analog

/ˈænəlɔːɡ//ˈænəlɒɡ/

معنی: قیاسی، شباهت، شی قابل قیاس، لغت متشابه
معانی دیگر: (وابسته به روش سنجشی که درآن یک عامل مثلا صدا یا حرارت بر حسب عامل دیگری مثلا ولتاژ برق سنجیده می شود - وابسته به تبدیل موج صدا یا برق به شیار روی صفحه ی گرامافون و غیره) قیاسی، تشابهی، آنالوگ، فراسنج، فراسنجگر، قیاسگر، همسان، وابسته به کامپیوتر فراسنجگر (قیاسی)، (در مورد صفحه ی ساعت و غیره) عقربه دار، غیررقمی، مانسته (در مقابل رقمی: digital)، مانند، نظیر، فلسفه لغت متشابه
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
• : تعریف: representing information by physical measurements.

- An analog watch shows the time by the position of the hour and minute hands; a digital watch shows the time in numerals only.
[ترجمه ترگمان] ساعت آنالوگ زمان را با موقعیت ساعت و دست نشان می دهد؛ یک ساعت دیجیتال تنها زمان را در شمارش نشان می دهد
[ترجمه گوگل] یک ساعت آنالوگ ساعت را با موقعیت ساعت و دقیقه دست نشان می دهد؛
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. Analog computers are generalpurpose devices which employ laws of physics for performing mathematical operations.
[ترجمه ترگمان]کامپیوترها وسایلی هستند که از قوانین فیزیک برای انجام عملیات ریاضی استفاده می کنند
[ترجمه گوگل]رایانه های آنالوگ دستگاه های عمومی هستند که از قوانین فیزیک برای انجام عملیات ریاضی استفاده می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Later, electrically powered calculators and analog computers bridged the gap to the first primitive digital computers.
[ترجمه ترگمان]بعدها، ماشین حساب های الکتریکی و کامپیوترهای آنالوگ، شکاف را به اولین کامپیوترهای دیجیتالی اولیه از بین بردند
[ترجمه گوگل]بعدها، ماشین حساب های الکتریکی و کامپیوترهای آنالوگ شکاف را به رایانه های اولیه دیجیتالی متصل کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The problem with the analog method is that scale is an important dimension of an ecosystem.
[ترجمه ترگمان]مشکل روش آنالوگ این است که مقیاس یک بعد مهم از یک اکوسیستم است
[ترجمه گوگل]مشکل با روش آنالوگ این است که مقیاس یک بعد مهم یک اکوسیستم است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. In addition to simulations, analog neural network circuits have been built and tested.
[ترجمه ترگمان]علاوه بر شبیه سازی ها، مدارات آنالوگ شبکه عصبی ساخته و تست شده اند
[ترجمه گوگل]علاوه بر شبیه سازی، مدارهای شبکه عصبی آنالوگ ساخته شده و آزمایش شده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The broadcasters say they need both analog and digital channels for 1years to ensure a smooth transition to the digital age.
[ترجمه ترگمان]پخش کنندگان می گویند که برای اطمینان از انتقال آرام به عصر دیجیتال، به هر دو کانال آنالوگ و دیجیتال نیاز دارند
[ترجمه گوگل]پخش کنندگان می گویند که برای یک سال به کانال های آنالوگ و دیجیتال نیاز دارند تا انتقال صاف به عصر دیجیتال را تضمین کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. In recent years, the vulnerability of analog transmission has become a problem for both cellular carriers and consumers.
[ترجمه ترگمان]در سال های اخیر، آسیب پذیری سیستم آنالوگ به یک مساله برای حمل کننده های سلولی و هم برای مصرف کنندگان تبدیل شده است
[ترجمه گوگل]در سال های اخیر، آسیب پذیری انتقال آنالوگ برای هر حامل سلولی و مصرف کننده به یک مشکل تبدیل شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Neural systems are inherently analog and parallel in nature; electronic systems have been digital.
[ترجمه ترگمان]سیستم های عصبی ذاتا آنالوگ و موازی هستند؛ سیستم های الکترونیکی دیجیتال بوده اند
[ترجمه گوگل]سیستم های عصبی از لحاظ ذهنی از لحاظ طبیعت آنالوگ و موازی هستند سیستم های الکترونیکی دیجیتال بوده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Analog calculation of az eo tropic rectification tower in the process of anhydrous alcohol was done.
[ترجمه ترگمان]محاسبه آنالوگ به عنوان یک داربست rectification در فرآیند of alcohol انجام شد
[ترجمه گوگل]محاسبات آنالوگ برج اصطکاکی az eo tropic در فرایند الکل بدون آب انجام شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. This can be checked by observing the analog output of the electrometer or picoammeter with oscilloscope.
[ترجمه ترگمان]این می تواند با مشاهده خروجی آنالوگ of یا picoammeter با اسیلوسکوپ مورد بررسی قرار گیرد
[ترجمه گوگل]این را می توان با مشاهده خروجی آنالوگ الکترومتر یا پیکومتر با اسیلوسکوپ بررسی کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Complete with the ADC0809 analog to digital signal conversion.
[ترجمه ترگمان]همگام با تبدیل آنالوگ به تبدیل سیگنال دیجیتال
[ترجمه گوگل]کامل با تبدیل آنالوگ ADC0809 به سیگنال دیجیتال
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Cellular will have the same problem as its begins the move from analog networks to a digital system.
[ترجمه ترگمان]همگام با آغاز حرکت از شبکه های آنالوگ به یک سیستم دیجیتالی، سلولی دارای همان مشکل خواهد بود
[ترجمه گوگل]Cellular مشکل مشابهی با آن دارد که حرکت آن از شبکه های آنالوگ به یک سیستم دیجیتال آغاز می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. It also provides greater security against cloning and eavesdropping than the traditional cellular, which uses analog signals.
[ترجمه ترگمان]همچنین امنیت بیشتری در برابر شبیه سازی و استراق سمع غیر از تلفن همراه سنتی فراهم می کند که از سیگنال های آنالوگ استفاده می کند
[ترجمه گوگل]همچنین امنیت بیشتر در برابر کلونینگ و استراق سمع از سلول سنتی، که از سیگنال های آنالوگ استفاده می کند، فراهم می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. When the transition is complete, stations will be required to surrender their analog channels to the federal government.
[ترجمه ترگمان]وقتی انتقال کامل شود، ایستگاه ها برای تسلیم کردن کانال های آنالوگ خود به دولت فدرال مورد نیاز خواهند بود
[ترجمه گوگل]هنگامی که انتقال کامل شود، ایستگاه ها مجبور خواهند شد کانال های آنالوگ خود را به دولت فدرال تسلیم کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. In three years, you could feel pretty silly sitting in front of $ 000 analog set.
[ترجمه ترگمان]در عرض سه سال، شما می توانید یک نشستن بسیار احمقانه را در برابر ۵۰۰۰ ساعت آنالوگ احساس کنید
[ترجمه گوگل]در سه سال گذشته، شما می توانید احساسات کاملا بی احتیاط را در برابر مجموعه آنالوگ 000 دلار نشست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

قیاسی (اسم)
abduction, analog, comparability

شباهت (اسم)
analog, analogy, likeness, resemblance, semblance, analogue, proportion, equality, propinquity

شی قابل قیاس (اسم)
analog, analogue

لغت متشابه (اسم)
analog, analogue

تخصصی

[کامپیوتر] قیاسی ؛ آنالوگ . - آنالوگ . قیاسی - نمایش داده به شکلی غیر از بیتهای دودویی . تصویری که یک دوربین یا اسکنر می گیرد و صدایی که یک میکروفن دریافت می کند نمونه های داده آنالوگ هستند که باید به 0 و 1 تبدیل شوند تا در کامپیوتر ذخیره گردند .
[برق و الکترونیک] قیاسی ؛ آنالوگ نمایش پیوسته ی پدیده های فیزیکی به صورت نمودار نقاط دامنه بر حسب زمان که در آن هر نقطه به صورت نامحسوس در نقطه ی بعد ادغام شده است . - قیاسی ( آنالوگ )
[زمین شناسی] آنالوگ ،قیاسی، عرضه یک کمیت عددی به کمک یک کمیت فیزیکی (ولتاژ الکتریکی، شدت نور)
[نساجی] همانند
[ریاضیات] مشابه، قیاسی

به انگلیسی

• changing in a continuous manner relative to another quantity
item which is analogous to another; organ that differs in structure from another but performs the same function (biology); chemical compound that has a similar structure to another but differs in its composition (chemistry)

پیشنهاد کاربران

[رایانش]
سنجشی

[اندازه، ارزش، کمیّت، مقدار]
پیوسته
مشابه ( پزشکی )
analog قیاسی ، مشابه

digital رقمی

( توصیه میکنم حتما در اینترنت تفاوت این دو مفهوم رو سرچ کنید )
*منبع :کتاب شبکه های کامپیوتری سوم هنرستان
سیگنال های اطلاعات ( مفهومی راکه به انتقال اطلاعات ازنقطه ای به نقطه یدیگری وهمچنین یکسری ازپالس ها اشاره داردسیگنال می نامند. ) به دوصورت آنالوگ ودیجیتال هستند. سیگنال های آنالوگ شبیه یک موج هستند که درزمان های مختلف مقادیر مختلفی دارن یعنی اززمان شروع موج به جلودرهرلحظه این موج مقدارمتفاوتی بالحظه ی قبلی دارد. مثل صحبت کردن بین دوانسان. ( صدابه صورت ممتدتولیدشده وبلندی صداداعمادرحال تغییراست. )
درمقابل سیگنال دیجیتال فقط دوحالت صفرویک داردوفقطدوارزش عددی وجوددارد. مثل :لامپ که فقط دو حلت روشن وخاموش دارد.
analog ( علوم گیاهی )
واژه مصوب: ناهم ساخت
تعریف: ویژگی اندام یا ساختاری که عملکردی مشابه با اندام یا ساختاری در اندامگانی دیگر دارد، ولی خاستگاه تکاملی آن متفاوت است
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما