تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٣

الهی ملکوتی مربوط به عالم بالا

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٢

سرزنش شماتت گیر دادن خودمانی

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

لاف زن گزافه گو

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٣

دست یازیدن دست درازی

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

دست یازیدن دست درازی

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٧

فراچنگ آوردن

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٣

درنگ تعلُّل

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٢

تعلُّل

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٣

تعلُّل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

در حوزه یکدیگر آمدن. تلاقی داشتن/کردن. تداخل کردن. دو چیز ناهمگن که در یکدیگر بلولند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

بی میل بی رغبت نامتمایل روی گردان پرهیزکننده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

منزل مبارکی. مراسم یا مهمانی مربوط به خانه جدید که شامل اهدای هدایا نیز می شود. Flat warming party Flat warming present

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پایان اختتام حتمیت قطعیت فرجام

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

چهل تکه وصله پینه آش شله قلمکار جسته گریخته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

وقفه و گرفتگی کوتاه در صدا حین صحبت کردن که براثر غم یا ناراحتی ایجاد می شود. بغض در گلو.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

بی اهمیت معمولی کم اهمیت خرد و ناچیز دانه ریز درمقابل دانه درشت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ابهام و شبهه تشویش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

مُدَمَّغ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

آرشین با "مد" پسرونه ست. اَرشین با "فتحه" دخترونه ست. ما یه دختروپسر داریم که اسم دختر رو گذاشتیم اَرشین و اسم پسر رو گذاشتیم آرشین. روش تلفظشم - ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

کسی را با ترساندن و تهدید از انجام عملی بازداشتن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به سمت شخص ناشناسی رفتن و بالحن بد و حالت تهاجمی با او صحبت کردن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به کار گرفتن به کار گماردن استخدام کردن اجیر کردن بکار بستن بهره بردن از

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آغاز کردن آغاز شدن دست بکار شدن شروع بکار کردن به جریان افتادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

راست و ریست کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گله و شکایت اتهام زنی و ایراد گرفتن سرزنش و بازخواست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢٣

فلکه میدان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

جدول زمانی زمان بندی گاهشمار روزشمار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مستقر شدن جای گرفتن استقرار یافتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ناصبور کم طاقت زودرنج بی قرار جوشی تندمزاج

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

دست ها و پاها را از هم باز کردن و کشیدن چه در حالت ایستاده و چه خوابیده به پشت و چه دمر.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

مطابق اسلوب. برابر سنت رایج. آنچنانکه باید باشد. مطابق آنچه که اجتماع توقع و انتظار دارد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

بدون هدف یا منظور خاصی صحبت کردن یا کاری را انجام دادن، صرفا جهت وقت گذرانی و خالی نبودن عریضه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

گلنگدن تفنگ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ساعی کوشا تلاشگر خیلی پیگیر و دارای پشتکار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

ضد شورش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

تفنگ دولول یا تک لول که جهت استفاده راحتتر و مخفی سازی بهتر، لوله آنرا با اره کوتاه کرده باشند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به تفنگ دولول و تک لول هم گفته میشه که لوله ش رو با اره کوتاه کردن برای استفاده راحتتر و مخفی کاری بیشتر.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

درنوردیده شده دچار عصیان شده مورد هجوم و دستبرد واقع شده پایمال و بی حفاظ شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

you don't necessarily believe in what is true, you would rather believe in what you feel comfortable with

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

you don't necessarily believe in what is true, you would rather believe in what you feel comfortable with

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

you don't necessarily believe in what is true, you would rather believe in what you feel comfortable with

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

you don't necessarily believe in what is true, you would rather believe in what you feel comfortable with

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

you don't necessarily believe in what is true, you would rather believe in what you feel comfortable with

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

Even the most foolish ones have a staggering genius for self - deception, let alone the so - called intellectuals

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

Even the most foolish ones have a staggering genius for self - deception, let alone the so - called intellectuals

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

Even the most foolish ones have a staggering genius for self - deception, let alone the so - called intellectuals

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

Even the most foolish ones have a staggering genius for self - deception, let alone the so - called intellectuals

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

۱. نبوغ ۲. نابغه در مطلب زیر genius معنی نبوغ میدهد: Even the most foolish ones have a staggering genius for self - deception, let alone the so - cal ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

حیرت انگیز. بهت آور. Even the most foolish ones have a staggering genius for self - deception, let alone the so - called intellectuals

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Even the most foolish ones have a staggering genius for self - deception, let alone the so - called intellectuals

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

Even the most foolish ones have a staggering genius for self - deception, let alone the so - called intellectuals

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

Even the most foolish ones have a staggering genius for self - deception, let alone the so - called intellectuals

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

۱. احمقانه. ابلهانه. حماقت آمیز ۲. احمق. ابله. نادان. بی فکر ۳. مضحک. خنده دار. مسخره Even the most foolish ones have a staggering genius for self - ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣٣

" you don't necessarily believe in what is true, you would rather believe in what you feel comfortable with " برخی از دوستان چنین استدلال میکنند که ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٣

ارتقا دادن. بهبود بخشیدن. تغییر در جهت بهتر و مطلوبتر شدن وضعیت حال حاضر.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

مشاجره انگیز بحث برانگیز جدل آمیز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

شرایط یا موقعیت یا چیزی که علی رغم ناخوشایند و سخت بودن آن، در توانتان هست که آنرا تحمل نمایید و از سر بگذرانید.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٤

کنار آمدن با شرایط و سازش کردن. سازشی دو یا چند طرفه که همه طرفها از مقداری از مواضع خود کوتاه می آیند تا به یک توافق که مورد قبول همه باشد دست یابن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

صدائی را بوسیله پوشش یا مانع یا ایجاد سروصدای جانبی، نامفهوم کردن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢١

مرموز و پیچیده دشوار و مستلزم دقت زیاد گنگ و سردرگم کننده دغلکارانه و نیرنگ آمیز آدم دغلباز و آب زیرکاه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٣

انبار کردن و ذخیره چیزی برای روز مبادا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

to get something کسب کردن حاصل کردن فراهم آوردن نائل آمدن بدست آوردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٤

شیوه نامه دستورالعمل مقررات آئین نامه منشور

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

۱. در بریتانیا: یک رقابت یا بازی یا مسابقه که بین افراد برگزار میشود که طی آن شرکت کنندگان باید به سوالاتی پاسخ دهند. ۲. در امریکا: یک امتحان کوچک و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

معاهده و پیمان نامه ای که میان سران کشورها و دولتها بسته میشود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

۱. تغییر کردن یا شخص دیگری را وادار کردن به تغییر. ۲. لباسی را در جهت بهتر و مناسبتر شدن دستکاری کردن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

مغلوب و دفع کردن کسی یا جریانی که در مقابل شما قد علم کرده. در محاوره گاهی معنی خودارضائی هم میدهد در مورد جنس مذکر.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٤

۱. شروع و آغاز یک همایش یا گفتگو یا مسابقات ورزشی و . . . ۲. اخراج و برکناری، عذر کسی را خواستن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

طرح ریزی عملیات عمرانی و صنعتی و غیره بوسیله نوشتار و عکس و. . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٣

نیروی جسمی و روحی که به شما کمک میکند فعالیتهایی را برای مدت طولانی و بدون خستگی انجام دهید.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

سر به آسمان سائیدن قیمتها و همچنین بهای خدمات.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

دست رد بر سینه کسی زدن روی خوش نشان ندادن و طرد کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

عصا قورت داده. حالتی که در آن شخصی آگاهانه و توأم با نخوت، با سر و گردن افراز کرده و سینه جلو داده ( بطور اغراق آمیز ) راه می رود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٢

احساسی که توأم با آسودگی خیال و سلامتی و شادی باشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

حین یک گفتگو یا سخنرانی یا در یک نوشتار، به مطلب خاصی اشاره کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

غضبناک آماده مخالفت و برخورد شدید و خصمانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

به بخشهای جداگانه تقسیم کردن افتراق تشتت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

شیوه نامه دستورالعمل آئین نامه منشور

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

فاسد دارای شخصیت خراب و معیوب کسی که میل به انحراف دارد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تخس شیطون بدذات

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

دگردیسی تغییر شکل جهش یافتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

دارای قوه ادراک بالا دارای گیرائی و هوش و فراست در برابر مسائل پیچیده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

تجربه های خیلی ناخوشایند و جانکاه و عذاب آور

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٤

مُدَمَّغ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٤

وهم آلود ترساننده دارای حواشی پنهان و رازآلود و در عین حال خوفناک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

سوء تفاهم عدم درک درست قوه ادراک ضعیف و ناکارا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٢

۱. جا دادن. گنجاندن ۲. تحمل نظرات و عقاید دیگران و کنار آمدن با آنها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

دلکش مسحور کننده فریبا افسون کننده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

امداد کمک رسانی یاری رساندن دستگیری و تعاون

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

بنیان رکن پایه و اساس

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

مسامحه جدی نگرفتن تساهل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اهلی کردن رام کردن دست آموز کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

سکنی گزینی یکجانشینی استقرار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

حاصل خیز پرثمر بارور دارای پتانسیل تولید انبوه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

واضح متمایز مشهود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

گله و شکایت و غرولند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

سین جیم کردن استنطاق

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

سین جیم کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

کفتر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٧

در مثال زیر were معنی "اگر" می دهد: "Were this world worth a wing of a mosquito in the sight of Allah, He would not have given the disbeliever a drin ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٧

"It's not the eyes that are blind, but the hearts. "

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

"Were this world worth a wing of a mosquito in the sight of Allah, He would not have given the disbeliever a drink of water thereof. " "Authentic Had ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

"Were this world worth a wing of a mosquito in the sight of Allah, He would not have given the disbeliever a drink of water thereof. " "Authentic Had ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

متعلق به آن. وابسته به آن. از آن "Were this world worth a wing of a mosquito in the sight of Allah, He would not have given the disbeliever a drink o ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

"Were this world worth a wing of a mosquito in the sight of Allah, He would not have given the disbeliever a drink of water thereof. " "Authentic Had ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

"Authentic Hadith" "Were this world worth a wing of a mosquito in the sight of Allah, He would not have given the disbeliever a drink of water thereo ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

"Were this world worth a wing of a mosquito in the sight of Allah, He would not have given the disbeliever a drink of water thereof. " "Authentic Ha ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

"It's not the eyes that are blind, but the hearts. "

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٢

"It's not the eyes that are blind, but the hearts. "

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

"Were this world worth a wing of a mosquito in the sight of Allah, He would not have given the disbeliever a drink of water thereof. " "Authentic Ha ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

"Were this world worth a wing of a mosquito in the sight of Allah, He would not have given the disbeliever a drink of water thereof. " "Authentic Ha ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

غافل. بی خبر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

۱_ بالاخره. سرانجام. دست آخر ۲_ مدتی مدید. زمانی دراز ۳_ به تفصیل. به طورمشروح. بطورکامل منبع:فرهنگ معاصر هزاره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

سرسخت. تندرو. سازش ناپذیر. افراطی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

بددوخت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

شپرز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

قلدر. بزن بهادر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢٢

در حال کمون. بالقوه ای که هنوز بالفعل نشده اما مترصد است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

سابقه و زمینه خانوادگی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

پینه دوز. پینه چی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٨

از راه برگشته. کسی که در میانه راه هدایت و اصلاح و بهبودی، مجددا به عادات بد گذشته اش برگردد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

متمرد و معترض

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

فرهنگ معاصر هزاره: بد پنهان شده. درست پنهان نشده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٤

خلاصه وضعیت. پیش آگاهی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢٤

هرزه نگاری در چت و ارسال و دریافت محتوای جنسی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

موکت کبریتی. موکت راه راه.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٩

کاغذ پاکتی قهوه ای رنگ برای نگه داری و حمل اسناد و مدارک و. . .

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦

کاغذ پاکتی قهوه ای رنگ برای نگه داری و حمل اسناد و مدارک و. . .

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

a person or factor likely to have an unpredictable effect on events

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

نحیف و استخونی نی قلیون

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

نحیف و استخونی نی قلیون

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

خود نمایی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٩

بسیج کردن ( در مفاهیم انتزاعی )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤٥

برگرفته از دیکشنری Longman : a homosexual man who dresses as a woman, especially to entertain people مرد همجنسبازی که لباسهای خاک برسری میپوشد، برای ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٨

Pacific

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٨

رند

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٠

گروه تشریفات

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧

گروه تشریفات

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢٦

تکان نتوانستن خوردن.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٣

همآوردی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢٧

خود اشمئزازی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٢

حوصله سربر و حالگیر

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٢

درگیر ستیز و ناسازگاری شدن با. . .

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٩

به عبارت بهتر. . .

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤٤

چشم دل باز کن که جان بینی آن چه نادیدنی ست آن بینی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٦

کلنگ از آسمان افتاد و نشکست، که از بوی دلاویز تو مستم

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٢

پررمز و راز وهمی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٩

سبک بالانه

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٨

به نقطه ی نامعلومی خیره ماندن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١٢

فوج. خَیل. سیل مردمی درحال حرکت

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢٢

هوالشافی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

تک واژه ی "نمور" کاملترین معنی برای musty است

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣٢

"ایلیا" مخفف اسم "امیلیانو زاپاتا" است. او رهبر انقلاب مکزیک بود.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١٧

"ایلیا ایلیچ" شخصیت اصلی رمان "ابلوموف" شاهکار"ایوان گنچارف" است. ایلیا ایلیچ ابلوموف دوران کودکی را در املاک پدرش در روستا در کنار خانواده و دوستش ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١٨

The worst sin toward our fellow creatures is not to hate them, but to be *indifferent* to them: that's the essence of inhumanity. George Bernard Sh ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢٣

روز بره کشون.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢٥

وا دادن.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٩٥

در انگلیسی روزمره ( بیشتر ) بریتانیایی وقتی به کسی نسبت creep میدهند، منظور شخصی است که با اظهار محبت و توجه ریاکارانه به قصد نزدیک شدن به شخص دیگر و ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١٧

نمونه ای برابر اصل.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢٩

فی نفسه. علی القاعده. اصولآ. به طور ضمنی.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١٩

بیشتر به معنی خارش توام با گزگز و سوزن سوزن شدن خفیف، است.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣٠

بسیج کردن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١٨

تفکروتعمق و سبک سنگین کردن و برآورد کردن یک امر/چیز

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢٤

خرید تمام یا بخش عمده ی سهام یک شرکت یا کارخانه یا. . .