علی باقری

علی باقری مدرک فوق لیسانس ادبیات فارسی
دبیر باز نشسته آموزش و پرورش ناحیه ۱ زنجان
هدف بنده از همکاری با لغت نامه
۱ - اضافه کردن لغت های جدید که در لغت نامه هنوز وارد نشده است.
۲ - اضافه کردن معانی جدید به لغت هایی که در لغت نامه بدان اشاره نشده با ارائه سند و مدرک
۳ - اضافه کردن اصطلاحات و کنایات که در لغت نامه ثبت نگردیده.
۴ - ریشه یابی لغات و اضافه کردن آن به لغت نامه در جهت کمک به فهم بهتر معانی آن.
5 - اضافه کردن عبارت ها و اصطلاحات امروزی که برای یک مترجم موقع ترجمه ی یک متن امروزی نیاز هست .
بنده عقیده دارم عبارات و اصطلاحات و لغت های امروزی که وارد لغت نامه ها نشده اند اگر از آنهایی که وارد شده و ثبت گردیده اند بیشتر نباشند کمتر هم نیستند . چون در تداول گفتاری روزانه آنها را بکار می بریم و دم دست هستند و معنایشان را می دانیم نبودشان را در لغت نامه ها احساس نمی کنیم . فقط یک مترجم وقتی می خواهد متنی را از یک زبان به زبان دیگر ترجمه کند نبودشان را در لغت نامه ها می تواند احساس می کند .
alibagheri_1349_zn@yahoo. com
bagheriali324@gmail. com
گهی هوایِ توْ لیلی، کند مرا مجنون
گهی ز عشق تو شیرین، مثال فرهادم
چوْخ مرور ایْلَدیم عمرومده گئچَن گوْنلریمی
تاپبادیم بیر گوْنی که یاده سَنی سالمامیشام
ترجمه: روز های عمرم را بارها و بارها مرور کردم ولی
نتوانستم روزی را پیدا کنم که در آن از تو یادی نکرده باشم .

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



ایه 12 سوره انبیاء٠٢:٠٦ - ١٤٠١/١١/٠٥فَلَمَّا أَحَسُّوا بَأْسَنا إِذا هُمْ مِنْها یَرْکُضُونَ ( انبیا 12 ) نکته 1 : اگر در ترجمه ی فعل یَرْکُضُونَ دقت نماییم با آنکه فعل مضارع است اکثرا ... گزارش
16 | 1
گونستان٢٣:٣٠ - ١٤٠١/١١/٠٣گَوَنستان در معنی به معنی سرزمین پوشیده از گَوَن می باشد شبیه واژه ی بادامستان.گزارش
5 | 1
داردانل٢٣:٢٧ - ١٤٠١/١١/٠٣هخامنشیان و جانشینان تیمور و هولاکو و اعراب هم زمانی در ایران جولان می دادند و این نمی تواند دلیلی باشد که همه ی آنها فارس بوده اند. یونانیان در طول ... گزارش
12 | 1
داردانل١٧:٢٨ - ١٤٠١/١١/٠٣قابل توجه آقای شهاب اکثر اسامی مکان ها در آن قسمت ترکی هستند. دوست عزیز اون تنگه در خاک ترکیه هست نه در خاک یونان. مردم ترکیه یونانی حرف نمی زنند.گزارش
9 | 1
سلینا٢٢:٢٩ - ١٤٠١/١٠/٢٨سلینا یک واژه ی ترکی است که در ساختار شبیه سارای می باشد. معنی سارای می شود ماه زرد، ماه کامل. سلینا در اصل سِلین آی بوده که به شکل مخفف به سلینا تبد ... گزارش
7 | 1
داردانل٠٧:٥٥ - ١٤٠١/١٠/٢٠داردانل : یک واژه ی ترکی است که از دو قسمت تشکیل شده است . " دار" در زبان ترکی به معنی : تنگ ، باریک ، کم عرض و بوغاز می باشد . دانل هم در اصل" دؤنُل ... گزارش
30 | 3
تنگه داریال١١:١٩ - ١٤٠١/١٠/١٦تنگه داریال: قسمت دوم این واژه یعنی داریال یک واژه ی ترکی است. اصل آن "دار یؤل" بوده که مردمان غیر ترک آن را به شکل داریال تلفظ کرده اند. این واژه از ... گزارش
25 | 3
داریال١١:١٧ - ١٤٠١/١٠/١٦داریال: داریال یک واژه ی ترکی است. اصل آن، دار یؤل بوده که مردمان غیر ترک آن را به شکل داریال ترجمه کرده کرده اند. این واژه از دو قسمت: دار/یؤل تشکیل ... گزارش
