تاریخ
٢١ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

"امّا شرط آن است که از زرّاد خانه پنج هزار اشتربار سلاح، و بیست هزار اسب از مرکب و ترکی ، دوهزار غلام سوار آراسته با ساز و آلت تمام، و پانصد پیل خیار ...

تاریخ
٢١ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

"امّا شرط آن است که از زرّاد خانه پنج هزار اشتربار سلاح، و بیست هزار اسب از مرکب و ترکی ، دوهزار غلام سوار آراسته با ساز و آلت تمام، و پانصد پیل خیار ...

تاریخ
٢١ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

"امّا شرط آن است که از زرّاد خانه پنج هزار اشتربار سلاح، و بیست هزار اسب از مرکب و ترکی ، دوهزار غلام سوار آراسته با ساز و آلت تمام، و پانصد پیل خیار ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

"و مصرّح بگفتیم که مر ما را چندان ولایت در پیش است و آن را به فرمان امیر المؤمنین می بباید گرفت و ضبط کرد که آن را حد و اندازه نیست، هم پشتی و یکدلی ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

"و مصرّح بگفتیم که مر ما را چندان ولایت در پیش است و آن را به فرمان امیر المؤمنین می بباید گرفت و ضبط کرد که آن را حد و اندازه نیست، هم پشتی و یکدلی ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

"رسول فرستادیم نزدیک برادر به تعزیت و تهنیت نشستن بر تخت ملک و پیغام ها دادیم رسول را که اندران صلاح ذات البین بود و سکون خراسان و عراق و فراغت دل هز ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

"رسول فرستادیم نزدیک برادر به تعزیت و تهنیت نشستن بر تخت ملک و پیغام ها دادیم رسول را که اندران صلاح ذات البین بود و سکون خراسان و عراق و فراغت دل هز ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

"رسول فرستادیم نزدیک برادر به تعزیت و تهنیت نشستن بر تخت ملک و پیغام ها دادیم رسول را که اندران صلاح ذات البین بود و سکون خراسان و عراق و فراغت دل هز ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

"رسول فرستادیم نزدیک برادر به تعزیت و تهنیت نشستن بر تخت ملک و پیغام ها دادیم رسول را که اندران صلاح ذات البین بود و سکون خراسان و عراق و فراغت دل هز ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

"و دیگر که پدر ما هر چند ما را ولی عهد کرده بود به روزگار حیات خویش، درین آخرها که لختی مزاج او بگشت و سستی بر اصالت رأیی بدان بزرگی که او را بود، دس ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

"و دیگر که پدر ما هر چند ما را ولی عهد کرده بود به روزگار حیات خویش، درین آخرها که لختی مزاج او بگشت و سستی بر اصالت رأیی بدان بزرگی که او را بود، دس ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

"و بعد از آن شنودیم که برادر ما، امیر محمّد را اولیا و حشم در حال ، چون ما دور بودیم، از گوزگانان بخواندند و بر تخت ملک نشاندند و بر وی به امیری سلام ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

"و امیر المؤمنین اعزازها ارزانی می داشت و مکاتبت پیوسته تا بشتابیم و به مدینة السّلام رویم و غضاضتی که جاه خلافت را می باشد از گروهی اذناب ، آن را در ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

"و امیر المؤمنین اعزازها ارزانی می داشت و مکاتبت پیوسته تا بشتابیم و به مدینة السّلام رویم و غضاضتی که جاه خلافت را می باشد از گروهی اذناب ، آن را در ...

پیشنهاد
٠

"و امیر المؤمنین اعزازها ارزانی می داشت و مکاتبت پیوسته تا بشتابیم و به مدینة السّلام رویم و غضاضتی که جاه خلافت را می باشد از گروهی اذناب ، آن را در ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

"و امیر المؤمنین اعزازها ارزانی می داشت و مکاتبت پیوسته تا بشتابیم و به مدینة السّلام رویم و غضاضتی که جاه خلافت را می باشد از گروهی اذناب ، آن را در ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

"و امیر المؤمنین اعزازها ارزانی می داشت و مکاتبت پیوسته تا بشتابیم و به مدینة السّلام رویم و غضاضتی که جاه خلافت را می باشد از گروهی اذناب ، آن را در ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

"و امیر المؤمنین اعزازها ارزانی می داشت و مکاتبت پیوسته تا بشتابیم و به مدینة السّلام رویم و غضاضتی که جاه خلافت را می باشد از گروهی اذناب ، آن را در ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

"و امیر المؤمنین اعزازها ارزانی می داشت و مکاتبت پیوسته تا بشتابیم و به مدینة السّلام رویم و غضاضتی که جاه خلافت را می باشد از گروهی اذناب ، آن را در ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

"خرد آن مثال دهد و تجارب آن اقتضا کند که جهد کرده آید تا بناهای افراشته را در دوستی افراشته تر کرده آید تا از هر دو جانب دوستان شادمانه شوند و حاسدان ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

"بر خان پوشیده نیست که حال پدر ما، امیر ماضی بر چه جمله بود. به هر چه ببایست که باشد پادشاهان بزرگ را، از آن زیادت تر بود، و از آن شرح کردن نباید که ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
١

"بر خان پوشیده نیست که حال پدر ما، امیر ماضی بر چه جمله بود. به هر چه ببایست که باشد پادشاهان بزرگ را، از آن زیادت تر بود، و از آن شرح کردن نباید که ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

"این همه آنرا کنند تا که چون ایشان را منادی حق درآید و تخت ملک را به درود کنند و بروند، فرزندان ایشان که مستحقّ آن تخت باشند و بر جای های ایشان بنشین ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

"این همه آنرا کنند تا که چون ایشان را منادی حق درآید و تخت ملک را به درود کنند و بروند، فرزندان ایشان که مستحقّ آن تخت باشند و بر جای های ایشان بنشین ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

"بسم اللّه الرّحمن الرّحیم. بعد الصّدر و الدّعاء، خان داند که بزرگان و ملوک روزگار که با یکدیگر دوستی به سر برند و راه مصلحت سپرند وفاق و ملاطفات را ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

"بسم اللّه الرّحمن الرّحیم. بعد الصّدر و الدّعاء، خان داند که بزرگان و ملوک روزگار که با یکدیگر دوستی به سر برند و راه مصلحت سپرند وفاق و ملاطفات را ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

"بسم اللّه الرّحمن الرّحیم. بعد الصّدر و الدّعاء، خان داند که بزرگان و ملوک روزگار که با یکدیگر دوستی به سر برند و راه مصلحت سپرند وفاق و ملاطفات را ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

"بسم اللّه الرّحمن الرّحیم. بعد الصّدر و الدّعاء، خان داند که بزرگان و ملوک روزگار که با یکدیگر دوستی به سر برند و راه مصلحت سپرند وفاق و ملاطفات را ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

"بسم اللّه الرّحمن الرّحیم. بعد الصّدر و الدّعاء، خان داند که بزرگان و ملوک روزگار که با یکدیگر دوستی به سر برند و راه مصلحت سپرند وفاق و ملاطفات را ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

"بسم اللّه الرّحمن الرّحیم. بعد الصّدر و الدّعاء، خان داند که بزرگان و ملوک روزگار که با یکدیگر دوستی به سر برند و راه مصلحت سپرند وفاق و ملاطفات را ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

"بسم اللّه الرّحمن الرّحیم. بعد الصّدر و الدّعاء، خان داند که بزرگان و ملوک روزگار که با یکدیگر دوستی به سر برند و راه مصلحت سپرند وفاق و ملاطفات را ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

"بسم اللّه الرّحمن الرّحیم. بعد الصّدر و الدّعاء، خان داند که بزرگان و ملوک روزگار که با یکدیگر دوستی به سر برند و راه مصلحت سپرند وفاق و ملاطفات را ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

"بسم اللّه الرّحمن الرّحیم. بعد الصّدر و الدّعاء، خان داند که بزرگان و ملوک روزگار که با یکدیگر دوستی به سر برند و راه مصلحت سپرند وفاق و ملاطفات را ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

"بسم اللّه الرّحمن الرّحیم. بعد الصّدر و الدّعاء، خان داند که بزرگان و ملوک روزگار که با یکدیگر دوستی به سر برند و راه مصلحت سپرند وفاق و ملاطفات را ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

"و آن استاد سخن لیثی شاعر سخت نیکو گفته است درین معنی، و الابیات: کاروانی همی از ری به سوی دسکره شد آب پیش آمد و مردم همه بر قنطره شد گله دزدان از ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

"و آن استاد سخن لیثی شاعر سخت نیکو گفته است درین معنی، و الابیات: کاروانی همی از ری به سوی دسکره شد آب پیش آمد و مردم همه بر قنطره شد گله دزدان از ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

"و آن استاد سخن لیثی شاعر سخت نیکو گفته است درین معنی، و الابیات: کاروانی همی از ری به سوی دسکره شد آب پیش آمد و مردم همه بر قنطره شد گله دزدان از ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

"و آن استاد سخن لیثی شاعر سخت نیکو گفته است درین معنی، و الابیات: کاروانی همی از ری به سوی دسکره شد آب پیش آمد و مردم همه بر قنطره شد گله دزدان از ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

"و آن استاد سخن لیثی شاعر سخت نیکو گفته است درین معنی، و الابیات: کاروانی همی از ری به سوی دسکره شد آب پیش آمد و مردم همه بر قنطره شد گله دزدان از ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

"و آن استاد سخن لیثی شاعر سخت نیکو گفته است درین معنی، و الابیات: کاروانی همی از ری به سوی دسکره شد آب پیش آمد و مردم همه بر قنطره شد گله دزدان از ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

"و استادم هر چند در خرد و فضل آن بود که بود، از تهذیب های محمودی چنانکه باید، یگانه زمانه شد. " تاریخ بیهقی، باقی مانده ی مجلّد پنجم

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

"و استادم هر چند در خرد و فضل آن بود که بود، از تهذیب های محمودی چنانکه باید، یگانه زمانه شد. " تاریخ بیهقی، باقی مانده ی مجلّد پنجم

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

"و استادم هر چند در خرد و فضل آن بود که بود، از تهذیب های محمودی چنانکه باید، یگانه زمانه شد. " تاریخ بیهقی، باقی مانده ی مجلّد پنجم

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

"بو نصر جواب داد که هرچه خداوند اندیشیده است، همه فریضه است و عین صواب است. " تاریخ بیهقی، باقی مانده ی مجلّد پنجم

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

"حاجب کدخدای خویش را نزدیک وی فرستاد و پیغام داد که مجمّزی رسیده است از هرات با نامه سلطانی، فرمانی داده است در باب امیر به خوبی و نیکویی" تاریخ بیه ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

"از دور مجمّزی پیدا شد از راه؛ امیر محمّد او را بدید و نیز نرفت تا پرسد که مجمّز به چه سبب آمده است، و کسی را از آن خویش نزد بگتگین حاجب فرستاد. مجمّ ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"و استادم دو نسخت کرد این دو نامه را، چنانکه او کردی، یکی به تازی سوی خلیفه و یکی به پارسی به قدر خان . " تاریخ بیهقی، باقی مانده ی مجلّد پنجم

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"و استادم دو نسخت کرد این دو نامه را، چنانکه او کردی، یکی به تازی سوی خلیفه و یکی به پارسی به قدر خان . " تاریخ بیهقی، باقی مانده ی مجلّد پنجم

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"و استادم دو نسخت کرد این دو نامه را، چنانکه او کردی، یکی به تازی سوی خلیفه و یکی به پارسی به قدر خان . " تاریخ بیهقی، باقی مانده ی مجلّد پنجم

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
١

"ما درین هفته حرکت خواهیم کرد بر جانب بلخ تا این زمستان آنجا باشیم و آنچه نهادنی است با خانان ترکستان نهاده آید و احوال آن جانب را مطالعت کنیم و خواج ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"امیر جلال الدّوله محمّد چون این بشنید، بگریست و دانست که کار چیست؛ اگر خواست و اگر نخواست، او را تنها از قلعه فرود آوردند و غریو از خانگیان او برآمد ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"امیر محمّد، رضی الله عنه، چون روزی دو بر آمد، دلش به جای ها شد ؛ کوتوال را گفته بود که از حاجب باید پرسید تا سبب چه بود که کسی نزدیک من نمی آید؟ کوت ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"امیر برادر را دل قوی باید داشت و هیچ بدگمانی به خویشتن راه نباید داد که این زمستان به بلخ خواهیم بود و بهارگه چون به غزنین آییم تدبیر آوردن او برمدا ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"امیر برادر را دل قوی باید داشت و هیچ بدگمانی به خویشتن راه نباید داد که این زمستان به بلخ خواهیم بود و بهارگه چون به غزنین آییم تدبیر آوردن او برمدا ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"امیر را براندند و سواری سیصد و کوتوال قلعه کوهتیز با پیاده یی سیصد تمام سلاح با او، و نشاندند حرم ها را در عماری ها و حاشیت را بر استران و خران. " ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"امیر را براندند و سواری سیصد و کوتوال قلعه کوهتیز با پیاده یی سیصد تمام سلاح با او، و نشاندند حرم ها را در عماری ها و حاشیت را بر استران و خران. " ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"امیر را براندند و سواری سیصد و کوتوال قلعه کوهتیز با پیاده یی سیصد تمام سلاح با او، و نشاندند حرم ها را در عماری ها و حاشیت را بر استران و خران. " ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"امیر محمّد، رضی الله عنه، چون روزی دو بر آمد، دلش به جای ها شد ؛ کوتوال را گفته بود که از حاجب باید پرسید تا سبب چه بود که کسی نزدیک من نمی آید؟ کوت ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"چون روز ما آهنگ قلعه کردیم تا به خدمت رویم، کسان حاجب بگتگین گفتند که "امروز بازگردید که شغلی فریضه است به امیر، فرمانی رسیده است به خیر و نیکویی تا ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"و پس از آن به روزی چند مجمّزی رسید از هرات نزدیک حاجب بگتگین، نزدیک نماز شام؛ و با امیر، رضی الله عنه، بگفتند و بونصر طبیب را که از جمله ندما بود نز ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"و امیر محمّد، رضی الله عنه، نیز لختی خرسندتر گشت و در شراب خوردن آمد و پیوسته می خورد. یک روز بر آن خضراءِ بلندتر شراب می خوردیم، و ما در پیش او نش ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"و گفت: بوبکر دبیر به سلامت رفت سوی گرمسیر تا از راه کرمان به عراق و مکّه رود. و دلم از جهت وی فارغ شد که به دست این بی حرمتان نیفتاد، خاصّه بوسهل زو ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"و گفت: بوبکر دبیر به سلامت رفت سوی گرمسیر تا از راه کرمان به عراق و مکّه رود. و دلم از جهت وی فارغ شد که به دست این بی حرمتان نیفتاد، خاصّه بوسهل زو ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"و امیر محمّد، رضی الله عنه، نیز لختی خرسندتر گشت و در شراب خوردن آمد و پیوسته می خورد. یک روز بر آن خضراءِ بلندتر شراب می خوردیم، و ما در پیش او نش ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"و هر روزی بر حکم عادت به خدمت رفتیمی من و یارانم مطربان و قوّالان و ندیمان پیر، و آنجا چیزی خوردیمی و نماز شام را بازگشتیمی. " تاریخ بیهقی، باقی ما ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"و هر روزی بر حکم عادت به خدمت رفتیمی من و یارانم مطربان و قوّالان و ندیمان پیر، و آنجا چیزی خوردیمی و نماز شام را بازگشتیمی. " تاریخ بیهقی، باقی ما ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"و حاجب بگتگین زیادت احتیاط پیش گرفت و لکن کسی را از ما از وی بازنداشت. و نیکوداشت ها هر روز به زیادت بود، چنانکه اگر به مثل شیر مرغ خواستی، در وقت ح ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"و هر روزی بر حکم عادت به خدمت رفتیمی من و یارانم مطربان و قوّالان و ندیمان پیر، و آنجا چیزی خوردیمی و نماز شام را بازگشتیمی. " تاریخ بیهقی، باقی ما ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"من و ماننده من که خدمتگاران امیر محمّد بودیم، ماهی یی را مانستیم از آب بیفتاده و در خشکی مانده و غارت شده و بینوا گشته و دل نمی داد که از پای قلعه ک ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

"و نماز دیگر این قوم نزدیک امیر محمّد رسیدند، و چون ایشان را به جمله نزدیک خویش دید، خدای را، عزّوجلّ، سپاس داری کرد و حدیث سوزیان فراموش کرد. " تار ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

"چنانکه زالان نشابور گویند: مادر مرده و ده درم وام " تاریخ بیهقی، باقی مانده ی مجلّد پنجم

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

"خطیب گفت: قریب سی سال بود تا ایشان در دست دیلمان اسیر بودند و رسوم اسلام مدروس بود که کار مُلک از چون فخرالدّوله و صاحب اسماعیل عباد به زنی و پسری ع ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

"خطیب گفت: قریب سی سال بود تا ایشان در دست دیلمان اسیر بودند و رسوم اسلام مدروس بود که کار مُلک از چون فخرالدّوله و صاحب اسماعیل عباد به زنی و پسری ع ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

" خطیب گفت: قریب سی سال بود تا ایشان در دست دیلمان اسیر بودند و رسوم اسلام مدروس بود که کار مُلک از چون فخرالدّوله و صاحب اسماعیل عباد به زنی و پسری ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

"و دیگر سهو آن بود که ترکمانان را که مُسته خراسان بخورده بودند و سلطان ماضی ایشان را به شمشیر به بلخان کوه انداخته بود استمالت کردند و بخواندند تا زی ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

"این ترکمانان به خدمت سلطان آمده بودند و وی خمار تاش حاجب را سپاه سالار ایشان کرد. درین وقت به هرات رایش چنان افتاد که لشکر به مکران فرستد با سالاری ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

"و دیگر سهو آن بود که ترکمانان را که مُسته خراسان بخورده بودند و سلطان ماضی ایشان را به شمشیر به بلخان کوه انداخته بود استمالت کردند و بخواندند تا زی ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

"این ترکمانان به خدمت سلطان آمده بودند و وی خمار تاش حاجب را سپاه سالار ایشان کرد. درین وقت به هرات رایش چنان افتاد که لشکر به مکران فرستد با سالاری ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

"و نیز شنودم که طغرل حاجبش را بر وی در نهان مشرف کرده بودند تا انفاس یوسف می شمرد و هر چه رود بازمی نماید و آن ناجوانمرد این ضمان بکرد که او را چون ف ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

"و نیز شنودم که طغرل حاجبش را بر وی در نهان مشرف کرده بودند تا انفاس یوسف می شمرد و هر چه رود بازمی نماید و آن ناجوانمرد این ضمان بکرد که او را چون ف ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

"و نیز شنودم که طغرل حاجبش را بر وی در نهان مشرف کرده بودند تا انفاس یوسف می شمرد و هر چه رود بازمی نماید و آن ناجوانمرد این ضمان بکرد که او را چون ف ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

"وی از هرات برفت با غلامان خویش و هفت و هشت سرهنگِ سلطانی با سواری پانصد سوی بست و زاولستان و قصدار. و شنودم به درست که این سرهنگان را پوشیده سلطان م ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

"وی از هرات برفت با غلامان خویش و هفت و هشت سرهنگِ سلطانی با سواری پانصد سوی بست و زاولستان و قصدار. و شنودم به درست که این سرهنگان را پوشیده سلطان م ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

"وی از هرات برفت با غلامان خویش و هفت و هشت سرهنگِ سلطانی با سواری پانصد سوی بست و زاولستان و قصدار. و شنودم به درست که این سرهنگان را پوشیده سلطان م ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

"وی از هرات برفت با غلامان خویش و هفت و هشت سرهنگِ سلطانی با سواری پانصد سوی بست و زاولستان و قصدار. و شنودم به درست که این سرهنگان را پوشیده سلطان م ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

"و ایشان بیامدند، قزل و بوقه و کوکتاش و دیگر مقدّمان، و خدمتی چند سره بکردند و آخر بیازردند و به سر عادت خویش که غارت بود باز شدند، چنانکه بازنمایم" ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

"و ایشان بیامدند، قزل و بوقه و کوکتاش و دیگر مقدّمان، و خدمتی چند سره بکردند و آخر بیازردند و به سر عادت خویش که غارت بود باز شدند، چنانکه بازنمایم" ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

"و دیگر سهو آن بود که ترکمانان را که مُسته خراسان بخورده بودند و سلطان ماضی ایشان را به شمشیر به بلخان کوه انداخته بود استمالت کردند و بخواندند تا زی ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

"و دیگر سهو آن بود که ترکمانان را که مُسته خراسان بخورده بودند و سلطان ماضی ایشان را به شمشیر به بلخان کوه انداخته بود استمالت کردند و بخواندند تا زی ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

"و دیگر سهو آن بود که ترکمانان را که مُسته خراسان بخورده بودند و سلطان ماضی ایشان را به شمشیر به بلخان کوه انداخته بود استمالت کردند و بخواندند تا زی ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

"و دیگر سهو آن بود که ترکمانان را که مُسته خراسان بخورده بودند و سلطان ماضی ایشان را به شمشیر به بلخان کوه انداخته بود استمالت کردند و بخواندند تا زی ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

"و ناصحان وی باز [نه ] نموده بودند که غور و غایت این حدیث بزرگ است و علی تگین بدین یک ناحیت بازنایستد، و وی را آرزوهای دیگر خیزد، چنانکه ناداده آمد ی ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

"و دیگر سهو آن بود که ترکمانان را که مُسته خراسان بخورده بودند و سلطان ماضی ایشان را به شمشیر به بلخان کوه انداخته بود استمالت کردند و بخواندند تا زی ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

"رسولی نامزد کرد تا نزدیک علی تگین رود، مردی سخت جلد که وی را بو القاسم رحّال گفتندی" تاریخ بیهقی، باقی مانده ی مجلّد پنجم

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

"اعتماد ما بر تو ده چندان است که پدر ما را بوده است، به کار مشغول باید بود و همان نصیحت ها که پدرم را کرده ای می باید کرد که همه شنوده آید که ما را ر ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

"به دیوان باید رفت که مهمّات ملک بسیار است و می باید که چون تو ده تن استی و نیست و جز تو را نداریم، کی راست آید که به دیوان ننشینی؟" تاریخ بیهقی، با ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

"و بنده را آن خوش تر آید که امروز بر راه وی رفته آید و گذاشته نیاید که هیچکس را تمکین آن باشد که خداوند را گوید که "فلان کار بد کرد، بهتر از آن می با ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

"البتّه همداستان نباشم و کس را زهره نیست که درین ابواب با من سخن گوید، چه محلّ هر کس پیداست " تاریخ بیهقی، باقی مانده ی مجلّد پنجم

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

"و رای بر آن قرار می گیرد که بدین زودی سوی غزنین نرویم و از اینجا سوی بلخ کشیم و خوارزمشاه را که اینجاست و همیشه از وی راستی دیده ایم و در این روزگار ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

"گفت: به از این می خواهم، بی حشمت نصیحت باید کرد و عیب این کارها باز نمود. " تاریخ بیهقی، باقی مانده ی مجلّد پنجم

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

"و رأی بر آن قرار می گیرد که بدین زودی سوی غزنین نرویم و از اینجا سوی بلخ کشیم و خوارزمشاه را که اینجاست و همیشه از وی راستی دیده ایم و در این روزگار ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

"و بوسهل زوزنی کمانِ قصد و عصبیّت به زه کرد" تاریخ بیهقی، باقی مانده ی مجلّد پنجم

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

"اکنون به عاجل الحال بوسهل فرمود تا وزیر حسنک را به علیِ رایض سپردند که چاکر بوسهل بود، تا او را به خانه خویش برد و بدو هر چیزی رسانید از انواع استخف ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

"وزیر بو سهل زوزنی با وزیر حسنکِ معزول سخت بد بود که در روزگار وزارت بر وی استخفاف ها کردی، تا خشم سلطان را بر وی دائمی می داشت و به بلخ رسانید بدو آ ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

"و کار وزیر حسنک آشفته گشت که به روزگار جوانی ناکردنی ها کرده بود و زبان نگاه ناداشته و این سلطان بزرگ محتشم را خیر خیر بیازرده. " تاریخ بیهقی، باقی ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

"و کار وزیر حسنک آشفته گشت که به روزگار جوانی ناکردنی ها کرده بود و زبان نگاه ناداشته و این سلطان بزرگ محتشم را خیر خیر بیازرده. " تاریخ بیهقی، باقی ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

"و کار وزیر حسنک آشفته گشت که به روزگار جوانی ناکردنی ها کرده بود و زبان نگاه ناداشته و این سلطان بزرگ محتشم را خیر خیر بیازرده. " تاریخ بیهقی، باقی ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

"امیر عضد الدّوله یوسف گفت: سخت صواب آمد و فرمان خداوند راست، به هر چه فرماید. سلطان مسعود او را بنواخت و خلعتی گرانمایه داد" تاریخ بیهقی، باقی ماند ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

"امیر عضد الدّوله یوسف گفت: سخت صواب آمد و فرمان خداوند راست، به هر چه فرماید. سلطان مسعود او را بنواخت و خلعتی گرانمایه داد" تاریخ بیهقی، باقی ماند ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و پدریان را نیک از آن درد می آمد و می ژکیدند و آخر بیفگندندش" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

"مشتی غوغا و مفسدان که جمع آمده بودند، مغرورِ آل بویه را گفتند: عامه را خطری نباشد، قصد باید کرد که ما تا دو سه روز ری را به دستِ تو دهیم. " تاریخ ب ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"چه دانند که آن ثغر جز به حشمت وی مضبوط نباشد" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"تدبیر آن سازند و لطایف الحیل به کار آرند تا من زودتر بازگردم که آثار خیر و روشنایی نمی بینم. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"چه دانند که آن ثغر جز به حشمت وی مضبوط نباشد" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"از مسعدی شنودم وکیل در، که خوارزمشاه سخت نومید گشت و به دست و پای بمرد اما تجلّدی تمام نمود تا به جای نیارند که وی از جای بشده است. " تاریخ بیهقی، ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"چنین کنم و علی مرا به کار است شغل های بزرگ را، و این مالشی و دندانی بود که بدو نموده آمد. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"چرا به خوارزمشاه ننگریست و اقتدا بدو نکرد؟" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"هر کسی که رسید او را چنان خدمت کردند که پادشاهان را کنند که دل ها و چشم ها به حشمت این مرد آگنده بود" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"وی هر کسی را لطف می کرد و زهرخنده می زد" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و سلطان بر تخت بود اندر آن رواق که پیوسته است بدان خانه ی بهاری"

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"وی هر کسی را لطف می کرد و زهرخنده می زد" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

"سی غلام اندر آمدند و او را بگرفتند و قبا و کلاه و موزه از وی جدا کردند" تاریخ بیهقی، باقی مانده ی مجلّد پنجم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم "و معتمدان می فرستادند پذیره ی وی دمادم با هر یکی نولطفی و نوعی از نواخت و دل گرمی" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"سلطان طاهر دبیر را گفت حاجب را بگوی که لشکر را بیستگانی تا کدام وقت داده است و کدام کس ساخته تر باشد؟ که فوجی را به مکران خواهم فرستاد" تاریخ بیهقی ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"سلطان طاهر دبیر را گفت حاجب را بگوی که لشکر را بیستگانی تا کدام وقت داده است و کدام کس ساخته تر باشد؟ که فوجی را به مکران خواهم فرستاد" تاریخ بیهقی ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و فریفته شد به خلعتی و ساخت زر که یافت" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

"سلطان اجابت کرد و شراب خواست و بیاوردند و مطربان زخمه گرفتند و نشاط بالا گرفت و شراب دادن گرفتند، چنانکه همگان خرّم باز گشتند مگر سپاه سالار که هرگز ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

"دویست هزار درم و اسبی با ستام زر و پنجاه پاره جامه ی نابریده ی مرتفع، و از عود و مشک و کافور چند خریطه؛" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"دویست هزار درم و اسبی با ستام زر و پنجاه پاره جامه ی نابریده ی مرتفع، و از عود و مشک و کافور چند خریطه؛" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"دویست هزار درم و اسبی با ستام زر و پنجاه پاره جامه ی نابریده ی مرتفع، و از عود و مشک و کافور چند خریطه؛" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و هفت دواج بیرون گرفتند؛ یکی از آن سیاه و دیگر دبیقی های بغدادی به غایت نادر ملکانه. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

"و هفت دواج بیرون گرفتند؛ یکی از آن سیاه و دیگر دبیقی های بغدادی به غایت نادر ملکانه. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و هفت دواج بیرون گرفتند؛ یکی از آن سیاه و دیگر دبیقی های بغدادی به غایت نادر ملکانه. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و بر اثر رسول استران موکبی می آوردند با صندوق های خلعت خلافت و ده اسب از آن دو با ساخت زر و نعل زر و هشت به جل و برقع زربفت. " تاریخ بیهقی، مجلّد پ ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و بر اثر رسول استران موکبی می آوردند با صندوق های خلعت خلافت و ده اسب از آن دو با ساخت زر و نعل زر و هشت به جل و برقع زربفت. " تاریخ بیهقی، مجلّد پ ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و بر اثر رسول استران موکبی می آوردند با صندوق های خلعت خلافت و ده اسب از آن دو با ساخت زر و نعل زر و هشت به جل و برقع زربفت. " تاریخ بیهقی، مجلّد پ ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"کاری ساختند که کسی به هیچ روزگار بر آن جمله یاد نداشت، چنانکه از دروازه های شهر تا بازار خوازه بر خوازه و قبّه بر قبّه بود تا شارستانِ مسجدِ آدینه ک ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"ایشان چون شنیدند که امیر نزدیک نشابور رسید، خواستند که خوازه ها زنند و بسیار شادی کنند. " "کاری ساختند که کسی به هیچ روزگار بر آن جمله یاد نداشت، چ ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"بقیتی از هزیمتیان که هر جایی پنهان شده بودند، چون شب آمد، بگریختند. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و بویهی اسب تازی داشت خیاره، با چند تن که نیک اسبه بودند، بجستند" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"ایشان را هزیمت کردند هزیمتی هول" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و بویهی اسب تازی داشت خیاره، با چند تن که نیک اسبه بودند، بجستند" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"ایشان را هزیمت کردند هزیمتی هول" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و بویهی اسب تازی داشت خیاره، با چند تن که نیک اسبه بودند، بجستند" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"حسن فرمود تا علامتِ بزرگ را پیشتر بردند و با سوارانِ پخته ی گزیده حمله افگند به فیروزی" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"حسن فرمود تا علامتِ بزرگ را پیشتر بردند و با سوارانِ پخته ی گزیده حمله افگند به فیروزی" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"حسن فرمود تا علامتِ بزرگ را پیشتر بردند و با سوارانِ پخته ی گزیده حمله افگند به فیروزی" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

این بدان می گوییم تا خونی ریخته نگردد و بغی را سویِ تو افگندیم. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"جمله کشاورزان و وکلا و بزرگان توانگر را و هر که را بازمی خواندند، بگرفتند و مالی عظیم از ایشان بستدند و عزیزانِ قوم ذلیل گشتند" تاریخ بیهقی، مجلّد ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"جمله کشاورزان و وکلا و بزرگان توانگر را و هر که را بازمی خواندند، بگرفتند و مالی عظیم از ایشان بستدند و عزیزانِ قوم ذلیل گشتند" تاریخ بیهقی، مجلّد ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"جمله کشاورزان و وکلا و بزرگان توانگر را و هر که را بازمی خواندند، بگرفتند و مالی عظیم از ایشان بستدند و عزیزانِ قوم ذلیل گشتند" تاریخ بیهقی، مجلّد ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آنگه اشارت کرد به قاضی مختارِ بوسعد که اوقاف را که از آنِ میکائیلیان است به جمله از دستِ متغلّبان بیرون کند و به معتمدی سپارد" تاریخ بیهقی، مجلّد پن ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"که املاکِ ایشان موقوف مانده است و اوقافِ اجداد و آباء ایشان هم از پرگار افتاده و طرق و سبلِ آن بگردیده. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و آن اوقاف زنده گردد و ارتفاعِ آن به طرق و سبل رسد. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"که املاکِ ایشان موقوف مانده است و اوقافِ اجداد و آباء ایشان هم از پرگار افتاده و طرق و سبلِ آن بگردیده. " "و آن اوقاف زنده گردد و ارتفاعِ آن به طرق ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"آنگه اشارت کرد به قاضی مختارِ بوسعد که اوقاف را که از آنِ میکائیلیان است به جمله از دستِ متغلّبان بیرون کند و به معتمدی سپارد" تاریخ بیهقی، مجلّد پ ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

که املاکِ ایشان موقوف مانده است و اوقافِ اجداد و آباء ایشان هم از پرگار افتاده و طرق و سبلِ آن بگردیده. " "و آن اوقاف زنده گردد و ارتفاعِ آن به طرق ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

که املاکِ ایشان موقوف مانده است و اوقافِ اجداد و آباء ایشان هم از پرگار افتاده و طرق و سبلِ آن بگردیده. " "و آن اوقاف زنده گردد و ارتفاعِ آن به طرق ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

که املاکِ ایشان موقوف مانده است و اوقافِ اجداد و آباء ایشان هم از پرگار افتاده و طرق و سبلِ آن بگردیده. " "و آن اوقاف زنده گردد و ارتفاعِ آن به طرق ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

که املاکِ ایشان موقوف مانده است و اوقافِ اجداد و آباء ایشان هم از پرگار افتاده و طرق و سبلِ آن بگردیده. " "و آن اوقاف زنده گردد و ارتفاعِ آن به طرق ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

"مجلسِ مظالم و درِ سرای گشاده است، هر کسی را که مظلمتی است، بباید آمد و بی حشمت سخنِ خویش گفت تا انصافِ تمام داده آید. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

آنگاه اگر پس از این کسی بر راه تهوّر و تعدی رود، سزای خویش ببیند. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

آنگاه اگر پس از این کسی بر راه تهوّر و تعدی رود، سزای خویش ببیند. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

"مجلسِ مظالم و درِ سرای گشاده است، هر کسی را که مظلمتی است، بباید آمد و بی حشمت سخنِ خویش گفت تا انصافِ تمام داده آید. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

"مجلسِ مظالم و درِ سرای گشاده است، هر کسی را که مظلمتی است، بباید آمد و بی حشمت سخنِ خویش گفت تا انصافِ تمام داده آید. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

"مجلسِ مظالم و درِ سرای گشاده است، هر کسی را که مظلمتی است، بباید آمد و بی حشمت سخنِ خویش گفت تا انصافِ تمام داده آید. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

"مجلسِ مظالم و درِ سرای گشاده است، هر کسی را که مظلمتی است، بباید آمد و بی حشمت سخنِ خویش گفت تا انصافِ تمام داده آید. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

"و قاعده ی کارها به نشابور در مرافعات و جز آن همه به رسم قدیم بازبرند" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

"و اکنون می فرماییم به عاجل الحال تا رسم هایِ حسنکیِ نو را باطل کنند" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و اکنون می فرماییم به عاجل الحال تا رسم هایِ حسنکیِ نو را باطل کنند" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و خداوندِ تو را و هر کس که بی فرمانِ سلطان ما اینجا آید، زوبین آبداده و شمشیر است. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

"و خداوندِ تو را و هر کس که بی فرمانِ سلطان ما اینجا آید، زوبین آبداده و شمشیر است. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"مشتی غوغا و مفسدان که جمع آمده بودند، مغرورِ آل بویه را گفتند: عامه را خطری نباشد، قصد باید کرد که ما تا دو سه روز ری را به دستِ تو دهیم. " تاریخ ب ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"حسنِ سلیمان گفت: این مشتی اوباش اند که پیش آمدند از هر جایی فراز آمده، به یک ساعت از ایشان گورستانی توان کرد. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"از بهر بزرگ زادگیِ تو که دست تنگ شده ای و بر ما اقتراحی کنی، تو را حقّی گزاریم"

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"بازگرد که تو سلطان و راعی ما نیستی. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"جنگی قوی به پای شد و چند بار آن مخاذیل نیرو کردند در حمله اما هیچ طرفی نیافتند که صفِّ حسن سخت استوار بود. چون روز گرم تر شد و مخاذیل را تشنگی دریاف ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"جنگی قوی به پای شد و چند بار آن مخاذیل نیرو کردند در حمله اما هیچ طرفی نیافتند که صفِّ حسن سخت استوار بود. چون روز گرم تر شد و مخاذیل را تشنگی دریاف ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"وقت نماز دیگر حسن منادی فرمود که دست از کشتن و گرفتن بکشید که بیگاه شد. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و همه لشکر بر نشستند و پیش شدند با کوکبه ی بزرگ و تکلف بی اندازه، سپاه سالار در پیش، کوکبه ی دیگر قضاة و سادات و علما و فقها و کوکبه ی دیگر اعیان در ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"چون از نان خوردن فارغ شدند، نزل ها بیاوردند از حدّ و اندازه گذشته و بیست هزار درم سیمِ گرمابه" "بسیار خوردنی و نزل فرستادند و چیزی بخوردند و به گرم ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"چون تحیّت امیر بر آمد، امیر بر پای خاست و بساط تخت را ببوسید و پس بنشست. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"چون از نان خوردن فارغ شدند، نزل ها بیاوردند از حدّ و اندازه گذشته و بیست هزار درم سیمِ گرمابه" "بسیار خوردنی و نزل فرستادند و چیزی بخوردند و به گرم ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و امیر از تخت به زیر آمد و مصلّی باز افگندند که یعقوب لیث بر این جمله کرده بود. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و نعوت سلطانی این بود که نبشتم: ناصر دین الله، حافظ عباد الله، المنتقم من اعداء الله، ظهیر خلیفة الله امیرالمؤمنین. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و چون این رسول بازگشت، سلطان مسعود قوی دل شد، کار ها از لونی دیگر پیش گرفت. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و نعوت سلطانی این بود که نبشتم: ناصر دین الله، حافظ عباد الله، المنتقم من اعداء الله، ظهیر خلیفة الله امیرالمؤمنین. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"رسول برفت سلخ شعبان. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و قضاة و فقها و علما در آمدند و فصل ها گفتند در تهنیت و تعزیت و امیر، رضی الله عنه، را بستودند. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"سرهنگان تفاریق و خیلتاشان را بر آن خوان[ها] بنشاندند" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و قضاة و فقها و علما در آمدند و فصل ها گفتند در تهنیت و تعزیت و امیر، رضی الله عنه، را بستودند. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و نخست جنیبتانِ بسیار با سلاحِ تمام و برگستوان و غلامانِ ساخته با علامت ها و مطردها و خیلِ خاصّه ی او بسیار سوار و پیاده" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

