aboard

/əˈbɔːrd//əˈbɔːd/

معنی: روی یا داخل، روی، از روی، توی
معانی دیگر: (کشتی، هواپیما، قطار و غیره) در عرشه، سوار، در، داخل، در کنار (کشتی)، در روی، سوار بر، روی یا داخل کشتی یا هواپیما

بررسی کلمه

قید ( adverb )
• : تعریف: on or into a ship, plane, train, or the like; on board.

- The ship sails at two o'clock, so all passengers must be aboard by then.
[ترجمه P.mr] کشتی در ساعت دو حرکت می کند بنا براین تمام مسافران تا آن موقع در داخل کشتی باشند
|
[ترجمه مهشید] کشتی ساعت دو حرکت می کند پس تا آن زمان باید همه مسافران سوار شده باشند ( در کشتی باشند )
|
[ترجمه گوگل] کشتی در ساعت دو حرکت می کند، بنابراین همه مسافران باید تا آن زمان سوار شوند
[ترجمه ترگمان] کشتی ساعت دو حرکت می کند، بنابراین همه مسافران باید تا آن موقع سوار کشتی شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
حرف اضافه ( preposition )
• : تعریف: on board of; on; in; into.

- The prisoners were taken aboard the ship.
[ترجمه شان] زندانیان به داخل کشتی برده شدند .
|
[ترجمه گوگل] زندانیان را سوار کشتی کردند
[ترجمه ترگمان] زندانی ها را سوار کشتی کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- You must get aboard the train now, or it will leave without you.
[ترجمه A.A] شما باید الان سوار قطار شوید وگرنه بدون شما خواهد رفت
|
[ترجمه گوگل] اکنون باید سوار قطار شوید وگرنه بدون شما حرکت می کند
[ترجمه ترگمان] باید سوار قطار بشی، وگرنه بدون تو از اینجا می ره
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. all aboard !
سوار شوید!

2. come aboard !
سوار شو،سوار شوید !،بفرمایید!

3. jump aboard
پریدن روی وسیله ی نقلیه،سوار شدن

4. indian workers clambered aboard the bus
کارگران هندی تقلاکنان سوار اتوبوس شدند.

5. they hoisted the cargo aboard the ship
محموله را به کشتی (بالا) کشیدند.

6. He checked their names off as they went aboard the plane.
[ترجمه A.A] درحین سوارشدن آنها به هواپیما او اسامی آنها را تائید کرد
|
[ترجمه گوگل]او نام آنها را هنگام سوار شدن به هواپیما چک کرد
[ترجمه ترگمان]وقتی وارد هواپیما شدند، اسمشان را چک کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. One of them climbed aboard a soapbox and began informing the locals why gays should be allowed in the military.
[ترجمه گوگل]یکی از آنها سوار یک جعبه صابون شد و شروع به اطلاع رسانی به مردم محلی کرد که چرا همجنس گرایان باید به ارتش اجازه ورود پیدا کنند
[ترجمه ترگمان]یکی از آن ها از جعبه صابون بالا رفت و شروع به اطلاع رسانی به مردم محلی کرد که چرا همجنس بازان باید در ارتش مجاز باشند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Jack has gone aboard the plane.
[ترجمه Kgf] جک در هواپیما قرار گرفت
|
[ترجمه ایمان حجتی] جک سوار هواپیما شده است
|
[ترجمه گوگل]جک سوار هواپیما شده است
[ترجمه ترگمان] جک سوار هواپیما شده
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. They were all aboard the ship last night.
[ترجمه گوگل]دیشب همگی سوار کشتی بودند
[ترجمه ترگمان]دیشب همه سوار کشتی بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The Captain and crew welcome you aboard.
[ترجمه گوگل]کاپیتان و خدمه از شما استقبال می کنند
[ترجمه ترگمان]کاپیتان و خدمه به شما خوش آمد می گن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. We mustn't take combustible goods aboard.
[ترجمه گوگل]ما نباید کالاهای قابل احتراق را وارد کشتی کنیم
[ترجمه ترگمان]ما نباید کالاها را به کشتی ببریم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The flight attendant welcomed us aboard.
[ترجمه گوگل]مهماندار هواپیما از ما استقبال کرد
[ترجمه ترگمان]مهماندار هواپیما از ما استقبال کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The cargo was hoisted aboard by crane.
[ترجمه گوگل]محموله توسط جرثقیل سوار شد
[ترجمه ترگمان]محموله کشتی را جرثقیل حمل می کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The plane crashed killing all 157 passengers aboard.
[ترجمه گوگل]این هواپیما سقوط کرد و تمام 157 سرنشین آن کشته شدند
[ترجمه ترگمان]این هواپیما با کشته شدن ۱۵۷ مسافر در هواپیما سقوط کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. His father fell aboard of the boss.
[ترجمه Faremeh.z] پدرش به رئیس خورد
|
[ترجمه گوگل]پدرش سوار رئیس شد
[ترجمه ترگمان]پدرش به عرشه کشتی سقوط کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

16. Passengers were piped aboard ship at the start of the cruise.
[ترجمه گوگل]مسافران در ابتدای کشتی سوار بر کشتی شدند
[ترجمه ترگمان]مسافران در آغاز سفر دریایی با لوله کشی به کشتی وارد شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

روی یا داخل (قید)
aboard

روی (حرف اضافه)
aboard, on, over, in, upon, up, toward, o'er

از روی (حرف اضافه)
aboard, from, off

توی (حرف اضافه)
aboard, in, into, within

انگلیسی به انگلیسی

• on, in, into (ship, train, plane, etc.)
on, in, into (ship, train, plane, etc.)
if you are aboard a ship or plane, you are on or in it.

پیشنهاد کاربران

مسافر ، سرنشین
In
Inside
معنی ۱ ) on, in, or into a ship, train, airplane, bus etc
مثال:
The Miami Plane crashed In Everglades with 167 aboard
معنی ۲ ) عضو بودن در یک گروه یا سازمان یا . . .
مثال :
Her second promotion since coming aboard
...
[مشاهده متن کامل]

*به عنوان preposition هم می آید
مثال ها:
aboard a plane
go aboard ship

aboard ( حمل‏ونقل دریایی )
واژه مصوب: سوار 1
تعریف: ویژگی هرچه بر روی شناور یا در داخل آن قرار دارد
aboard سوار کشتی و غیره
above بالای
abroad به خارج کشور
داخل هواپیما
در عبارت welcome aboard:
به معنی: ( به عنوان متقاضی، همکار و . . . ) به جمع خوش اومدی
aboard ::::: سوار بر . . .
abroad ::::: خارج از کشور
درانجا
in or to another country
تخته
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١١)

بپرس