پرسش خود را بپرسید
١ رأی
تیک ٣ پاسخ
١٦٨ بازدید
١ رأی
تیک ٢ پاسخ
٢٦٩ بازدید

گفت پس من نیستم معشوق تو من به بلغار و مرادت در قتو پس نیم کلی مطلوب تو من جزو مقصودم ترا اندر زمن خانهٔ معشوقه‌ام‌، معشوق نی عشق بر نقدست‌، بر صندوق نی هست معشوق آنک او یکتو بود مبتدا و منتهاات او بود چون بیابی‌اش نمانی منتظر هم هویدا او بوَد هم نیز سِرّ ✏ «مولانا»  

١ سال پیش
٤ رأی
٦ پاسخ
٥٧٦ بازدید

هم بتقلیب تو تا ذات الیمین تا سوی ذات الشمال ای رب دین  دوستان لطف کنید معنی این بیت رو توضیح بدید سپاس

٨,٣٧٣
١ سال پیش
٢ رأی
تیک ٢ پاسخ
٢١٢ بازدید

کز سفرها ماه کیخسرو شود بی سفرها ماه کی خسرو شود؟ از سفر بیدق شود فرزینِ راد وز سفر یابید یوسف صد مراد ✏ «مولانا»  

١ سال پیش
٣ رأی
١ پاسخ
٢٢٢ بازدید
٢ رأی
تیک ١ پاسخ
١٨٧ بازدید

از دو پاره پیه این نور روان موج نورش می‌زند بر آسمان گوشت‌پاره که زبان آمد ازو می‌رود سیلاب حکمت همچو جو سوی سوراخی که نامش گوشهاست تا بباغ جان که میوه‌ش هوشهاست ✏ «مولانا»  

١ سال پیش
٢ رأی
تیک ٢ پاسخ
٢٢٩ بازدید
٢ رأی
تیک ١ پاسخ
١٤٧ بازدید

یک گُرُه را خود مُعَرِف جامه است در قبا گویند کو از عامه است یک گُرُه را ظاهر سالوس زهد نور باید تا بود جاسوس زهد نور باید پاک از تقلید و غول تا شناسد مرد را بی فعل و قول در رود در قلب او از راه عقل نقد او بیند نباشد بند نقل ✏ «مولانا»  

١ سال پیش