واژهی «طاق» در هر بیت، به چه معناست؟
الف) طاقپذیر است عشق، جفت نخواهد حریف
بر نَمَطِ عشق، اگر پای نهی طاق نه
(خاقانی)
ب) نهاده به طاق اندرون تختِ زر
نشانده به هر پایهای دُرِّ گوهر
(فردوسی)
پ) چون ابروی معشوقان با طاق و رواق است
چون روی پریرویان با رنگ و نگار است
(منوچهری)
٤ پاسخ
درود.
در این سه بیت، واژهٔ (طاق) در هر مورد معنای متفاوتی دارد:
الف)
(طاقپذیر است عشق، جفت نخواهد حریف
بر نمط عشق، اگر پای نهی طاق نه)
طاق در اینجا به معنای فرد، یگانه، تنها است (در برابر «جفت»).
خاقانی میگوید عشق با یگانگی و بیهمتایی سازگار است و شریک و همتا نمیپذیرد؛ اگر در راه عشق قدم میگذاری، باید یگانه و یکدل باشی.
ب)
(نهاده به طاق اندرون تخت زر
نشانده به هر پایهای درّ گوهر)
طاق در اینجا به معنای ایوان، طاقنما یا فضای گنبدی/قوسیِ بنا است.
یعنی تخت زرین را درون آن بخشِ طاقدارِ کاخ یا ساختمان قرار داده بودند.
پ)
(چون ابروی معشوقان با طاق و رواق است
چون روی پریرویان با رنگ و نگار است)
طاق در این بیت به معنای قوس و خمیدگیِ کمانمانند است.
شاعر ابروی معشوقان را به طاق و رواق (عناصر قوسی و معماری) تشبیه کرده است؛ یعنی ابروها دارای انحنا و کمانی زیبا هستند.
سلام
یگانه و بی همتا
کنایه از اندرونی و اتاق
خمیدگی ابروی یار
واژهی «طاق» در ادبیات فارسی بسته به سیاقِ کلام، دارای معانی متفاوتی است که در ابیات ارائهشده به شرح زیر کاربرد یافته است:
در بیت نخست از خاقانی («بر نَمَطِ عشق، اگر پای نهی طاق نه»)، «طاق» به معنای فرد، یگانه و بیجفت است. شاعر در اینجا بر یکتایی و انحصارِ عشق تأکید دارد و آن را مفهومی میداند که شریک و جفت نمیپذیرد؛ ازاینرو از عاشق میخواهد که در راه عشق، تنها و یکدل قدم بگذارد.
در بیت دوم از فردوسی («نهاده به طاق اندرون تختِ زر»)، «طاق» معنای معماری و ساختمانی خود را دارد و به ایوان، قوس یا جایگاهِ طاقدارِ ساختمان اشاره میکند که تختِ زر در آن قرار گرفته است.
در بیت سوم از منوچهری («چون ابروی معشوقان با طاق و رواق است»)، «طاق» به معنای قوس، خمیدگی و انحنا به کار رفته است. در اینجا شاعر با تشبیه ابروی معشوق به «طاق» و «رواق»، بر زیباییِ هلالی و خمیدهی آن تأکید دارد که مانند آرایههای معماری، چشمنواز است.
در هر بیت، «طاق» معنای متفاوتی دارد:
الف)
«طاقپذیر است عشق، جفت نخواهد حریف / بر نَمَطِ عشق، اگر پای نهی طاق نه»
- طاق = فرد، یگانه، تنها
- خاقانی میگوید عشق با یگانگی و بیهمتایی سازگار است و شریک و همتا نمیپذیرد؛ پس اگر در راه عشق قدم میگذاری، «یکدل و تنها» باش.
ب)
«نهاده به طاق اندرون تختِ زر / نشانده به هر پایهای دُرِّ گوهر»
- طاق = طاقِ بنا، فضای قوسیشکل یا ایوان/طاقچهٔ ساختمان
- فردوسی از بخشی از یک کاخ یا بنا سخن میگوید که تخت زرین را درون آن قرار دادهاند.
پ)
«چون ابروی معشوقان با طاق و رواق است / چون روی پریرویان با رنگ و نگار است»
- طاق = قوس، خمیدگی
- منظور از «طاق» در اینجا شکل خمیده و کمانی است؛ شاعر ابروی معشوق را به طاق (قوس) تشبیه کرده است.
- بیت خاقانی: طاق = فرد و یگانه
- بیت فردوسی: طاق = بخش قوسیِ بنا (طاقِ ساختمان)
- بیت منوچهری: طاق = قوس و خمیدگی (کمانمانند)