"و نخست جنیبتانِ بسیار با سلاحِ تمام و برگستوان و غلامانِ ساخته با علامتها و مطردها و خیلِ خاصّه ی او بسیار سوار و پیاده" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و نخست جنیبتانِ بسیار با سلاحِ تمام و برگستوان و غلامانِ ساخته با علامتها و مطردها و خیلِ خاصّه ی او بسیار سوار و پیاده" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و امیر مسعود به روستای بیهق رسید در ضمانِ سلامت و نصرت و غازی سپاه سالارِ خراسان به خدمتِ استقبال رفت با بسیار لشکر و زینتی و اهبتی تمام بساخت. " ت ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و امیر مسعود به روستای بیهق رسید در ضمانِ سلامت و نصرت و غازی سپاه سالارِ خراسان به خدمتِ استقبال رفت با بسیار لشکر و زینتی و اهبتی تمام بساخت. " ت ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و امیر مسعود به روستای بیهق رسید در ضمانِ سلامت و نصرت و غازی سپاه سالارِ خراسان به خدمتِ استقبال رفت با بسیار لشکر و زینتی و اهبتی تمام بساخت. " ت ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"این اعداد است و رسمی، بر اثر نیکویی ها بینی. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و به حاجب بزرگ، علی نامه نبشتند با نواخت بسیار و سلطان توقیع کرد و به خطّ خویش فصلی نبشت". تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

"از عبد الملک مستوفی به بست شنیدم هم در سنه خمسین و اربعمائه - و این آزاد - مرد مردی دبیر است و مقبول القول و به کار آمده و در استیفا آیتی - گفت: بدا ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"از عبد الملک مستوفی به بست شنیدم هم در سنه خمسین و اربعمائه - و این آزاد - مرد مردی دبیر است و مقبول القول و به کار آمده و در استیفا آیتی - گفت: بدا ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"گفت: بدان وقت که امیر سبکتگین، رضی اللّه عنه، بست بگرفت و بایتوزیان برافتادند، زعیمی بود به ناحیت جالقان ، وی را احمد بوعمر گفتندی، مردی پیر و سدید ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"گفت: بدان وقت که امیر سبکتگین، رضی اللّه عنه، بست بگرفت و بایتوزیان برافتادند، زعیمی بود به ناحیت جالقان ، وی را احمد بوعمر گفتندی، مردی پیر و سدید ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

"که چنان خواندم در اخبار موسی، علیه السّلام، که بدان وقت که شبانی می کرد یک شب گوسپندان را سوی حظیره می راند، وقت نماز بود و شبی تاریک و باران به نیر ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"یک روز برنشستم نزدیکِ نمازِ دیگر و به صحرا بیرون رفتم به بلخ و همان یک اسب داشتم و سخت تیزتگ و دونده بود، چنانکه هر صید که پیش آمدی، بازنرفتی . " ت ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"یک روز برنشستم نزدیکِ نمازِ دیگر و به صحرا بیرون رفتم به بلخ و همان یک اسب داشتم و سخت تیزتگ و دونده بود، چنانکه هر صید که پیش آمدی، بازنرفتی . " ت ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

"آهویی دیدم ماده و بچه با وی. اسب را برانگیختم و نیک نیرو کردم و بچه از مادر جدا ماند و غمی شد. " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"چون لختی براندم، آوازی به گوش من آمد. باز نگریستم، مادر بچه بود که بر اثرِ من می آمد و غریوی و خواهشکی می کرد. اسب برگردانیدم به طمعِ آنکه مگر وی را ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"چون لختی براندم، آوازی به گوش من آمد. باز نگریستم، مادر بچه بود که بر اثرِ من می آمد و غریوی و خواهشکی می کرد. اسب برگردانیدم به طمعِ آنکه مگر وی را ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"این بیچارگک می آمد و می نالید تا نزدیک شهر رسیدم، آن مادرش همچنان نالان نالان می آمد دلم بسوخت و با خود گفتم: ازین آهو بره چه خواهد آمد؟ برین مادر م ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و من به خانه رسیدم، شب تاریک شده بود و اسبم بی جو بمانده، سخت تنگ دل شدم و چون غمناک در وثاق بخفتم. " تاریخ بیهقی، مجلّد ششم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"به خواب دیدم پیرمردی را سخت فره مند که نزدیک من آمد و مرا می گفت: �یا سبکتگین، بدانکه آن بخشایش که بر آن آهوی ماده کردی و آن بچگک بدو بازدادی. . . " ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

"و حاجبِ بزرگ، عبداللهِ طاهر بیش از همه او را تبجیل کرد" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

"چون اعیان و ارکان و محتشمان و حجاب آمدن گرفتند، هم بر آن جمله هر کس به اندازه ی خویش او را گرم پرسیدی و توقیر و احترام واجب می داشتند. " تاریخ بیهق ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"عبدالله بفرمود تا در نخست سرایِ خلافت در صفّه شادروانی نصب کنند و چند تا محفوری بیفگنند و مقرّر کرد که فضلِ ربیع را در آن صفّه بنشانند پیش از بار، . ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

"عبدالله بفرمود تا در نخست سرایِ خلافت در صفّه شادروانی نصب کنند و چند تا محفوری بیفگنند و مقرّر کرد که فضلِ ربیع را در آن صفّه بنشانند پیش از بار، . ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

