علی باقری

علی باقری مدرک فوق لیسانس ادبیات فارسی
دبیر باز نشسته آموزش و پرورش ناحیه ۱ زنجان
هدف بنده از همکاری با لغت نامه
۱ - اضافه کردن لغت های جدید که در لغت نامه هنوز وارد نشده است.
۲ - اضافه کردن معانی جدید به لغت هایی که در لغت نامه بدان اشاره نشده با ارائه سند و مدرک
۳ - اضافه کردن اصطلاحات و کنایات که در لغت نامه ثبت نگردیده.
۴ - ریشه یابی لغات و اضافه کردن آن به لغت نامه در جهت کمک به فهم بهتر معانی آن.
5 - اضافه کردن عبارت ها و اصطلاحات امروزی که برای یک مترجم موقع ترجمه ی یک متن امروزی نیاز هست .

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



روال١٩:٢٨ - ١٤٠٠/٠٧/٠٢واژه ی rule انگلیسی به معنی قاعده، قانون تغییر یافته ی" روال " فارسی به معنی راه، روش، طریقه، آنچه رسم است، می باشد. واژه ی خطکش انگلیسی هم از این کل ... گزارش
0 | 0
rule١٩:٢٦ - ١٤٠٠/٠٧/٠٢واژه ی rule انگلیسی تغییر یافته ی" روال " فارسی به معنی راه، روش، طریقه، آنچه رسم است، می باشد. واژه ی خطکش انگلیسی هم از این کلمه گرفته شده است.گزارش
0 | 0
اورنگ١٩:١٠ - ١٤٠٠/٠٧/٠٢اورنگ: دکتر کزازی در مورد واژه ی "اورنگ " می نویسد : ( ( اورنگ به معنی تخت پادشاهی است. گِرْشْویچ، ایران شناس انگلیسی، اورنگ را برآمده از ابی فرننگه ... گزارش
0 | 0
رزان١٨:٢٨ - ١٤٠٠/٠٧/٠٢رزان : دکتر کزازی در مورد واژه ی "رزان " می نویسد : ( ( رزان ریختی پساوندی از " رز "است، به معنی تاک که با همین ریخت در پهلوی به کار می رفته است. این ... گزارش
0 | 0
گیهان١٨:٢١ - ١٤٠٠/٠٧/٠٢گیهان: دکتر کزازی در مورد واژه ی "گیهان " می نویسد : ( ( گیهان طرح در پهلوی گهان gēhān بوده است و در اوستایی گائِثا و ستاک واژه همان است که در" گیتی" ... گزارش
0 | 0
باک١٨:١٤ - ١٤٠٠/٠٧/٠٢باک: دکتر کزازی در مورد واژه ی "باک " می نویسد : ( ( باک در اوستایی بایکه bāyaka بوده است که همراه با پیشاوند نی ni در معنی هراساندن و ترساندن به کار ... گزارش
0 | 0
بانمک١٣:٠٣ - ١٤٠٠/٠٧/٠٢بانمک: [ اصطلاح در تداول عامه ]جذاب ، گیرا، با مزه . ( ( آرزو چند لحظه ساکت ماند . بعد گفت " قفل و دستگیره فروش . " شیرین گفت "با نمک نبود ؟"و ریسه ... گزارش
0 | 0
جاگوار١٢:٥٥ - ١٤٠٠/٠٧/٠٢جاگوار: نوعی اتومبیل سواری . ( ( انگار نه انگار آرزو حرفی زده گفت دنبالشان می رود و رفت سوار جاگوار سفیدی شد که پارک شده بود توی کوچه ی باریک. ) ) ... گزارش
0 | 0
هورت کشیدن١٢:٤٨ - ١٤٠٠/٠٧/٠٢هورت کشیدن: [ اصطلاح در تداول عامه ] :صدای سرکشیدن، نوشیدن با صدا. ( ( زرجو که قهوه خورد از ذهنش گذشت که "قهوه را هورت نکشید و این قسمت حرف های زرج ... گزارش
0 | 0
حرصی شدن١٢:١٦ - ١٤٠٠/٠٧/٠٢حرصی شدن: [ اصطلاح در تداول عامه ] :جوشی شدن، عصبانی شدن، ( ( آرزو فکر کرد "بیست دفعه گفت خانم صارم "و نفهمید چرا حرصی شد و با خودش گفت "خب بگو از ... گزارش
0 | 0
اسپرسو١٢:١٢ - ١٤٠٠/٠٧/٠٢اسپرسو: [ اصطلاح در تداول عامه ] :اسپرسو ( به ایتالیایی: Espresso ) نوعی قهوهٔ غلیظ است. ( ( شیرین گفت "پس وارد کننده قفل هستید ؟"زرجو گفت" و فروشن ... گزارش
0 | 0
bon appetit١٢:٠٨ - ١٤٠٠/٠٧/٠٢bon appetit: :نوش جان ( ( پشخدمت غذا ها را آورد و دوباره گفت " bon appetit " و زرجو دوباره خندید و تکه ای استیک برید . آرزو فکرکرد" حمید هم غذا خورد ... گزارش
0 | 0
بالا زدن١٢:٠٢ - ١٤٠٠/٠٧/٠٢بالا زدن: [ اصطلاح در تداول عامه ] : دعوی و مدعا را بیش از پیش کردن. مست کردن . ( ( شیرین گفت "یک وقتی قرار بود عروسی کنیم . "آرزو فکرد کرد "امشب ا ... گزارش
0 | 0
فلفل دان١١:٥٧ - ١٤٠٠/٠٧/٠٢فلفل دان: [ اصطلاح در تداول عامه ] :ظرفی که در آن فلفل ریزند ( ( پیشخدمت نمکدان و فلفلدان را که احتیاج به جابه جا شدن نداشتند جابه جا کرد نفس بلندی ... گزارش
0 | 0
فوندو١١:٥١ - ١٤٠٠/٠٧/٠٢فوندو:فوندو ( به فرانسوی: Fondue ) خوراک سوئیسی رایجی است که از گرم کردن نوعی سس ( معمولاً مخلوط چند نوع پنیر ) در ظرفی گود از جنس سرامیک به نام کّکِ ... گزارش
0 | 0
شنیتسل١١:٤٨ - ١٤٠٠/٠٧/٠٢شنیتسل: [ اصطلاح در تداول عامه ] :شنیتسل به همه غذاهایی که با ترکیب گوشت، آردسوخاری و روغن تهیه می شوند گفته می شود. ( ( پشخدمت صورت غذا را آورد . ... گزارش
0 | 0
گلاس پایه دار١١:٤٥ - ١٤٠٠/٠٧/٠٢گلاس پایه دار: [ اصطلاح در تداول عامه ] :نوعی لیوان شیشه ای پایه دار جهت خوردن نوشیدنی و انواع اشربه . ( ( سر میز کناری زنی سفارش نوشیدنی داد. " آب ... گزارش
0 | 0
سر سه سوت١١:٣٥ - ١٤٠٠/٠٧/٠٢سر سه سوت: [ اصطلاح در تداول عامه ] :فوراً ، سریع ، خیلی زود ( ( سر تکیه داد به پشتی صندلی و چشم باز کرد و سر چرخاند طرف شیرین . "چرا به قول آیه سر ... گزارش
0 | 0
چشم کسی اب نخوردن١١:٣٣ - ١٤٠٠/٠٧/٠٢چشم کسی آب نخوردن: [ اصطلاح در تداول عامه ] :باور نکردن /انتظار درست شدن کاری را نداشتن ( ( اگر زرجو برای برادر تهمینه کاریبکند به زحمتش می ارزد. هر ... گزارش
0 | 0
نیش ترمز١١:٢٨ - ١٤٠٠/٠٧/٠٢نیش ترمز: [ اصطلاح در تداول عامه ] :نیش ترمز جهت کاهش و کم کردن سرعت انجام می شود و زمانی که ما قصد ایست کامل نداریم و فقط می خواهیم مقداری از سرعت خ ... گزارش
0 | 0
روسری نخی١١:٢٥ - ١٤٠٠/٠٧/٠٢روسری نخی: [ اصطلاح در تداول عامه ] :نوعی از روسری زنانه از جنس و الیاف نخ ( ( و بخاری ماشین را روشن کرد . پالتوی مشکی پوشیده بود و یکی از روسری های ... گزارش
0 | 0
کاسه کوزه ها سر کسی شکستن١١:٢١ - ١٤٠٠/٠٧/٠٢کاسه کوزه ها سر کسی شکستن: [ اصطلاح در تداول عامه ] :همه ی تقصیر ها را گردن او انداختن . ( ( شیرین خندید. "پس کاسه کوزه ها را شکستی سر من بد بخت . ... گزارش
0 | 0
روسری ابریشمی١١:١٦ - ١٤٠٠/٠٧/٠٢روسری ابریشمی: [ اصطلاح در تداول عامه ] : نوعی از روسری زنانه که جنس و الیاف آن از ابریشم باشد . ( ( آیه سر چرخاند مادرش را برانداز کرد که داشت شما ... گزارش
0 | 0
