موت احمر؛ در تصوف به مخالفت نفس گفته شده است .
( ( جامی در نفحات الانس دربارهٔ حاتم اصم می گوید: وی گفته است هر که در این طریق درمی آید می باید چهار موت را برخود گیرد: موت ابیض و آن گرسنگی است و موت اسود و آن صبر کردنست بر ایذای مردم و موت احمر و آن مخالفت نفسست و موت اخضر و آن پاره ها بر هم دوختنست پوشش را، ) )
... [مشاهده متن کامل]
( نفیسی ، سعید ( 1343 ) سرچشمه تصوف در ایران انشارات فروغی ص 37 )
( ( جامی در نفحات الانس دربارهٔ حاتم اصم می گوید: وی گفته است هر که در این طریق درمی آید می باید چهار موت را برخود گیرد: موت ابیض و آن گرسنگی است و موت اسود و آن صبر کردنست بر ایذای مردم و موت احمر و آن مخالفت نفسست و موت اخضر و آن پاره ها بر هم دوختنست پوشش را، ) )
... [مشاهده متن کامل]
( نفیسی ، سعید ( 1343 ) سرچشمه تصوف در ایران انشارات فروغی ص 37 )
موت احمر ؛ مرگ سرخ. شدت قتل بود به شمشیر و جز آن که به خون غرق شده باشد. ( از کشاف اصطلاحات الفنون ) . موت سخت. ( آنندراج ) ( غیاث ) ( از لطایف اللغات ) :
سر سبز باد تیغ که در موت احمر است
جان عدوی ملک شه از انتظار تیغ.
مسعودسعد.
سر سبز باد تیغ که در موت احمر است
جان عدوی ملک شه از انتظار تیغ.
مسعودسعد.