Division دسته ( گیاهان ) . Phylum شاخه ( جانوران ) Class رده Order راست ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٤

طبقه بندی جاندارن ( به ترتیب ) : Domain حوزه Kingdom فرمانرو ( سلسله ) Division دسته ( گیاهان ) . Phylum شاخه ( جانوران ) Class رده Order راست ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

طبقه بندی جاندارن ( به ترتیب ) : Domain حوزه Kingdom فرمانرو ( سلسله ) Division دسته ( گیاهان ) . Phylum شاخه ( جانوران ) Class رده Order راست ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٣

طبقه بندی جاندارن ( به ترتیب ) : Domain حوزه Kingdom فرمانرو ( سلسله ) Division دسته ( گیاهان ) . Phylum شاخه ( جانوران ) Class رده Order راست ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٥

طبقه بندی جاندارن ( به ترتیب ) : Domain حوزه Kingdom فرمانرو ( سلسله ) Division دسته ( گیاهان ) . Phylum شاخه ( جانوران ) Class رده Order راست ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٦

convict ::: محکوم شدن ( گناهکار شناخته شدن ) acquit :::بیگناه شناخته شدن ( بیگناه دانستن )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢١

convict ::: محکوم شدن ( گناهکار شناخته شدن ) acquit :::بیگناه شناخته شدن ( بیگناه دانستن )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

پیش پرتاب ( پیش پرواز هم استفاده میشه ) Pars 1 satellite’s prelaunch model مدل پیش پروازی ماهوراه پارس 1

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

( The international phonetic alphabet ( IPA الفبای آوانگار بین المللی

پیشنهاد
١

/ kw / کو مثال : /quick: / kwik کوئیک

پیشنهاد
٠

/ kw / کو مثال : /quick: / kwik کوئیک

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤٧

attach و append هر دو به معنای " پیوست کردن " هستند اما با یک تفاوت جزئی : مثلا یک سند را درنظر بگیرید . ممکن است شما بخواهید یک متنی رو به هر دلیل ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦٠

attach و append هر دو به معنای " پیوست کردن " هستند اما با یک تفاوت جزئی : مثلا یک سند را درنظر بگیرید . ممکن است شما بخواهید یک متنی رو به هر دلیل ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧٧

attach و append هر دو به معنای " پیوست کردن " هستند اما با یک تفاوت جزئی : مثلا یک سند را درنظر بگیرید . ممکن است شما بخواهید یک متنی رو به هر دلیل ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤١

attach و append هر دو به معنای " پیوست کردن " هستند اما با یک تفاوت جزئی : مثلا یک سند را درنظر بگیرید . ممکن است شما بخواهید یک متنی رو به هر دلیل ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

پیوست کردن File attachment ::: پیوست فایل ( پیوست پرونده )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیوست پرونده پیوست فایل

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٩

raise ::: بالا بردن rise ::: بالا آمدن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١١

raise ::: بالا بردن rise ::: بالا آمدن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

percussion ::: ضربه repercussion ::: تاثیر ( واکنش حاصل از ضربه )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١١

percussion ::: ضربه repercussion ::: تاثیر ( واکنش حاصل از ضربه )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٨

flinch ::: جا خوردن ( از روی ترس یا تعجب ) unflinching ::: مصمم ( determined )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٥

flinch ::: جا خوردن ( از روی ترس یا تعجب ) unflinching ::: مصمم ( determined )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٧

برداشت ( برداشت کردن ) An inference is a good guess or conclusion you can make from the facts that you have

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤٣

اصطلاح نامه ( یک مرجع شامل کلماتی با معنای مشابه و گاه نیز متضاد )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٢

تازه کار a doctor junior a staff junior

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

George W. Boush , Jr ::: جورج بوش پسر ( junior ) George W. Boush , Sr :::جورج بوش پدر ( senior. )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١١

George W. Boush , Jr ::: جورج بوش پسر ( junior ) George W. Boush , Sr :::جورج بوش پدر ( senior. )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٦

collocate *** هم نشین شدن collocation *** هم نشینی

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

collocate *** هم نشین شدن collocation *** هم نشینی

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

اهل دیجیتال ( مثل اهل فن )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٤

\\\ عادت دادن \\\ get use to :::: عادت کردن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٥

\\\ غیر دولتی /// موسسات و مراکز آموزش عالی انتفاعی ( موسساتی که در ازای اموزش پول قابل توجهی از شما میگیرند درست نقطه مقابل موسسات غیر انتفاعی . )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٢

سوله

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٠

حمل بار ( میزان حمل بار )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣٢

regard ::: در نظر گرفتن regardless ::: بدون در نظر گرفتن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٩

aviation companies ::: شرکت های هواپیمایی aviation industry. ::: صنعت هوایی Iran aviation history::: تاریخ هوانوردی ایران

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٠٥

aboard ::::: سوار بر . . . abroad ::::: خارج از کشور

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-٢٨

مرگ و نابودی /// demise anniversary of Imam Khomeini سالگرد رحلت ( درگذشت ) امام خمینی

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

اقدام نسنجیده ( کار حساب نشده )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

Reformist اصلاح طلب Principlist اصولگرا

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

Principlist /// اصولگرا Reformist /// اصلاح طلب

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٢

Former president /// رئیس جمهور سابق Incumbent president///رئیس جمهور فعلی

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٠

accompany :::: همراهی کردن companion :::: همراه ( یار ) company :::: همراهی ( مشارکت ، شرکت )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

accompany :::: همراهی کردن companion :::: همراه ( یار ) company :::: همراهی ( مشارکت ، شرکت )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣٩

accompany //// همراهی کردن companion. ////همراه ( یار ) company //// همراهی ( شراکت ، شرکت )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٨

بخشنده

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٨

عالی رتبه ( معظم )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

Glorify /// تجلیل کردن Glorious /// مجلل

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

Glorify /// تجلیل کردن Glorious /// مجلل

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٩

کاربر Majid. 17:52. بهترین ترجمه ها رو گفتن . Caster ریخته گر // حال چه ظرفی باشد که ادویه را در غذا بیاندازد و چه ظرف های عظیمی که در صنعت آهن مذ ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

ریخته گر // حال چه ظرفی باشد که ادویه را در غذا بیاندازد و چه ظرف های عظیمی که در صنعت آهن مذاب و یا سایر مواد مذاب را در قالب میریزند . فعل این کل ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٩

Defy. سرپیچی کردن Defiance. سرپیچی

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٨

Veil اسم || پوشش ، حجاب فعل|| پوشاندن ( پنهان کردن ) Unveil رونمایی کردن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٧

US attempts to extend arms embargos against the iran تلاش های آمریکا برای تمدید تحریم های تسلیحاتی علیه ایران

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٩

ضرورت ، لزوم necessity of eating food لزوم خوردن غذا

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

خداوند متعال ( توانا )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٦

در پیش گرفتن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-٧٥

The US cannot do a damn thing امریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٩

متقابل

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٢

expel / rout out بیرون راندن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٧

( Iranian Red Crescent Society ( IRCS جمعیت هلال احمر ایران

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

Secretary of Iran's Expediency Council ( EC ) دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٠

تارومار کردن ( فعل ) آشوب ( اسم ) Route راه ، خط سیر