پرسش خود را بپرسید
٣ رأی
تیک ٢ پاسخ
١,٠٦٣ بازدید
٢ رأی
تیک ٤ پاسخ
١,٩٩٦ بازدید

ترکیب پیاله‌ای که درهم پیوست بشکستن آن روا نمیدارد مست چندین سر و پای نازنین از سر و دست از مهر که پیوست و به کین که شکست ✏ «خیام»  

١ سال پیش
٣ رأی
تیک ١ پاسخ
١,٣٩٦ بازدید

این کوزه که آبخوارهٔ مزدوریست از دیدهٔ شاهیست و دل دستوریست هر کاسهٔ می که بر کف مخموریست از عارض مستی و لب مستوریست ✏ «خیام»  

١ سال پیش
٢ رأی
تیک ١ پاسخ
١,٢٧٠ بازدید

مرغ بر بالا و زیر آن سایه‌اش می‌دود بر خاک پران مرغ‌وش ابلهی صیاد آن سایه شود می‌دود چندانک بی‌مایه شود بی‌خبر کان عکس آن مرغ هواست بی‌خبر که اصل آن سایه کجاست تیر اندازد به سوی سایه او ترکشش خالی شود از جست و جو ترکش عمرش تهی شد عمر رفت از دویدن در شکار سایه تفت ✏ «مولوی»  

١ سال پیش
٣ رأی
تیک ٢ پاسخ
٣١٩ بازدید
٢ رأی
تیک ٥ پاسخ
٩٨٤ بازدید

"نفیرم " یعنی چی؟ در نفیرم مرد و زن نالیده اند

١ سال پیش
٣ رأی
تیک ١ پاسخ
١٥٤ بازدید

" فوت این نوع التقا " یعنی چی؟ تا نگردد فوت این نوع التقا ** کان نظر بختست و اکسیر بقا

١ سال پیش
٢ رأی
تیک ١ پاسخ
١٣٩ بازدید

معنی " تحری" چیه ؟ قبله را چون کرد دست حق عیان  ** پس تحری بعد ازین مردود دان

١ سال پیش
٢ رأی
تیک ١ پاسخ
٦٧٣ بازدید

اندرون تست آن طوطی نهان عکس او را دیده تو بر این و آن می برد شادیت را تو شاد ازو می‌پذیری ظلم را چون داد ازو ای که جان را بهر تن می‌سوختی سوختی جان را و تن افروختی سوختم من سوخته خواهد کسی تا زمن آتش زند اندر خسی سوخته چون قابل آتش بود سوخته بستان که آتش‌کش بود چون زنم دم کآتش دل تیز شد شیر هجر آشفته و خون‌ریز شد آنک او هشیار خود تندست و مست چون بود چون او قدح گیرد به دست ✏ «مولوی»  

١ سال پیش
٣ رأی
تیک ٢ پاسخ
٧٣٢ بازدید

ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شما افتاده در غرقابه‌ای تا خود که داند آشنا گر سیل عالم پر شود هر موج چون اشتر شود مرغان آبی را چه غم تا غم خورد مرغ هوا ما رخ ز شکر افروخته با موج و بحر آموخته زان سان که ماهی را بود دریا و طوفان جان فزا ای شیخ ما را فوطه ده وی آب ما را غوطه ده ای موسی عمران بیا بر آب دریا زن عصا ✏ «مولوی»  

١ سال پیش