ترجمه جمله را به صورت روان بنویسید
It is three in the morning, and you are awake.
Not gently awake. Not the soft surfacing of someone who will drift back
down in a minute. You are awake the way a light is on. Your body is
exhausted — it has been asking for sleep for hours, and it is asking still. But
somewhere above the exhaustion, in a lit room of its own, a voice is talking.
And it will not stop.
٣ پاسخ
ساعت سه صبح است و شما بیدار هستید.
نه به آرامی بیدار. نه به نرمیِ کسی که در عرض یک دقیقه دوباره به خواب میرود. شما مانند چراغی روشن بیدار هستید. بدنتان خسته است - ساعتهاست که درخواست خواب دارد و هنوز هم درخواست خواب دارد. اما
جایی بالاتر از این خستگی، در اتاقی روشن، صدایی در حال صحبت است.
و این صدا متوقف نخواهد شد
این متن یک توصیف ادبی از بی خوابی و بیداری ذهن در نیمه شب است. نکته اصلی آن این است که بدن کاملا خسته و آماده خواب است، اما ذهن همچنان فعال است و «خاموش نمی شود».
ترجمه روان
ساعت سه صبح است و تو هنوز بیداری.
نه آن بیداری ملایم و آرام. نه آن بالا آمدن نرم و تدریجی از خواب که آدم فکر کند تا یک دقیقه دیگر دوباره به خواب فرو خواهد رفت.تو به شکلی بیداری که انگار چراغی روشن است.
بدنت خسته و فرسوده است؛ ساعت هاست که از تو خواب می خواهد و هنوز هم خواب می خواهد. اما جایی بالاتر از این خستگی، در اتاقی روشن که انگار متعلق به خودش است، صدایی مشغول حرف زدن است.و این صدا دست بردار نیست.
ساعت 3صبحه،و تو بیداری.
نه آنجوری که آدم بهآرومی از خواب بیدار میشه؛نه بیداری ملایمی که انگار یه لحظه دیگه به خواب فرو میری. یجوری بیداری که انگار یه چراغ روشنه، (اونجوری) بیداری. بدنت خالی کرده، ساعتها التماس خواب کرده، و هنوزم میخوادش.ولی یجایی اونور بیحالی توی اتاقی روشن که انگار مال خودشه ، صدایی در حال حرف زدنه، که بیخیال حرف زدن نمیشه.
کاش کمی بیشتر متن رو میزاشتین تا دید لحن باید چجوری باشه، به نظر من این لحن درست اومد