"عبدالله بفرمود تا در نخست سرایِ خلافت در صفّه شادروانی نصب کنند و چند تا محفوری بیفگنند و مقرّر کرد که فضلِ ربیع را در آن صفّه بنشانند پیش از بار، . ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"گفت: "فرمان بردارم به هر چه فرمان است و آنچه صلاحِ من در آن است و تو بینی و مثال دهی که عبداللّهی از آن زاستر نشوم. " عبدالله بفرمود تا در نخست سرای ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و او را اعلام داد تا پگاه تر در غلس بیامد و در آن صفه زیر شادروان بنشست. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"که به خدای عزّوجلّ سوگند خورم که تا مرا زندگانی است عنان با عنان خلفا ننهاده ام، اینک با عنان تو نهادم مکافاتِ این مَکرُمَت را که به راستایِ من کردی ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

"که به خدای عزّوجلّ سوگند خورم که تا مرا زندگانی است عنان با عنان خلفا ننهاده ام، اینک با عنان تو نهادم مکافاتِ این مکرمت را که به راستایِ من کردی. " ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"چون بار بگسست و هر کس به جای خویش بازگشتند عبداللهِ طاهر، حاجبِ بزرگ، وزیر را با خود یار گرفت در بابِ فضلِ ربیع عنایت کردند تا حضرتِ خلافت بر وی به ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

"و خردمندان دانند که غورِ این حکایت چیست و هر دو تمام شد و پس به سرِ تاریخ باز شدم. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

"و اما نویسندگان را چه گناه توان نهاد؟ که ماموران بودند و مامور را از فرمان برداری چه چاره است، خاصّه پادشاه؛ و اگر ما دبیری را فرماییم که چیزی نویس، ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٤

"و اما نویسندگان را چه گناه توان نهاد؟ که ماموران بودند و مامور را از فرمان برداری چه چاره است، خاصّه پادشاه؛ و اگر ما دبیری را فرماییم که چیزی نویس، ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و واجب است این ملطّفه ها را نگاه داشتن تا مردمان آن را بخوانند و بدانند که پدر چه می سگالید و خدای، عزّوجلّ، چه خواست و نیز دل و اعتقادِ نویسندگان ب ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دل در فرع بستن و اصل را به جای ماندن مُحال است" تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"به سرای سپنج مهمان را دل نهادن همیشگی نه رواست" دیوان رودکی سمرقندی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"باید که اعیان و رعایا از تو خشنود باشند و شکر کنند؛ و نصیبِ تو از نواخت و نهمت و جاه و منزلت سخت تمام باشد از حسن رای ما. " تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و دیگر روز چون بار بگسست_و اعیان ری به جمله آمده بودند به خدمت با این مقدّمان و افزون بر ده هزار زن و مرد به نظاره ایستاده_اعیان را به نیم ترک بنشان ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و امیر شهاب الدوله مسعود دیگر روز، الخمیس لثلث عشر لیلة مضین من رجب سنة احدىٰ و عشرین و اربعمائة از شهر ری حرکت کرد به طالع سعد و فرخی با اهبتی و عد ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

". . . گفتند: زندگانی خداوند دراز باد، تا از بلا و ستمِ دیلمان رسته ایم و نام این دولت بزرگ که همیشه باد، بر ما نشسته است، در خوابِ امن غنوده ایم. . ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

". . . خطیب گفت: قریب سی سال بود تا ایشان در دست دیلمان اسیر بودند و رسوم اسلام مدروس بود که کار مُلک از چون فخرالدّوله و صاحب اسماعیل عباد به زنی و ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به نام نیک تو خواجه فریفته نشوم که نام نیک تو دام است و زرق مر نان را رودکی، قصاید و قطعات، شماره ی ۳

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به یک گردش به شاهنشاهی آرد دهد دیهیم و تاج و گوشوارا رودکی، قصاید و قطعات، شماره ی ۲

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

چو عارض برفروزی می بسوزد چو من پروانه بر گردت هزارا رودکی، قصاید و قطعات، شماره ۲

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

". . . و کار امیرمحمد به کجا رسید آنگاه که وی را از قلعتِ تگیناباد به قلعتِ مندیش برد بگتگین حاجب و به کوتوال سپرد و بازگشت. " تاریخ بیهقی، مجلد پنجم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ندانم از چه سبب رنگ آشنایی نیست سهی قدان سیه چشم ماه سیما را غزلیات حافظ، غزل شماره ی ۴

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شکر فروش که عمرش دراز باد چرا تفقدی نکند طوطی شکرخا را غزلیات حافظ، غزل شماره ی ۴

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

"بازگشت و لشکر را که با وی بود به لشکرگاه فرستاد و کوتوالِ قلعت را بخواند و گفت که: " احتیاط از لونی دیگر باید کرد، اکنون که لشکر برود و بی مثالِ من ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٣

"و سرهنگ بوعلیِ کوتوال گفته بود تا نامه ها نبشتند به اطراف ولایات بدین خبر" تاریخ بیهقی، مجلد پنجم

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

�. . . او را گفت از چه می نالی؟ گفت: مردی درویشم و بُنی خرما دارم، یک پیل را نزدیکِ خرمابنانِ من می دارند، پیلبان همه خرمایِ من رایگان می ببرد، الله ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بر آنچه می گذرد دل منه که دجله بسی پس از خلیفه بخواهد گذشت در بغداد گلستان سعدی، باب هشتم در آداب صحبت، حکمت ۱۰۷

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سفله طبع مار دارد بی خلاف جهد کن تا روی سفله ننگری رودکی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

فرشته خوی شود آدمی به کم خوردن و گر خورد چو بهایم بیوفتد چو جماد گلستان–باب هفتم–حکایت ۱۹

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

دروغین مثلا: Pseudo Sebeos ( سبئوس دروغین )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

البته نباید فراموش کنیم که پیکار زاب دیگری هم در تاریخ رخ داده است و آن در روز ۱۲ دسامبر ۶۲۷ میلادی در نزدیکی خرابه های شهر باستانی نینوا میان سپاهیا ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

But they were killed on the spot. اما آنها همانجا کشته شدند.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

به طور کلی تو زمینه های کشورداری و سیاسی میشه "امور" مثلا در مثال زیر میشه "امور داخلی" Khosrow II launched an offensive against Constantinople, ost ...