پیشنهادهای علی باقری (٤٠,٢٦١)
( ( مفسرین گفته اند : نام ادریس پیغمبر اخنوخ بود ، و او به طوری که تورات در سفر تکوین نوشته یکی از اجداد نوح ( علیهالسلام ) است ، و اگر به ادریس م ...
( ( مفسرین در اینکه این اسماعیل کیست اختلاف کرده اند ، بیشتر آنها گفته اند که او فرزند ابراهیم خلیل الرحمان است و اگر او راتنها نام برده و از اسحاق ...
( ( کلمه ایمن صفت جانب است ، یعنی جانب راست طور ، و در مجمع گفته : کلمه نجی به معنای مناجی است ، مانند جلیس و ضجیع که به معنای مجالس و مضاجع است . ) ...
( ( معنای کلمه مخلص - به فتح لام - عبارت است از کسی که خداوند او را خالص برای خود قرار داده و غیر خدا کسی در او نصیبی نداشته باشد ، نه در او و نه در ...
آیه 18 سوره طه قَالَ هِیَ عَصَایَ أَتَوَکَّأُ عَلَیْهَا وَأَهُشُّ بِهَا عَلَیٰ غَنَمِی وَلِیَ فِیهَا مَآرِبُ أُخْرَیٰ قَالَ هِیَ عَصَایَ أَتَوَکَّأُ ...
آیه ۱۷ سوره مبارکه طه، آغازگر یکی از زیباترین و عمیق ترین گفتگوهای قرآن کریم میان پروردگار متعال و حضرت موسی ( ع ) در وادی مقدس طوی است: �وَمَا تِلْک ...
آیه 17 سوره طه وَمَا تِلْکَ و آن چیست بِیَمِینِکَ در دست راست تو یَا مُوسَیٰ ای موسی؟! ایجاد انس و آرامش: مفسران معتقدند این پرسش استفهام تفریری یا ...
فَلَا یَصُدَّنَّکَ عَنْهَا پس مبادا تو را از آن باز دارد مَنْ لَا یُؤْمِنُ بِهَا آن کسی که به قیامت ایمان ندارد، وَاتَّبَعَ هَوَاهُ و تابع هوای نفس ا ...
إِنَّ السَّاعَةَ آتِیَةٌ أَکَادُ بی شک قیامت در آینده نزدیک اتفاق خواهد افتاد أُخْفِیهَا زمان وقع آن را به این خاطر مخفی کرده ام لِتُجْزَیٰ کُلُّ نَف ...
مسئله کفش در آوردن : ( ( شکوه و تجمل و پاکیزگی که هندوان در بت خانه ها و بتکده های خود رعایت می کنند و پا برهنه بدان وارد می شوند عیناهمانست که زردشت ...
مسئله کفش در آوردن : ( ( شکوه و تجمل و پاکیزگی که هندوان در بت خانه ها و بتکده های خود رعایت می کنند و پا برهنه بدان وارد می شوند عیناهمانست که زردشت ...
مسئله کفش در آوردن : ( ( شکوه و تجمل و پاکیزگی که هندوان در بت خانه ها و بتکده های خود رعایت می کنند و پا برهنه بدان وارد می شوند عیناهمانست که زردشت ...
فَلَمَّا أَتَاهَا پس چون به مکان آتش رسید، نُودِیَ یَا مُوسَیٰ ندا داده شد که: �ای موسی! ءتی: اتیان بمعنی آمدن و آوردن هر دو آمده است . در لغت نامه ا ...
آیه 11 سوره طه فَلَمَّا أَتَاهَا نُودِیَ یَا مُوسَیٰ فَلَمَّا أَتَاهَا پس چون به مکان آتش رسید، نُودِیَ یَا مُوسَیٰ ندا داده شد که: �ای موسی! ءتی: ا ...
إِذْ رَأَیٰ نَارًا هنگامى که آتشى دید، فَقَالَ لِأَهْلِهِ امْکُثُوا پس به خانواده اش ( که در بیابان سرد به آتش محتاج بودند ) گفت: اندکی مکث کنید إِنِ ...
کلمه اقتباس از قبس گرفته شده است و در اصل روشن کردن آتشی با آتشی دیگر است . به عنوان مثال می خواهی آتشی روشن کنی ولی کبریت یا فندکی نداری . سر چوبی ر ...
به این داستان در آیه 29 قصص هم اشاره شده فَلَمَّا قَضَیٰ مُوسَی الْأَجَلَ وَسَارَ بِأَهْلِهِ آنَسَ مِنْ جَانِبِ الطُّورِ نَارًا قَالَ لِأَهْلِهِ ام ...
آیه 7 سوره طه وَإِنْ تَجْهَرْ بِالْقَوْلِ فَإِنَّهُ یَعْلَمُ السِّرَّ وَأَخْفَی وَإِنْ تَجْهَرْ و اگر سخن را بلند و آشکار گویی [یا نهان دارى] فَإِنَ ...
"جَهره"در زبان ترکی به دستگاه دستی نخ ریسی گفته میشه. این دستگاه را به این خاطر جهره می گفتند که در موقع کار با آن صدای زیاد تولید می کرد زیر در زبان ...
"جَهره"در زبان ترکی به دستگاه دستی نخ ریسی گفته میشه. این دستگاه را به این خاطر جهره می گفتند که در موقع کار با آن صدای زیاد تولید می کرد زیر در زبان ...
کلمه رغبت به طوری که در مجمع آمده از کلمات اضداد است ، یعنی اگر با لفظ عن متعدی شود به معنای نفرت از چیزی است ، و اگر با لفظ فی متعدی شود به معنای می ...
آیت الله طباطبایی درتفسیر این آیه اشاره می کند که پدر ابراهیم و قومی که بت پرست بودند مجسمه هایی از اجنه و جن می ساختند و آن را عبادت می کردند ( به ن ...
راه صاف و هموار ، راه بدون پستی و بلندی ، راه ایمن و بی خطر ، راهی که کوره راه نباشد ، راه اصلی و مستقیم بدون دست انداز و پیچ و خم ، مثل اتوبان ، که ...
و معروف از مذهب اهل نحو در باره کلمه یا ابت این است که تا آن عوض از یاء متکلم است ، و همچنین در کلمه یا امت و این عوض آوردن تنها در نداء جائز است ، و ...
کلمه نبی بر وزن فعیل و ماخوذ از ماده نبا ( خبر ) است ، و اگر انبیاء را انبیاء نامیدهاند بدین جهت است که ایشان به وسیله وحی خدا از عالم غیب خبردار هس ...
ظاهرا کلمه صدیق مبالغه از صدق باشد ، و صدیق کسی را گویند که در صدق مبالغه کند یعنی آنچه را که انجام میدهد میگوید ، و آنچه را که میگوید انجام میده ...
- قضیه موجهه ؛ قضیه ای است که در آن نسبت محمول به موضوع به کیفیتی مانند ضرورت ، دوام ، امکان ، امتناع و قیدهای دیگر مقید شده باشد.
موجه شمردن ؛ اصولی و پذیرفتنی دانستن. قابل توجیه شمردن. قابل قبول دانستن : موجه شمرد او حدیث مرا به ایزد که هرگزموجه نبود. مسعودسعد.
غیبت موجه ؛ غیبتی که عذر پذیرفتنی و علت قابل قبول دارد. غیبت قابل توجیه.
موجه بودن ؛ قابل قبول بودن. قابل توجیه بودن. مدلل بودن. ( از یادداشت مؤلف ) : موجه شمرد او حدیث مرا به ایزد که هرگز موجه نبود. مسعودسعد.
عذر موجه ؛ عذر قابل قبول. پوزش قابل توجیه و شایان پذیرش. ( از یادداشت دهخدا ) .
عذر غیرموجه ؛ عذری که قابل توجیه نیست. عذری که علت و پایه استوارو قابل قبولی ندارد. عذر ناموجه. ( از یادداشت مؤلف ) . و رجوع به ترکیب عذر موجه شود.
دلیل موجه ؛ برهانی که قابل قبول و شایسته توجیه باشد. دلیل پذیرفتنی و استوار. ( از یادداشت مؤلف ) .
- موجه عرق ؛ کثرت عرق. ( از آنندراج ) : ز موجه عرق شرم پایمال شدیم غبار ما نتواند کشید آه در آب. اسیر ( از آنندراج ) .
موجودات کلی ؛ موجوداتی که دائمةالوجود و البقایند مانند عقول و نفوس و کلیات عناصر. مقابل موجودات جزئی. ( از فرهنگ علوم عقلی ) . و رجوع به ترکیب موجودا ...
اقسام موجودات ؛ ازجهات مختلف اقسام موجودات را چنین می توان نام برد: موجودات بسیط. موجودات تام. موجودات تعلیمی. موجودات ثوانی. موجودات جزوی. موجودات غ ...
موجودات عالم ؛ هرآنچه در جهان هست. ( یادداشت مؤلف ) .
موجودات کائنه ؛ در مقابل موجودات مبدعه اند. ( فرهنگ علوم عقلی ) .
موجودات ذهنی ؛ در مقابل موجودات خارجی است و عبارت است از ارتسام صور اشیاء در ذهن بالجمله موجودات و مخلوقات نفس را به نام موجودات ذهنی نامند که صادر ا ...
موجودات روحانی ؛ موجوداتی است که به عقل درک و به فهم تصور می شوند مقابل موجودات نفسانی. موجودات روحانی بر سه قسم است : 1 - هیولای اولی. 2 - نفس. 3 - ...
موجودات جسمانی ؛ موجوداتی هستند که بواسطه حواس ادراک می شوند. مقابل موجودات روحانی که به عقل درک و به فکر تصور می شوند. ( از فرهنگ علوم عقلی ) .
موجودات جزئی ؛ موجوداتی هستند که پیوسته در کون و فساد و متوجه به طرف کمال و تمامیتند. رجوع به موجودات کلی شود. ( فرهنگ علوم عقلی ) .
موجودات خارجی ؛ در مقابل موجودات ذهنی می باشند و مراد از خارج ، خارج از ذهن و عالم عین است که در آن موطن منشاء آثار وجود عینی است. ( فرهنگ علوم عقلی ...
جمله موجودات ؛ همه مخلوقات و همگی شوندگان عالم. ( ناظم الاطباء ) .
موجودات ثوانی ؛ موجودات بعد از صادرات اولند که نفوس مدبره و ارواحند. ( از فرهنگ علوم عقلی تألیف سیدجعفر سجادی ) .
پیدا آوردن موجودات ؛ خلق کردن جهان هستی. آفرینش آفریدگان : همی گویی زمانی بود ازمعلول تا علت پس از ناچیز محض آورد موجودات را پیدا. ناصرخسرو.
موجود فی نفس الامر ؛ امری که فی نفس الامر با قطع نظر از فرض فارض موجود باشد چه آنکه اعتبارکننده ای موجود باشد یا نه. ( فرهنگ علوم عقلی ) .
موجود گشتن ( یا گردیدن ) ؛ موجود شدن. به وجود آمدن. هست شدن. هستی یافتن. ( از یادداشت مؤلف ) : همه از رای خود موجود گشتند ببستند آخشیجان یک به دیگر. ...
موجود تام ؛ عقول و نفوس را گویند. ( فرهنگ علوم عقلی ) .
موجود کردن ؛ موجود گردانیدن. به وجود آوردن. آفریدن. هستی بخشیدن. خلق کردن. از نیست به هست درآوردن. هست گرداندن : چون نجوئی که ت خدا از بهر چه موجود ک ...