12 | 3
قوم١٠:٠٩ - ١٤٠١/١٠/١٥معادل واژه ی قوم در سنسکریت کوتوم kutum ( کوتوم ) ) می باشد. واژه ی قوم در عربی و فارسی از کوتوم سنسکریت گرفته شده. ترک ها آن را به قؤهوم به معنی فام ... گزارش
30 | 2
عشیره١٠:٠٧ - ١٤٠١/١٠/١٥عشیره واژه عربی است معادل آن در سنسکریت کوتوم kutum ( کوتوم ) ) می باشد. واژه ی قوم در عربی و فارسی از کوتوم سنسکریت گرفته شده. ترک ها آن را به قؤهو ... گزارش
7 | 2
لب و لوچه١٩:٤٢ - ١٤٠١/١٠/١٤لب و لوچه :لب و دهان ( ( نعلبند که طرف شور قرار گرفت خیلی باد کرد و خودش را گرفت و لب و لوچه اش را جمع و جور کرد. ) ) ( صادق چوبک ، پاچه خیزک )گزارش
2 | 1
باد کردن١٩:٤٠ - ١٤٠١/١٠/١٤باد کردن : خود را گرفتن ، دچار کبر و غرور شدن . ( ( نعلبند که طرف شور قرار گرفت خیلی باد کرد و خودش را گرفت و لب و لوچه اش را جمع و جور کرد. ) ) ( ... گزارش
5 | 1
طرف شور قرار گرفتن١٩:٣٩ - ١٤٠١/١٠/١٤طرف شور قرار گرفتن : طرف مشورت ، کسی که با او مشورت شود ، کسی که با مشورت شود ، کسی که از وی نظر خواهی شود . ( ( نعلبند که طرف شور قرار گرفت خیلی ب ... گزارش
2 | 1
از هستی ساقط کردن١٩:٣٥ - ١٤٠١/١٠/١٤از هستی ساقط کردن : محو و نابود کردن، سقط کردن ، از بین بردن ، زایل کردن ، به کنایه از زندگی انداختن، زندگی کسی را مختل کردن . ( ( حالا باید این ول ... گزارش
5 | 1
تقلی١٩:١٦ - ١٤٠١/١٠/١٤تُقُلی :اصل آن در زبان ترکی تُؤخلی می باشد . در زبان ترکی به بره ی ماده گوسفند که سنش کمتر از یکسال باشد گفته می شود . کباب آن معروف است به کباب بره ... گزارش
2 | 1
کلاه مال١٩:٠٣ - ١٤٠١/١٠/١٤کلاه مال : آنکه از نمد کلاه سازد. ( ( مش حیدر سرش را با شادی از تله برداشت و چنان که گوئی خوراک خوشمزه ای خورده بود سرش را با لذت تکان تکان داد و ب ... گزارش
2 | 1
گیر افتادن یا گرفتار شدن١٩:٠١ - ١٤٠١/١٠/١٤گیر افتادن : به دام افتادن، اسیر شدن . در جایی گیر کردن . ( ( تکه گردوی دوده زده نیمه خورده ای هم کف تله افتاد بود. موش پس از آنکه گیر افتاده بود د ... گزارش
12 | 1
علاف١٨:٤٩ - ١٤٠١/١٠/١٤علاف : کسی که جو و گندم و کاه و هیزم و یونجه و علف میفروشد. ( ( نانوا و نعل بند و پالان دوز و مسگر و عطار و علاف با آستین های بالا زده و یقه های چا ... گزارش
7 | 1
نیش کسی باز بودن١٨:٤٦ - ١٤٠١/١٠/١٤نیش کسی باز بودن : خندیدن بی جا، نیش باز کردن ؛ خنده ای خنک و بی مزه و نادلنشین کردن. - نیش باز شدن ؛ خندان شدن. از خوشحالی خنده کردن. لبان کسی تا ... گزارش
2 | 1
شتک١٨:٣١ - ١٤٠١/١٠/١٤شتک : قطرات آب که پس از شستن چیزی یا ریختن آب به شکل قطرات به اطراف پاشیده می شود . ( ( شتک های گل آبِ نم ناک روی قلوه سنگ های میدان کوچک ِ زیر چنا ... گزارش
5 | 1
چتر زدن١٨:٢٧ - ١٤٠١/١٠/١٤چتر زدن :. سایبان گستردن ، سایه گستردن ، شاخه گستردن ( ( بازارچه دهکده آب و جارو شده بود و هوای خنکی زیر چنار تناوری که بالای سر آب انبار چتر زده ب ... گزارش
2 | 1
