پیشنهادهای QS (١٦٥)
Even the most foolish ones have a staggering genius for self - deception, let alone the so - called intellectuals
Even the most foolish ones have a staggering genius for self - deception, let alone the so - called intellectuals
Even the most foolish ones have a staggering genius for self - deception, let alone the so - called intellectuals
۱. احمقانه. ابلهانه. حماقت آمیز ۲. احمق. ابله. نادان. بی فکر ۳. مضحک. خنده دار. مسخره Even the most foolish ones have a staggering genius for self - ...
" you don't necessarily believe in what is true, you would rather believe in what you feel comfortable with " برخی از دوستان چنین استدلال میکنند که ا ...
ارتقا دادن. بهبود بخشیدن. تغییر در جهت بهتر و مطلوبتر شدن وضعیت حال حاضر.
مشاجره انگیز بحث برانگیز جدل آمیز
شرایط یا موقعیت یا چیزی که علی رغم ناخوشایند و سخت بودن آن، در توانتان هست که آنرا تحمل نمایید و از سر بگذرانید.
کنار آمدن با شرایط و سازش کردن. سازشی دو یا چند طرفه که همه طرفها از مقداری از مواضع خود کوتاه می آیند تا به یک توافق که مورد قبول همه باشد دست یابن ...
صدائی را بوسیله پوشش یا مانع یا ایجاد سروصدای جانبی، نامفهوم کردن.
مرموز و پیچیده دشوار و مستلزم دقت زیاد گنگ و سردرگم کننده دغلکارانه و نیرنگ آمیز آدم دغلباز و آب زیرکاه
انبار کردن و ذخیره چیزی برای روز مبادا
to get something کسب کردن حاصل کردن فراهم آوردن نائل آمدن بدست آوردن
شیوه نامه دستورالعمل مقررات آئین نامه منشور
۱. در بریتانیا: یک رقابت یا بازی یا مسابقه که بین افراد برگزار میشود که طی آن شرکت کنندگان باید به سوالاتی پاسخ دهند. ۲. در امریکا: یک امتحان کوچک و ...
معاهده و پیمان نامه ای که میان سران کشورها و دولتها بسته میشود.
۱. تغییر کردن یا شخص دیگری را وادار کردن به تغییر. ۲. لباسی را در جهت بهتر و مناسبتر شدن دستکاری کردن.
مغلوب و دفع کردن کسی یا جریانی که در مقابل شما قد علم کرده. در محاوره گاهی معنی خودارضائی هم میدهد در مورد جنس مذکر.
۱. شروع و آغاز یک همایش یا گفتگو یا مسابقات ورزشی و . . . ۲. اخراج و برکناری، عذر کسی را خواستن.
طرح ریزی عملیات عمرانی و صنعتی و غیره بوسیله نوشتار و عکس و. . .
نیروی جسمی و روحی که به شما کمک میکند فعالیتهایی را برای مدت طولانی و بدون خستگی انجام دهید.
سر به آسمان سائیدن قیمتها و همچنین بهای خدمات.
دست رد بر سینه کسی زدن روی خوش نشان ندادن و طرد کردن
عصا قورت داده. حالتی که در آن شخصی آگاهانه و توأم با نخوت، با سر و گردن افراز کرده و سینه جلو داده ( بطور اغراق آمیز ) راه می رود.
احساسی که توأم با آسودگی خیال و سلامتی و شادی باشد
حین یک گفتگو یا سخنرانی یا در یک نوشتار، به مطلب خاصی اشاره کردن
غضبناک آماده مخالفت و برخورد شدید و خصمانه
به بخشهای جداگانه تقسیم کردن افتراق تشتت
شیوه نامه دستورالعمل آئین نامه منشور
فاسد دارای شخصیت خراب و معیوب کسی که میل به انحراف دارد
تخس شیطون بدذات
دگردیسی تغییر شکل جهش یافتن
دارای قوه ادراک بالا دارای گیرائی و هوش و فراست در برابر مسائل پیچیده
تجربه های خیلی ناخوشایند و جانکاه و عذاب آور
مُدَمَّغ
وهم آلود ترساننده دارای حواشی پنهان و رازآلود و در عین حال خوفناک
سوء تفاهم عدم درک درست قوه ادراک ضعیف و ناکارا
۱. جا دادن. گنجاندن ۲. تحمل نظرات و عقاید دیگران و کنار آمدن با آنها
دلکش مسحور کننده فریبا افسون کننده
امداد کمک رسانی یاری رساندن دستگیری و تعاون
بنیان رکن پایه و اساس
مسامحه جدی نگرفتن تساهل
اهلی کردن رام کردن دست آموز کردن
سکنی گزینی یکجانشینی استقرار
حاصل خیز پرثمر بارور دارای پتانسیل تولید انبوه
واضح متمایز مشهود
گله و شکایت و غرولند
سین جیم کردن استنطاق
سین جیم کردن
کفتر