پیشنهادهای شایان ارازی (٨٤٨)
"امیر دیدار با قدر خان کرده بود و تابستان به غزنین بازآمد و قصد سفر سومنات کرد و به حسنک نامه فرمود نبشتن که "به نشابور بباید بود، که ما قصد غزوی دور ...
"و حرّه را که سوی نشابور آوردند، من که بوالفضلم، بدان وقت شانزده ساله بودم، دیدم خواجه را که بیامد و تکلّفی کرده بودند در نشابور از خوازه ها زدن و آر ...
"و حرّه را که سوی نشابور آوردند، من که بوالفضلم، بدان وقت شانزده ساله بودم، دیدم خواجه را که بیامد و تکلّفی کرده بودند در نشابور از خوازه ها زدن و آر ...
"و حرّه را که سوی نشابور آوردند، من که بوالفضلم، بدان وقت شانزده ساله بودم، دیدم خواجه را که بیامد و تکلّفی کرده بودند در نشابور از خوازه ها زدن و آر ...
"و حرّه را که سوی نشابور آوردند، من که بوالفضلم، بدان وقت شانزده ساله بودم، دیدم خواجه را که بیامد و تکلّفی کرده بودند در نشابور از خوازه ها زدن و آر ...
"و حرّه را که سوی نشابور آوردند، من که بوالفضلم، بدان وقت شانزده ساله بودم، دیدم خواجه را که بیامد و تکلّفی کرده بودند در نشابور از خوازه ها زدن و آر ...
"امیر محمود رضی الله عنه او را گفت: "مذهب راست از آن امام ابوحنیفه رحمة الله علیه تبّانیان دارند و شاگردان ایشان، چنانکه در ایشان هیچ طعن نتوانند کرد ...
"امیر محمود رضی الله عنه او را گفت: "مذهب راست از آن امام ابوحنیفه رحمة الله علیه تبّانیان دارند و شاگردان ایشان، چنانکه در ایشان هیچ طعن نتوانند کرد ...
"امیر محمود رضی الله عنه او را گفت: "مذهب راست از آن امام ابوحنیفه رحمة الله علیه تبّانیان دارند و شاگردان ایشان، چنانکه در ایشان هیچ طعن نتوانند کرد ...
"امیر محمود رضی الله عنه او را گفت: "مذهب راست از آن امام ابوحنیفه رحمة الله علیه تبّانیان دارند و شاگردان ایشان، چنانکه در ایشان هیچ طعن نتوانند کرد ...
"امیر محمود رضی الله عنه او را گفت: "مذهب راست از آن امام ابوحنیفه رحمة الله علیه تبّانیان دارند و شاگردان ایشان، چنانکه در ایشان هیچ طعن نتوانند کرد ...
"امیر محمود رضی الله عنه او را گفت: "مذهب راست از آن امام ابوحنیفه رحمة الله علیه تبّانیان دارند و شاگردان ایشان، چنانکه در ایشان هیچ طعن نتوانند کرد ...
"و سیمجوریان برافتادند و کار سپاه سالاری امیر محمود قرار گرفت و محتشم شد. و دل در غزنین بسته بود و هر کجا مردی یا زنی در صناعتی استاد یافتی، اینجا می ...
"و رضی پشیمان شد از فرستادن بوعلی و گفت: پادشاهان اطراف ما را بخایند، نامه نبشت و بو علی را بازخواست. " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم
"و سیمجوریان برافتادند و کار سپاه سالاری امیر محمود قرار گرفت و محتشم شد. و دل در غزنین بسته بود و هر کجا مردی یا زنی در صناعتی استاد یافتی، اینجا می ...
"و درین مدافعت می رفت و سبکتگین الحاح می کرد و می ترسانیدشان، و کار سامانیان به پایان رسیده بود، اگر خواستند و اگر نخواستند، بو علی و ایلمنگو را به ب ...
"و درین مدافعت می رفت و سبکتگین الحاح می کرد و می ترسانیدشان، و کار سامانیان به پایان رسیده بود، اگر خواستند و اگر نخواستند، بو علی و ایلمنگو را به ب ...
"�و چند روز که پیش امیر رضی شد و آمد، او را با چند تن از مقدّمان او فروگرفتند و ستوران و سلاح و تجمّل و آلت هرچه داشتند، غارت کردند و نماز شام بوعلی ...
"�و چند روز که پیش امیر رضی شد و آمد، او را با چند تن از مقدّمان او فروگرفتند و ستوران و سلاح و تجمّل و آلت هرچه داشتند، غارت کردند و نماز شام بوعلی ...
"و بو علی به خوارزم افتاد و آنجا او را بازداشتند و غلامش ایلمنگو قیامت بر خوارزمیان فرود آورد تا او را رها کردند. سپس از آن چربک ِ امیرِ خراسان بخورد ...
"و بو علی به خوارزم افتاد و آنجا او را بازداشتند و غلامش ایلمنگو قیامت بر خوارزمیان فرود آورد تا او را رها کردند. سپس از آن چربک ِ امیرِ خراسان بخورد ...
"و �دولت سیمجوریان به سر آمد، چنانکه یک به دو نرسید و پای ایشان در زمین قرار نگرفت. " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم
"و بو علی به خوارزم افتاد و آنجا او را بازداشتند و غلامش ایلمنگو قیامت بر خوارزمیان فرود آورد تا او را رها کردند. سپس از آن چربک ِ امیرِ خراسان بخورد ...
"امیر محمود و پسر خلف با سواران سخت گزیده و مبارز و آسوده ناگاه از کمین برآمدند و بر فائق و ایلمنگو زدند زدنی سخت استوار، چنانکه هزیمت شدند. " تاریخ ...
"و شبگیر روزِ یکشنبه ده روز مانده از جمادی الاخری سنه خمس و ثمانین و ثلثمائه جنگ کردند و نیک بکوشیدند و معظم لشکر امیر سبکتگین را نیک بمالیدند و نزدی ...
"و شبگیر روزِ یکشنبه ده روز مانده از جمادی الاخری سنه خمس و ثمانین و ثلثمائه جنگ کردند و نیک بکوشیدند و معظم لشکر امیر سبکتگین را نیک بمالیدند و نزدی ...
"امیر محمود و پسر خلف با سواران سخت گزیده و مبارز و آسوده ناگاه از کمین برآمدند و بر فائق و ایلمنگو زدند زدنی سخت استوار، چنانکه هزیمت شدند. " تاریخ ...
"و جای جای در آن صحراها افرازها و کوه پایه ها بود، پاره کوهی دیدیم، امیر سبکتگین گفت: یافتم، و اسب بداشت و غلامی پنج و شش را پیاده کرد و گفت: فلان جا ...
"و شبگیر روزِ یکشنبه ده روز مانده از جمادی الاخری سنه خمس و ثمانین و ثلثمائه جنگ کردند و نیک بکوشیدند و معظم لشکر امیر سبکتگین را نیک بمالیدند و نزدی ...
"و جای جای در آن صحراها افرازها و کوه پایه ها بود، پاره کوهی دیدیم، امیر سبکتگین گفت: یافتم، و اسب بداشت و غلامی پنج و شش را پیاده کرد و گفت: فلان جا ...
"و جای جای در آن صحراها افرازها و کوه پایه ها بود، پاره کوهی دیدیم، امیر سبکتگین گفت: یافتم، و اسب بداشت و غلامی پنج و شش را پیاده کرد و گفت: فلان جا ...
"و امیر رضی وی را بنواخت و منشور داد به موضع ِ خراجِ حایطی که او داشت. " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم
"و امیر رضی وی را بنواخت و منشور داد به موضع ِ خراجِ حایطی که او داشت. " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم
"و این مسئله ناچار روشن تر باید کرد: اگر طاعنی گوید که اگر آرزو و خشم نبایستی ، خدای عزّوجل در تن مردم نیافریدی. " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم
"پس چون ضعیفی افتد میان دو قوی، توان دانست که حال چون باشد، و آنجا معایب و مثالب ظاهر گردد و محاسن و مناقب پنهان ماند. " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم
"پس چون ضعیفی افتد میان دو قوی، توان دانست که حال چون باشد، و آنجا معایب و مثالب ظاهر گردد و محاسن و مناقب پنهان ماند. " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم
"پس چون ضعیفی افتد میان دو قوی، توان دانست که حال چون باشد، و آنجا معایب و مثالب ظاهر گردد و محاسن و مناقب پنهان ماند. " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم
"که فرق میان پادشاهان مؤیّدِ موفّق و میان خارجیِ متغلّب آن است که پادشاهان را چون دادگر و نیکو کردار و نیکو سیرت و نیکو آثار باشند، طاعت باید داشت و ...
"که فرق میان پادشاهان مؤیّدِ موفّق و میان خارجیِ متغلّب آن است که پادشاهان را چون دادگر و نیکو کردار و نیکو سیرت و نیکو آثار باشند، طاعت باید داشت و ...
"که فرق میان پادشاهان مؤیّدِ موفّق و میان خارجیِ متغلّب آن است که پادشاهان را چون دادگر و نیکو کردار و نیکو سیرت و نیکو آثار باشند، طاعت باید داشت و ...
"که فرق میان پادشاهان مؤیّدِ موفّق و میان خارجیِ متغلّب آن است که پادشاهان را چون دادگر و نیکو کردار و نیکو سیرت و نیکو آثار باشند، طاعت باید داشت و ...
"که فرق میان پادشاهان مؤیّدِ موفّق و میان خارجیِ متغلّب آن است که پادشاهان را چون دادگر و نیکو کردار و نیکو سیرت و نیکو آثار باشند، طاعت باید داشت و ...
"که فرق میان پادشاهان مؤیّدِ موفّق و میان خارجیِ متغلّب آن است که پادشاهان را چون دادگر و نیکو کردار و نیکو سیرت و نیکو آثار باشند، طاعت باید داشت و ...
"که فرق میان پادشاهان مؤیّدِ موفّق و میان خارجیِ متغلّب آن است که پادشاهان را چون دادگر و نیکو کردار و نیکو سیرت و نیکو آثار باشند، طاعت باید داشت و ...
"که فرق میان پادشاهان مؤیّدِ موفّق و میان خارجیِ متغلّب آن است که پادشاهان را چون دادگر و نیکو کردار و نیکو سیرت و نیکو آثار باشند، طاعت باید داشت و ...
"که فرق میان پادشاهان مؤیّدِ موفّق و میان خارجیِ متغلّب آن است که پادشاهان را چون دادگر و نیکو کردار و نیکو سیرت و نیکو آثار باشند، طاعت باید داشت و ...
"که فرق میان پادشاهان مؤیّدِ موفّق و میان خارجیِ متغلّب آن است که پادشاهان را چون دادگر و نیکو کردار و نیکو سیرت و نیکو آثار باشند، طاعت باید داشت و ...
"که فرق میان پادشاهان مؤیّدِ موفّق و میان خارجیِ متغلّب آن است که پادشاهان را چون دادگر و نیکو کردار و نیکو سیرت و نیکو آثار باشند، طاعت باید داشت و ...
"و هوا سخت گرم ایستاد و مهتران و بزرگان سردابه ها فرمودند قیلوله را" تاریخ بیهقی، مجلّد ششم
"و هوا سخت گرم ایستاد و مهتران و بزرگان سردابه ها فرمودند قیلوله را" تاریخ بیهقی، مجلّد ششم