اب و جارو کردن١٨:٢٥ - ١٤٠١/١٠/١٤آب و جارو کردن : جارو کردن بعد از آب پاشی ، به کنایه ترو تمیز کردن . ( ( بازارچه دهکده آب و جارو شده بود و هوای خنکی زیر چنار تناوری که بالای سر آب ... گزارش
2 | 1
لاکی٢٢:٠١ - ١٤٠١/٠٩/٣٠لاکی در زبان فارسی به معنی " به رنگ قرمز ، سرخ رنگ ، برنگ خون، لاکی است . مردم عامه در فرهنگ های مختلف وقتی می خواستند میوه ی انار را ببرند مال هرکسی ... گزارش
5 | 1
ایه 79 سوره واقعه١٩:٣١ - ١٤٠١/٠٩/٢٣در اینجا منظور از مس قرآن دست کشیدن به خطوط آن نیست ، بلکه علم به معارف آن است ، که جز پاکان خلق، به معارف آن عالم نمی شوند، و آنها افرادی هستند به ا ... گزارش
5 | 1
ایه 33 سوره احزاب١٩:٢٩ - ١٤٠١/٠٩/٢٣در . . . إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا دلیل اول مبنی بر اینکه در این قسمت از آیه ... گزارش
5 | 1
ایه 30 سوره فرقان١٣:١٠ - ١٤٠١/٠٩/١٧در آیه 30 سوره فرقان، شکایت رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم ازقوم خودش در مورد مهجوریت قرآن، این گونه بیان شده است: وَقَالَ الرَّسُولُ یَا رَبِّ إِنّ ... گزارش
2 | 1
باباشملی٠٠:١٦ - ١٤٠١/٠٩/١٧باباشملی: داش مشدی، لوطی وار ، ( ( گلین خانم با صدای کلفت باباشملی جواب داد. ) ) ( صادق چوبک ، مسیو الیاس )گزارش
2 | 1
کجکی٠٠:١٤ - ١٤٠١/٠٩/١٧کجکی: به حالت کج ( ( گلین خانم همانطور که کجکی تو آستانه نشسته بود و قلیان نارگیل زیر لبش بود و دود می کرد گفت. ) ) ( صادق چوبک ، مسیو الیاس )گزارش
2 | 1
قلیان نارگیلی٠٠:١٢ - ١٤٠١/٠٩/١٧قلیان نارگیلی: نوعی از قلیان ( ( درین بین گلین خانم با قلیان نارگیلی که زیر لبش بود وارد اتاق آنها شد. ) ) ( صادق چوبک ، مسیو الیاس )گزارش
2 | 1
نگاه سرزنش امیز٠٠:٠٠ - ١٤٠١/٠٩/١٧نگاه سرزنش امیز: نگاهی که از روی گلایه انداخته شده است، نگاه شکوه آمیز ( ( طیبه خانم زنش همانطور که تو آستانه مشرف به حیاط روی گلیم پاره ای نشسته ب ... گزارش
9 | 1
ابگوشت بزباش٢٣:٥٨ - ١٤٠١/٠٩/١٦( ( طیبه خانم زنش همانطور که تو آستانه مشرف به حیاط روی گلیم پاره ای نشسته بود و دیگ آبگوشت بز باش روی منقل فرنگی جلوش می جوشید، نگاه سرزنش آمیزی به ... گزارش
2 | 1
در یک چشم به هم زدن٢٣:٥٥ - ١٤٠١/٠٩/١٦در یک چشم بهم زدن: کنایه از زمان اندک ، فوری ( ( آمیرزا محمود خان درست حدس زده بود. در یک چشم بهم زدن اسباب مختصر گاری بر زمین بغل چاهک ریخته شد. ) ... گزارش
5 | 1
کاکل ذرت٢٣:٥٣ - ١٤٠١/٠٩/١٦کاکل ذرت : رشته های مو مانند بالای میوه ذرت ( ( بینی کج و چشمان برآمده و موی صاف رنگ کاکل ذرت مادر بچه ها و چشمان رک زده مثل چشمان موشی که توی تله ... گزارش
9 | 1
رک زده٢٣:٥١ - ١٤٠١/٠٩/١٦رک زده : خیره ، زل زده ( ( بینی کج و چشمان برآمده و موی صاف رنگ کاکل ذرت مادر بچه ها و چشمان رک زده مثل چشمان موشی که توی تله گیر افتاده باشدو صورت ... گزارش
9 | 1
خطمخالی٢٣:٤٦ - ١٤٠١/٠٩/١٦خطمخالی : دارای خط و خال ( ( یکی از آنها یک خیار زردنبوی تخمی نیش می کشید و مف خودش را به جای نمک با آن می لیسید. سر و صورتشان مثل اینکه با دوده با ... گزارش
12 | 1
فکسنی٢٣:٤٣ - ١٤٠١/٠٩/١٦( ( وضعیت اسف آور این خانواده که رئیس آن تازه از یک دوچرخه فکسنی پیاده شده بود، آمیرزا محمود خان را فوراً به یاد زیرزمین بغل چاهک انداخت. ) ) ( صادق ... گزارش
5 | 1
اسف اور٢٣:٤٢ - ١٤٠١/٠٩/١٦اسف آور : تاسف بار ، چیزی که تأسف دیگران را بر انگیزد . چیزی که مایه ی تأسف شود . ( ( وضعیت اسف آور این خانواده که رئیس آن تازه از یک دوچرخه فکسنی ... گزارش
2 | 1
ورد زبان٢٣:٣٩ - ١٤٠١/٠٩/١٦ورد زبان بودن : دایم تکرار شدن ، لقه لقه زبان شدن ( ( خوب می خورد، خوب می خوابید و فقط از آمیرزا محمودخان حرف شنوی داشت و او را از تخم چشمانش بیشتر ... گزارش
7 | 1
از تخم چشم بیشتر دوست داشتن٢٣:٣٦ - ١٤٠١/٠٩/١٦از تخم چشم بیشتر دوست داشتن : بیش از حد عزیز داشتن ، بیش از حد احترام قایل شدن ( ( خوب می خورد، خوب می خوابید و فقط از آمیرزا محمودخان حرف شنوی داش ... گزارش
2 | 1
سر مر گنده راه رفتن٢٣:٣٤ - ١٤٠١/٠٩/١٦سُر و مُر گُنده راه رفتن : مثل آدم های سالم و تندرست راه رفتن . ( ( این زن هفت تا داغ دیده و با وجود این هنوز سر و مر گنده راه می رود. ) ) ( صادق چ ... گزارش
2 | 1
سر مر گنده٢٣:٣٣ - ١٤٠١/٠٩/١٦سُر و مُر گُنده راه رفتن : مثل آدم های سالم و تندرست راه رفتن . ( ( این زن هفت تا داغ دیده و با وجود این هنوز سر و مر گنده راه می رود. ) ) ( صادق چ ... گزارش
2 | 1
داغ دیدن٢٣:٣٠ - ١٤٠١/٠٩/١٦مصیبت دیدن ، غم مرگ عزیز خود را تجربه کردن . ( ( این زن هفت تا داغ دیده و با وجود این هنوز سر و مر گنده راه می رود. ) ) ( صادق چوبک ، مسیو الیاس )گزارش
2 | 1
کفر ابلیس٢٣:٢٦ - ١٤٠١/٠٩/١٦کفر ابلیس : گناه ابلیس ، ابا کردن ابلیس از سجده ( ( گلین خانم که دیگر از کفر ابلیس مشهورتر است. علاوه بر اینکه خانم صاحب خانه است از آن زن های تنبا ... گزارش
2 | 1
مشک اباد٢٣:٢١ - ١٤٠١/٠٩/١٦( ( همه می دانستند که اتاق دم دری ، مردش در بانک ملی تحویل دار است و به تازگی یک فرش مشک آبادی خریده صد تومان. ) ) ( صادق چوبک ، مسیو الیاس )گزارش
2 | 1
دم دری٢٣:٢٠ - ١٤٠١/٠٩/١٦دم دری : نزدیک در ، کنار در ( ( همه می دانستند که اتاق دم دری ، مردش در بانک ملی تحویل دار است و به تازگی یک فرش مشک آبادی خریده صد تومان. ) ) ( صا ... گزارش
2 | 1
بی مایه٢٣:١٤ - ١٤٠١/٠٩/١٦بی مایه : کم خرج ، ارزان . ( ( اما این خوشی و تفریحی بود که برایش خیلی بی مایه و بی خرج تمام می شد. ) ) ( صادق چوبک ، مسیو الیاس )گزارش
2 | 1
خیال بد٢٣:١٢ - ١٤٠١/٠٩/١٦خیال بد : اندیشه ی ناپسند ، خیال ناجور ، بد اندیشی . ( ( اما هیچوقت خیال بد به دلش راه نمی داد. چونکه خودش دو دختر نورسیده و ملوس داشت که این جور ف ... گزارش
2 | 1
سگی٢٣:٠٧ - ١٤٠١/٠٩/١٦سگی : لایق سگ ، در خور سگ ( ( گفتیم آمیرزا محمودخان با برو بچه هایش در آن دو تا اتاق رو به قبله داشتند که تابستان سگی می گذراندند. ) ) ( صادق چوبک ... گزارش
2 | 1
ول٢٣:٠٤ - ١٤٠١/٠٩/١٦ول : رها و آزاد ( ( این هلفدونی به قدری مرطوب بود که همیشه مثل سقف حمام از در و دیوارش آب می چکید. تمام بوی گند چاهک آن تو ول بود. . ) ) ( صادق چوب ... گزارش
9 | 1
هلفدونی٢٢:٥٩ - ١٤٠١/٠٩/١٦( ( این هلفدونی به قدری مرطوب بود که همیشه مثل سقف حمام از در و دیوارش آب می چکید. ) ) ( صادق چوبک ، مسیو الیاس )گزارش
7 | 1