عزیز دل١١:١١ - ١٤٠٠/٠٧/٠٢عزیز دل: [ اصطلاح در تداول عامه ] :عزیزم ، دلبندم. ( ( ماه منیر دست کشید به گونه ی آیه . "چیزی نشده عزیز ِدل . به مادرت گفتم با این ریخت و قیافه بی ... گزارش
0 | 0
پای چیزی نشستن١١:٠٤ - ١٤٠٠/٠٧/٠٢پای چیزی نشستن: [ اصطلاح در تداول عامه ] :در کنار آن نشستن ، خود را با آن مشغول کردن . مثل نشستن پای تلفن و اینترنت . به آن چیز خود را مشغول کردن . ... گزارش
0 | 0
اب نبات قیچی١٠:٥٤ - ١٤٠٠/٠٧/٠٢آب نبات قیچی: [ اصطلاح در تداول عامه ] :نوعی از آبنبات. ( ( آرزو جوشانده را چشید و رو ترش کرد "یِخک" . نصرت کاسه کوچکی گرفت جلو "با ابنبات قیچی بخو ... گزارش
0 | 0
زبانم لال١٠:٤٨ - ١٤٠٠/٠٧/٠٢زبانم لال: [ اصطلاح در تداول عامه ] :خدای ناکرده ، ( جمله دعایی ) خدا نکناد. هرگز. ابداً. مقابل خدا کند. اعوذ باﷲ. . ( ( بخور آرام بگیری. بس که بدو ... گزارش
0 | 0
پس افتادن١٠:٤١ - ١٤٠٠/٠٧/٠٢پس افتادن: [ اصطلاح در تداول عامه ] : مریض شدن ، افتادن و مریض شدن ، به بستر بیماری افتادن . ( ( بخور آرام بگیری. بس که بدو بدو می کنی و حرص و جوش ... گزارش
0 | 0
حرص و جوش خوردن١٠:٣٩ - ١٤٠٠/٠٧/٠٢حرص و جوش خوردن: [ اصطلاح در تداول عامه ] : خود خوری کردن ، خشم و نگرانی داشتن . ( ( بخور آرام بگیری. بس که بدو بددو می کنی و حرص و جوش می خوری، زب ... گزارش
0 | 0
بدو بدو کردن١٠:٣٦ - ١٤٠٠/٠٧/٠٢بدو بدو کردن: [ اصطلاح در تداول عامه ] :دوندگی کردن ، تلاش مضاعف نمودن ، فعالیت بیش از حد داشتن . ( ( بخور آرام بگیری بس که بدو بددو می کنی و حرص و ... گزارش
0 | 0
لیوان دسته دار١٠:٣٢ - ١٤٠٠/٠٧/٠٢لیوان دسته دار: [ اصطلاح در تداول عامه ] :نوعی از لیوان که دارای دسته و دستگیره برای برداشتن دارد ( ( نصرت لیوان دسته دار را گذاشت روی میز کنار راحت ... گزارش
0 | 0
استکان لب طایی١٠:٢٨ - ١٤٠٠/٠٧/٠٢: [ اصطلاح در تداول عامه ] :نوعی استکان چای که لبه های آن به رنگ طلا باشد . ( ( ماه منیر گفت "حالا طرف چکاره ست ؟"و از سینی که نصرت گرفته بود جلوش ... گزارش
0 | 0
خستگی در کردن١٠:٢١ - ١٤٠٠/٠٧/٠١خستگی در کردن: [ اصطلاح در تداول عامه ] استراحت کردن . رفع خستگی ، بر طرف کردن کسالت . ( ( نعیم در بنگاه را باز کرد . "رسیدن بخیر خوش گذشت ؟خستگی د ... گزارش
0 | 0
تشت پلاستیکی١٠:١٥ - ١٤٠٠/٠٧/٠١تشت پلاستیکی: [ اصطلاح در تداول عامه ] ( تَ ) ( اِ. ) ظرف پلاستیکی بزرگ و پهن و اندکی گود که در آن لباس می شویند. ( ( دختر از یکی از پنجره ها به پش ... گزارش
0 | 0
پر و پا قرص١٠:١٠ - ١٤٠٠/٠٧/٠١: [ اصطلاح در تداول عامه ] دائمی ، همیشگی ، ثابت قدم . ( ( مغازدار گفت "خدمت شما عرض کنم. خانم بنده هم اول که کیوی تازه امده بود گفت کیوی و مربا ؟و ... گزارش
0 | 0
مربای کیوی١٠:٠٨ - ١٤٠٠/٠٧/٠١مربای کیوی: [ اصطلاح در تداول عامه ] . نوعی از مربا که از میوه ی کیوی تهیه می شود . ( ( مغازه دار گفت "مربای کیوی هم داریم " خدمت شما عرض کنم خانم ... گزارش
0 | 0
کلوچه گردویی١٠:٠٣ - ١٤٠٠/٠٧/٠١کلوچه گردویی: [ اصطلاح در تداول عامه ] نوعی از کلوچه که در تهیه ی آن از مغز گردو استفاده می شود . کلوچه گردویی یکی از انواع شیرینی های ایرانی و فاقد ... گزارش
0 | 0
کلوچه پسته ای١٠:٠٠ - ١٤٠٠/٠٧/٠١کلوچه پسته ای: [ اصطلاح در تداول عامه ] نوعی از کلوچه که برای تهیه ی آن از مغز پسته استفاده می شود . ( ( شیرین به مغازه دار گفت "سه بسته کلوچه ی گر ... گزارش
0 | 0
شش هوا٠٩:٤٩ - ١٤٠٠/٠٧/٠١شش هوا: [ اصطلاح در تداول عامه ] معنی عبارت کاملا برای من روشن نیست . به نظر می رسد معنی شبیه شش دوره یا قرن ، شش عصر ، خیلی دور . ( ( "یک بار یکی ... گزارش
0 | 0
خیلی اتفاقی٠٩:٣٧ - ١٤٠٠/٠٧/٠١خیلی اتفاقی: [ اصطلاح در تداول عامه ] کاملا تصادفی , شانسی. کاملا غیر منتظره. ( ( آرزو نگاهی به ویترین کتابفروشی انداخت و غرغر کنان وارد چلو کبابی ... گزارش
0 | 0
سه ست٠٩:٣٢ - ١٤٠٠/٠٧/٠١سه ست: [ اصطلاح در تداول عامه ] نمایان بودن ، دم دست بودن . ( معنی سه ست در نمونه ی ارائه شده برای من کاملا روشن نیست اگر کسی از دوستان می داند اضافه ... گزارش
0 | 0
روسری چار خانه٠٩:١٧ - ١٤٠٠/٠٧/٠١روسری چهار خانه: [ اصطلاح در تداول عامه ] روسری چهار خانه ، نوعی از روسری . ( ( مادر زیر چادر مشکی روسری سفید سر کرده بود و سه دختر بچه با لباس و ر ... گزارش
0 | 0
dust٠٧:٤١ - ١٤٠٠/٠٧/٠١در زبان ترکی به گردوغبار " تؤز " گفته می شود که با واژه انگلیسی dust سنجیدنی است.گزارش
0 | 0
ابن٠٧:٢٥ - ١٤٠٠/٠٧/٠١واژه ی boy در زبان انگلیسی تغییر یافته ی ابن ( فرزند، پسر ) عربی می باشد. این واژه از زبان عبری به زبان انگلیسی وارد شده و با اندکی تغییر در تلفظ، ام ... گزارش
0 | 0
boy٠٧:٢٢ - ١٤٠٠/٠٧/٠١واژه ی boy در زبان انگلیسی تغییر یافته ی ابن ( فرزند، پسر ) عربی می باشد. این واژه از زبان عبری به زبان انگلیسی وارد شده و با اندکی تغییر در تلفظ امر ... گزارش
0 | 0
image٠٦:٢٩ - ١٤٠٠/٠٧/٠١واژه ی image همان تغییر یافته ی واژه ی عربی الوجه به معنی صورت و رخ و چهره می باشد. " . . . فَأَیْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّه ــ و به هر سو ... گزارش
0 | 0
به بالای٠٥:٥١ - ١٤٠٠/٠٧/٠١به بالای: در معنی همسنگ و همتا:" شبی یازان به بالای سال" شبی دیر یاز که در دراز آهنگی و دیرندگی، به اندازه سال بود. ( ( برفتند خوبان و برگشت زال ... گزارش
0 | 0
خرامیدن٠٥:٤٤ - ١٤٠٠/٠٧/٠١خرامیدن: به معنی به ناز راه رفتن است. ستاک واژه: خرام xrām، با کرم kramدر سانسکریت به معنی راه رفتن سنجیدنی است. ( ( خرامدمگر پهلوان با کمند به نز ... گزارش
0 | 0
فریفتن٠٥:٣٩ - ١٤٠٠/٠٧/٠١فریفتن: دکتر کزازی در مورد واژه ی " فریفتن" می نویسد : ( ( فریفتن در پهلوی فرفتن frēftan بوده است. با بن اکنون فرب frēb. ) ) ( ( فریبیم و بگوییم هر ... گزارش
0 | 0
کنگره٠٥:٣٢ - ١٤٠٠/٠٧/٠١کُنْگَره: دکتر کزازی در مورد واژه ی " کنگره" می نویسد : ( ( کنگره در ریخت کُنگُره نیز به کار رفته است، به معنی دندانه ها و برجستگی های دیوار است. ریش ... گزارش
0 | 0