between

/bəˈtwiːn//bɪˈtwiːn/

معنی: مابین، در مقام مقایسه، مابین، فیمابین، در میان، میان، در بین
معانی دیگر: لا، بین، متفقا، باهم
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

حرف اضافه ( preposition )
(1) تعریف: in the area separating.

- the wall between rooms
[ترجمه HS;V] دیوار میان دو اتاق
|
[ترجمه الیاس مرید مشتاق] دیوار وسط دو اتاق
|
[ترجمه matin] دیوار میان اتاق ها
|
[ترجمه محدثه فرومدی] دیوار مابین اتاق ها
|
[ترجمه محمد حیدری] دیوار بین اتاق ها
|
[ترجمه محمد راستین] بین دو چیز . وسط
|
[ترجمه ترگمان] دیواری که بین دو اتاق قرار داشت
[ترجمه گوگل] دیوار بین اتاق
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: occurring so as to unite or divide.

- the friendship between us
[ترجمه HS;V] دوستیی که میان ما هست
|
[ترجمه محمد حیدری] دوستی بینمون
|
[ترجمه ترگمان] دوستی میان ما،
[ترجمه گوگل] دوستی بین ما
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- the feud between political parties
[ترجمه محمد حیدری] دشمنی در بین حزب های سیاسی
|
[ترجمه ترگمان] دشمنی بین احزاب سیاسی
[ترجمه گوگل] دشمنی میان احزاب سیاسی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: by the shared effort or ownership of two people.

- They owned a hundred stores between them.
[ترجمه ترگمان] دویست انبار بین آن ها وجود داشت
[ترجمه گوگل] آنها صدها فروشگاه بین آنها داشتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(4) تعریف: distinguishing, as a means of comparing.

- the difference between my car and yours
[ترجمه ترگمان] تفاوت بین ماشین من و تو
[ترجمه گوگل] تفاوت بین ماشین من و شما
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(5) تعریف: in the time period specified.

- Come between noon and midday.
[ترجمه Nesa] بینابین ظهر و بعد از ظهر
|
[ترجمه ترگمان] بین ظهر و ظهر بیا
[ترجمه گوگل] بیا بین ظهر و ظهر
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
قید ( adverb )
• : تعریف: in an intermediate space, time, or position.

- The drama had two acts with an intermission between.
[ترجمه ترگمان] درام دو پرده با فاصله بین دو پرده داشت
[ترجمه گوگل] نمایشنامه دو اثر با وقفه بین دو اثر داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. between our "moon" and the firmament's moon. . .
میان ماه ما و ماه گردون . . .

2. between our moon and the heaven's moon. . .
میان ماه ماو ماه گردون . . .

3. between red and pink
بین قرمز و صورتی

4. between them they lifted the stone
به کمک هم سنگ را بلند کردند.

5. between work and studies she had no time left
کار و مطالعه وقتی برایش باقی نمی گذاشت.

6. between a rock and a hard place
(عامیانه) در مخمصه،در تنگنا،دارای دو گزینش که هر دو بد هستند،بین بد و بدتر

7. between ourselves (between you and me)
خودمانیم،اگر به کسی نگویی،بین خودمان باشد

8. between scylla and charybdis
گیر افتادن میان دو گزینش که هر دو بد هستند،میان چاه و چوله

9. between the devil and the deep (blue) sea
(گیرافتاده) بین دو چیز ناخوشایند،بین چاه و چوله،نه راه پس و نه راه پیش داشتن

10. between times
در میان دو زمان یا دوره،در آن میان

11. between two fires
از دو سو در خطر،از دو سو مورد حمله،میان دو آتش

12. between whiles
گهگاه،گاه و بیگاه،هرچند وقت یک بار

13. between wind and water
در معرض خطر،پا در هوا،در وضع بد

14. conflicts between town and gown
تضادهای بین دانشگاهیان و غیر دانشگاهیان

15. correspondence between two sets
هم نگری (یا تناظر) بین دو مجموعه

16. disputes between the people and the nobles
مشاجرات عوام و اشراف

17. halfway between kashan and yazd
نیمه راه بین کاشان و یزد

18. intermediary between god and the people
رابط میان خداوند و انسان ها

19. somewhere between five and six million voters
تقریبا بین پنج و شش میلیون رای دهنده

20. strife between the two lords afflicted the village
کشمکش میان آن دو لرد دهکده را دچار مصیبت کرد.

21. trade between britain and continental europe
تجارت بین انگلستان و (بقیه ی) اروپا

22. come between
جدا کردن،نفاق افکندن،موجب جدایی (دو یا چند نفر) شدن،بین (دو نفر) قرار گرفتن

23. fall between (or through) the cracks
(عامیانه) جور در نیامدن (با برنامه یا طرح یا تشکیلات)،ملعبه شدن،قربانی (دستگاه یا وضع و غیره) شدن

24. in between
در میان،در وسط،در وضع میانه،لای

25. read between the lines
معنی نهفته ی چیزی را دریافتن

26. read between the lines
معانی پنهان یا ژرف چیزی را درک کردن

27. a disagreement between accounts
نخواندن حساب ها با هم

28. a lane between rows of machines in a factory
باریک راهی از میان ردیف ماشین آلات کارخانه

29. a poise between conflicting impulses
همسنگی میان امیال متضاد

30. a treaty between two countries
قرارداد بین (فیمابین) دوکشور

31. an imbroglio between the two foreign ministers
برخورد بین دو وزیر امور خارجه

32. bus service between these two cities has been discontinued
خدمات اتوبوسرانی بین این دو شهر قطع شده است.

33. close liaison between the army and the police
ارتباط نزدیک میان ارتش و شهربانی

34. he arbitrated between the government and the suing companies
او بین دولت و شرکت های شاکی حکم شد.

35. high-level talks between the two countries
مذاکرات بلندپایگان دو کشور

36. i hovered between two good offers
بین دو پیشنهاد خوب در تعلیق بودم.

37. i intervened between those two people who were quarrelling
من آن دو نفری را که با هم دعوا می کردند از هم جدا کردم.

38. i stood between two trees
بین دو درخت ایستادم.

39. loneliness stares between the lines of his poetry
تنهایی در لابلای سطرهای شعر او به چشم می خورد.

40. low-level talks between the two governments
مذاکرات میان دو دولت در سطح پایین (کارمندان غیر ارشد)

41. my situation between the two mutually hostile brothers was very awkward
وضعیت من در میان آن دو برادری که به هم خصومت می ورزیدند بسیار حساس و مشکل بود.

42. officious conversation between foreign ministers
مذاکره غیر رسمی میان وزیران خارجه

43. rainwaters percolated between the sands and gravels that fill the valley
آب باران از میان شن ها و ریگ هایی که دره را پر کرده بود تراوش می کرد.

44. she alternated between laughing and coughing
او متناوبا می خندید و سرفه می کرد.

45. the alliance between religious and aesthetic rapture
قرابت میان خلسه ی دینی و خلسه ی هنری

46. the battle between the sexes
کشمکش بین دو جنس مخالف (مرد و زن)

47. the bond between mother and child
وابستگی (محبت) مادر و فرزند

48. the bonds between parents and children
رشته های مودت میان پدر و مادر و فرزندان

49. the boundary between the two countries was heavily fortified
مرز بین دو کشور به شدت (از نظر نظامی) مستحکم شده بود.

50. the boundary between two pieces of land or two countries
مرز بین دو قطعه زمین یا دو کشور

51. the cease-fire between india and pakistan
آتش بس بین هند و پاکستان

52. the chemistry between the two was strong and after a while they got married
جاذبه ی آن دو نسبت به یکدیگر قوی بود و پس از چندی ازدواج کردند.

53. the conflict between workers and employers
ناسازگاری کارگران و کارفرمایان

54. the contradiction between what the government says and what the government does
مغایرت بین آنچه که دولت می گوید و آنچه که دولت می کند

55. the debate between the ancients and the moderns
بحث میان باستانیان و متاخرین

56. the dichotomy between truth and falsehood
تفاوت میان راستی و نادرستی

57. the discord between the idealist and materialist philosophies
تباین بین فلسفه ی ماده گرایی و فلسفه ی آرمان گرایی

58. the disparity between his desires and the realities of his life
تمایز بین آرزوهای او و واقعیات زندگانیش

59. the disproportion between incomes and expenses
عدم تناسب درآمدها و هزینه ها

60. the distance between birth and death
مدت زمان بین تولد و مرگ

61. the distance between here and there is ten kilometers as the crow flies
از اینجا تا آنجا مستقیم ده کیلومتر است.

62. the distance between our house and the supermarket makes it difficult to walk there
دوری منزل ما از فروشگاه پیاده رفتن به آنجا را مشکل می کند.

63. the distance between wealth and poverty
تفاوت بین ثروت و فقر

64. the distinction between good and evil
فرق بین نیکی و بدی

65. the divorce between the sciences and humanities is not good
جدایی بین علوم طبیعی و علوم انسانی صلاح نیست.

66. the duel between conscience and lust
درگیری میان وجدان و شهوت

67. the frontier between iran and afghanistan
مرز بین ایران و افغانستان

68. the gap between exports and imports
تفاوت (یا عدم توازن) بین صادرات و واردات

69. the gap between his two front teeth
فاصله ی میان دو دندان جلو او

70. the hiatus between the party's actions and its political theories
شکاف (یا تضاد) بین اعمال حزب و تئوری های سیاسی آن

مترادف ها

مابین (قید)
between, betwixt

در مقام مقایسه (قید)
between

مابین (حرف اضافه)
between, betwixt

فیمابین (حرف اضافه)
between

در میان (حرف اضافه)
into, across, among, between, amongst, amid, amidst, midst, betwixt

میان (حرف اضافه)
among, between, amongst

در بین (حرف اضافه)
between

تخصصی

[فوتبال] بین-مابین
[ریاضیات] میان، بین، در میان

به انگلیسی

• betwixt, amid; in the middle
intermediate to; common, shared
if something is between two things or is in between them, it has one of the things on one side of it and the other thing on the other side.
if people or things are moving between two places, they are moving regularly from one place to the other and back again.
a relationship, discussion, or difference between two people, groups, or things is one that involves them both or relates to them both.
if people have a particular amount of something between them, this is the total amount that they have.
when something is divided or shared between people, they each have a share of it.
if something is between or in between two amounts or ages, it is greater or older than the first one and smaller or younger than the second one.
if someone stands between you and what you want, they prevent you from having it. if they stand between you and something you do not want, they help you to avoid it.
if something happens between or in between two times or events, it happens after the first time or event and before the second one.
if you must choose between two things, you must choose either one thing or the other.

ارتباط محتوایی

معنی اصلیمابین، در مقام مقایسه، مابین، فیمابین، د ...معانی متفرقهلا، بین، متفقا، باهمبررسی کلمهحرف اضافه ( preposition ) • ( 1 ) تعریف: in the area separating. - the wall between rooms ...جمله های نمونه1. between our "moon" and the firmament's moon. . . میان ماه ما و ماه گردون . . . 2. between our ...مترادفمابین ( قید ) between, betwixt در مقام مقایسه ( قید ) between مابین ( حرف اضافه ) between, b ...بررسی تخصصی[فوتبال] بین-مابین [ریاضیات] میان، بین، در میانانگلیسی به انگلیسیbetwixt, amid; in the middle intermediate to; common, shared if something is between two things or i ...
معنی between، مفهوم between، تعریف between، معرفی between، between چیست، between یعنی چی، between یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف b، مترادف انگلیسی به فارسی، مترادف انگلیسی به فارسی با حرف b، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف b، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف b
کلمه بعدی: between a rock and a hard place
اشتباه تایپی: ذثفصثثد
آوا: /بتوین/
عکس between : در گوگل
معنی between

پیشنهاد کاربران

بین
بین، مابین، وسط، میان، میانه
بین، در میان؛
میان
وسط
میان
بین

میان دو چیز، وسط دو چیز
بین، وسط
وسط
وسط دوچیز
به معنی بین است
مثلا سخن بین دو فرد
در کنارِ
Between recognizing gut feelings and learning from experience
به معنی احساس درونی در کنار تجربه
وسط دو جسم
. . . between . . . and = بین . . . تا . . .
there was a notebook between the books
یک دفتر ، بین کتاب ها بود 🅿️
بین یا وسط ( بیشتر دو چیز )
توجه به نو آموزان:among با between مترادف نیست بلکه خیلی فرق دارن مثلا فکر کنید شما سه کتاب روی هم دارید پس میگویید کتاب مثلا انگلیسی بین دو کتاب است ولی among به معنی ( در میان ) است مثلا فکر کنید کشاورزی خانه اش وسط باغ است این موقع از کلمه among استفاده می کنیم و میگوییم خانه کشاورز در میان در ختان هست. لطفا برای تر جمه اول فارسی رو خوب یاد بگیرید امیدوارم موفق بشید باتشکر.
طرفین قرارداد
بین
وسط
در
بین
وسط
میان

ما بین
ما بین ، بین.
در میان
مابین
دربین
لابلا
مابین
مابین، دروسط دوچیز
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما