puppy love

/ˈpʌpiˈləv//ˈpʌpilʌv/

عشق بچگانه، عشق سطحی و زودرس، عشق نوجوانی
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: infatuation or immature love, esp. between a boy and girl.

جمله های نمونه

1. Look at them together. It may be puppy love, but it looks wonderful.
[ترجمه پریسا] به آنها نگاه کنید ، ممکنه به نظر بیاد عشقشان کودکانه است اما فوق العاده است
|
[ترجمه گوگل]با هم بهشون نگاه کن ممکن است عشق توله سگ باشد، اما فوق العاده به نظر می رسد
[ترجمه ترگمان]با هم به آن ها نگاه کنید ممکنه توله سگ باشه ولی عالی به نظر میرسه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. And it's not just puppy love.
[ترجمه M] و این فقط یه عشق سطحی نیست.
|
[ترجمه گوگل]و این فقط عشق توله سگ نیست
[ترجمه ترگمان] و این فقط یه توله سگ نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. I would like to puppy love. But it has damn late.
[ترجمه گوگل]من دوست دارم توله سگ را دوست داشته باشم ولی لعنتی دیر شده
[ترجمه ترگمان] دوست دارم یه توله سگ کوچولو داشته باشم ولی دیگه دیر شده
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The so puppy love problem is a thorny issue for all teachers.
[ترجمه گوگل]مشکل عشق توله سگ یک مسئله خاردار برای همه معلمان است
[ترجمه ترگمان]این مساله عشق کوچک یک مساله ناراحت کننده برای همه معلمان است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Puppy love is what most people remember.
[ترجمه گوگل]عشق توله سگ چیزی است که بیشتر مردم به خاطر دارند
[ترجمه ترگمان]عشق Puppy چیزی است که بیشتر مردم به خاطر دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Americans love pets. And its not puppy love, either.
[ترجمه گوگل]آمریکایی ها عاشق حیوانات خانگی هستند و عشق توله سگ هم نیست
[ترجمه ترگمان]آمریکایی ها حیوانات خانگی را دوست دارند و این عشق puppy هم نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. At my nineteenth year, the puppy love like a falling star bumped my forehead.
[ترجمه گوگل]در نوزده سالگی، عشق توله سگ مانند ستاره ای در حال سقوط به پیشانی ام برخورد کرد
[ترجمه ترگمان]در سال نوزدهم، توله سگ عاشق یک ستاره سقوط کرده به پیشانیم خورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. My nephew in puppy love went out with his date arm in arm.
[ترجمه گوگل]برادرزاده من در عشق توله سگ با دست در دست خرما بیرون رفت
[ترجمه ترگمان]پسر خواهر puppy با دست date بیرون رفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. I think of puppy love, but already late!
[ترجمه گوگل]من به عشق توله سگ فکر می کنم، اما دیر شده است!
[ترجمه ترگمان]من فکر می کنم که یک توله سگ عاشق است، اما دیگر دیر شده است!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Nowadays puppy love is not rare among middle school students.
[ترجمه گوگل]امروزه عشق به توله سگ در میان دانش آموزان دبیرستانی کمیاب نیست
[ترجمه ترگمان]این روزها عشق در میان دانش آموزان راهنمایی نادر نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Such puppy love, school days'love, will not blossom generally and bear fruit.
[ترجمه گوگل]چنین عشق توله سگی، عشق روزهای مدرسه، به طور کلی شکوفا نخواهد شد و ثمر نخواهد داد
[ترجمه ترگمان]این عشق puppy، روزه ای مدرسه، به طور کلی شکوفه نخواهد کرد و میوه را تحمل می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Do you think that it was puppy love?
[ترجمه گوگل]به نظر شما عشق توله سگ بود؟
[ترجمه ترگمان]فکر می کنی این عشق توله سگ بود؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. For these proud owners you could say it's just a case of puppy love.
[ترجمه گوگل]برای این صاحبان مغرور می توان گفت که این فقط یک مورد عشق توله سگ است
[ترجمه ترگمان]به خاطر این مالکان مغرور، تو می تونی بگی که این فقط یک مورد عشقه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Now many people love pets. And it's not just puppy love, either.
[ترجمه گوگل]اکنون بسیاری از مردم حیوانات خانگی را دوست دارند و این فقط عشق توله سگ نیست
[ترجمه ترگمان]امروزه بسیاری از مردم حیوانات خانگی را دوست دارند و این فقط یک عشق کوچک نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• young love, first love, infatuation
puppy love is the romantic and usually not very lasting love that an adolescent feels for someone.

پیشنهاد کاربران

early feelings of love that are not serious
عشق بچه گانه و عشق سطحی و زودگذر.
عشق زودگذر و از روی هوس
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما