برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

علی باقری

علی باقری مدرک فوق لسانس ادبیات فارسی
دبیر باز نشسته آموزش و پرورش ناحیه ۱ زنجان
هدف بنده از همکاری با لغت نامه
۱-اضافه کردن لغت های جدید که در لغت نامه هنوز وارد نشده است.
۲- اضافه کردن معانی جدید به لغت هایی که در لغت نامه بدان اشاره نشده با ارائه سند و مدرک
۳-اضافه کردن اصطلاحات و کنایات که در لغت نامه ثبت نگردیده.
۴-ریشه یابی لغات و اضافه کردن آن به لغت نامه در جهت کمک به فهم بهتر معانی آن

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 بغلطاق:قبا، بغل بند.
(مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷.ص ۵۲۷).
١٤٠٠/٠٢/١٥
|

2 بغل زنان:شماتت زنان.
(مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷.ص ۴۰۴).
١٤٠٠/٠٢/١٥
|

3 بغتة فجأة:نا گهانی.
(مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷.ص ۳۷۴).
١٤٠٠/٠٢/١٥
|

4 بعيدالمآل:دور از آرزو.
(مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷.ص ۴۴۹).
١٤٠٠/٠٢/١٥
|

5 بعد اليوم:پس از امروز.
(مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷.ص۲۷۰).
١٤٠٠/٠٢/١٥
|

6 بضاعت مزجاة:متاع اندک.
(مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷.ص۱۲۷).
١٤٠٠/٠٢/١٥
|

7 بصر بصيرت:دیده بینایی.
(مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷.ص ۳۳۶).
١٤٠٠/٠٢/١٥
|

8 بصارت بينش:بینایی نظر.
(مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷.ص ۲۵۴).
١٤٠٠/٠٢/١٥
|

9 بسيط هامون:پهنه دشت.
(مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷.ص ۵۱۹).
١٤٠٠/٠٢/١٥
|

10 بسيط جهان:گستره ي عالم.
(مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷.ص ۹۸).
١٤٠٠/٠٢/١٥
|

11 بسيار عقار: دارا.
(مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷.ص ۱۱۰).
١٤٠٠/٠٢/١٥
|

12 بسته ي گفتار: مقید به کلام.
(مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷.ص ۴۷).
١٤٠٠/٠٢/١٥
|

13 بسته گردانيدن: مقید کردن .
(مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷.ص ۲۳۶).
١٤٠٠/٠٢/١٥
|

14 بستن دل: عاشق شدن .
(مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷.ص ۲۷۵).
١٤٠٠/٠٢/١٥
|

15 بستان در بستان: باغ در باغ.
(مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷.ص ۸۰).
١٤٠٠/٠٢/١٥
|

16 آتش بُرزين:
دکتر کزازی در مورد واژه ی " آتش بُرزين" می نویسد : (( آتش برزین یکی از سه آتش سپند در روزگار ساسانی بوده است." برزین "کوتاه شده ي "بر ...
١٤٠٠/٠٢/١٥
|

17 مژده:
دکتر کزازی در مورد واژه ی " مژده" می نویسد : (( در مژده چنان می‌نماید که " ه" پساوند است .اگر چنین باشد .ریخت کهن‌تر از واژه مژدگ mujdag می ...
١٤٠٠/٠٢/١٥
|

18 بساط غيرا: آسمان ،به کنایه.
(مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷.ص ۵۴۵).
١٤٠٠/٠٢/١٥
|

19 بساط خافقين: زمین به کنایه.
(مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷.ص ۹۸).
١٤٠٠/٠٢/١٥
|

20 بساط جلال: دستگاه حشمت.
(مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷.ص ۱۳).
١٤٠٠/٠٢/١٥
|

21 بساط در بساط:فرش در فرش.
(مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷.ص ۵۱۴).
١٤٠٠/٠٢/١٥
|

22 بساط اغبر:زمین ، به کنایه.
(مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷.ص ۵۴۵).
١٤٠٠/٠٢/١٥
|

23 بزغالگان:بچه های بز.
(مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷.ص ۲۴۷).
١٤٠٠/٠٢/١٥
|

24 بزرگ نمودن:کلان و بزرگ جلوه دادن.
(مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷.ص۲۵۸).
١٤٠٠/٠٢/١٥
|

25 بري الساحه: بی گناه .
(مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷.ص ۲۲۸).
١٤٠٠/٠٢/١٥
|

26 برهنگان: لخت ، عريان .
(مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷.ص ۱۳۶).
١٤٠٠/٠٢/١٥
|

27 برهم نهادن: روی هم گذاشتن.
(مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷.ص ۱۴۳).
١٤٠٠/٠٢/١٥
|

28 برهم پیچیده: حلقه زده.
(مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷.ص ۷۰).
١٤٠٠/٠٢/١٥
|

29 برهم پیچیدن: حلقه زدن، بافتن.
(مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷.ص ۹۶).
١٤٠٠/٠٢/١٥
|

30 برهم تافتن: تابیدن، به هم پیچیدن.
(مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷.ص ۵۰۳).
١٤٠٠/٠٢/١٥
|

31 برهم آمیختن: مخلوط کردن.
(مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷.ص ۱۶۲).
١٤٠٠/٠٢/١٥
|

32 بروجه اجمال: به اختصار.
(مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷.ص ۳۱۳).
١٤٠٠/٠٢/١٥
|

33 برمحک زدن: آزمایش کردن.
(مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷.ص ۱۱۷).
١٤٠٠/٠٢/١٥
|

34 برگشتگی حال: تغییر وضع.
(مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷.ص ۲۲۲).
١٤٠٠/٠٢/١٥
|

35 برگ ریزان ا مل: خزان آرزو.
(مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷.ص ۱۴۱).
١٤٠٠/٠٢/١٥
|

36 پنبه در گوش کردن :عملی است که برای دفع مزاحمت صوت و آسایش گوش از شنیدن انجام می دهند ،بستن گوش و ترک استماع.
"پنبه اندر گوش حس دون کنید
بند ح ...
١٤٠٠/٠٢/١٥
|

37 خلوت: تنها نشینی، اصطلاحاً ،دوری گرفتن از مردم و تنها نشستن در مدت معین به قصد عبادت و ریاضت))
"مکر دیگر آن وزیر از خود ببست
وعظ را بگذاشت و د ...
١٤٠٠/٠٢/١٥
|

38 مكر بستن : حيله كردن ، طرح ريختن حيله.
"مکر دیگر آن وزیر از خود ببست
وعظ را بگذاشت و در خلوت نشست"
(شرح مثنوی شریف، فروزان فر ،بدیع الزمان ، ...
١٤٠٠/٠٢/١٥
|

39 مرغ زيرك :
دکتر فروزان فر درمورد " مرغ زيرك " می نویسد :(( مرغ زیرک مرغی است كه به دوپا از درخت آویخته شده و با آواز بلند حق حق می گوید .و بعضي گف ...
١٤٠٠/٠٢/١٥
|

40 دکتر فروزان فر درمورد " سيميا" می نویسد :(( سیميا لفظی است مأخوذ از عبري مرکب از " شِم ،یعنی اسم و " يَه " يعني الله ، واصطلاحاً اطلاق می‌شود برع ... ١٤٠٠/٠٢/١٥
|

41 یکرنگی: مجازا، دوستی بی غرض و نفاق ،وحدت و یگانگی ، وحدت صرف
"او ز یک رنگی عیسی بو نداشت
وز مزاج خم عیسی خو نداشت"
(شرح مثنوی شریف، فروزان ...
١٤٠٠/٠٢/١٥
|

42 خو نداشتن:واقف نبودن
"او ز یک رنگی عیسی بو نداشت
وز مزاج خم عیسی خو نداشت"
(شرح مثنوی شریف، فروزان فر ،بدیع الزمان ، چاپ هشتم ۱۳۷۵.ص ۲۱۸)
١٤٠٠/٠٢/١٥
|

43 بونداشتن:خبر نداشتن
"او ز یک رنگی عیسی بو نداشت
وز مزاج خم عیسی خو نداشت"
(شرح مثنوی شریف، فروزان فر ،بدیع الزمان ، چاپ هشتم ۱۳۷۵.ص ۲۱۸)< ...
١٤٠٠/٠٢/١٥
|

44 حسب: بزرگی مرد از روی نسب
دکتر فروزان فر در مورد " حسب" می نویسد :(( حسب بزرگی مرد از روی نسب ، بزرگی در دین و مال ،سربلندی که به كسب مرد حاصل شو ...
١٤٠٠/٠٢/١٥
|

45 معَسّر:چیزی دشوار کرده ، دشوار
دکتر فروزان فر در مورد " معسر " می نویسد :(( معسر هر چیزی است که سرانجام آن پشیمانی باشد و بافسوس و اندوه گرايد و ...
١٤٠٠/٠٢/١٥
|

46 بر گرفتن نظر: صرف نظر کردن.
(مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷.ص ۴۹۱).
١٤٠٠/٠٢/١٥
|

47 بر گرفتن گام: راه افتادن.
(مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷.ص ۸۷).
١٤٠٠/٠٢/١٥
|

48 بر گرفتن قلم: معذور داشتن.
(مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷.ص ۹۶).
١٤٠٠/٠٢/١٥
|

49 بر گرفتن طمع: ترک امید کردن.
(مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷.ص۹۰).
١٤٠٠/٠٢/١٥
|

50 بر گرفتن شکوه کسی :زايل ساختن حشمت وی.
(مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷.ص ۱۴۹).
١٤٠٠/٠٢/١٥
|