پیشنهادهای علی باقری (٤٠,٥٥٧)
شتر مور ؛ اشتر مور. مور بزرگ صحرایی. رجوع به شتر مور شود.
مثل چشم مور ؛ بسیار کوچک. ( یادداشت دهخدا ) .
راه بر مور تنگ شدن ؛ کنایه از انبوهی جمعیت چنانکه از بسیاری مردم مور نتواندگذشتن : بیابان چنان شد ز هر دو سپاه که بر مور و بر پشه شد تنگ راه. فردوسی.
چون ( چو ) یا به سان یا به کردار یا مثل مورو ملخ ؛ سخت انبوه و بیشمار. کنایه است از افراد بسیار. سخت بسیار. با عده سخت بسیار. ( از یادداشت مؤلف ) : ...
چون ( چو ) یا به سان یا به کردار یا مثل مورو ملخ ؛ سخت انبوه و بیشمار. کنایه است از افراد بسیار. سخت بسیار. با عده سخت بسیار. ( از یادداشت مؤلف ) : ...
چون ( چو ) یا به سان یا به کردار یا مثل مورو ملخ ؛ سخت انبوه و بیشمار. کنایه است از افراد بسیار. سخت بسیار. با عده سخت بسیار. ( از یادداشت مؤلف ) : ...
چون ( چو ) یا به سان یا به کردار یا مثل مورو ملخ ؛ سخت انبوه و بیشمار. کنایه است از افراد بسیار. سخت بسیار. با عده سخت بسیار. ( از یادداشت مؤلف ) : ...
چون ( چو ) یا به سان یا به کردار یا مثل مورو ملخ ؛ سخت انبوه و بیشمار. کنایه است از افراد بسیار. سخت بسیار. با عده سخت بسیار. ( از یادداشت مؤلف ) : ...
بر مور و پشه و باد راه بستن ( بربستن ) ؛ کنایه از انبوهی جمعیت. ( از یادداشت مؤلف ) : چنان گشت از انبوه درگاه شاه که بستند بر مور و بر پشه راه. فرد ...
بر مور و پشه و باد راه بستن ( بربستن ) ؛ کنایه از انبوهی جمعیت. ( از یادداشت مؤلف ) : چنان گشت از انبوه درگاه شاه که بستند بر مور و بر پشه راه. فرد ...
از بیم مور در دهان ( دهن ) اژدها شدن ؛ از چاله درآمدن و به چاه درافتادن. از خطری خرد جستن و درخطری بزرگ گرفتار آمدن. ( از آنندراج ) : از شاه زی فقیه ...
موروث عنه ؛ آنکه از او ارث به کسی رسیده باشد.
موروث و مکتسب ؛ آنچه به ارث رسیده و آنچه به کوشش شخصی به دست آمده. به ارث رسیده و کسب شده : هم در این مجلس فرمود به نام سلطان منشور نبشتن ملکهای مورو ...
مورد صحرایی ؛ مورد اسپرم. مورد بری. مورد رومی. رجوع به ماده مورد اسپرم شود.
مورد رومی ؛ اسپرم. مورد بری. مورد صحرایی. رجوع به ماده مورد اسپرم شود.
- مورخ گشتن ؛ تاریخ یافتن. بدان تاریخ مخصوص شدن. تاریخی و با تاریخ شدن : روزنامه شاهی به تاریخ این پادشاه مورخ گشته است. ( سندبادنامه ص 9 ) .
در دعای توسل به 14 معصوم متوسل می شویم . هر یک از 14 معصوم را به عنوان امام و حجه الله مورد خطاب قرار می دهیم . در این دعا پیامبر را هم با عنوان امام ...
مورث امری شدن ؛ سبب آن شدن. باعث آن گردیدن. انگیزه پیدایش آن گشتن. ( از یادداشت دهخدا ) .
مورچه شمشیر ( خنجر یا تیغ ) ؛ پرند و آب آن. ذری السیف. ( یادداشت مؤلف ) . جوهر شمشیر : آن کو گهر مدح تو بر تیغ زبان راند چون مورچه تیغ نشیند به گهر ...
مورچه مشکین پر ؛ کنایه است از خط نورسته خوبان. ( از یادداشت دهخدا ) : سپه آورد خطت مورچه مشکین پر تا تو از مملکت حسن شوی عزل پذیر. سوزنی.
مورچه خط ؛ کنایه است از خط نورسته خوبان. ( از یادداشت مؤلف ) : ای مورچه خط بدمیدی آخر بر گرد مهش خط بکشیدی آخر.
مورچه عنبرین ؛ ریش نورسته خوبان. ( ناظم الاطباء ) . کنایه از خط خوبان و نوخطان است. ( برهان ) ( آنندراج ) .
- مورچه سفید ؛ موریانه. چوبخوارک. کرم چوبخواره. ( یادداشت دهخدا ) . و رجوع به موریانه شود : تا این مورچه سفید بیامد و مر عصا را بخورد. ( ترجمه تاریخ ...
مثل مورچه ؛ بسیار خرد. سخت ریز و خرد. ( یادداشت دهخدا ) .
یَسِّرْ: یُسْر آسایش که ضد عُسْر یعنی سختی است. از ریشه ( یسر ) در زبان عربی در معانی زیر آمده است : سهل و آسان و ممکن شدن ، ناچیز شدن ، انجام کاری ر ...
اشْرَحْ : از ریشه شرح در زبان عربی در معانی زیر آمده است : شرح شرحه کردن گوشت ، توضیح و شرح دادن مسئله ، تشریح کردن سخن ، چیزی را باز کردن و گشاد کرد ...
در زبان ترکی ما جهر را به معنی سر سختی ، سماجت و لجاجت به کار می بریم و بیشتری با پس وند " بازی " به کار برده می شود . مثل جهربازی شبیه لجبازی کاربرد ...
حجاب مورب ؛ حجاب حاجب ، و آن پرده ای باشد میان دل و معده. ( یادداشت دهخدا ) .
درّ مودار ؛ درّ ترک دار. قسمی سنگ سپید است که در درون آن چیزی چون موی دیده شود و خدام حرمهای مقدسه آن را چون چیزی مبارک و مقدس به مؤمنین ساده دل دهن ...
در بوکس، �هوک� ( Hook ) یکی از ضربات اصلی و تکنیکی است که با حرکت چرخشی بدن اجرا می شود. برای درک بهتر این ضربه، می توان آن را از چند منظر توصیف کرد: ...
( ( کلمه ورود بر خلاف صدور است ، به طوری که از کتب لغت بر میآید به معنای دنبال آب رفتن است ، راغب در مفردات گفته : ورود در اصل به قصد آب رفتن است ، ...
( ( کلمه ورود بر خلاف صدور است ، به طوری که از کتب لغت بر م یآید به معنای دنبال آب رفتن است ، راغب در مفردات گفته : ورود در اصل به قصد آب رفتن است ، ...
( ( کلمه نزع به معنای استخراج است ، و کلمه شیعه به معنای جماعتی است که یکدیگر را بر امری یاری دهند ، و یا همه پیرو یک عقیده باشند ، و کلمه عتی که در ...
( ( کلمه جثی جمع جاثی است ، و وزنش در اصل فعول بوده و جاثی کسی را گویند که بر دو زانو نشسته باشد ، و به ابن عباس نسبت داده اند که گفته : جثی جمع جثو ...
مادام رولان ( Madame Roland ) او به عنوان یکی از زنان بورژوا است که پرشور به آرمان انقلابی زنان در غرب پیوست. ماری - ژان رولان، از چهره های کلیدی ...
( ( پس جمله له ما بین ایدینا و ما خلفنا و ما بین ذلک افاده میکند که ملک خدای تعالی که ملک حقیقی است و غیر او کسی در آن تصرفی ندارد و نیز غیر او در آ ...
( ( و ما نتنزل الا بامر ربک . . . کلمه تنزل به معنای نزول به کندی و مهلت است ، چون از باب تفعل است که مطاوعه و قبول نزل را افاده میکند ، مثلا وقتی گ ...
در این آیه به فرموده امام حسین ( ع ) منظور از مِمَّنْ هَدَیْنَا وَ اجْتَبَیْنَا منظور اهلبیت پیامبر ( ص ) می باشد که از ذریه حضرت اسماعیل ( ع ) هستند ...
( ( و در اینجا بهشت را از این جهت ارث نامیده که بهشت در معرض آن بود که به تمامی افراد اعطاء شود ، چون خدا آن را به شرط ایمان و عمل صالح به همه وعده د ...
کلمه عدن به معنای اقامت است ، و اگر بهشت را عدن نامیده اند اشاره به این است که انسان بهشتی در بهشت ، جاودان و ابدی است ، و کلمه وعده به غیب وعده به ...
( ( اهل لغت گفته اند : کلمه خلف در صورتی که با سکون لام خوانده شود به معنای بدل زشت است ، و در صورتی که با فتحه لام خوانده شود ضد آن است ، یعنی به م ...
ولزرویس ( Rolls Royce ) یک خودروی فوق لوکس ( Ultra Luxury ) و عمدتاً سدان/کوپه/شاسی بلند بسیار گران قیمت است که بیشتر برای راحتی، پرستیژ، کیفیت ساخت ...
ولزرویس ( Rolls Royce ) یک خودروی فوق لوکس ( Ultra Luxury ) و عمدتاً سدان/کوپه/شاسی بلند بسیار گران قیمت است که بیشتر برای راحتی، پرستیژ، کیفیت ساخت ...
چَندلِر / Chandler در اصل بیشتر یک نام خانوادگی و شغلی در زبان انگلیسی است که بعداً به صورت نام کوچک هم به کار رفته است. معنی اصلی معنای تاریخیِ Cha ...
چَندلِر / Chandler در اصل بیشتر یک نام خانوادگی و شغلی در زبان انگلیسی است که بعداً به صورت نام کوچک هم به کار رفته است. معنی اصلی معنای تاریخیِ Cha ...
نام ریموند / Raymond یک نامِ شخصیِ مردانه در زبان های اروپایی است و ریشه اش بیشتر به زبان های ژرمنی برمی گردد، نه اینکه در هر زبان معنی جداگانه ای دا ...
نام ریموند / Raymond یک نامِ شخصیِ مردانه در زبان های اروپایی است و ریشه اش بیشتر به زبان های ژرمنی برمی گردد، نه اینکه در هر زبان معنی جداگانه ای دا ...
( ( مفسرین گفته اند : نام ادریس پیغمبر اخنوخ بود ، و او به طوری که تورات در سفر تکوین نوشته یکی از اجداد نوح ( علیهالسلام ) است ، و اگر به ادریس م ...
( ( مفسرین در اینکه این اسماعیل کیست اختلاف کرده اند ، بیشتر آنها گفته اند که او فرزند ابراهیم خلیل الرحمان است و اگر او راتنها نام برده و از اسحاق ...
( ( کلمه ایمن صفت جانب است ، یعنی جانب راست طور ، و در مجمع گفته : کلمه نجی به معنای مناجی است ، مانند جلیس و ضجیع که به معنای مجالس و مضاجع است . ) ...